De første 200 linjer.
در لس آنجلس یک دختر _ به نام کرستن کلارک زندگی می کند
کریستین یک هدیه بسیار خاص است.
کامرون: این هدیه بیشتر از لعنت است. کریستین هیچ وقت حس نمی کند.
اینا مغزن؟
کامیل: بدترین هم اتاقی همیشه
لینوس: به دلیل شرایطش، کریستین در حالتی از
دائمی زندگی می کند...
مگی: یک روز کریستین یک زن با نام مگی را ملاقات کرد،
که او را برای برنامه دولتی مخفی استخدام کرد.
ما چیزی را انجام می دهیم که بهش میگن استچینگ
ما یک آگاهی زنده را می گیریم و آن را به مغز دیگران می اندازیم.
لینوس: یک مرده کشته شده شخص دیگری مرده است
کامرون: در داخل ما حافظه شخص را هک می کنیم
برای فهمیدن نحوه مرگش
و این همیشه خیلی وحشتناکه.
مگی: ما مرده ها را صدا می زنیم،
و در این فرایند، ما برخی از جنایات بسیار جدی را حل می کنیم.
کریستین استیچر کاملیه
کامرون: اما او یک تن از اسرار تاریک از گذشته خود داشته است،
بسیاری از آن حتی او نمی داند
لینوس: که در واقع نوعی افسون است...
کامیل: از آنجا که برای یک دختر که در خاطرات مرده ها زندگی می کند...
کامرون: کریستین مطمئنا ارواح زیادی دارد.
کامیل؟
دوست پسر جدید، کامیل؟ تلاش خوبی بود.
باور نکردنی
فکر میکردم اگه همه جا رو تاریک کنم تو می افتی روی این
به شما گفتم من نمی ترسم
نا امیدم کردی . زد
من نمی توانم منتظر بمانم تا این مکان به حالت عادی برگردد.
بنظرت خسته کننده س ؟ جدی ؟ تو قتل ها را بررسی می کنی
با سیخونک کردن خاطرات مرده ها
چطور می توانی هالووین را دوست نداشته باشی؟
این به من یادآوری می کنه من گرسنه مه.
تو هم تو این مهمونی هستی
حداقل امسال من را دعوت کردی
من پارسال باهات خیلی دوست نبودم
چه؟ من نه.
نظرت چیه؟
خود خود مرگه؟
دو روز جلو تری
میخوام همه چیز رو تست کنم
گاو؟ واقعا؟
این رو بچه ها کار می کنه
- این یانکه - این ترسناکه.
شما جای دیگری برای مهمونی خود پیدا کنید.
خب، میدونی، من یه فکرائی داشتم
نه، نمی تونید از خانه مون استفاده کنید.
آره،حق با توئه خیلی کوچکه
این به اندازه کافی ترسناک نیست، حتی با تو.
کی اینو تو اطاق استراحت جا گذاشته ؟
- مال منه - صبحانه قهرمانا؟
- به سختی - چی تو ذرت دیدی ؟
ذرت تو تاکسی. نه چیپس ذرت . بیارش
چس فیل، پودر ذرت، ذرت کلوچه؟ من همه شو پایه ام
ولی ذرت شکلاتی ؟ این دیگه آخرشه
اون بالاشو بخون
- "شربت ذرت." - متشکرم.
- پس چی کار میکنی؟ - من نمی دانم.
کامیل محل برگزاری هالووین بزرگ هفتگی فردا شب را از دست داد.
"کابوس در خیابان کامیل"؟
آره، میدونی ؟ یه خونه شبح زده بزرگ من اغلب میرفتم کلرادو
خوب، این خیلی دورتره از یه چیز وحشتناک، مهمانی.
از چیزای عجیب گفتی .یه نمونه تازه داریم
دون لاندری 20 ساله دانشجو در دانشگاه آرچر.
اونو آویزون از درخت خونه ش پیدا کردن خودکوشی کرده
یه یادداشت گذاشته که از کارش پشیمونه - کدوم کار -
ما فکر می کنیم که اون تو ناپدید شدن کالی مارینو دست داشته
اون هم دانشجو دانشگاه آرچر بود
و در یک آشپزخانه در نزدیکی پردیس کار میکرد.
دو روز پیش گم میشه.
آه، من تو اخبار دیدم.
او و دون چندین کلاس با هم داشتن،
و توی یادداشتش اظهار ندامت کرده
- ممکنه دزدیده باشدش؟ - یا بدتر
مگی: پلیس الان داره خانه دون رو میگرده.
اون چند ساله ازموقعی که پدر مادرش مردن اونجا تنها زندگی میکرد
چون چیز غیر عدی اینجا نیست
ما باید بدونیم که اگر اون مسئول ناپدید شدن کلی ه،
ما اگه شانس بیاریم اونو پیدا میکنیم . زنده
دختر گمشده احتمالآ قتل
هالووین مبارک
نورها 20% من یه برو یا نرو برای سینک عصبی استیچ لازم دارم
- علمی حیاتی؟ - برو
- زیر زیستی؟ - برو
- مهندسی؟ - برو
- ارتباطات - برو
- پزشکی؟ - برو
چک کن یک دو. یک دو.
- صدامو داری، ملکه جیغ جیغو؟ - آماده.
