Totally Completely Fine

Totally Completely Fine

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Totally Completely Fine S01E05 WEBRip AAC5 1 x264-GGWP
En kommentar af AminNazario
💢 امین جلائی 💢 MovieCottage.com

Tags

webrip
web
x264
BRip
Udgivet den: 2023-06-17
Downloads: 29
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫اگر بتونی فقط یه لحظه صبر کنی

‫یه دقیقه دیگه اظهاراتت ‫رو ثبت می‌کنم، عزیزم.

‫هی، ویویان؟

‫چیزی نیست.

‫فقط نفس بکش. نفس بکش.

‫حالا بیخیال. بیا داخل.

‫همین حالا.

‫ویویان.

‫آهای.

‫ویویان.

‫بیا بریم. بیا بریم داخل، باشه؟

‫سلام.

‫سلام. خیلی شرمنده‌ که مزاحم‌تون شدیم.

‫من جیمز هستم و ایشون مادرم، نینا.

‫ما خانواده لویی هستیم.

‫اوه.

‫پلیس بهمون گفت که ‫یه نفر اینجا بوده که...

‫که دوستش بوده؟

‫می‌تونیم باهاش صحبت کنیم؟

‫خیلی بهتون تسلیت می‌گم.

‫اوم...

‫ویویان بود. ‫حالش خوب نیست، متاسفم.

‫فقط شاید زمان بیشتری بخواد...

‫مشکلی نیست.

‫می‌خوام باهاشون صحبت کنم.

‫- به‌نظرم... ‫- می‌خوایم بدونیم چه اتفاقی افتاد.

‫البته که می‌خواید.

‫لبه صخره ایستاده بودم.

‫تازه از جمع خونوادگی برگشته بودم و...

‫صدای خش خش رو از پشت سرم شنیدم.

‫ببینید، باید بدونید

‫روز قبلش، حالش خوب نبود.

‫اون بهم گفت...

‫دنیا داره به سمت نابودی ‫می‌ره و نتونستم قانعش کنم.

‫منم موافق بودم.

‫منم موافق بودم.

‫و من بهش گفتم باید واقعیت رو بپذیره

‫اما من متوجه نشدم...

‫برادرم حالش خوب نبود.

‫مدتی بود که حالش خوب نبود.

‫نمی‌دونستم.

‫خیلی‌ها نمی‌دونستن.

‫چیزهای دهه پنجاهی جالب بود، اما...

‫این روش اون واسه ساده‌ ‫کردن دنیایی بود که نمی‌فهمید.

‫دنیایی که احساس می‌کرد بهش نمی‌خوره.

‫من از مدرسه شبانه‌روزی ‫به خونه می‌اومدم

‫چون فایده‌ای نداشت.

‫اون تو وضعیت خیلی بدی قرار داشت.

‫و هفته پیش فقط کنارش ‫دراز کشیدم و فکر می‌کردم...

‫فقط اگر می‌تونستم...

‫فقط اگر می‌تونستم ذهنتو بخونم.

‫چیزی که می‌شنوی رو بشنوم.

‫شاید منم راجع به چیزهایی ‫که نگرانی، نگران بشم.

‫مامان. مامان!

‫لویی عزیزم!

‫لویی عزیزم!

‫لویی!

‫لویی!

‫برگرد پیشم، لویی!

‫لویی عزیزم.

‫اوه، لویی عزیزم.

‫- بیا مامان. ‫- نه، نه، نه.

‫- بیا. ‫- نمی‌خوام...

‫- نمی‌خوام پسرمو تنها بذارم. ‫- منم نمی‌خوام، مامان.

‫بیا. گرفتمت.

‫لویی.

‫مال اونه.

‫مشکلت چیه؟

‫چرا اون حرف‌ها رو زدی؟

‫چرا اون حرف‌ها رو به پسرم زدی؟

‫چرا؟

‫باید جلوشو می‌گرفتی!

‫چرا جلوشو نگرفتی؟

‫چرا جلوشو نگرفتی؟

‫ویویان.

‫- ویویان؟ ‫- بله؟

‫می‌دونی که تو مقصر نیستی درسته؟

‫اون عزاداره، درد می‌کشه

‫اما می‌دونم که تو خیلی ‫چیزها رو پشت سر گذاشته‌ای

‫پس این چیزها به گونه ‫دیگه‌ای بهت صدمه می‌زنه.

‫کجا می‌ری؟

‫حالم کاملا خوبه.

‫چی؟ چی...

‫- سلام. صبح بخیر. ‫- سلام.

‫اوم

‫انتظار نداشتم ببینمت؟

‫چه خبر؟

‫خبر خاصی نیست. ‫فقط امروز رو مرخصی گرفتم.

‫- تو چطور؟ ‫- عالی. بیا سکس کنیم.

‫گوش کن، این خیلی خوبه

‫اما احتمالا این چند روز ‫واقعا بهت سخت گذشته.

‫و فکر کنم احتمالا یکم زمان ‫می‌خوایم تا هضمش کنیم.

‫و فکر کنم احتمالا یکم زمان بخوای.

‫خیلی خوبه که فکر می‌کنی ‫می‌دونی من چی می‌خوام، دن.

‫اما طبق تجربیاتم این ‫همون چیزیه که می‌خوام.

‫سکس با تو.

‫سکس. ایول.

‫یا فقط می‌تونیم همدیگه رو ببوسیم؟

‫من سکس می‌خوام.

‫یا... یا می‌تونیم همدیگه رو بمالیم؟

‫به‌نظرم گفتی بهم علاقه داری؟

‫این کاریه که افرادی که ‫بهم علاقه دارن انجام می‌دن.

