De første 200 linjer.
مترجم Mosy Beygi
بنابراين بدنش را به آتش ميسپاريم
به يقين و اميد زندگي ابدي در رستاخيز
چه کسي رو قراره بسوزونيم؟
خنم پولينگ- خوبه-
بگو ببينم آقاي پولينگي هم در کاره؟
يه فرزند پسر تو نيمکت جلو
متشکرم
تلفن دارين؟- اونجا مادام-
متشکرم
الو.شما مردي هستيد که تماس گرفت؟
اونا نصف مبلغ و تضمين من براي 50 تاي ديگه رو قبول ميکنن؟
ولي اين پول زياديه
خب بله
بله.حلقه اش رو دريافت کردم
نه.من...چي گفتيد؟
شما چيش رو فرستاديد؟
نه.خواهش ميکنم.خواهش ميکنم بهش آسيب نرسونيد
نه.اون از درد ميترسيد
و اون خيلي پيره خواهش ميکنم.خواهش ميکنم.
الو
هنري هنري تويي؟آره؟
بله.ولي فکر نميکنم . . .ِ
من آگوستا ام خاله آگوستات
خاله آگوستا؟ ولي مادر ميگفت شما مردين
چندين سال پيش اون ميگفت که شما تو دريا گم شدين
اينطور نبود؟
ولي من نجات پيدا کردم هنري
به کرات
منتظر خاکسترم- منم باهات منتظر ميمونم-
خيلي زمان ميگذره از آخرين باري که خواهر عزيزمو ديدم
اميدوارم در آرامش مرده باشه
بله.ميدونيد.وقتي که . . .ِ- هنوز تو بانکي؟-
بله.الان نايب رييس شدم
درخواست مرخصي دادم وقتي مادر اينطوري شد
عاليه.و چيکار ميکني؟
با باقي اوقاتت؟- گل کوکب پرورش ميدم-
عزيز مهربون
چقدر خواهرم برات گذاشت؟
هيچي در واقع فقط خونه
اين خيلي عجيب غريبه ما فقط يه سري مراسم مذهبي برگزار کرديم
من به مراسم غسل تعميدت اومدم دعوت نشدم ولي اومدم
مثل جادوگر هاي بدجنس
نميدونستم هيچ نقض عهدي وجود داشته مادر معمولا درباره شما صحبت ميکرد
اون زن خيلي پاکي بود خواهرم آنجليک
بهتر بود يه تشييع جنازه سفيد داشته باشه
لا پوسل
درست متوجه نميشم لا پوسل معنيه
بله.اين ژاندارکه دوشيزه
باکره- دقيقا-
رک و پوست کنده بگم خاله آگوستا !من اينجام
رک و پوست کنده بهت بگن هنري
اين هيچ ارتباطي با آنجليک نداشت
خب پس کي مادر واقعي من بود خاله آگوستا؟
خب اون يه دختر دلنشين بود واقعا دلنشين
ولي بيشتر از اون
سرکش بود
ولي بعضي زن ها براي مادري خلق نشدن هنري
اين نبايد برات مثل يه شوک باشه هنري عزيز
خواهر من،مادر تو
ميدوني نامادري تو We should agree to call her that ...
يه شخص خيلي اصيل بود
و پدر واقعيم.اونو ميشناختين؟
نه.نه.تعريفشو شنيدم يه ذره مثل سگ بود
ولي همينطور که بيشتر مردا هستن اين بهترين خصوصيتشونه
يه مقدار سگ بودن تو تو هم هست
اينطور فکر نميکنم- شايد به موقعش کشفش کنيم-
عذر ميخوام مادام
با من ميايد آقا؟
برميگردم خاله آگوستا
خوشحال شدم ازياريتون بهره بردم آقا
ميخواي باهاش چيکار کني؟- بين گل هام بذارمش-
يه ذره تو زمستون سرد نيست؟- اونموقع ميتونم بيارمش داخل-
هي عقب و جلو کردن اون خيلي دوست داشت تو آرامش استراحت کنه
درباره اش فکر ميکنم
تو ازدواج نکردي؟نه؟
نه- بچه نداري؟-
البته که نه
هميشه اين سوال هست که خواهرم اموالتو به چه کسي واگذار ميکني؟
من بنظر ميرسه زودتر از تو بميرم- يه نفر نميتونه به همه چي فکر کنه-
ميتونستي اينجا رهاش کني
فکر کردم خوب باشه که بين گل هام باشه
به هرکدومشون
خب خاله آگوستا- تاکسي-
تاکسي
بريم آپارتمان من يه نوشيدني بزنيم کوچه سنت مارتين 90
واقعا خاله آگوستا
يالا
من طبقه سوم زندگي ميکنم
هنري فکر کنم بايد قبل از اينکه وارد شيم بهت هشدار بدم
در مورد من تشييع جنازه سفيد کاملا غيرممکن خواهد بود
ولي شما هرگز ازدواج نکرديد
نه نه..ولي من هميشه يه سري دوست داشتم
هنري سن و سال فقط احساساتمون رو اصلاح ميکنه
نابودشون نميکنه
آلفي.سلام.هميشگي لطفا و
شري (شراب اسپانيولي)ِ- خشک؟-
