De første 178 linjer.
سال 2021 : حومه ی توکیو
!" یه " گاستریا
! داره میاد این سمت
! آتش ! آتش
، اگه نمیخوای بمیری
. زنده بمون ، رنتارو
: سال بعد 10 منطقه ی توکیو
قسمت اول : آخرین امید
چی ؟
جواز
شرکت " امنیت داخلی " تندو ساتومی رنتارو
تو ، اون افسر " امنیت داخلی " هستی که برای کمک به ما فرستادن ؟
. اما تو که هنوز یه بچه ای
، حالا میگی چیکار کنم . آره من افسر امنیتی ـم
... شرکت " امنیت داخلی " تندو
. تا حالا اسمش رو نشنیدم
هی ، میخوای بریم سراغ اصل مطلب ؟
. طبقه ی چهارم
همسایه ی طبقه پایینی
، گزارش داده که از طبقه ی بالا . خون نشت کرده به واحدِ اونا
، با توجه به اطلاعات . در 100 باید کار یه " گاستریا " باشه 100
محض رضای خدا ... حالا که تو اینجایی . بالاخره میتونیم بریم تو
قانون جلوگیری از ورود آدم های شما
بدونِ حضور ماموران " امنیت داخلی " که . برای کاسته شدن از تعداد تلفات وضع شده
! این دقیقاً همون چیزیه که ازش خوشم نمیاد
خب پس ، همکارت کجاست ، " آغازگری " که باید باهات باشه ؟
به طور معمول ، افسران امنیتی گروههای دو نفره هستن ، مگه نه ؟
. فکر کردم لازم نیست ایندفعه برای کمک بیاد
. اوه ، بازرس
چه خبر ؟
مـ ... متاسفم ... 2 تا افرادمون از طریق
.کابل ، از رو پُشت بوم ، از پنجره رفتن داخل
. از اون موقع دیگه خبری ازشون نیست
واسه چی صبر نکردین تا " امنیت داخلی " بیاد ؟
ما از اونا که افتخار اینکار ! رو ازمون میقاپن ، خوشمون نمیاد
! برو کنار . میرم داخل
. دیر کردی ، افسر امنیتی - کون
... چی
تو یکی از مایی ؟
. بودم ، راستش ، دارم دنبالِ منبع عفونت میگردم
، با اینحال
. من یکی از شماها نیستم
... چرا که
... کسی که این افسرهای پلیس رو کُشته
. منم
. بد نبود
تویی ، کوهینا ؟
. آره ... باشه
. چند لحظه دیگه میبینمت
! انتفام دوستامُ میگیرم
! اینزن : کوکوتنفو
! اینزن : گینمیکا
. اوه ، چیزی نیست ، الان میام اونجا
. باشکوهِ
. اصلاً فکرنمیکردم اُرزه داشته باشی منُ بزنی
اسمت چیه ؟
! ساتومی رنتارو
! ساتومی - کون ، اِه ؟
. اگه شد بازم همدیگه رو ببینیم ، ساتومی - کون
اسم تو چیه ؟
... من
. کسی ـم که این دنیا رو نابود میکنه
. هیچکس نمیتونه جلوی منُ بگیره
گاستریا " کجاست ؟ "
. قربانی تا اینجا خودشو کشونده بوده
بعدش اونا برای کمک رسانی . از طریق پنجره اومدن داخل
... زود باش ، حالا
گفتی " فرار کرده" ، اما این آپارتمان تو طبقه ی چهارم ـه ـــــ
... و اگه تونسته باشه با اینهمه خونی که ازش رفته حرکت کنه
نه فقط منبع عفونت
فرار کرده ، بلکه قربانی هم فرار کرده ؟
... عفونت
لطفاً دور تا دورِ این منطقه رو ! قرنطینه کنید ، بازرس تاداشیما
! رنتاروِ بیشعور
حالا درسته عجله داشتی ، اما چطور جرات کردی ! نامزدت رو همینجوری از رو دوچرخه پَرت کنی و بری ؟
! دختر کوچولو
! چی شده ؟ من یه کم عجله دارم
... دختر کوچولو ... میخواستم ازت آدرس بپرسم
هنوز ... متوجه نشدی چه اتفاقی برات افتاده ؟
هاه ؟
. کاری از دست من بر نمیاد
حرف آخری نداری بزنی ؟
حالا یادت اومد ؟
، وقتی تو بالکن بودم
، یه " گاستریا " منُ بدجوری زخمی کرد
... بعدش برای نجات جونم فرار کردم
خیلی ناراحت شدم ، متاسفم اما به زودی زود . تو از این حالتی که هستی به یه متجاوز تبدیل میشی
! کـ ... کمکم کن
! این دیگه چیه ؟ چقدر چسبناکِ
! " گاستریا "
! یه نوعِ عنکبوتی تائید میشه
! الان ترتیبش رو میدم
! فکر کردی داری چیکار میکنی ؟
! گلوله های معمولی رو " گاستریا " تاثیری ندارن