خوب. با علامت من استیچ سینک عصبی رو شروع می کنیم
سه، دو، یک... جانی اینجاست!
و ...شروع
من در غذا خوری هستم
دون داره کیل رو نگاه میکنه
فقط تماشاش میکنه؟
چیز دیگه ای نمیخواید؟
نه، نه، ممنون
هر وقت کار داشتی صدام کن
..هی . میگم آزمایش
اونروز خیلی سخت بود.نه؟
من فکر کنم دوستش داره اما دست و پاش رو گم کرده
کامرون، لنگه خودته.
- ما با هم همکلاسیم - آه، راستی؟
- آره - بله، آزمایشگاه کشنده بود.
....آره، من
آه، بفرما
خوب، پس
روز خوبی داشته باشی - تو هم -
مطمئن نیستم که من الان کجام،
اما دون پیش یه بدن مرده است.
آه، خدا!
آیا کلیه؟
نمی دونم من یه جای دیگه ام
من... فکر می کنم اتاق خواب دونه
برا چی این کارای بدو میکنی ؟
داره با خودش حرف میزنه
باید بس کنی
فقط ولش کن
هی دارم
برگشتم غذاخوری
کللی درو قفل میکنه
دون دوباره داره نگاش میکنه - کسی دیگری اون اطراف نیست؟ -
هیچ شاهدی - نه. -
چرا سعی نمیکنید منو متوقف کنید
دارم میام بیرون
وقت داشتی . چرا پریدی بیرون ؟
دون به من نگاه کرد و با من صحبت کرد.
صبر کن ببینم
مرده با تو توی حافظه اش صحبت کرد؟
آره، آره، او گفت که من چرا سعی نمیکنیم متوقفش کنیم.
و بعدش کللی رو گرفت.
!ملت . هرکی وحشت زده شده بگه "من". من
اون یه انحراف حافظه فانتومیک بود
بله. البته.، این یک است.(PMA)
میشه به زبون آدمیزاد بگید
شبح حافظه . یه جور انحراف
اون چیزی که دیدی واقعآ اتفاق نیفتاده
اون به اون چیز فکر کرده و تو حافظه ش مونده
و تو مغزش بظور مستقیم رمزگذاری شده
کامرون:و وقتی تو اونو دیدی ظاهر شده. - شاید. -
خیلی خوب . دقت کن تو گفتی اونو گرفت
میتونی بگی کشتش یا نه ؟
نه
جنازه توی اطاق - نمیدونم شاید کللی بوده -
من حتی نمی توانم بگم که کجا بود.
خانه دون؟ - پلیس قبل از همه اونجا بود. آنها چیزی پیدا نکردند. -
خوب، شاید چیزی از دستشون در رفته
زنگ میزنم به فیشر و یه کپی از گزارش اولیه رو میگیرم
تو این فاصله شما همه چیزو چک کنیئ
لینوس: وای! - یا همه اماما -
کامرون:چیزی که براش بهبه میکنید یه کپه کابوسهای قدیمیه
در مورد جای مناسب برای مهمونی هالووین حرف میزنم
جدی؟ مثل اینکه کلی کار داریم
منم دارم کار میکنم. نگاه کنید، با توجه به سوابق عمومی،
اینجا کامل پولش به صاحبش پرداخت شده
و با مرگ دون اینجا عمومی محسوب میشه
تمام عوارض و هزینه هاش به دولت پرداخت شده
خوب، که چی ؟ - بنابراین، در دسترس مونه -
کامرون: یه دختر گم شده تو نمیتونی تو خونه ربایندش مهمونی بگیری
چرا؟ - چون هر جوری حساب کنی اشتباهه -
من فکر کنم اینجا یک منطقه خاکستریه یه کم اینکار جسورانه س
چیزائی رو که اینجا میبینی با چیزی که تو استیچ دیدی مطابقت داره ؟
نه
یکی تو خونه س
من چیزی ندیدم
من دیدم
سلام
برا شما عجیب نیست که این در قفل نیست ؟
آیا باید نگران باشیم؟
اول سوال دوم رو جواب بده
کریستین، پلیس اینجا رو کامل گشته
من یک نفر رو تو طبقه بالا دیدم
و....میره بالا
میگم اینجا یه جوری نیست ؟
آره منم احساس تو رو دارم حتی اگه خبری نباشه
در مورد قتل و آدم ربایی
سلام
کسی نیست
خیلی خوب . علامت مهمونی میاد اینجا زد زامبی هم میره اونجا
هنوز اشتباهه . زیرزمینو بگردیم
برای چه؟ - جنازه -
چرا خودت زیرزمین رو نمیگردی ؟
آره چرا خودت چندش آورترین زیرزمین جهان رو نمیگردی
میخواستم
ولی..باید برم بالا
عالی شد
فکر کردم کسی رو دیدم
فقط پرده بوده - آره من حدس می زنم -
میای ؟
یه چیزی احساس نمیکنی
احساس چی ؟؟
مثل...یه حضور
چ..چجور خضوری
یکی داره نگامون میکنه
من طبقه پایین رو گشتم
هیچکی اونجا نبود گرفتی . هیچکی
بیخیال . دارم تیکه میام
هیچ کس اینجا نیست
پس، یه خانه خالیه
No comments yet. Be the first to leave one.