De første 194 linjer.
آنچه گذشت...
من پول نمیبینم
من نمیخوام بمیرم من نمیخوام بمیرم
اون با منه بهتره این گنده کاری رو درست کنی
اون پیش ما میمونه
تو و مامان دلال موادت؟
میتونید تا وقتی برای اینجا یه مشتری پیدا میشه اینجا بمونید
بگو هر ماه باید ۱۰ هزار دلار به حسابم بریزه
کی برمیگردی؟
هر وقت فرانسی پول رو نریزه
سلام
شماها دارید میرید رنمار؟
داونپورت..ایاوا
اونجا هم نزدیکه
دوستای اندی به کشور ما خوش اومدید
امیدوارم اینجا بمونید
برای چی تو خونه مایی آقای ویلسون؟
خانواده ات کجان؟
خانواده ام منو ترک کردن رفیق زندگی من تو توالت خلاصه میشه
از خودم بدم میاد حالا راضی شدی؟
این کار جدیدته تو مدیر اینجا میشی
میخوای این همه بهم پول بدی تا یه فروشگاه لباس برات بچرخونم؟
من یه کار معمولی و کسل کننده پیدا کردم
فکر کنم برای مدت زیادی باید اونکارو بکنم
اون تو نرو...باشه؟
جای تو نیست
این دیگه چیه؟
نمیفهمم چی میگی
سزار ... بهش بگو منو میشناسی
من فقط میخوام برم
میشه دستم رو ول کنی؟
چرا اینطوری با من رفتار میکنی
من اون بالا دارم کار میکنم
اینجا امریکاست من حقوق شهروندی دارم
همه کاره اون کت شلواریه بود؟
ربیس بزرگ اون بود؟
بهتره هرچی امروز دیدی رو فراموش کنی
حالا برو بالا... مغازه ات رو تعطیل کن برو خونه ات... تو هیچی ندیدی
منظورت هیچکسه دیگه
درسته
ممکنه بشکنیش من اونا رو یه دلار میتونم بفروشم
اینا رو که کسی نمیخره
دست به چیزی نزن
همه اینا رو میشه فروخت
شوخیت گرفته؟ دورت رو نگاه کن
هی...ما عکسهای جودا رو نمیفروشیم
عکس ها رو نمیفروشیم فقط قابش رو برمیداریم
باشه
اون اهنی رونه
یا این چوبیه یا این یکی
میشه به منم پیپ بدی؟
فکر کنم پیپ بهم میاد
چهار دلار
چهار دلار؟ چقدر گرون
من اینا رو نگه میدارم
شما همتون غارت گرید
اره... غارت گر
گه نخور گه نخور
گه نخور گه نخور
اگه همتون بخواید یه چیزی نگه دارید هیچی برای فروش نمیمونه
تو چیزی نمیخوای نگه داری؟ نه
به جز این جعبه سیگار میتونم خاکستر جسدم رو توش بریزم
چقدر اینده نگری پسر
یهودی ها رو نمیشه سوزوند ولی من یهودی نیستم
بالاخره یکی از والدینت یهودی اند
اسکرپ؟
روفس؟ لوسی؟
غلاده سگ
هر کدوم ۵ دلار
خدای من بوبی
اون یارو دیشب تونستی باهاش کنار بیای؟
بیخیال من از اسیایی ها متنفرم
همش کثافت میگفت تخفیف بده
ولی خوب کردم تو پاچش
شب تو چطور بود؟
من جایی رفتم که کسی رو ندیدم
داری هذیون میگی
قهوه لازم داری اره
سلام
یه مکزیکی با یه تفنگ
اون شبیه...
