De første 200 linjer.
همه ی مردان قانون هنوز اون بیرون دارن دنبال " گکو " ها میگردن
ما پاسپورت های جدید میخوایم، به اسم های جدیدی احتیاج داریم
میخوام از اینجا برم بیرون - و بری کجا؟؟ -
که " اسکات " رو پیدا کنم
تا موقعی که اون برگرده
اینجا بسته است
زمان کنترل کردن رسیده
یه چنگال توشون فرو کن، کارشون تمومه - یا تازه کارشون شروع میشه -
اگر قراره تو این جنگ مبارزه کنیم
باید کسی که بودیم رو رها کنیم، تا تبدیل شیم به کسی که هستیم
و اکنون کلمه ی باستانی آغاز میشود
خورشید زیر آسمان میخوابد
و جهان وارونه میشود
هنگام شب، ما ضیافتمون رو برپا میکنیم
،قرن ها من براشون رقصیدم، گردآوردنده ی خون
آورنده ی روح ها بودم
براشون افراد گمشده
مشکل دار و نا امید رو آوردم
اکنون من آزادم
و جهان دوباره وارونه میشود
اونا تشنه ی انتقام اند
و هیچ چیز آن ها را متوقف نخواهد کرد
هیچ محدودیتی، هیچ مرزی
اونا به دنبال من خواهند آمد
ولی من هم به دنبال آنها میروم
امپراطوری خون آنها فرو خواهد ریخت
و من تا زمانی که کامل نسوزد آرام نمیگیرم
بذار یه چیزی بهت بگم
و میدونم که تو میتونی انگلیسی حرف بزنی پس حتی اون نگاهو تحویل من نده
من دشمنت نیستم
و دوستت هم نیستم
من خیلی ساده، برای چیزی که مال منه اینجام
حالا، درک میکنم که مال تو بوده
،ولی به خاطر قوانین نانوشته ی این زندگی ای که تو انتخاب کردی
الان به من تعلق داره
پس من قراره برش دارم
این کسیه که من هستم ، میفهمی؟؟
این کاریه که من میکنم
ولی ازت برای همکاریت ممنونم
خداحافظ
اوه لعنتی، تو برگشتی
خدای من
چی کار کردی؟؟
" جف "
یه راننده ی کامیون؟؟
اون بهترین کاریه که میتونی بکنی؟؟
" جف " " این " کارلوسه
اون آزاده
اون دخمه ی مارپیچ رو شکست داد
ازم نپرس چطوری
نمیتونم صبر کنم که همه چیزو درباره اش بشنوم
تو باید از پناهگاه مواظبت کنی
معلوم نیست کی بهش احتیاج پیدا میکنم
ولی برادر
خیلی عجیبه این عبارت برای نشان دادن تعجب است
اون خیلی مقاومه
تو دوباره آموزش داده شدی
بهم نشون بده چی یاد گرفتی
اون اسناد
که برادران گکو اونا رو برای تو دزدیدن
یک پیام وجود داره که درون آن ها پنهان شده
یک پیشگویی درباره ی یک منبع خون که همه ی ما رو تغذیه خواهد کرد
و یک طوفان خون خواهد آمد
بی شباهت به هرچی که جهان تا به حال دیده
اون عطش ما رو فرو مینشونه
و بقیه اش چرته
اگه از من بپرسی همه ی پیشگویی ها مزخرفه
..... ولی همه میخوان که اونا رو باور کنن پس
من چی کار میتونم بکنم؟؟، منم همراهی میکنم با بقیه
بهم بگو چه معنی ای میده
تا حالا اون نمایش رو
با اون زن مکزیکی کوچیک و کوله پشتیش دیدی؟؟
درباره ی چی حرف میزنه؟؟ این وقت تلف کردنه
دورا "ی جستجوگر "
.... اره اره، یه کارتونه با یک دختره که یک میمون داره و
.... اونا، اونا یه کارایی انجام میدن و
فکر میکنم عقلشو از دست داده - اسناد نقشه اند -
من نقشه ام - یک نقشه به یک گنچ مدفون شده که تو خرافات دفن شده؟؟ -
جف " ، فایده ای نداره "
مارپیچ عقلشو به آرد تبدیل کرده
کسی که جواب سوالا رو داره، اون نزدیکه
میدونم چون من ، چون من اوردمش اینجا
چون.... چون من آوردمش اینجا
" همراه با برادران " گکو
اون در عمیق ترین قسمت های این مکان به دام افتاده
" داره ما رو بازی میده " جف
کارلوس پیداش کن، و جواب رو پیدا کن
و میتونی شغل " نارسیسو " رو داشته باشی
...
.
.
