Labyrinth of Passion

Labyrinth of Passion (Laberinto de pasiones)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Labyrinth of Passion (1982)
En kommentar af mazdosht
متناسب با نسخه ی دی وی دی فیلمی از پدرو آلمادوآر با محوریت شخصیت شاهزاده رضا پهلوی

Tags

other
Udgivet den: 2019-03-29
Downloads: 30
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس MAZDOSHT / مزدُشت

هزارتوی هوس

یک متخصص زایمان ِ اسپانیایی دکتر دلاپنا

به تولید مثل ِ شش طوطی ِ همسان از راهی غیر از جفتگیری دست پیدا کرد

ما تا تولید مثل جمعی پستانداران ، تنها یک قدم فاصله داریم

امپراتور تیران ، آمریکا را ترک میکند و به دنبال پناهندگی در جزیره ی کونتادورا ست

نه پول دارم عزیزم ، نه ماشینی نه دختری نه حشیشی نه عشق و حالی نه ریمل

هیستریک شدم

پاتی دیفوسا ، پورن استار بین المللی درباره ی مردان صحبت می کند

من دارم میرم یه کم برق ناخن بزنم

تو هم بزن عشقم

!چه اوردوزی

عاشقشم بگیر

عجب سندرومی - عجب سندرومی ! پر از الکل -

عجب اوردوزی

ماتیکو بده من عزیزم

!پیشخدمت

چطور میتونم کمک تون کنم؟ - میتونی این یادداشت رو ببری -

برای اون آقایی که اونجاست؟ کی پولشو پرداخت می کنه؟ -

خودش پرداخت می کنه

شما یه یادداشت دارین از طرف اون میز

کدوم یکی؟ - اون ، همون پشتی -

میشه 200 پزوتا

آره ! امشب می خوام یه کاری کنم بهت خوش بگذره

سلام همگی ! من برگشتم ولی بخاطر شما اینجا نیستم

سلام - سلام -

اینجا چیکار می کنی؟ - میبینی که ، دنبال یکی می گردم تورش کنم -

چه تصادفی ! منم همینطور

جا مکان داری؟ - من یه خونه ی 200 فوتی دارم -

فکر می کنی کافیه؟ - بیشتر از کافیه -

هیچوقت کافی نیست

سایز اهمیت داره

بریم خونه - احساس تنهایی می کنی؟ -

نه ولی می خوام یه پارتی راه بندازم موزیک باشه و الکل و سکس و مواد

مواد سنگین ، درسته؟ - فقط برای تحریک-

دیگه کدوم دخترا میان ؟- فقط خودم -

بس میشه؟- خودت چی فکر میکنی؟ -

جایی نرو ، دوازده نفری هستن ، می خوام تو هم باشی جایی نرو

عشق و حال به راهه

سر چی شرط می بندی که بتونم با دهنم بگیرمش

نمی دونم

از شرط بندی خوشت نمیاد؟ - برام فرقی نداره -

باختم

رو این یکی شانس میارم

به جز مردها قمار چیزیه که منو خیلی تحریک می کنه

من عاشق شرط بستن رو هر چیزی هستم

عاشق خوردنم هستی مگه نه؟ - آره اما خوردن ، زیاد منو تحریک نمی کنه -

لااقل از نظر جنسی نه

راستی طبق توافق مون رفتی بیرون؟

آره دیروز رفتم بازار ِ دست دوم فروشی ها - خب چطور بود؟ -

اصلا بد نبود - چیزی خریدی؟ -

نه . چند نفری رو پیدا کردم مجانی بردمشون خونه

فعلا لازم نیست بابتش پول بدم

منظورت اینه باهاشون سکس داشتی؟

معلومه - چند نفر اونجا باهات بودن؟ -

هشت یا ده نفر نشمردمشون

چند تا دختر بودن؟ - فقط من-

من هیچوقت دخترا رو نمیارم به مهمونیام خودم از پسش برمیام

...ولی سکسی ، یعنی تو - چی؟ نیمفومانیاکم؟ ( میل افراطی به سکس ) -

از موقعی که بچه بودم - ولی تو باید خودتو کنترل کنی -

چرا؟

چون همیشه جوون نیستی من دارم از رو تجربه حرف میزنم . این کار ِ درستی نیست

حتی اگه کلیشه ای به نظر بیاد ولی باید بگم تقصیر پدرته

تقصیر پدرمه؟ - بذار توضیح بدم -

تو از نور خورشید متنفری چون پدرتو به تو نشون میده

چون تو خیلی خیلی عاشقشی

و با هر چیزی که می جنبه سکس می کنی فقط برای اینکه ببینی آیا پدرت واکنش نشون میده و به تو توجه می کنه

