De første 200 linjer.
چک رو آوردی؟ - بله جناب -
خیلیخب
یه مدتی حتی وقت سر خاروندن نداشتیم
اینجا فقط یه باغوحش حیوانات رام شده توی یه کارناواله
کار به کار کسی نداریم که
با این وجود بازم اذیتمون میکنن
خب، ببین
یه گورخر داریم
و یه دونه هم لاما
اینجاست
سلام جیجی
غلات صبحانه بهش میدی؟
جیجی. آروم باش
الان عصبانیش میکنی. برگرد عقب
.از اینجا به بعدش با من لطفا فقط برو
سلام عزیزم
گشنته؟
بیا اینجا
دیگه جات امنه
بیا از اینجا ببریمت
«ترجمه از: عاطفه بدوی و سینا اعظمیان» Atefeh Badavi & Sina_z
همه توجه کنین، بعضیها اون بالا خایه کردن
من خایه کردم؟ - آره. تو -
من؟ ببین کی داره از ترس حرف میزنه
تو که خودت اون پایینی
بابا بپر دیگه
بنجی نگاه کن
حرفهایها اینطوری انجامش میدن
نکن! داشتم شوخی میکردم
نپری ها نیت - یالا -
آره
نیت
خدای من! خیلی خری
روبراهی رفیق؟
آره. بیا بریم
«جیجی و نیت»
آنابل - بله -
تخممرغهای شیطانی رو حاضر کردی؟
تو یخچال گاراژن
میشه بری بیاریشون؟
میخوام مطمئن بشم به اندازه کافی ازشون داریم
صندلیها آمادهن - همه شون؟ -
آره - مرسی بنجی -
فقط دوتا؟ - چهخبرها؟ -
یادمون رفت حوله ببریم
کجا داری میری؟
دریاچه. میخوایم یه قایق کرایه کنیم
خیلی فکر خوبیه
عالیه - نه -
نیت، میخوایم تنها بریم
تراویس چند روز بیشتر اینجا نیست
ولی تو بلد نیستی قایق برونی
تراویس بلده
مامان، میشه یه چیزی بهش بگی؟
عزیزم، به من ربطی نداره
دیگه بزرگ شدین
گذشت اون زمانی که باید بینتون صلح برقرار میکردم
ولی برادرت فقط چند هفته دیگه پیشمونه
و بعدش دیگه میره دانشگاه
دوست نداری این چند وقت رو باهاش بگذرونی؟
نه
کل تابستو ور دلش بودم
خیلیخب بچهها بذارین براتون توضیح بدم
14نفر آدم قراره برای شام بیان اینجا
هنوز مرغ رو سرخ نکردم
پدرتون هم برنگشته تا برای مراسم آتیشبازی کمکم کنه
اگه میخواین اینجا بمونین باید کار کنین
اگه دوست ندارین هم برین سمت دریاچه و خوش باشین
فقط تو دست و پام نباشین، خب؟
خودتون حلش کنین
کیتی، بیخیال دیگه بزرگش نکن
هرچه بیشتر باشیم بیشتر خوش میگذره
باشه، ولی تو پشت فرمون نمیشینی ها
میشه من هم بیام؟
نه
باشه بابا
میمونم همینجا پیش مامانبزرگ
همیشه تو رو از بقیهشون بیشتر دوست داشتم
تا شیش برگردین، خب؟
مهمونها میان باباتون هم تا اون موقع برگشته
آره
کمربند نمیبندین، هیچی هیچی؟ خدایا چهقدر این پسر رو دوست دارم
چرا اینقدر لفتش دادی؟
سرم گرم بود
...راستی از اون - منتظرم بمونین، خب؟ -
کجا میری؟
سلام
سلام
سلام
ازت کارت شناسایی نخواستن؟
یه دونه جعلی دارم بنی
مشکلی نیست
درستش بنجیه، با ج
خب، کدوم سمتی میرین؟
دریاچه. بریم با قایق یه حالی بکنیم
خوشبه حالتون
اگه دوست داری بیای جا داریم ها
نه مرسی
با گردشگرهای تابستونی نمیپرم
جدی؟
چون من اهل همینجام
