De første 200 linjer.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
جید، گوشی رو بردار - پیام نذارید -
هی، اون داره دنبالت میگرده
نه - آره، اون گفت جواب نه قبول نمیکنه
ساعت از نیمهشب گذشته - درخواست نکردم ازت، دستوره -
اینا دیگه چیه؟ - محصولات برندشه -
اون عاشقه محصولاتشه
پس چرا رفتی؟
مامان فقط یه مهمونی بود
و خوب میدونستی میتونی از اعتماد مامانت سوء استفاده کنی
لطفا، تو همیشه فقط کاری که خودت میخوای رو میکنی
تو تنبیهی باید تو خونه بمونی
حالا هرچی - ...هی -
دیر کردی
اولین چهخبره؟ - این مرد رو میشناسی؟ -
چرا باید بشناسم؟ - چون اون درمورد ما خبر داره؟ -
تیخوانا - تو گفتی تیخوانا مشکلی پیش نمیاره -
و وقتی اشتباه میکنم میتونم بهش اعتراف کنم
اسمش آنجل هرنان روبیوـست چند سال میشه برامون دردسر درست میکنه
اون برای باجا پست کار میکنه تا اینکه شنید یه اتفاقی
توی موسسه مکزیکمون افتاده و تصمیم گرفت عمومیش کنه
چرا نخریدیش؟ - اوه، سعیمون رو کردیم -
فروشی نیست، خیلی آدم مقیدیه
پس ما بقیه رو خریدیم و اون رو از عموم مخفی کردیم
تنها کسایی که باورش کردن آدمای عجیب معتقد به تئوری توطئه بودن
و باکرههای سایت 4چان یا جفتشون
معمولا، جفتشون
به نحوی آقای روبیو میدونه ما جوی رو به آفریقای جنوبی فرستادیم
و به نحوی میدونه ما یه مشکلی داشتیم
چهجور مشکلی؟
"مشکل از نوع "سگ
میخوام بدونم چی میدونه و میخوام بدونم با کی درموردش حرف زده
برای همین زدی خواهرشو گاییدی؟ - نه -
نه برای همینه که راث خواهر رو گایید
و هر چهقدر که قدردان کتککاری ها هستم، ولی سودی برامون نداشته
پس وقتشه که آلبرت پیر بیاد و کارش رو بکنه
نظرت؟
بیلی: ما خونهایم تو کجایی؟
دخترا هنوز بیدارن؟
باید برم - پس بهتره سریعتر کار کنی -
اولین، جدی میگم باید همین الان برم
میشناسمت
تو باید مُرده باشی
...من
...من
دخترهات رو میشناسم
ایناهاش
نه
نه، لطفا نه، لطفا
داشتم درمورد شهر راکون اصلی تحقیق میکردم
و چیزی از انفجار هستهای ننوشته
چون اون یارو داشت دروغ میگفت
چون من خوبم
پس بیا برای یه مدت کوتاه هم که شده خوشحال باشیم
باشه؟
من خوشحالم
خوبه، من بستنی میارم
بابا هیچوقت درموردشون حرف نمیزنه
مامانهامون
میدونی، اهدا کنندههای تخمک ریک و مورتی»، رحم اجارهای»
روند اجارهی رحم و اهدا تخمک محرمانه بوده
بابا هیچوقت درمورد خانوادهاش حرف نمیزنه
برادراش؟ خواهراش؟ پدر و مادرش؟
کجا بهدنیا اومده
هی، بس کن
این یارو دیوونه بود
باشه؟
چی؟
،وقتی به آمبرلا رفتیم یه پوشه توی کامپیوتر بابا پیدا کردم
درمورد تیخوانا
چی توش نوشته بود؟
چیزی ننوشته بود. یه فیلم بود
...شبیه
آدمای مُرده بودن
چرا بهم نگفتی؟ - من فقط... نمیدونم -
...همه چیز بهگا بود، و تو
به این معنی نیست که اون داره راستش رو میگه
این رو میدونم، ولی... باشه
اون گفت ما گواهی تولد نداشتیم درسته؟
پس... بیا گواهی تولدمون رو پیدا کنیم - جید -
فقط، لطفا توی این قضیه با من باش
باشه؟
،و وقتی پیداشون کنیم تو آرامش پیدا میکنی و بستنی میخوری؟
من تموم بستنیها رو میخورم
قبوله
آره
چیزی میبینی؟
شرلوک هولمز آگاتا کریستی، رمز داوینجی
اوه، خدای من
چیه؟
قرار گذاشتن بعد از دوران جوانی" "راهنمایی برای عاشقان بالغ
اه اه
اوه، لعنتی - چیه؟ -
،من یه سوت سگ پیدا کردم و این مال یه تفنگه؟
ولی بابا از اسلحه متنفر بود
صبرکن
جید - این چیه؟ -
یالا
اون از یه رمز متفاوت استفاده میکنه
خوبه
کارمون تموم شد؟
این خیلی احمقانهـست
...چی میخوای بگی به
سلام، جید، خوبی؟ - ...من -
چرا؟
یه پیری اومدم تو مهمونی بعدش مامورهای امنیتی آمبرلا ریختن تو