ولی پدر تو کاملا کوره

درک نمی کنه که خوشبختی ِ تو به اون ارتباط داره

خوشبختی تو و من

در مورد خوشبختی خودم که میتونم بگم ربطی نداره ولی چرا خوشبختی تو به اون ربط داره؟

چرا متوجه نمی شی؟ من می خوام با پدرت بخوابم

با پدر من؟ - موفقیت ِ کاری ، همه چیز نیست -

میرم بهش زنگ بزنم

متاسفم پرنسس

بله؟ بله وصل کن

الو؟ سوزانا هستم

سلام سوزانا . سکسیلیا پیشته؟ - آره من اینجا با اونم -

ولی هیچوقت بهم نگفته بودی که اون از بچگی یه نیمفومانیا بوده

نمی دونم . باید یادم رفته باشه

چرا من و تو امشب شامو با هم نخوریم؟

نمی تونم . امشب نه - باشه ، فردا -

فردا رو هم نمی تونم - پسفردا چی؟ -

نه این هفته رو نمی تونم - باشه ، هفته ی بعد -

بهت زنگ میزنم ، حرف میزنیم باشه؟ خداحافظ سوزانا

ببخشید شاهزاده خانم

مشکلی پیش اومده؟

روانشناس سکسیلیا بود اون یه کمی مشکل داره

نمی دونستم تحت درمانه مساله ش جدیه؟

...چیزی نیست ولی یه روز تو یه پارتی

این آقا کیه؟

نمیشناسیش؟ اون دکتر دلاپنا ست ، متخصص زنان و زایمان

همون پدر لقاح مصنوعی؟ - آره -

فکر نمی کردم اینقدر جوون باشه

آنا ! فکر کنم ازش خوشم میاد - خیلی خب ، فراموشش کن -

این از اونجور مرداست که با کارش ازدواج کرده

در مورد این طرف معنیش اینه عقده ی جنسی داره می خوام بغلش کنم ماچش کنم

موفق نمیشی

می خوای شرط ببندی؟ - سر ِ کُت پوست خزت -

تو هم سر ِ سرویس چینیت - قبول -

سکسیلیا چطوره؟ - نمی دونم . چی بشه ببینمش -

چرا؟ شبا زیاد میره بیرون؟ - نه ولی اتاقش رو ساعت 5 ترک می کنه -

منم همون ساعت کارمو شروع میکنم واسه همین همدیگه رو نمی بینیم

سکسی از روشنی روز یه نفرتی داره

چطور؟

بدش میاد دیگه اون می بایست تو مدرسه ی دومش شبانه درس می خوند

تو علم آسیب شناسی روانی یه اسمی براش هست اسم من هست سوزانا دیاز

از دیدنتون خوشوقتم - من یه روانکاو لکانی هستم -

که اینطور - چرا اونو نمیاریش دفتر من؟ -

اسم من هست آنا - از دیدنتون خوشوقتم -

میتونم کاری کنم به فوبیای روشنایی روز غلبه کنه

به سکسیلیا گفتم و براش جالب بود مُد شده جوونا میرن تراپی

اون یه هفته ست میره اونجا

و عالی میشه اگه به فوبیای روشنایی روز غلبه کنه

باید خیلی ناخوشایند باشه - بله -

چیزی که می خواستین اینجاست - ممنونم -

چیز دیگه ای هست؟ - نه ممنون -

خب برگردیم سر کارمون خوشحالی؟

خب ، فکر کنم . باور نکردنیه - ولی حقیقت داره -

شما الان از یه دختر 15 ساله بارورتری

ما یه کار محشر انجام دادیم پرنسس

به امپراطور میگین؟

نمی دونم

تو گیرو دار ِ جلای وطن و قضیه ی سرطانش

باید براش سخت باشه - بله باید براش خیلی سخت باشه -

بهتون گفتم که من باهاشون ملاقات کردم؟ - نه -

بله ، تابستون 15 سال پیش بود تو کوستا دل سول

با سارا و بچه ها بود

میدونین ایشون خیلی به طب ِ بیماری های زنان علاقمند بود

داری به من میگی

من یه مقاله چاپ کرده بودم درباره ی لقاح مصنوعی

که جنبش بزرگی ایجاد کرد و ایشونم اتفاقی خوندش

باخبر شد که من تابستونمو اونجا می گذرونم منو خواست و گفتگوی خیلی خوبی با هم داشتیم