اهل اینجایی پس؟ حیف شد که
آخه قرار بود امروز با قایق تفریحیهمون بریم
میخواستیم هلیکوپتر رو روی عرشه پیپی فرود بیاریم
چی؟ - هیچی شوخی میکردم -
قراره آبجو بزنیم
و یهکم تیوبسواری کنیم
ناز نکن دیگه
مطمئنی نمیای؟
من اصلا نمیشناسمت
نیتم
آخه کی همچین کاری میکنه؟
داداشمون زورش زیاده
وایسا ببینم، کوش؟
سریع حواسش پرت میشه
هوی
بیا بریم
زود باش
یالا
لوری، تو هنوز خیلی جوونی کل زندگیت پیش روته
تازه 17 سالته. میخوای در آینده چهکار کنی؟
رویات چیه؟
همیشه دوست داشتم فروشنده وسایل آتیشبازی بشم
آره خیلی حرکت خفنی بود
که یهویی استعفا دادی
آره. ولی خب جای خواهرم رفته بودم
بدجور خمار بود
البته هر روز وضعش همینه
اما باز هم آره
خیلی گرمه
میزنی به آب؟
کاش من هم 17 سالم بود
مامان، فکر کنم قراره بارون بگیره
نیت، بیا
پروازت رو لغو کردن؟ - نه هنوز -
نمیشه ازشون بپرسی؟ - پرسیدم -
کلی آدم دیگه هم اینجان که سوالشون همینه
خیلی بد شد که
چون مهمونها دیگه کم کم دارن میرسن
من هم کل بعدازظهر مشغول تهیه و تدارک دیدن بودم
عزیزم طوفان و رعد وبرقه دیگه
دست من که نیست. کار طبیعته
میتونستی صبر کنی
بعد از تعطیلات بری
سه تا شرکت دیگه هم دنبال این پروژه بودن عزیزم
اگه نمیاومدم امکان نداشت بهمون بدنش
...میدونم. فقط
کلافه و عصبیام عزیزم، همین
الو؟
بابا بود؟
آره
بهخاطر رعد و برق و طوفان
مسیر پروازهای آتلانتا رو تغییر دادن
گفت که بدون اون شروع کنیم
عزیزم؟
حالت خوبه؟
سرم درد میکنه
خیلی هم درد میکنه
چیزیت نیست
.برو یه آسپرین بردار آب هم زیاد بخور، باشه؟
چون برای مرغ به کمکت نیاز دارم
مامان مهمونها دارن میان. سلام
چهارم جولایتون مبارک باشه
پروردگار عزیز شاید من رو فراموش کرده باشی
ولی خب هنوز اینجام
به این غذا، خانواده
و دوستانمون برکت ببخش
و به کشورمون
عید و جشن استقلال و اینهامونم مبارک
اگه تونستی کاری کنی که ماروین تو داروخونه
یهکم دست بجنبونه عالی میشه
چون هنوز نسخهم رو آماده نکرده
و درد آرتروزم داره من رو میکشه
سپاسگزارم
میبینین حداقل یکی هست
که به حرفهام گوش بده. آمین
آمین
«خب همونطور که تو فرانسه میگن «بون اپتیت
لعنتی
فکر میکردم میرسیم تا قبل بارون غذا بخوریم
ولی خب نشد دیگه
همه بشقابهاشون رو بردارن
میریم سراغ نقشه جایگزین. همه چی رو بردارین
همگی برین داخل
بشقابهاتون رو بردارین
من پای رو برداشتم. نیت بیا عزیزم
اگه حالت خوب نیست برو دراز بکش
ولی بشقابت رو بیار - باشه -
عجب روز شلوغیه
خیلی دوست دارم زودتر از اون کیکه بخورم
نمیتونی این کار رو بکنی - چی؟ -
مامان
مامان! نیت یه چیزیش شده
چی؟
خدای من
نیت. چی شده؟
بیا بغلم. چی شده عزیزم؟
نفس بکش
عزیزم، نفس بکش. کیتی - مامان -
نفس. کیتی - مامان چی شده؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.