De første 200 linjer.
همه افراد، سازمانها، مکان ها و حوادث در این سریال، ساختگی میباشند
تمام بازیگران کودک، زیر نظر سرپرست خود بوده اند
خوش اومدید
رئیس منتظرتونن
فایده رفتن به دبیرستان علوم چیه؟
تو انقدر احمقی که حتی تو 10 نفر برتر هم نمیتونی باشی
از این به بعد بیشتر درس میخونم
دیگه شانسی بهت نمیدم
آماده شو برای تحصیل بری آمریکا
پدر
پدر
واقعا نمیخوام برم
میخوام اینجا پیش شما و مادر بمونم
وقتی میگم برو، باید بری
چطور یه آدم قلابی میتونه جوری رفتار کنه انگار بچه خودمه
!قلابی
!قلابی
...اگه
اون روز از نظر روحی رهام نکرده بودی
زندگیم جور دیگه ای پیش می رفت
پدر؟
هی، دو هیوک- !منتظرمون بمون-
!سنگ کاغذ قیچی- قیچی-
!سنگ کاغذ قیچی- قیچی-
وای خدا
...این بی شرف
پسر واقعی بابامه؟
این گدا گشنه بی همه چیز؟
هی، اومدی
چی فهمیدی؟
چرا میخوای درباره مین دو هیوک بدونی؟
!فقط جوابمو بده
تو مدرسه بهتر از همه دعوا میکنه
تو کل منطقه، زورش به همه میچربه
و شایعه شده که یه گانگستر دنبالشه
داری میگی فقط یه لات بی همه چیزه؟
درسته
اما یه روانی تموم عیاره
جوابای آزموناشو میفروشه
جواباشو به نفر اول کلاس میفروشه
و با اون پول به پرداخت شهریه آکادمی برادرش کمک میکنه
کل روز رو تو مدرسه خوابه
نمیدونم کی وقت میکنه درس بخونه
باورنکردنیه
هم خوب دعوا میکنه، هم درسش خوبه
نابغه واقعی که میگن اینه
...مخصوصا وقتی پای ریاضی و فیزیک بیاد وسط
!ببند دیگه، پفیوز
گمشو، پسره دیوث
خداحافظ
...سلام، منشی کو
برای المپیاد فیزیکی که ماه دیگه برگزار میشه ...به جای من
مین دو هیوک رو بفرست
میخوام خودم ببینم کارش چطوره
بپوش اینو- خودت کمتر از من لباس پوشیدی-
نه، بپوشش- تو باید بپوشیش-
وای خدا- امتحانش کن-
!ای خدا
خوشت اومد؟- خوشگله-
سر راه چیزی که دوست داشتی رو گرفتم- چیه؟-
وای خدا، باورم نمیشه
خوب نیست؟
دیگه چی؟
!وای خدا، مامان
...اینو بگیر
و یه چیز خوشمزه بخر باهاش، باشه؟
ممنون
...برنده جایزه بزرگ المپیاد فیزیک
کسی نیست جز شیم جون سوک، دانش آموز سال اولی دبیرستان علوم سئول
ممنون
واقعا این عوضی انقدر خوبه؟
باید از شرش خلاص شم
زیر پام لهش میکنم
تا نتونه نزدیک پدرم بشه
...شنیدم
میخواستید منو ملاقات کنید
بالاخره همدیگه رو دیدیم
...چرا داری به من
نه، چرا داری به گروه سونگ چان حمله می کنی؟
...دلیلش رو باید -❤@moonriverteam_sns ❤-
خودتون متوجه بشین
مربوط به اون دختره، بانگ دامی میشه؟
میخوای انتقام اون دختره رو بگیری؟
دارید نزدیک میشید
پدر واقعی و پدرخونده اون دختر هر دو فوت کردن
پس خانواده نزدیک زیادی نداره
تو چه نسبتی باهاش داری پس؟
کی هستی اصلا؟
به اندازه سابق تیزهوش نیستید دیگه
...یعنی
پیر شدین؟
تاحالا همدیگه رو ملاقات کردیم؟
میدونستم، تا دهن باز نکنم هیچکس خبردار نمیشه
اما همه خیلی باهوش رفتار میکنن
الان چه مرگته دقیقا؟
بزار یه نصیحتی بهتون بکنم
...می دونین
فرق بین یه فرشته و یه شیطان چطور مشخص میشه؟
باید به هردوشون شلیک کنی
