Alice in Borderland

Alice in Borderland (今際の国のアリス)

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

Alice in Borderland S02E07 JAPANESE WEBRip x264-ION10
Alice in Borderland S02E07 DUBBED WEBRip x264-ION10
Alice in Borderland S02E07 JAPANESE 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Alice in Borderland S02E07 JAPANESE 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Alice in Borderland S02E07 JAPANESE 2160p NF WEB-DL x265 10bit SDR DDP5 1-DONUTS
Alice in Borderland S02E07 DUBBED WEBRip x265-ION265
Alice in Borderland S02E07 JAPANESE WEBRip x265-ION265
Alice in Borderland S02E07 DUBBED 1080p WEBRip x265-RARBG
Alice in Borderland S02E07 JAPANESE 1080p WEBRip x265-RARBG
En kommentar af Prolator
█⫸ پرولیــــــــــتور | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
TS
Udgivet den: 2022-12-22
Downloads: 102
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 147 linjer.

‫خواهش می‌کنم

‫عرضه خودکشی هم نداشتی، نه؟

‫منو بکش...

‫خواهش می‌کنم

‫حتما با خودت گفتی ‫من خوشحال میشم جونت رو بگیرم

‫اشتباه کردی!

‫می‌خوام تا وقتی می‌میری...

‫زجر بکشی

‫تا لحظه آخر عمرم ازم متنفر خواهند بود

‫و با سربلندی به جهنم خواهم رفت

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫«آلیس در سرزمین مرزی» ‫

‫«سطح دشواری، بی‌بی پیک»

‫«هدف‌گیری»

‫«بازی: هدف‌گیری»

‫«لطفا تا شروع بازی منتظر بمانید»

‫فکر کردی من مردم

‫عمرا

‫تو جون‌سختی، آن ‫برای همین مطمئن بودم دوباره همدیگه رو می‌بینیم

‫جون‌سخت، ها؟

‫راستش رو بخوای، کم کم داشت باورم میشد ‫منتظر موندن برای مرگ آسون‌تره

‫منم همینطور

‫اما الان اینجاییم

‫آره

‫بازی‌های گشنیز، بازی‌های تیمی هستن

‫حالا که دوتامون باهم هستیم ‫بردن این بازی آب خوردنه

‫تقریبا به آخرش رسیدیم ‫بیا باهم ببریم

‫آره. شک نکن که می‌بریم

‫«زمان ثبت‌نام در بازی به پایان رسید»

‫«به زودی بازی شروع خواهد شد»

‫چقد دیگه مونده؟

‫هی!

‫خب، تو هم اومدی اینجا

‫چیشیا

‫فقط دوتا بازی باقی مونده

‫همۀ بازیکن‌ها توی شیبویا جمع شدن

‫مطمئن بودم که تو هم یکی ‫از بازمانده‌ها هستی

‫می‌دونی، خیلی عوض شدی

‫اینطور فکر می‌کنی؟

‫آره

‫لطیف‌تر شدی

‫لطیف‌تر؟

‫آره، سختی‌های زیادی رو پشت سر گذاشتم

‫بگو، آریسو

‫اشکال نداره یه چیزی رو بهت بگم ‫که به کسی دیگه نگفتم؟

‫حتما

‫من...

‫هی!

‫خیلی خوشحالم ‫که اینجا بهت بر خوردم

‫نیراگی...

‫عمدا به قصد کشتن، بهم شلیک نکردی

‫نمی‌خواستم با یه حملۀ غافلگیرکننده ‫تمامش کنم

‫خب بیایید...

‫بازی تیراندازی انجام بدیم

‫حالا که سه تامون به هم رسیدیم...

‫به نظرم این بازی خیلی مناسبه

‫یه بازی بین بازیکن‌ها؟

‫هر سه تامون خیلی شبیه هم هستیم

‫ماها آدم‌های خاصی هستیم ‫با بقیه کنار نمیاییم

‫آدم‌های عوضی‌ای هستیم

‫با این وجود نیاز ما به حس زنده بودن ‫بیشتر از بقیه‌ست

‫وقت زیادی واسم نمونده

‫پس بیایید انجامش بدیم

‫به عنوان یاران هم‌عقیده...