به من گفت اگه تحقیق مو ادامه دادم بهشون زنگ بزنم ایشون یه فکری داشتن

چه فکری؟ - اون می خواست کلی بچه داشته باشه -

می خواست نصف کشورش از خون اون باشن

و فکر می کرد که تئوری های من این کارو ممکن می کنه

بله اون یه کمی دیوانه ست و وقتی منو ترک کرد حتی دیوانه تر هم شد

بله ظاهرا

دکتر بهت کمک می کنه بچه ی خودتو داشته باشی من دارم از رو تجربه حرف میزنم

منم ناامید بودم - اما تو یه ذره جوونتر از منی -

دست بردار ! من کاملا نازا بودم و حالا رحِم یه دختر شش ساله رو دارم

باورنکردنیه

پس تموم این چیزا باید برای تو مثل یه معجزه باشه مگه نه؟

خب میتونی ببینی دیگه اما باید قبل از انجامش بهش فکر کنی

بچه خوشبختی نمیاره

ما نباید در برابر طبیعت بجنگیم اون خیلی بیشتر از ما می دونه

حالا از برداشتن این قدم پشیمونم - چطور میتونی همچین چیری بگی؟ اونم با بچه ای به این خوشگلی

اون داره منو می کُشه - جلوش اینو نگو -

اهمیتی نمیده . عادت داره - مامان زیادی غلو می کنه مگه نه؟ -

مامان اعصاب نداره - خیلی چشم سفیده -

عصر بخیر- عصر بخیر دکتر -

سلام (کارمن) داری چی می خونی؟ - خب دیگه اینقدر بی ادب نباش -

جواب دکترو بده - نمی خوام -

این بچه حاصل لوله آزمایشه؟ اوه متاسفم - نه نگران نباشید تا الان دیگه بهش عادت کردم-

میبخشی که پرسیدم ولی منم دارم به انجامش فکر می کنم

منم همینطور - شگفت انگیزه مگه نه؟ -

خبر ندارین وارد چه داستانی میشین

اون کاملا نرماله؟ - آره فکر کنم -

ولی یه هیولاست - خدایا ! این حرفو نزن -

اون خیلی باهوشه - نه ، خنگ که نیست -

ولی من ازش بیزارم - غلو نکن -

این اتفاق گاهی برای برای بچه ها پیش میاد میدونی که اونا بچه ن دیگه

و یه مادر باید بردبار باشه

البته ، باید خیلی بردبار باشیم - که اینطور -

به همین خاطر اینجاییم - خداحافظ -

خدانگهدار - خدانگهدار -

...آخ اگه بهت می گفتم از صندوق سینه ت بیارش بیرون . میتونی به من بگی -

سابقا با مردی زندگی میکردم که می خواست یه بچه داشته باشه ولی من نازا بودم

بعدش این راه حل رو پیدا کردیم

میدونی وقتی با بچه اومدم خونه چیکار کرد؟ گذاشت رفت

چه خوک کثیفی - و حالا من با این بچه تنهام -

فقط لازمه یه مرد دیگه پیدا کنی

کِی آخه؟ من روزهامو به کار کردن تو فرودگاه می گذرونم

اونجا یه فرصت هایی پیش میاد مردم میان و میرن و اونجا پر مرداییه

کی از بچه های لوله آزمایشگاهی خوششون میاد

سلام سکسیلیا ، حالت چطوره؟ - عالی -

میدونی با تشکر از بابای تو من بارورم؟ - بارور؟ برای چی؟ -

متاسفم پرنسس

واقعا متاسفم - نگران نباش -

متوجهم . زیاد حالش خوب نیست ، بچه ی بیچاره - من یه مشکلی باهاش دارم -

خبری شد بهم زنگ بزنین سفر بخیر پرنسس

بیا تو

سکسی ؟ چرا اونجوری با ملکه حرف زدی؟ - منظورت ملکه ی سابقه؟ -

اون همیشه با تو مهربون بوده

ازش خوشم نمیاد . هیچوقت خوشم نمیومده و نمی تونم اینو مخفی کنم که اینطور -

اوضاعت با روانشناست خوب پیش رفت؟- خیلی خوب . اون بامزه ست خیلی دیوونه ست -

خودش که می گفت خیلی خوب بوده - نمی دونم -

لااقل مبتکره - که اینطور -

باید از پیشت برم باید برگردم سر ِ کار - خداحافظ -

ویتوپنس به آلت شما قدرت و سفتی طولانی مدت میدهد

مخصوصا برای افراد میانسال مردانی که ضعف جنسی و فقدان شهوت دارند

صبح بخیر - صبح بخیر -

همه ش همینه

یه کت

یه شلوار

یه ژاکت چرمی

و یه لباس کوتاه

فوریه؟ - کمی -

خب تو کمتر از 5 روز

Labyrinth of Passion subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Labyrinth of Passion

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left