‫- اتاقت کجاست؟ ‫- ما باید... ما باید...

‫خدایا، از نزدیک بیشتر عضله‌ای هستی.

‫من... وقتی مضطرب می‌شم، می‌دوم.

‫واقعا زیبا به‌نظر می‌رسی.

‫تو حتی الان...

‫زیباتر به‌نظر می‌رسی.

‫یه لحظه صبر کن.

‫من بهت علاقه دارم.

‫درسته. به‌نظرم اینو ‫قبلا مطرح کرده بودیم.

‫می‌دونم. من فقط... ‫فکر کردم یه بار دیگه بیانش کنم.

‫محکم‌تر.

‫محکم‌تر.

‫من فقط... من فقط...

‫فکر می‌کنم تو آدم ‫فوق‌العاده‌ای هستی، ویو.

‫و من واقعا خوشحالم که ‫این کار رو با تو انجام می‌دم.

‫- کافیه. دیگه کافیه. ‫- ببخشید؟

‫داری چه غلطی می‌کنی،‌ دن؟

‫- اوم. کار اشتباهی بود... ‫- نه!

‫بهت می‌گم کی باید ‫صورتمو لمس کنی، دیوونه!

‫و چرا این همه چرندیات می‌گی؟

‫اون چیزی نیست که در ‫حال حاضر بهش نیاز دارم.

‫فکر کردم گفتی این دقیقا همون ‫چیزیه که بهش نیاز داری، ویو؟

‫آره، قبل از اینکه بفهمم انگار که داری ‫تو فیلم "دفترچه خاطرات" سکس می‌کنی.

‫ویو!

‫ویویان! وای، مامان!

‫مگه کلاس رقص زومبا نداشتی؟

‫ویویان، چه اتفاقی افتاد؟

‫تو الان...

‫دن خوب بود؟

‫چرا نریم خونه؟ ‫یه چای بخوریم.

‫کار دارم.

‫باشه، خب...

‫منتظرم نمون.

‫خب، فقط امروز قرار بود

‫اثاثیه‌ام رو از جورج بگیریم؟

‫می‌تونم لغوش کنم، مشکلی نیست، ‫اما تو کامیون رو رزرو کردی، خب...

‫خفه شو! شرایط رو درک کن. ‫می‌خوام تنها باشم.

‫کجا داری می‌ری؟

‫کجا داری می‌ری؟

‫گندش بزنن.

‫سلام؟

‫بیا تو! در بازه!

‫داری خونه‌ات رو مثل یه واژن می‌کنی؟

‫تا حالا چندتاش دور و ورت بودن؟

‫منظورتو خوب رسوندی.

‫واسه جشن تولد دوقلوهاست.

‫من این تصمیمات رو گرفتم.

‫زنان الهام‌بخش تاریخ.

‫اوم، آره.

‫هندریکس! جان اینجاست!

‫اومدم.

‫- این چیه؟ ‫- ممه.

‫اینا همه چیه؟

‫اوه! نمی‌دونم. ‫یکم...

‫تدارکات مهمونی،‌شاید؟

‫عزیزم.

‫می‌دونم.

‫اوه، عزیزم، نمی‌تونه این باشه!

‫زنان الهام‌بخش تاریخ؟

‫- متوجه نشدم. ‫- این رویای من واسه به اشتراک گذاشتنه.

‫از زمانی که دخترها به دنیا اومدن

‫می‌خواستم اینو از ‫تو کیف بیرون بیارم.

‫- پس سه سال؟ ‫- آه، این چیزه...

‫اگرچه خیلی خیلی پیچیده‌ست.

‫نیاز به تحقیقات زیادی داره

‫کلی جناس.

‫مطمئنی وقت داری؟

‫آره، البته.

‫- جدی؟ ‫- آره، آره، آره.

‫همیشه تو کارهای جشن تولد رو ‫انجا می‌دی و دخترها خوششون میاد.

‫پس شما پسرها برید و خوش بگذرونید.

‫تو بهترینی. اون بهترینه.

‫خیلی‌‌خب، دیگه مزاحمت نمی‌شیم.

‫خیلی‌خب، خداحافظ. اوه!

‫ای وای.

‫- خداحافظ! ‫- باشه.

‫بزن بریم!

‫خب، اوم، واسه گلف آماده‌‌ای، رفیق؟

‫- آره. حتما... رفیق. ‫- آره.

‫آره. آره. آره.

‫مـوـوی کــاتـــیــج

‫خب بهش زنگ بزن.

‫سلام، شما با ویویان تماس گرفته‌اید. ‫به‌نظرم یه پیغام بذارید.

‫اما کسی بهشون گوش نمی‌ده.

‫دن؟

‫احتمالا اونجا نباشی،‌اما...

‫اگر هستی...

‫اولین تجربه‌ام تو اتاق استراحت

‫یه رستوران یونانی بود.

‫اسمش الیاس بود.

‫چشم‌های زیبایی داشت و ‫یه بندآویز گردنی داشت.

‫من یه چیزی واسه بندآویز گردنی دارم.

‫به‌نظرم سطح مشخصی ‫از شایستگی رو نشون می‌ده.

‫در حین انجامش، سریال ‫داوسونز کریک رو دیدیم و ...

‫قبل از اینکه تیتراژ تموم ‫بشه، کارمون تموم شد.

‫گریه کردم چون درد داشت

‫خب اون یکم نون پیتا ‫بهم داد تا ببرم خونه.

‫به هر حال...

Totally Completely Fine subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left