گودال میمونه
خیلی کارت اینجا طول میکشه؟
باشه...پس خیلی طول میکشه
خب... من نانسی هستم
سیلیا
ایگناسیو
ایگناسیو از ملاقاتت خوشوقتم
ما میریم مغازه رو باز کنیم
قهوه نمیخوری؟ میخوام برم قهوه بگیرم
قهوه داری باشه پس
فعلا خداحافظ برو بیرون
نانسی سیلیا
یه سوراخ کف زمین بود میدونم
تو اون سوراخ چیه؟ مکزیکی ها
تو نباید بری تو اون سوراخ
چون وقتی بری اونجا
برگشتت دست خودت نیست
خواست جمع باشه
نزدیک اون سوراخ نرو
اون یارو؟ تو اونو میشناسی؟
من مستقیم رفتم خونه کسی رو ندیدم
من با همچین ادمهایی رابطه ندارم
هی داونپورت
اره... برو
کون یوگا بری یوگا کونت اونجوری میشه
اون خالکوبی رو نگاه کن مثل تمبر میمونه
به نظر که خیلی سکسیه
دستاش مثل مدونا میمونه به نظرت اینم سکسیه؟
به زن های سفید پوست نمیاد
داگ... تو باید یه خانم پیدا کنی بری باهاش زندگی کنی
باید یه جوری پول دربیارم اره
باید قاچاق کنیم
اون یارو که این مکزیکی ها رو میاورد اینور مرز یه عوضی بود
و کلی ازشون پول میگرفت
به نظر ما اینجا فرصت خیلی خوبی داریم داگ
میتونیم قاچاقچی های مهربون و بخشنده ای بشیم
به مهاجرها اب و غذا میدیم
اینو میتونیم بکنیم شعارمون
جدی میگم
یه اسیایی به سینه گنده
چی میخوری؟ مگه اینجا بستنی هم میفروشن؟
ازش خوشم میاد ازم خوشت میاد
فکر کنم باید بزنیم تو قاچاق ادم
بذار دربارش فکر کنم اما من از مکزیکی ها خوشم نمیاد
خب.. دربارش فکر کن درآمدش خوبه
دربارش فکر میکن
این شلوارها خیلی خوب اند کش میان
اینم از بالش شکم
این پشتی برای چندماهگیه؟
فکر کنم برای شش ماهگی باشه
خدای من اره
کونت هم دست کمی از شکمت نداره
سلام سلام؟
تو به سلام نمیکنی
برام دردسر درست کردی یه جایی که نباید میرفتی رفتی
نمیدونستم
وقتی اوردیم اینجا گفتی اونجا سالن اصلیه اینجا هم اتاق پشتیه
باید میگفتی اینجا تونل مکزیکی هاست
اما هیچی دربارش نگفتی
برو سرکارت برو به خانمهای حامله لبخند بزن
این کلی مواده
خب کارمون همینه
با اون یارو که کت شلوار داشت مشکل پیدا نکردی؟
اون یارو کت شلواریه کیه؟
تو یاروی کت شلواری ندیدی
باشه... همون آقایی که ندیدمش مثلا چیکار میتونه بکنه؟
هنوز نمیدونم
اما هر بلایی سر من بیاد بدترش سر تو میاد
طوری که زمین و زمان مثل بارون برات گریه میکنند
حالا برگرد سرکارت
میرم یه چتر میخرم
سر در نمیارم چرا اومدی اینجایی
ایزابل
سلام خانم باتوین
تو حتی از من خوشت نمیاد
درسته... خوشم نمیاد
ببین چقدر دیگه بدبخت شدم
اومدم التماست میکنم که باهات زندگی کنم
من دیگه نمیتونم
همسایه بغلی مون یه پا داره
من جایی برای تو ندارم
من همش رو صندلی میخوام بابا هم همش داره ماریجوانا میکشه
این اولین باره که بعد از چند هفته از هتل اومدم بیرون
اون قاطی کرده
تازه میخواد جمع کنه بره میشیگان
میخوای بری میشیگان؟
پدر میخواد بره دیترویت از وکیل جنایتکارها بشه
اونجا همه خلاف کار و تبهکار اند
راحت میتونه کار پیدا کنه
داری اغراق میکنی
اونجا شهر قشنگیه میتونی کلی خوش بگذرونی
شنیدم اونجا یه دریاچه خوب داره
کانادا هم به اونجا نزدیگه
ببین...برگرد پیش پدرت
پول قطارت رو بهت میدم
اونجا به دریا هم نزدیکه
خواهش میکنم برای یه بار هم تو زندگیت یه ادم خودخواه عوضی نباش
نجاتم بده
من یه مشتری دارم
شلوار رو میخرم خوبه
شلوار رو بخر و بعدش که بچه دار شدی
میفهمی بچه ات میاد تحقیرت میکنه و جلوی همه بهت میگه خودخواه عوضی
بیا... یه کوپن بگیر
نگاهش کن
لباس رسمی پوشیدی الان خریدمش
میبینم دندونت رو درست کردی میخوای حال کنیم؟
سکس با تو زندگیم رو خراب کرد
ولی سکس ها خیلی حال داد مگه نه؟
بد نبود بهترین بود
واقعا؟ فوق العاده بود
چه بد
من تنهام منم همینطور
فکر کنم داشتم عادت میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.