! فقط باعث میشه اونا بیشتر تحریک بشن
... عمل کرد
! گلوله ی سیاه ... وارانیوم
! آره . این فلز از احیای " گاستریا " جلوگیری میکنه
، این یکی از عنصرهای پایه ـس
! یه " گاستریا " ی عنکبوتی پرشی
. لعنتی ! تیر هام تموم شد
! انجو
! هوم
! زیادی شُل دَم میدی ، رنتارو
! دیگه نتونستم جلو خودمُ بگیرم
... که اینطور ... پس این بچه
... درسته . من " آغازگرِ " رنتارو
، یا بهتره بگم
، همکار اون
! انجو آیهارا هستم
! اینو یادت باشه ، جنابِ پلیس
حالا اونو ولش کن ، حالت خوبه ، انجو ؟
. آره ، همین الان خوب میشم
. بیشتر از اینکه لباسم خراب شده عصبانی ـم
... " بچه های نفرین شده "
چیه ؟ عاشقم شدی ، نه ؟
برات متاسفم ، من و رنتارو . قَسم خوردیم تا ابد با هم باشیم
. بیخیال شو
! چی میگی واسه خودت ، قسم کجا بود
! داری چیکار میکنی ؟
چی ؟ بازم میخوای ، رنتارو ؟
! احمق
راستی ، مگه نمیخوای به موقع به حراج فصل برسیم ؟
! اوه ... لعنتی
هی ، به این زودی دارین میرین ؟
! جوونه ی لوبیا هر بسته ـش 6 ینِ
رنتارو ، بازم میخوای منُ همینجا ول کنی بری ؟
! بخدا اون موقع از قصد اینکارو نکردم
! بچه پررو
وارانیوم ، هاه ؟
! قربان
، آغازگر" ها ، برای جنگ با " گاستریا " ها به دنیا اومدن "
. و " پیش بَرنده ها " ، که مسئولیت کنترل اونا رو بر عهده دارن
منظورت همون افسر " امنیت داخلی " که الان اینجا بود ؟
... بله
. اونا آخرین امید های بشریت هستن
لا لا لوان
شرکتِ " امنیت داخلی " تندو
شرکت امنیت داخلی تندو
چیزی هست که دوست داشته باشی قبل از مُردن بگی ، ساتومی - کون ؟
. بـ ... بخدا اون اتفاق تقصیر من نبود
! احمق
! واسه چی همینجور ول کردی رفتی ؟ یعنی میری رو اعصاب
! مسخره بازی در نیار دیگه
، فقط واسه اینکه عجله داشتی بری به حراج فصلی برسی
بعداً تازه یادت افتاده که دستمزدت رو از پلیس نگرفتی ؟
، سعی کردی باهاشون تماس بگیری ... ولی اونا دیگه بهت پول نمیدن
، تازشم ، اینهمه عجله داشتی . فقط 2 تا بسته جوونه ی لوبیا خریدی
جوونه ی لوبیای خیلی خوشمزه
یه کم میخوای ، کیسارا - سان ؟
شرکت " امنیت داخلی " تندو رئیس تندو کیسارا
! وقتی سرِ کاریم به من بگو رئیس
. گوش کن ، ساتومی - کون
. این ماه هیچی گیرمون نیومده
فکر میکنی اینا تقصیرِ کی ـه ؟
! توِ بی مصرف ! توِ بدرد نخور ! احمق
تو واقعاً رفتن به حراج رو به گزارش دادن به رئیس ـت مقدم میدونی ؟
... و از اون بدتر
! واسه چی به من نگفتی حراجِ ؟
... دیگه نمیشه ادامه داد
... من استیک میخوام
. خب من اینکارو میکنم
. اداره ی یه شرکت ، سخت تر از اونیه که فکر میکردم
همه ی اینا بخاطر اینه که تو ... یه احمق بی مصرفی ، ساتومی - کون
چطور اینا رو تقصیر موقعیت مکانی شرکت نمیندازی ؟
میکده هانا ایچی
، اگه کارِ شرکت خوب باشه ! دیگه مهم نیست شرکتمون کجاست
! فهمیدم
واسه چی لباسِ خدمتکاری نمیپوشی و آگهی پخش نمیکنی ، کیسارا - سان ؟
میخوای بگی باید مثل زن های خدمتکار رفتار کنم ؟
لازمه تا این تجربه سخت رو
، که با یه عده آدم که دارن نعره میکِشن یه جا باشی رو پیدا کنی " شرکت " امنیت داخلی " تندو درست یه همچین جایی ـه "
! و بعد بزنی و منفجرشون کنی
... این که کارِ یه تروریسم هاس
، هی ، " گاستریا"یی که شما کُشتین یه قربانی عفونتی بود ، درسته ؟
... آره . گرچه ، خودِ منبع اصلی عفونت رو پیدا نکردم
احتمالاً یه شرکت " امنیت داخلی " دیگه اونو باید . پیدا کرده باشه و از شرش خلاص شده باشه
، نه فقط کسی خبر نداره
No comments yet. Be the first to leave one.