Love

Love (Szerelem)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Szerelem 1971 DVDrip
En kommentar af bamdad
بامداد از تیم ترجمه پارس نویس

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Udgivet den: 2015-04-04
Downloads: 55
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

تقديم به تمام عاشقان سينما

عشق کارگردان: کارولي ماک

. اين داره شکوفه ميده

. پيرزن با حالت بدي از خواب بيدار شده

بيداره؟ ! چه معجزه‌اي

واسه لگن توالتش يه . روپوش جديد مي‌خواد

کلوچه آوردين؟ - . زياد -

. و مقداري پول واسه خرج خونه - زياد؟ -

. نه اصلا . پونصد تا

. بيشتر از حد لازمه

. بعدا کم و زياد مي‌کنيم

. يادت باشه که نبايد مضايقه کني مشکل ديگه‌اي هست؟

نه. هيچ پولي براتون باقي مونده؟ - . خيلي -

پستچي اومد؟ - . هنوز نه -

. يه نامه از آمريکا داره مياد

مي‌خوام تا زماني که اينجام . اونو بخونه

. صبرکن، خودم ميرم

. دوباره داره زنگ ميزنه ! امروز دهمين باره

! دستاش ميخارن واسه زنگ زدن

! گاو احمق ! صبح بخير مادر

، ايرن نون کره‌اي من کجاست؟

. منم

اوه، تو؟ کلوچه آوردي؟

. البته و ديگه چي آوردم؟

. البته که گل

هيچوقت ياد نميگيري صرفه جويي کني؟

. خيله‌خب ... من هميشه همينو ميگم

چون تو هميشه همين ... . کار رو ميکني

. ديگه گل نيار . برام عطر بخر

ديگه چي آوردم؟

! نشونم بده

يا اينکه گمش کردي؟

. خوبه

. منو ببوس، لطفا

. دوست داشتنيه ولي چطور اين همه پول بدست مياري؟

. خب در ميارم . من فاحشه‌ي بزرگي‌ام

فاحشه؟

وقتي يانوش برگرده . بهش ميگم

. حسابي حالتو جا مياره

. بذارش روش

! زيباست ... قبلا بايد مياورديش

. پرفسور هتني امروز مياد . و ايرن عصباني ميشه

دوباره يادش رفته . اونو دور بندازه

پرفسور به اون لگن توالت . عادت کرده

ولي چي باعث شده که فکر کني امروز مياد؟

. استراق سمع ميکنه - . اينکارو نمي‌کنه -

استراق سمع، من؟

. آروم باش. سکته ميکني . نون تست رو بهش بده

. قراره امروز پرفسور بياد

. خيلي وقته که نيومده . بيشتر از يه ماه شده

قول داد که . يه بار در ماه بياد

ميدونم که عاشق . پرفسور شدي

تو مي‌خواي در مورد گوته ... توي آلمان باهاش صحبت کني

و نمي‌خواي که اون ... . ادرارت رو ببينه

، اين طبيعيه مگه نه، ايرن؟

اين چيه؟ - . انکار نکن که عاشقشي -

واسه چي مي‌خواي همه‌ي اون نقل‌قول ‌هاي گوته رو ياد بگيري؟

! غاز احمق . واسه چي؟ واسه خودم

. نون تست هم واسه خودم ميخورم

! حيف که خيلي زشته

. ما که نميتونم همه مثله تو خوشکل باشيم - من خوشکلم؟ -

. کاش تو هم اينقدر باهوش بودي - مثله کي؟ -

مثله پرفسور؟

! غاز احمق

... اوه، داشت يادم ميرفت

پرفسور زنگ زد که بگه سرش شلوغه . و نميتونه بياد

گفت که تو صد سال . عمر مي‌کني

. پس زياد همديگه رو خواهيد ديد

، به منم گفت . که صد ساله ميشم

از پشت تلفن همينو بهت گفت؟

داري منو دست ميندازي؟ - . البته -

واقعا؟

. مادر، من دارم حقيقت رو ميگم ... يادت نمياد

اون روز داشتيم در مورد ... ... تولد 100 سالگيت حرف ميزديم

... و کي رو دعوت مي‌کنيم ...

و منم اون لباس قرمز ... ابريشمي رو ميپوشم؟

يادت نمياد؟

اون لباس ابريشمي سفيد رو انتخاب نکرديم؟

. اون از بين رفته - چي؟ -

. هيچي ! هيچي

. پس کمي سودا بهم بده

واقعا پرفسور گفت که من صد سال عمر مي‌کنم؟

! اوه، اين همه کتاب . هربار فقط ميتوني يکيش رو بخوني

. ولي در مورد بقيه فکر مي‌کنم ! بذارشون

تکاليف آلمانيت رو انجام دادي؟

زماني که يانوش بياد خونه و ببينه نميتوني آلماني صحبت کني، چي ميگه؟

يانوش! يانوش! شايد تا اون زمان . مجارستاني رو هم فراموش کردم

اين چي بود؟ - . از دست پسرت خسته شدم -

بازم داري منو دست ميندازي؟

. البته

در مورد زماني که به چشمه‌ي آبگرم . رفتي، برام بگو

چشمه‌ي آبگرم؟

زماني که همتون توي يه . اتاق خوابيدين

بعد؟ - ... يادت مياد -

شبي که پسر کوچيکت ... داشت دزدکي نگاه مي‌کرد؟

يوري بيچاره؟

. هيچوقت نشناختيش - ... تو به پسرها گفتي -

. برگردين سمت ديوار ... کِي بود؟

. خيلي وقت پيش

. چهل سال قبل يا بيشتر

. پس خيلي جوون بودي

سي و شش سال بودم ؟ - . همين حدود -

اون دزدکي نگاه کردن چي بود؟

... خب، اون

. ولي قبلا بهت گفتم

! کامل يادم نمياد ... بچه‌ها توي رختخواب بودن

. و تو مي‌خواستي لباستو دربياري ...

