The Ones Within

The Ones Within (ナカノヒトゲノム【実況中】)

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Nakanohito Genome - S01E06 - AnimWorld
En kommentar af talismannight

Tags

other
Udgivet den: 2019-08-25
Downloads: 45
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 157 linjer.

...هــــییی...هـــیی

.این مرحله بازی خیلی ساده‌ست

این مرحله در خرابه‌هایی که واقع‌شده در دور افتاده‌ترین .قسمت بیابان خیلی خیلی خشک خیابان سیزدهم انجام میشه

...شما باید به اعماق تَه این خراب‌ها برید

.و کرومزوم شماره 05 رو از نگهبان بگیرید

.همه‌اش همین بود

چی؟ خب بقیه‌اش چی؟

درضمن، فقط دو تا از بازیکنان حق شرکت در این .مرحله رو دارا هستن

.و تازه، باید یه تیم بصورت مختلط باشه

!خب، الان زمان هیجان انگیزه ساختن زوج مختلطه

درونی‌ها

"برنده"

بنظرت گریه کردن بی‌ادبی نیست!؟

اونوقت تو چرا از من می‌ترسی!؟

!هوی! هیمیکو ـچان رو اذیت نکن

من اونو رو اذیتش نمی‌کنم! اونی که باید !گریه کنه منم

!کودو ـساما، من آدم خیلی مهربون و خوبیم

.من هیچ وقت حسودی نمی‌کنم و کار دست کسی بدم

نفرین

!اما غذای فردات پر از فلفل در حد کشتنه

!خیلی دیوثی

...میگم....حالا که اینطوره ، میشه من

امکان نداره. آکی تو دستت شکسته مگه نه؟

.باید یخورده استراحت کنی

من خوبم، من دودستم (یعنی با هر دو دست می‌تونه کار کنه) ...پس

.تو باید استراحت کنی

...اما خوب ازم پرستاری کردن

.تو باید استراحت کنی

.هیمیکو ـچان چیزی نیست

درسته که آنیا ـکون واقعاً خیلی تند مزاج و بی ‌اعصابه ولی .در قلب بزرگ و مهربونی داره

یه بار دیدم که یه ساعت کامل داشت به سوسک کمک .می‌کرد که راه خروج از برج رو پیدا کنه

چی؟ تو هم مگه وقتت رو از راه اُوردی که !فقط منو دید زدی

.زود باشید، قرعه‌ها دیگه در اُمده

تو دیگه خفه! اگه جای من بودی !الان داشتی مثه بچه‌ها کوچولو‌ها زار می‌زدی

.من نه زار می‌زنم نه گریه می‌کنم

هان؟ می‌خوای یه کاری باهات بکنم که گریه‌ و زاری رو باهم راه بندازی؟

می‌دونم که هیجان زده‌ شدید ولی بذارید .توضیحاتم رو ادامه بدم

گرچه این مرحله خیلی راحته، ولی یه خط قرمزی .توی این مرحله وجود داره

خط قرمز؟

.شما تحت هیچ شرایطی حق دروغ گفتن ندارید

هی داره باریک و باریک‌تر میشه، درست میگم؟

.هوی زودباش، عقب نمون! نچ

!نچ گفتش! چکار کنم؟دلم نمی‌خواد از دستم ناراحت بشه

!چه ترسناکه

!می‌دونم بهش گفتم که عقب نمون ولی، این دیگه خیلی نزدیکه

!جون مادرت یه حرفی بزن

هوی، چیه حرفی داری؟

فاز مامانیت روشن

کودو ـسان این اواخر خوب خوابیدی؟

دارو‌هات رو هر روز سر وقت می‌خوری؟

Huh? What the...?

وقتی که از زیر نور رد میشیم سیاهی زیر چشمات .سیاه‌تر از همیشه‌ نشون میده

.من می‌خوابم

راستش رو داری میگی؟کودو‌ـسان؟

!گیر نده دیگه! من خوب می‌خوابم

چی شدش؟

!توف توش! عقب وایسا! یه چیزی داره میاد

میگم! مشکلی نداره اینجا لش کردیم!؟

خب چکار می‌تونیم بکنیم؟ اونجا خیلی تاریکتر از اونی ـه .که پاکمرا(دوربین پاکایی) بتونن برن اون تو

