The Barefoot Contessa

The Barefoot Contessa

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

The Barefoot Contessa 23 976 FPS Blu-ray
En kommentar af RAMINO
هماهنگ با نسخه ی هشت گیگی مترجم:DR @COFE_30NAMA تنظیم

Tags

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
Udgivet den: 2018-01-18
Downloads: 66
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

DRترجمه از

بگمانم وقتي بيشتر عمرتو تو يه حرفه صرف ميکني

مدام نگاهتو از نظر شغلي گسترش ميدي

بنابراين امکان داره که از خطاي من چشم پوشي کنيد

وقتي براي اولين بار ازون صبح به فکر فرو رفتم

براي اينکه خودم رو جزئي از ايده يک نمايش پيدا کردم

جزئي از تنظيمات و آرايش صحنه

حتي نور پردازي مراسم تدفين ماريا هم

دقيقاً اون چيزايي بودند که خواسته او بود

اسم من"هري داوس"است

من نويسنده و کارگردان سينما بوده ام

براي مدتها از وقتيکه يادم مياد

ميخوام به گذشته برگردم به زمانيکه در سينما بودم

و در هر دوجنبه نقشي داشتم و گاهي يک نقش داشتم

و بعضي اوقات هم اصلاً نقشي نداشتم

من سه تا از فيلمهايي رو که"مارياداماتا"در اون نقش داشتو نوشتمو کارگرداني کردم

از آغاز گمنامي تا پايان کار حرفه ايي او

من اون رو نوشتم و کارگرداني کردم

فيلمي که روي صحنه بردم

براستي نقش من در اون لحظات چي بود؟

بخشي از مقدرات يا عصيانها

يا فقط کسيکه خلاصه ايي از همه زندگي او را مينوشت و کارگرداني ميکرد

خلاصه اي که براي همه مهم بود

به هر حال حالا اينجا ايستادم

در نيمه راه هاليوود و باغي

در يک قبرستان کوچک نزديک شهر راپالوي ايتاليا

در حال تماشا کردن کسانيکه دارند کنتس تورلاتو-فاوريني رو به خاک ميسپارند

در زميني که بيشتر از6ماه صداي اورا نشنيده بود

همراه يک مجسمه سنگي به نشانه يادگاري از او

روزگار هر از گاهي اينطور رفتار ميکند

گويي صحنه هايي بدتر از اين هم ديده است

وقتيکه همه اوضاع رو به روال است

از شکل گيري،تا ادامه يافتن و پايان پذيرفتن

از لحظه ظهور تا زمان افول

در جايي که من ديگر نقشي نداشتم در نمايش کنتسي که هرگز کنتس نبود

زني که حتي بعنوان ستاره سينما با نام ماريا داماتا شناخته نشد

اسم اون ماريا وارگاس بود جاييکه جرقه آشنايي ما زده شد

در کلاب شبانه ايي در مادريد اسپانيا ميرقصيد

Olé!

Olé!

و چنين بود که دست بر قضا3سال پيش به مادريد آمديم

به کلاب شبانه ايي نه چندان با کلاس براي ديدن رقص ماريا وارگاس

اجازه بديد خودمون رو به شما معرفي کنم

مردي با صورتي کودکانه و چشماني مضطرب

يا همان اُسکار مالدن هميشگي

کسيکه داراي روابط عمومي است و اين ميتونه خيلي معنيها داشته باشه

مردي گسسته از مردم و کاملاً غير اجتماعي

بانوي بلوندي که ساخته پرداخته هاليوود بود

بانوي خوشگذراني به نام مارنا

و من نه در حد خيلي عالي يک نويسنده و گاهي کارگردان بودم

ما همگي در استخدام"کرک ادواردز"بوديم

با کرک ادواردز آشنا بشيد

حتماً از خودتون ميپرسيد اون چجور آدميه

يک نابغه وال استريت که از خيابونهاي نيويورک سر برآورد

کسيکه از طبقات پست بالا آمد ولي هرگز ازون رها نشد

بابت کرک ادواردز احساس تأسف نکنيد

مگر اينکه روانپزشک مشتاقي باشيد

کرک بعنوان اولين تجربه اش مشغول تهيه کردن فيلم بود

او به اندازه ايي با خلّاقيت وجه اشتراک داشت

که من با فيزيک هسته ايي دارم

خُب،ما در جستجوي يک چهره جديد بوديم

يک پديده،چيزي که بهش ميگن استعداد همراه با جذابيّت

با استانداردترين پرواز تمام مسير رو به سمت مادريد طي کردن،براي يافتن چهره ايي جديد