دیوونه کننده بود - آره خیلی -
هی، میتونی بیای اینجا؟
جید، ساعت حدودا 1 بعد نصف شبه
و مامانم، بدجوری عصبانیه
برای اینکه دریر برگشتم میخواست بکشتم
بعید میدونم بذاره برم
خب از پنجره برو - خب، واسه من چی داره؟ -
چندش
سلام، بیلی
میخوام لپتاپ بابام رو هک کنم - چرا؟ -
دربارهی اولین شهر راکون چی میدونی؟
اون... منفجر شد به خاطر نشت گاز بود
اره، خب، اون یارو که وبلاگ داره همون که کمک کردی باهاش حرف بزنم
گفت انفجار هستهای توش رخ داده
ناموسا - و اون گفت بابام اونجا بوده -
دیوونهکننده بهنظر میرسه
داریم درمورد آمبرلا حرف میزنیم انگار اونها مردم رو با بمب هستهای نمیترکونن؟
نه
نمیدونم
ولی میخوای بدونی و میخوای به من کمک کنی
سلام، من هنوز اینجائم
هنوز باورم نمیشه
ببین، اون قرار نیست بهمون کمک کنه - صبرکن، فقط صبر کن -
...من
باشه، ولی یکی طلب من میشه
همیشه
خیلیخب
لعنتی
تاحالا اینجور مامورهای امنیتی رو توی شبکههای آمبرلا ندیده بودم
یه لحظه، وایستین
خیلیخب، تو میتونی لپتاپ رو روشن کنی
خب بابات الان کجاست؟ - سر کار -
آره، مامانم هم تا دیروقت سر کاره - فکر کردم گفتی اون خونهـست -
نه، اونیکی مامانم. دوتا مامان دارم
بهخاطر همینه با ملایمت با خانومها رفتار میکنم
خیلیخب، وارد شدم
اون از پسش بر اومد
توی اسنادش چیزی درمورد شهر راکون اصلی نیست
بیشترش مقالات تحقیقاتیه
خیلی چیز از یه یارویی به اسم ویلیام برکین هست
سایتهای اماسانبیسی و «ساینس دیلی» رو نشان کرده
و بقیهاش چیزایی که مال بزرگسالهاست
مثل کارتهای بانکیپ اطلاعات بانکی، بیمه ماشین
ایمیلش چی؟
بیشترش مربوط به کاره و کلی ایمیل به مامان من
لعنتی
یه ایمیل ارسال در زمان مرگ داره
یه چی؟ - ایمیل ارسال در زمان مرگ -
یه ایمیل که باید هر 24 ساعت یه رمزی بزنی در غیر اینصورت ارساش میکنه
به کی؟ - به تو، بیلی -
من؟
چی نوشته؟
،بیلی، اگه داری این ایمیل رو میخونی" خیلی متاسفم
یه اتفاقی برای من افتاده و نمیتونم کمکت کنم
و تو هم شاید وقت زیادی نداشته باشی
آمبرلا داره میاد سراغت
یه کیف شامل تموم چیزایی که نیاز داری برات گذاشتم
پیداش کن، جید رو بردار و از خونه برین
متاسفم، ولی این تنها کاریه " که میتونم برات بکنم
این شوخیه
برای شروع کلیذ زیر پاتون دفن شده
در مسیر خیابون لامبارد
چی؟
ما اون کیف رو پیدا میکنیم
جید
یالا، این طبیعی نیست، این
نمیدونم چیه
ممنون، خدافظ
...صبرکن، میتونم من میتونم کمک کنم، دوربینها
کدوم دوربینها؟ - دوربینهای توی خونهـتون -
سیستم امنیتی
ببین، بابات یا هرکسی دیگه ممکنه الان درحال نگاه کردن باشه
میتونم کاری کنم یه فیلم بهطور مداوم براشون بازپخش بشه
تا بهنظر برسه شما هرچی، خیلی حوصله سر برین
این کار قانونیه؟ - خب بعد از این، واقعا براتون مهمه؟ -
خیلیخب، انجام شد
قراره فیلم نیم ساعت قبل رو تکرار کنه
،مشکل دوم، هر دستگاه هوشمند توی خونتون
یه دوربین توش داره
خب با اینها هم همینکار رو بکن - نه، نمیتونم، سیستمشون غیرقابل دسترسیه -
فقط پلیسا و شاید بابات بهشون دسترسیس داشته باشه
پس به فنا رفتیم
نه، کاملا اونا میدان دیدشون خیلی محدوده
بیا
میتونم راهنماییتون کنم ازشون رد بشین - خوبه -
چرا اینکار رو میکنی؟
میدونم آره، اون جذابه ولی اینقدر هم جذاب نیست که بهخاطرش بری زندان
هی، یه جورایی هستم حرفت توهین آمیزه
باشه - نه، ربطی به این نداره -
ببین، اول از همه این خیلی عجیبه
ولی میخوام بدونم چرا بابات فکر میکنه آمبرلا میخواد بره سراغش
...چون
چون میتونن سراغ مامان من هم برن
No comments yet. Be the first to leave one.