کمک کمک، من اینجام
من اینجام
خدا رو شکر
(پانچ "، تو واقعا گند زدی ( اشتباه بزرگی کردی "
و درضمن
ارل " میگه معذرت خواهی کافی نیست "
" گنزالس "
مرد خودتو بیدار کن
کارای بزرگی اینجا تو بیرون شهر داریم
درباره ی چه کوفتی حرف میزنی؟؟
فقط خودتو جمع کن بیا به معدن سنگ، اوکی؟؟ زود میبینمت
چی کار داری میکنی؟؟
احضار شدم
عزیزم، هیچ وقت نمیتونم با وجود این کرکره های مسخره بیدار شم
فقط باید اونا رو بسته نگه داریم مخصوصا تو شب
فقط چون یه سری آدم بد تهدیدت کردن؟؟
اونا واقعا آدمای بدی هستن
تفنگ دار، خیس شدی
نوبت توئه که ببریش به مهد کودک
واقعا؟؟
بله
سلام، عزیزم
اوکی بعدا میبینمت خداحافظ عزیزم -
اوکی خداحافظ
خودشونن - مطمئنی؟؟ -
منظورم اینه که اونا خیلی جذابن
میتونم بدون شک تایید کنم که اینا
اجساد " ست و ریچارد گکو " هستن
دزدان بانک بدنام
" احتمالا بدنام ترین خلافکارای دونفری در تاریخ " تگزاس
صحنه ی جرم علائمی از یک قتل قراردادی زیرزمینی داره
تحقیقات در حال پیشرفت معلوم خواهد کرد که کدام یک از این گروه های از هم پاشیده شده مسئول هستند
ممنون
نمیدونم چرا دروغ گفتم
لعنت
حتی اینم یه دروغه
من دقیقا میدونم چرا اینطوری گفتم
داری یک اشتباه بزرگ میکنی تفنگ دار
این چیزیه که قراره اتفاق بیفته
من این چوب رو میندازم و از اینجا میرم بیرون
و هیچ کدوم از شما دیوانه ها بهتره دنبال من یا خانواده ام نیاین
Untranslated Line -
" من اونا رو تا دروازه ی جهنم دنبال کردم " ارل
این کارو کردم
ولی نتونستم کار رو تموم کنم
من باید از " مارگارت " و " بیلی " محافظت کنم
ولی یک چیز دیگه ای هست
علامتی پیدا کردی؟؟
علامت؟؟
اره
پیام، نشونه، هیچی؟؟
" فردی "
ما دوتا جنایتکار مرده داریم
که شبیه یه جفت " چیچارون " به نظر میان و چیچارون : نوعی غذا از گوشت خوک سرخ شده
دنبال یک پیام میگردی؟؟
نه مرد، هیچ پیامی
چرا؟؟
حالا نمیتونم از احساس اینکه
یه چیزی داره میاد فرار کنم
و نمیتونم متوقفش کنم
...من به تو نیاز دارم که کمکم کنی ببینمش
قبل اینکه ضربه بزنه
خدایا
.
هنوز تموم نشدن
تموم نشدن ولی تو گفتی که میشن
فردا
ببین من اونقدر زمان ندارم
وقتم تنگه
چی؟؟
گوش کن
من دارم میرم
اوکی؟؟ بهتره که اینکارو نکنیم
چیزی رو شروع نکنیم که نمیتونیم تمومش کنیم
نیازی نیست که آغاز باشه
اگه تو بخوای میتونه پایان باشه
شاید اگر شرایط متفاوت بود
فردا میبینمت
تا جایی که میتونی سریع باش
این کلید اشتباهه
نه، این یه شاه کلیده
اوکی؟؟ و در یک جهان عالی، برای این کار یک قفل باز کن دارن
خیلی سریعه، ولی اینجا مکزیکه
باید کارمون رو با چیزی که داریم راه بندازیم
ببین ، مثل این
همه چی درمورد سرعت عمله
حالا تو امتحان کن
حداقل گاو صندوقو دیدی؟؟
آره دیدم
" یک امتیاز خوبه " کیت قراره کار کنه
اگر رو همه ی حرکات کار کنیم
باید حرکات رو مرور کنیم - سعی میکنم -
اینیکه از مدرسه ی زیبایی ترک تحصیل کرده، همونی که موهای به هم ریخته داره
اون یک بادیگارد متصل به دی وی دی داره که مواظب جلوی محل کارشه
آره اون " توکایو" هست
" و جمع کننده قراره فردا یک آدم دیگه هم با خودش داشته باشه به اسم " چینو
خیلی عالیه
سورپرایز دیگه ای هم هست؟؟
رافا " میگه اونا اونجا تو سالن زیبایی منتظر میشینن "
تا جمع کننده کارشو بکنه
معذرت میخوام، " رافا " کیه؟؟
رافائل " درموردش بهت گفتم "
آره اون ارتباط من در همه این کاره
ارتباطت؟؟
کتاب های نسخه اصلی خیلی زیاد میخونی نه؟؟
اون قراره مراقب ( نگهبان ) ما باشه
آروم باش، اوکی؟؟ اخرین چیزی که احتیاج دارم یک دهن دیگه اس که از اینجا خون بخوره
این اصلا منطقی نیست
ریچارده
No comments yet. Be the first to leave one.