کار پردردسري به نظر ميرسه

اما من تهيه کننده هايي رو ديده ام که سفرهاي بسياري کرده اند

براي صيد اون شاه ماهي خيالي

!هي...هِم،هي،مَک

بله قربان

چرا گروه موزيک نميزنه؟

...اوه،خواهش ميکنم،نفهميدم اون آقا

آقا نه،خانم بترکي،تو الان تو اسپانيا يي

بانو،اسمش چيه...ماريا وارگاس ايشون ديگه نميرقصند

نه ديگه قربان

منظورتون اينکه اون فقط يکبار ميرقصه،بعد تموم ديگه؟

بله قربان فقط يکبار بعد تمومه ديگه

خُب امکان داره يکبار ديگه برقصن فقط براي امشب،ها؟

اون ديگه نميرقصه فقط يکبار و نه بيشتر

چرا مجبورش نميکني بازم برقصه تو رئيسشي،مگه نه؟

اون ماريا وارگاسه،رئيس نداره ماريا وارگاس

خنده داره،هميشه دلمشولي منه زنيکه هم کارفرماست هم مجري ترانه اش رو بخون اُسکار

اُسکار،دعوتش کن به ميز

خيلي متأسفم قربان اما بانو وارگاس

سر ميز با مهمونا نمينشينند

خُب،مطمئنم شما توجه نکرديد

آقاي کرک ادواردز فقط يک مهمان معمولي نيستند

همينطوره،اما گفتم اين براي بانو وارگاس امکان پذير نيست

خُب،شايد فقط اين يکبار بخاطر آقاي کرک ادواردز

ميتوني براي قانونت استثناء قائل بشي

ولي اين قانون من نيست اين قانون بانو وارگاس است

متأسفم،خانمها و آقايون منو ببخشيد معذرت ميخوام

اُسکار،برو بيارش

همين الان با هم برميگرديم

تو اين سفر خيلي حرف نزدي،هري

حدّاقل براي سرگرم شدن روي تو حساب ميکردم

کمي از شهرتتون برامون بگيد

شايد مسافرت با قطار يک مرد رو خسته ميکنه

شايد

اُسکار به ويسکيش لب نزده

نه ممنونم چند وقته (به مشروب)لب نزدي؟

سه شنبه هفته بعد ميشه5ماه اين ميتونه براي تو درسي باشه،مارنا

هيچوقت براي عوض شدن دير نيست

من هنوز وقت دارم

درسته که تو اصلاً مشروب نميخوري،کرک

و من خوب ميدونم که اين بهترين دليل براي به حرف کشوندن ديگرونه

ميخواي بدوني وقتي به خدمت تو دراومدم چرا با قطار سفر کردم؟

براي اينکه نميخواستم وقتي ميلم به مشروب ميکشه کنارم باشي

اولين چيزي که ميدونم اينه که تو ممکنه روحم رو بخري

کسي نميتونه روح آدمارو بخره روح انسانها متعلّق به خداست

به اسپانيايي به شامپاين چي ميگن؟ وايسا تا اُسکار برگرده

نه هميشه،کرک بعضي اوقات اين مسئله مثل يه نزاعه

فاوست(دانشمند آلماني) رو بياد داريد؟ گمان نميکنم بخاطر بيارم

فاوست يجورايي شبيه تو بود،کرک

غير ازينکه،او به اندازه تمام ثروت دنيا

از دانش برخوردار بود

اما اون هرگز يک چيزي رو ندونست

درست مثل تو يک لحظه شادي واقعي داشتن

پس اون معامله ايي با شيطان کرد روحش رو به شيطان فروخت

براي بازگرداندن اون يک لحظه شادي واقعي

چطور اينکارو کرد؟

خُب،خداوند براي روح فاوست با شيطان جنگيد

اون جنگ پاياني بود

بيشتر مردم فکر ميکنند خدا برنده شد

شخصاً هميشه فکر ميکنم آن پايان دادن به يک کشمکش است

بنظرم داستان چرنديه

هيچ آدمي با اونهمه پول و دانش

نميتونسته شاد نباشه

دقيقاً اون يه داستان اَحمقانه ست

کرک،ميتوني تصور کني در شرايطي مثل اون وجود داشتي؟

الان خدا رو هم بنده نبود بدتر از بدتر ميشد

زنيکه مسته به اندازه کافي شرير است

اما من شرارتهاي يک زن و تکفير خداوند رو تحمل نميکنم

حالا ازينجا برو همين حالا،بيرون

اينجا مادريد اسپانياست نه خيابون"سانست بولوارد"هاليوود

حواستون هست،ما از روم با هواپيماي شخصيتون به اينجا اومديم؟

پس بزار خودش راه برگشتشو پيدا کنه