لطفا- و يه شري خشک-
صدا اذيتتون ميکنه؟- نه.بار خيلي راحته-
اگه من تحليل برم ووردوورث رو اخراج ميکنم
وردوورث کيه؟- من اينطوري صداش ميکنم-
نميتونم خودمو مجاب کنم که صداش کنم زکري
اون پيشخدمتتونه؟
بهتره بگيم به خواسته هام گوش ميده
خب.بيا هنري
دلت براي نامادري بيچارت تنگ ميشه هنري؟
بله.اون زن خوبي بود ولي خب مدل خاص خودش بود
اوه شما يه طالع بين . . .؟- نه.اونه-
تو برو بالا من شير ميارم
تعطيل کردم
اين خواهرزادمه وردزوورث
داري کاملا حقيقتو ميگي خانم؟-
وردزوورث وردزوورث
ونيز يه زماني برام خيلي معني داشت
صبر کن صبرکن چيزها ميان
يه صليب ميبينم شايد مذهب پيدا کردين
يا شايد اين خيانت کردن باشه
من هميشه به مذهب علاقه مند بودم- از بيابان دور بمون-
تو يه مرده شوري؟- نه-
يچيزي مثل ظرف حاوي خاکستر مرده وجود داره
بايد همينطور باشه
يه راز تو زندگيتونه
من تازه کشفش کردم
وردزوورث اهل سيئرا لئونه
يکي زنگ زد خيلي بلند صحبت ميکرد شما اينجا نبودي
بهشون گفتم شما رفتي به يه مراسم خاکسپاري
گفتن حقيقت ساده ترين کاره
گفتم ساعت 7 برميگردين
همه چي رديفه؟ مراسم شادي بود؟
هنري بسته ات رو فراموش نکردي؟
نه.اينجاست
وردزوورث ميتونه با شير بذاردش تو يخچال
اين ضروري نيست براي خاکستر
اجازه بده ببردش نميخوايم همش يادش بيفتيم
ياد خواهر بيچاره ام
بيا هنري
اين اتاق کوچولو وردزوورثه
اينا هم از ونيز اومده زيرکانه.ولي خيلي زيبا نيست
اگرچه بيشتر مناسب يه مردِ اينطور فکر نميکني؟
خب من دوست ندارم با اينا از خواب بيدار شم
اون به ندرت
عذر ميخوام
خيلي متشکرم
پست سفارشي
کي ميتونه باشه؟
وردزوورث
چي شد؟- هديه غيرمنتظره از يه دوست قديمي-
عزيزم.عزيزم
دختر خوشگلم چشماي قشنگتو باز کن
چه مرد بدجنسي
اون ارزش يه قطره اشک هم نداره
خداي من
خداي من.انگشتش کجاست؟
دوباره نگاه نکن دوباره نگاه نکن
چيش؟
بايد کمکش کنم- بايد فراموشش کني-
من چطور اصلا ميتونم پول دربيارم؟
و $100,000
تو کي هستي؟- من . . .ِ-
بله بله بله تو هنري اي.بله
حالا.کجا بوديم؟
داشتم اتاق خوابو نشونت ميدادم
يه مقدار نوشيدني برامون ميکس ميکني؟
بيا اينطرف هنري عزيزم
اينجا هنري.بشين اينجا عزيزم
و برام از خودت بگو
ببين.نميخواي من برم؟- نه.اين اصلا هيچي نبود-
اين يه شوخي بود
حالا بهم بگو- خب-
اوه عزيزم.من
خب شروع کن هنري
قبل از هر چيز البته گل هاي کوکبم هستن
اونا فوق العاده ان
بهم بگو هنري در واقع تو بانک چيکار ميکني؟
من کسي ام که کليد ها رو داره
پس تو ميتوني از بانک سرقت کني؟
بله البته.ولي نميکنم
اگه از لحاظ مالي تو مضيقه بودي چي؟ يه پول خيلي زياد؟
خاله آگوستا اينکارو نميکردم
چرا نه؟- من نميتونم يه مجرم باشم-
من خيلي زود تو زندگي ياد گرفتم که همونطور که بدنيا اومديم از دنيا هم خواهيم رفت
نه بيشتر نه کمتر
بعضيامون به درستي از دنيا ميريم چيزي که بقيه
احمق تر از اونين که بتونن
من ميرم.تو از خواهرزادم پذيرايي کن
خانم برترام آقاي کراودر پايين هستن
تو بار؟- دنبالم بيايد لطفا-
سلام آگوستا
50هزار پوند.آدمم تو پاريس اينا رو دلار ميکنه
اين خيلي خطر داره
تو بهم زنگ زدي آگوستا- من تو مضيقه مالي ام-
يه دوست عزيز خيلي قديميم تو دردسره
100هزار دلار براي نجاتش نياز دارم
اين کار فقط ارزش 10 تا داره- به علاوه مخارج-
بعلاوه مخارج
بهت پرداخت خواهد شد
بازار نقاشي چطوره اين روزا؟
همه چي براي من- بايد بگم که غيرقابل دسترسي بودم-
ولي فردا ميرم- تنها؟-
نه.شايد يه همراه داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.