!بنگ
!بنگ
وقتی سردرگم بشی که کدومشون فرشته و کدومشون شیطانه
هیچ راهی به جز این راه برات نمیمونه
پدر! یادته اون روز چی شد؟
اون روز تو توی جشن سالگرد بیستمین سالگرد گالری سونگ چان بودی؟
...تو
کی هستی آخه؟
سوال خوبی پرسیدین
من کی هستم؟
سعی کنین بفهمین
...تو
!اوپا، تو دردسر افتادیم
دادستانی داره تمام اموال گالری رو !ضبط میکنه
...فکر کنم فهمیدن که
خانم هونگ مسئول بودجه مخفی گروه سونگ چان بوده
چی؟
!به فنا رفتیم
!جون سوک، اون بی شرف، کل خانواده مونو به فنا داده
...هی
اوپا؟
میتونی حرف بزنی؟
!اوپا
!قربان
!نباید الان بمیرید، نه
!وای خدا
!نمیتونین داخل شین- !وایسین-
نه
اونا اموال شخصی منه
!من با پول خودم از نیویورک خریدمشون
این حکم احضاریه ست
شما هم باید مورد بازجویی قرار بگیرین مدیر شیم می یونگ
من چرا؟
من... واقعا از هیچی خبر ندارم
من فقط کاری که برادرم گفته بود رو انجام دادم
دادستانی داره نقاشی های جعلی ای که گذاشتیم رو ضبط میکنه
به این سرعت فهمیدن که اونا جعلی ان؟
ظاهرا هنوز نمیدونن
اما وقتی آنالیزشون کنن می فهمنن
وقت کم آوردم، به خاطر همین بعضیاشون خیلی خوب درنیومدن
پس این یعنی قراره به جرم دزدیدن نقاشیای واقعی دستگیر شیم؟
عزیزم، نفوس بد نزن
هر اتفاقی بیوفته، میتونیم تقصیرو بندازیم گردن مین دو هیوک و بگیم کار اون بوده
موافقم، کاملا موافقم
کاملا موافق
چیکار می کنین؟
پلیس میتونه پیامامونو بخونه
نباید چون گوشی های یه بار مصرفن دیگه خیالمون راحت باشه
سریع پیاماتونو پاک کنین و از گروه لفت بدین
ما رو نجات بده، ای بودای بخشنده
!به اون دست نزن
ترسوندمت؟
...این اسب
ممنون میشم اگه بهش دست نزنی
...این اسب
تداعی کننده خاطرات ارزشمند بین من و پدرمه
درسته، میتونی اینطور بهش نگاه کنی که یکی از قوانین اینجا زندگی کردن با منه
چشم آقا، دیگه بهش دست نمیزنم
چه دختر گلی، هان نا
درعوض، میزارم فردا با مادرت بری بیرون
واقعا؟
میتونم برم بیرون؟
البته
چون بچه خوبی هستی
خوش بگذرون
ممنون
خیلی رو مخه
مین دو هیوک، تسلیم شو
بریم
!مین دو هیوک! اینجا
یا خدا...هی
...این چیه دیگه
از جات تکون نخور
!عجله کن
!خروجی رو ببندین
!یالا
چی شده؟
هان مونه به مین دو هیوک کمک کرد؟
بله قربان
واقعا؟
باید پنج سال پیش اونو هم با بانگ دامی می کشتم میرفت
...اگه میکشتم، دیگه یانگ جین مو
الکی وقتشو تلف نمیکرد تا دختر اونو زنده نگه داره
و پدر؟
ببخشید؟
منظورتون کیه؟
چت شده، منشی کو؟
فقط چون یه بار پدر صدات کردم
فکر کردی پدر واقعیم شدی؟
نه قربان
رئیس شیم دچار حمله قلبی شدن
و الان تحت درمان هستن
میرم دنبال مین دوهیوک بگردم
نه، ولش کن به حال خودش
به هر حال چیزی جز یه عروسک خیمه شب بازی نیست
الان تنها کسی که مین دوهیوک میتونه ...بهش پناه ببره
!منم، متیو
راسته که مین دو هیوک فرار کرده؟
!صد درصد مطمئنم
از دوست چول وو تو اداره پلیس، شنیدم
چی تو سر مین دو هیوک میگذره که همچین کاری کرده؟
No comments yet. Be the first to leave one.