De første 182 linjer.
.ممکنه برای رقابت فردا کافی نباشه
مشکلش چیه؟
.بد نیست، فقط یکم بیش از حد ساختاریه
،ناتسوکی سان ،تو پرانرژی و مهربونی
.بنابراین فکر میکنم تو بخش فروش عملکرد خیلی خوبی داشته باشی
چی؟
من از اینجا شروع به کار کردم چون میخواستم .جواهرات طراحی کنم
.برای همین میخوام تو بخش طراحی بمونم
.اما مدتیه که توی هیچ مسابقه ی داخلی برنده نشدی
به هر حال، برای مسابقه ی فردا .تمام تلاشمو میکنم
پیشنهاد مسابقه ی داخلی
.دوباره روی طراحیم کار میکنم
.تیم پریکیور،جمع شین
جهان الان می درخشه
همونطور که گفتم
یه بار دیگه به زیبایی .لبخند روی لبات میارم
به جای زندگی کردن جای یه نفر دیگه
.میخوام با ضربان خودم برقصم، اینطوری
این روز های هیجان انگیز
هیچوقت تموم نمیشن
حتی اگه نمیتونی جهانو دوست داشته باشی
قلبتو سرزنش نکن
اشک هات همیشه به رویای جدیدی تبدیل میشن
به جای زندگی تو قالب یه نفر دیگه
میخوام با ضربان خودم برقصم، اینطوری
این روز های هیجان انگیز
هیچوقت تموم نمیشن
شعله ی لرزان
شعله ی متزلزل
!نوزومی
!رین چان
!حالت خوبه؟ صدمه دیدی
.خوبم
یه پیام از کورومی دریافت کردم که میگفت .با سایه ها رو به رو شدین
.این باعث ترسم شد
.آره. اما کوکو اومد دنبالم
کوکو. ناتز
!کم پیدایین
آره
حالت چطور بود؟
اوکی
،پس
کجاشو از دست دادیم؟
.قسمتی که بل ظاهر شد
بل؟
.آره
یه فرشته ی سیاه
.بل کسی بود که سایه ها رو ایجاد کرد
واقعا؟
،نمیدونم اونا دقیقن چی هستن
اما نیروی
.خیلی عمیق و تاریکی رو احساس کردم
،اگه بل رو ردیابی کنیم .میتونیم دسیسه هاشو متوقف کنیم
به عنوان پریکیور، ها؟
.هر چند به این سادگی هم نیست
.گلها به خاطر تغییر شکل شماها شکوفا شدن
گلها؟
.آره
.گل های زمان
ربطی به پریکیور دارن؟
.هنوز نمیدونم
.تنها چیزی که میدونیم اینه که گل های زمان به عنوان گل های شیطانی شناخته میشن
شیطانی؟
.این چیزیه که افسانه های امپراتوری پالمیر صداشون میزنن
...اوه عزیزم
.خوبه! بعد از اینکه به پریکیور تبدیل شدیم هیچ اتفاقی برامون نیفتاد
درسته؟
.آره
.درواقع، من انرژی بیشتری نسبت به قبل از تبدیل شدن به پریکیور دارم
.حالم عالیه
.یه جوری ازش مراقبت میکنم
.بل و سایه ها رو متوقف میکنم
...اما
،بیشتر از هر چیزی
.وقتی مردم رنج میکشن نمیتونم کنار بشینم
خیلی شبیه توعه، نوزومی
ها؟
.ببخشید، من شیفت شب دارم، پس باید برم
.راستش، منم کار دارم، ببخشید
.به نظر میرسه درگیر کاری
.فردا یه مسابقه ی داخلیه
.باید طراحی جواهراتی رو تموم کنم
اخیرا رو این کار میکنی؟
.آره
.مسابقه ی مهمی عه
.باید هر طور که شده برنده بشم
،اگه الان داری میری بیمارستان، کارن سان
.پس تو هم باید سرت شلوغ باشه
.خب، مدل این شغله
جابه جایی رفت و برگشت بین شیفت های روز و شب
سخت نیست؟
برنامه ی روزانم هر روز تغییر میکنه؛ .بنابراین گاهی اوقات نمیتونم بخوابم