‫بیایید در این بازی نهایی به من ملحق بشید

‫موافقم

‫به ما ملحق شو، آریسو

‫چیشیا؟

‫مطمئنم تو هم از من متنفری

‫از این فرصت برای گرفتن انتقام استفاده کن

‫بیایید یه بازی بین خودمون سه تا انجام بدیم

‫دیوونه شدی؟

‫زود باش. تو هم که اسلحه داری. هدف بگیر!

‫واقعا لازمه اینکار رو بکنیم؟

‫نیراگی، تمامش کن!

‫من فقط دارم کاری که دلم می‌خواد ‫اونطوری که دلم می‌خواد انجام میدم

‫شما هم مثل من هستین

‫همیشه «من» در مقابل شما دوتا هستم

‫همیشه تصمیم چیزیه که شما می‌خوایید

‫چون مرگ چند نفر رو دیدید ‫معنیش این نیست تو زندگی استاد شدید

‫زندگی برای بقیه؟ ‫عجب شعار مزخرفی

‫چیزی که واسه ما اهمیت داره ‫فقط نفع خودمونه

‫تا وقتی برای خودمون خوب باشه ‫کافیه

‫تو گفتی اگه همکاری کنیم ‫موفق می‌شیم؟

‫تو فقط می‌خواستی تنها بازمانده ‫در مقام اول باشی

‫نمی‌خوام اینطوری تمام بشه

‫می‌خوای همه‌مون رو به کشتن بدی؟

‫انجامش بده!

‫آره

‫شاید حق با تو باشه

‫اینکه اینجا همدیگه رو بکشیم ‫شاید برامون مناسب باشه

‫بالاخره، متوجه شدی

‫نیراگی

‫چیزی که گفتی خیلی با عقل جور در میاد

‫تقریبا منو قانع کردی

‫ولی...

‫من هیچوقت...

‫نمی‌خوام دیگه اون آدم ضعیف و خودخواه باشم

‫من اینکار رو نمی‌کنم

‫حاضر نیستم این ماشه رو بکشم ‫که فقط خودم رو نجات بدم

‫بالاخره...

‫فکر می‌کنم قدرت اینو داشتم که...

‫تصمیم بگیرم چطور می‌خوام زندگی کنم

‫و این به لطف تو بود

‫حسابی ضد حال زدی

‫آریسو

‫دارید چکار می‌کنید؟

‫آره تو هم بودی

‫اوزاگی

‫بس کن

‫اوزاگی ربطی به این ماجرا نداره

‫هر بازی یه قهرمان زن نیاز داره ‫تا هیجان‌انگیزش کنه

‫این دیوونگیه

‫اگر تو بمیری...

‫بعدش ما سه تا دوباره می‌تونیم ‫یاران هم‌عقیده باشیم

‫من دیگه تحمل تنها بودن رو ندارم

‫چیشیا!

‫چیشیا!

‫چیشیا! چرا اینکار رو کردی؟

‫چرا سپر بلای من شدی؟

‫می‌خواستم یه کار غیرمنتظره انجام بدم

‫شاید بخاطر آدم‌هایی باشه که اینجا دیدم

‫مثل کوزوریو

‫و آریسو

‫هی، یه چیزی می‌خواستی بهم بگی؟

‫اوه، آره...

‫به نظرم...

‫آدم‌هایی که زندگی رو خیلی جدی می‌گیرن، احمقن

‫اون آدم‌های که خیلی سخت تلاش می‌کنن...

‫دوست دارم بهشون فحش بدم

‫تمام نیت‌های خیرشون ‫برای من نفرت‌انگیز بود

‫در حالی که باید بهشون حسادت کنم

‫اونا چیزی داشتن که من نداشتم

‫به نظر میومد داشتن از من انتقاد می‌کردن...

‫برای اینکه همچین آدم پوچ و بی‌شخصیتی هستم

‫ازشون می‌ترسیدم

‫منظورت رو می‌فهمم

‫فکر می‌کردم همچین چیزی بگی، آریسو

‫شاتگان...

‫مطمئنا برای کشتن خیلی خوب نیست

‫حتی به اشتباه هم...

‫نبینم هیچوقت به من بگی خبیث

‫حتی اگر هفت میلیارد آدم مثل من باشن

‫بازم بینشون، این شمایید که ‫خبیثید

‫خوبه که...

‫که طرف باقی آدم‌ها هستی

‫داره میاد!

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left