اينجا بايد هواپيماها،قطارها و اتوبوسهاي ديگه ايي هم باشه،يه خورده پول بهش بده

اون لباسشو عوض کرده؟ پس چرا با خودت نياورديش؟

او با مشتريها همنشين نميشه باهاش حرف زدي؟

از ميون در در رو نيمه باز کرد

اون تنها موجود درست و حسابي توي رومه انگليسيش هم بد نيست

درباره اون موضوع بهش گفتي؟ او ميدونست،شماهارو ميشناخت

او با مشتريها سر ميز نمي نشينه

يکي از پيشخدمتا به من گفت که اون محبوبيتشو بخاطر کناره گيري از مردم بدست آورده

فکر نميکني اين يکبارو خودت بايد بري؟

اينبار من از تو ميخوام بري

متأسفم،قراردادم و ضوابط شغليم

منو ايجاب ميکنه که خدماتم رو به شما بعنوان نويسنده و کارگردان ارائه بدم

من ملزم به انجام مسائل مربوط به روابط عموي...شما نيستم

ببين،او کسيه که کانديد کريستوفر آوارده

يک مست سابق که آبروش جلوي نيمي از

جماعت کارگردانان هنري ريخته است

خفه شو،اُسکار

خُب،اين زمان خيلي خوبيه که يکبار براي هميشه

روابطمون رو رُک و بي پرده کنيم

شما براي من کار ميکنيد.منهم بهتون پول ميدم اين براي من يک معني داره

چه شما يک کارگردان باشيد،چه سرايدار تشکيلات من

من رئيس شما هستم

همچنين آنقدر قدرت و اختيار دارم

که همين الان تمام اين پروژه رو بخوابونم

تصفيه شما رو ميدم و حذفتون ميکنم

اگر چه دولت بيشتر اون مبلغ رو ميپردازه

با کمک اُسکار هم ميتونم بذارم اين مسئله اينطور افشا بشه

که فيلمنامه شما فاقد ارزش فيلمبرداري بود

و اين شما بوديد که صلاحيّت ساختن فيلم رو نداشتيد

احتمالاً شما صحنه رو ترک کرديد.کي ميفهمه؟

به هر حال اتحاديه هاي فيلمسازي شمارو نميخواهند

و اگر من نتوانم به عنوان فردي مستقل و متنفذ از عهده شما بر بيام،کي ميتونه؟

همه اينها فقط براي ملاقات يک چهره جديد

همه اينها فقط بخاطر اينکه من ميخواهم آنچه را که من ميگويم انجام بدهي

وقتيکه من به تو بگم حتي اگر آن برداشتن کلاهم باشد

اُسکار،براي برگشتن به رم يه مقدار پول به من بده

بقيه راهو بديهه سازي ميکنم

هري،چرا تو هم نمياي؟

ممکنه تو هم اين مسئله رو با ويسکي حل کني و ديگه نگران روحت نباشي

تو ميبايست روحتو خيلي وقت پيش تو چند پيشنمايش باخته باشي

...اِمم

بانو وارگاس؟

متشکرم

بانو،پاهاي عريانتون خودنمايي ميکنند

خُب،من اسپانيايي بلد نيستم شما انگليسي

بنابر اين تنها راهي که ما ميتونيم ...بهبود ببخشيم به

من نگفتم بياييد تو شما نگفتيد بيرون بمونم

در واقع شما هيچي نگفتيد هيچي

انگليسيتون خيلي خوبه

اون را کجا ياد گرفتيد؟

اين مرد،پسر عموي منه اين مرد،پسر عموي شماست

شما هم مثل اون مرد که صورتش خيس از عرق بود به همان دليل آمديد ؟

بله،اما همونطور که ميبينيد صورتم عرق نکرده

آقاي ادواردز فکر ميکرد ممکنه ...من شما را متقاعد بکنم

من با مشتريها قاطي نميشم

غير از پسر عمويتان؟

مرد خيس از عرق خوش برخوردتر بود

نه واقعاً.ميدوني آقاي کِرک ادوارد کيه؟

ازش شنيدم او مالک"وال استريت"است

اين درسته،اگر چه به تازه گي تصميم گرفته فيلم توليد کنه

و براي اين منظور هم حاظره کاليفرنيا رو بخره

و حلا قصد داره من رو بخره؟ نه دقيقاً

آقاي کرک ادوارد دنبال يه کسي ميگرده...شبيه شما

براي بازي کردن در اولين توليد سينماييش

و درين مورد ميخواد با شما صحبت کنه

More Farsi Persian subtitles for The Barefoot Contessa

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left