. مطمئنا زيبا بودي

. آره، خيلي زيبا بودم

. اون موقع کلاه بزرگ مد بود

بايستي با روبان‌هاي سياه و . پهن بسته ميشدن

زير ... چه کلمه‌اي بود؟ ... زير چونه

و شوهرم يه روبان سياه و ... . و پهن ابريشمي موج‌دار بهم داد

... منم بستمش زير چونه

و تمام اون مردهاي جوون ... . نگاهشون برگشت سمت من

! نه فقط مردهاي جوون

پرفسور هتني هم نگاهش به سمتت . برمي‌گشت اگه تو رو ميشناخت

! بيخيال . اون حتي به دنيا نيومده بود

. خب، ادامه بده - چي رو؟ -

. در مورد دزدکي نگاه کردن

ميدوني، اين کلاه از ... نخ ساخته شده

. هميني که شوهرم بهم داد ...

. ولي اين يکي مخمله

و يه روبان ابريشمي موج‌دار . هم داري

. مهم نيست - . مهم نيست، مهم نيست -

! شايد مخمل بود - . ميتونست باشه -

چي مي‌خواي بدوني؟ - . چطور برهنه شدي -

خب، ما همه مجبور بوديم . توي يه اتاق بخوابيم

پسرها توي رختخواب بودن . و منم مي‌خواستم لباسمو دربيارم

ميدوني... اون زمان . خانم‌ها کرست ميپوشيدن

، کرست‌هاي بلند . از اينجا تا اينجا

شوهرم بايستي برام بازش مي‌کرد . و من نمي‌خواستم پسرها ببينن

! ولي قبلا اينو برات گفتم - ! ولي من يادم نمياد -

به پسرها گفتي ... که برگردن سمت ديوار

. آره - خب بعدش؟ -

. مطمئن شدي که نگاه نکنن

. آره . اونجا زيرپوش تنم بود

. نه، با شلوار بودي

شلور سفيد و توري . که تا زانو بود

. شلوار

بعد تو ديدي که يانوش . برگشته سمت ديوار

... ولي اون يکي پسرت

. يوري داشت دزدکي نگاه مي‌ کرد ... - . دزدکي، آره همينطوره -

موهاي فرفري قشنگي داشت . و از پشتشون دزدکي نگاه مي‌کرد

خب بعد؟ - بعد چي؟ -

خب بعد چي شد؟ . من فراموش کردم

تو يه حوله روي ميله‌هاي ... تخت پهن کردي

. البته که پهن کردم

بعد يوري کنارش زد . و نگاه کرد

، نگاه کرد، آره . و خنديد

يانوش چي؟

... اون رو به ديوار موند

، و تکون نخورد ... . بيچاره

چون حتي اون موقع هم صداقت داشت، درسته؟

! غاز احمق

. تو بهتر از من يادت مياد

آره، حتي اون موقع هم . خيلي صداقت داشت

. همينو مي‌خواستي بشنوي

! مزخرفه

. تو عاشق يانوشي - ! مزخرفه -

. خيله‌خب . شوخي بسه

. مي‌خوام جدي صحبت کنم

وقتي يانوش از ... آمريکا برمي‌گرده

... بهش بگو . نبايد اينقدر کله‌شق باشه

چرا نه؟ - . تو فقط بهش بگو -

چرا خودت نميگي؟

. تا خيلي ديگه برنمي‌گرده

. نامه داري

از يانوش؟

از کجا بايد بدونم؟ . من نخوندمش

. ذره‌بين رو بهم بده

... زمان کمي براي نوشتن دارم "

فيلم من به زودي در بزرگترين ... ... سينماي نيويورک

... نمايش داده مي‌شود ...

... که 30 هزار نفر گنجايش دارد ...

و روي يه کوه 2 هزار متري ... . ساخته شده است

بايد براي افتتاح ... تکميل شود

چون اثر من ... . فيلم افتتاحيه‌ست

از آن بالا ميتواني ... نصف آمريکا رو ببيني

از رشته‌کوه کورديلرا ... ... تا رشته کوه آند

. بدون اشاره به اقيانوس اطلس ...

اين سينما يک فرودگاه ... هم خواهد داشت

... براي تمام ثروتمنداني که ...

. با هواپيما مي‌آيند ...

تا الان در هتل ... والدورف آستوريا مانده‌ام

... در يک سوئيت 20 اتاقه ...

. در طبقه‌ي صدم ...

ولي بخاطر مزاحمت خبرنگاران ... به يک قلعه‌ي قرن شانزدهمي

... نقل مکان کرديم ...

که سنگ به سنگ از ... . فرانسه به اينجا آورده شده

حتي پيشخدمت سياه‌پوست ... و آرايشگر من

. سوئيتي براي خودشان دارند ...

هر روز صبح به مدت يک ساعت . سواري مي‌کنم

يک ماديان سفيد دارم . که به آن "محبوب" مي‌گويم

شش مامور مخفي استخدام شده ... توسط شرکت فيلمسازي

... در فاصله‌ي صد قدمي ...

. سوار بر اسب مرا دنبال مي‌کنند ...

فعلا نميتوانم هداياي ... خوبي برايت بفرستم

چون تا زماني که ... ... فيلم تکميل شود

". دستمزدم را نخواهم گرفت ...

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left