.اوه، پس آروماتراپی (رایحه درمانی) رو توصیه میکنم
.آرامش بخشه و کمک میکنه تا خوب بخوابی
.واقعا؟ شاید یه زمانی امتحانش کنم
باید از این طرف برم. موفق باشی
ممنونم
حلقه_حلقه ی شعله
.دعوتنامه بازی فوتبال میتونی تو بازی روز دوشنبه بازی کنی؟
.متاسفم. درگیر کار و این چیزام
.دوست دارم برم. اما متاسفم
.سلام، اینجا گل فروشی ناتسوکیه
مامان؟
رین؟
الان میتونی صحبت کنی؟
.آره. فقط مغازه رو تمیز میکردم
،فردا صبح زود باید مغازه رو باز کنی
.پس باید بسپاریش به یو و آی
،اونا با کاریابی خیلی سرشون شلوغه .برای این کار وقت ندارن
.هر دوشون خیلی تحسینت میکنن
.تحت تاثیر اینن که تو کاریو که دوست داری انجام میدی
واقعا؟
خب،موضوع چیه؟
ها؟
چرا زنگ زدی؟
.اوه، فقط میخواستم بپرسم حالتون چطوره
.چیز مهمی نیست
.به هر حال، به زودی بهتون سر میزنم .پس زیاد از خودت کار نکش
.شب بخیر
پیشنهاد رقابت داخلی
!اوه نه
تاکسی سانو
زندگی مو نجات دادین
.یه ارائه ی مهم دارم اما خواب موندم
.از سریع ترین مسیر میرم
.خیلی ازتون ممنونم
جواهراتی که میخوان ارائه کنم
.بر اساس مفهوم"خوشحال کردن همه "ست
همه چیزی بیشتر از
.ارائه دهنده و دریافت کننده ست
ها؟
اون چیه؟
...اون چیزه
کجایی تو؟ .مسابقه به زودی شروع میشه
.خوش شانسی، ترافیک نیست
ها؟
.اوه، خوبه
سایه؟
.باید تصورشو میکردم
.هیچوقت در مورد سایه ی سگ مانند نشنیده بودم
.به موقع درستش کردی
متاسفم
.روت حساب میکنم
.ممنونم
در حال حاضر تامین کنندگان جواهر، در وضعیت نامناسبی قرار دارن
.و این سیستم کسب سود رو براشون دشوار میکنه
...دیگه نمیتونیم چشم پوشی کنیم
?Are you okay
ها؟
.اوه، منو ببخشید
،به جای چشم پوشی کردن
.تصورم اینه که همه رو با تجارت منصفانه خوشحال کنم
.حلقه ی عشق آرزو های همه رو گرد هم میاره
.متاسفم که نتونستم به خوبی ارائه بدم
،میفهمم که منظورت از "راضی کردن همه "چیه
.اما طراحی مطابق با اون نیست
.هیچ جذبه ای نخواهد داشت
.حق با شماست
نوزومی
،بیشتر از هر چیزی
.وقتی مردم رنج میبرن نمیتونم کنار بشینم
سایه ای اینجا ظاهر شده؟
.آره
.چندین نفر به صورت آنلاین گزارش دادن که اونا رو اینجا دیدن
.گفتن دو متره و روی چهار پا راه میره
یه نوع جدیده؟
این به این معنیه که سایه ها دارن قدرتمند میشن؟
.احتمال داره
.بیاین تو منطقه ی وسیع تری جستجو کنیم
.میتونی سایه ها رو به من بسپاری
.لطفا برو و پیش نوزومی باش کوکو ساما
.اما الان وقتش نیست
.داشت گریه میکرد، میدونی
.چون بالاخره دوباره تو رو دید
،به عنوان محافظ تون، شاید گستاخانه باشه که اینو بگم
.اما لطفا کمی بیشتر به احساسات نوزومی توجه کنین
.من همیشه به نوزومی فکر میکنم
چندین بار به این دنیا اومدم
.چون نگران نوزومی بودم
_واقعا؟ _واقعا؟
.نوزومی گفت مدتیه که تو رو ندیده
ما هم دیگه رو ندیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.