.حتی منم نگران سلامتی اینابا ـساما هستم

...گیر کردن با یه پسر توی یه دانجون(هزارتو) اونم تنها

...کودوـسان بهتره حتی فکر هیچ غلطی به ذهنش نیاد وگرنه

راستی تو چرا پیشمایی و وقتت رو داری با میگذرونی؟

!برو یه ور دیگه اونجا تلپ شو !و تازه یه پودنیگ دیگه هم برای من بیار

پاکا ـسان،‌ گرمتون نمیشه؟ .خدانکرده یه وقت گرما زده نیشید

.نه، من مشکلی ندارم .کل بدن من قبلنا سوخته

.بخاطر همینم نمی‌تونم بدنم رو به کسی نشون بدم

...پس قضیه از این قراره

.اُنیگاساکی

.ممنون

.بخاطر اون روز متاسفم

کودوم روز؟

.منظورم اون روز توی مخفی‌گاه شیاطین

.بخاطر خواهرم خونسردیم رو از دست دادم

.هرکاری کردم نتونستم خودم رو آروم کنم

.نمی‌دونم درباره چی داری صحبت می‌کنی

چیز جدیدی راجب خواهرت پیدا نکردی؟

،نه، حتی وقتی اون موقع پاکا پرسیدم

.اون با تاکید می‌گفتش که هیچ اطلاعی نداره

.خب از اولم معلوم بود این حرف رو میزنه

اُشیگیری نظرت راجب...ایریده چیه؟

.نظر خاصی ندارم....مثه یه برادر کوچیکترم بهش نگاه می‌کنم

.منظورم این نبودش

چی؟

.راستش بهش مشکوکم

هوی! اینا دیگه چین؟

...قرارمون این بود که توی این هزار تو دروغ نگیم

...ممکن که این مجازات ما بخاطر شکستن خط قرمز، یعنی که تو

وای

!وای

!یعنی تو به من درباره خوب خوابیدنت دروغ گفتی

الان وقت این حرفاست!؟

چکار کنم؟

برگردیم یا بزنیم به دلشون؟

.بزن بریم...تو دلشون

منتظر یه نقطه ضعف کوچیک توی صفشون می‌مونیم بعد از همون .میریم تو

.باشه. تو کوچولویی پس با سرعت از وسطشون رد شو

!باشه، بزن بریم

!مسیر

!فقط برو

!کودو ـسان

!کثافت....بهش دست نزن

....احمـــ

!وا...وای

!هوی

!شوخیت گرفته

!سنگینه

!سنگینم

می‌خوای بیای دنبالم؟

!خسیس! زودباش برو

!امیدوارم بابات آنفولازا بگیره--

!خره اون بابای توهم هست--

.کن، من اونیم که باید باهاش کنار بیام

.باشه بابا! برگشتنه برات بستنی می خرم

شینیا چی دلت می‌خواد؟

.فرقی نداره

تو چی آنیا؟ کاکائویی؟

.کاکائو با طعم نعنا

!باشه

....خیره شدن

!خیلی صورتت نزدیک بودش! و قیافت رو هم اونطوری نکن

...شرمنده! گفتم خدایی نکرده چیزیت نشده باشه

حرفی زدم؟

...خـــــــب! نه چیزی خاصی نگفتین

مطمئنی؟

.آره

.توی چشمام نگاه کن و بگو

وقتی یه مرد یه زن رو تهدید می‌کنه

!تو فقط داد میزدی شکلات کاکائویی

!پس این گفتم

!فراموشش کن

!کاریین

نمی‌خوای دست از سر من برداری؟

....ای‌بابا! تو چقدر سخت‌گیری .بلاخره ما باهم تنها شدیم

واقعاً می‌خوای از این کارا بکنی؟

مگه تو از اکاتسوکی خوشت نمی‌اومد؟

!لازم نیست با من ور بری که منکر دوست داشتنش بشی

چی، نکنه حسودیت میشه؟

!حسودیم نمیشه

.منظورم این که لازم نیست همیشه دلقک بازی در بیاری

.دلقک؟ نه خوشم اومد... دقلک میشه نقش من توی این ماجرا

.بلاخره همه‌تون یه روزی می‌فهمین

.شماها‌ قبلاً همه‌تون جزو منتخب شده‌ها هستین

...پس می‌دونی

پس میشه من یخورده از بزاق دهنت رو بخورم؟

!مزاحمم

.بابا، مامانت ادب یادت ندادن کای حالا چی می‌خوای؟

.می‌دونی، کودو و اینابا ـچان هنوز برنگشتن

!ایریده با یه حالت ماتم زده‌ای دم خرابه‌ها نشسته

چی؟ مثه یه سگ کوچولو زانوی غم بغل گرفته!؟

...هاپ

.زودی برو پیشش و آرومش کن

!باشه! خیلی ازت ممنونم کای ـسان

مزاحمتون شدم؟

.نه، اصلاً، یوزو هر وقت پای اون در میون باشه عجیب رفتار می‌کنه

ایریده؟

...اون گفتن این اولین باره که همه رو ملاقات می‌کنن، ولی

The Ones Within subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Ones Within

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left