Boardwalk Empire

Boardwalk Empire

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Boardwalk Empire S01E04 Anastasia 1080p Blu-ray
Boardwalk Empire S01E04 720p Blu-ray
En kommentar af vahids3
💢 وحید مستغیث 💢 ValaMovie.com

Tags

Blu-ray
blu-ray
720p
720
Blu-Ray
1080
Udgivet den: 2022-03-17
Downloads: 431
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫والا مووی را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫ValaMovie@

‫آخه چه مرگته؟

‫به بچه سربازمون نگاه کن!

‫اگه شلوار پوشیده بودی، حتما ریده بودی تو شلوارت!

‫فکر می‌کنی این خنده داره؟

‫آروم باش بچه دانشگاهی، داشتم شوخی می‌کردم

‫کلیدها ماشین رو می‌خوام

‫نمی‌تونم از این گوشم چیزی بشنوم

‫چوسناله هات رو تموم کن و برگرد بخواب

‫اینجا چه خبره؟

‫من خوبم. من خوبم

‫- داره ازت خون میاد ‫ - چی؟

‫این هرگز قرار نیست به جایی برسه

‫چی؟ نه! اوه، بی خیال

‫چرا زحمت کشیدی!

‫- کی نقشه این رو کشیده؟ ‫- ناکی

‫خدای من!

‫از کی اونجا وایسادی؟

‫من... خیلی کم

‫چی میخوای؟ دارم سخنرانی رو تمرین می‌کنم

‫خب، تو خواستی که لیست مهمون‌های جشن رو بازبینی کنی

‫درسته، آره

‫بگو ببینم کیا هستن

‫هانک آدامو، استیون مولر

‫هفته بعد برای اتحادیه کارگران رستوران سخنرانی می‌کنم

‫منظورم چیزیه که داشتم تمرین می‌کردم

‫بله، ریچارد برمن...

‫دارم میرم خرید

‫یه چیز خوشگل بخر

‫دیشب بدجوری جرم دادی!

‫خدای من، لوسی!

‫مطمئن شو که فرماندار ادواردز رو هم دعوت کنی

‫- اون نمیاد ‫- می‌دونم. بازم دعوت کن

‫باورت میشه اون دموکرات بی‌مصرف رو انتخاب کردن؟

‫اتاق برای سناتور ادج و شهردار هیگ رزرو کردم

‫اتاق سلطنتی

‫به خصوص برای ادج

‫کفش‌ها رو بده به من

‫کدوم یکی؟

‫مطمئن شو ادج اتاق بزرگ‌تر رو بگیره

‫اون بلیط من برای رسیدن به پول تخصیص شده به جاده هاست

‫تقریبا سی میلیون دلار فقط برای شهر جرسی

‫می‌تونی مطمئن باشی که یه تیکه ‫از اون کیک خوشمزه گیر من میاد

‫این یه اصطلاحه. یه تیکه از کیک

‫توی آلمانی کیک ندارین؟

‫ما اشترودل داریم

‫فقط مطمئن شو که کمر همه کار کنه!

‫امکان داره که زن جوان زیبایی که

‫لرزان کنار رودخانه پیدا شده

‫همون کسی باشه که ادعا می‌کنه؟

‫دختر سزار روسیه، دوشس بزرگ، آناستازیا؟

‫مثل یه افسانه است

‫آیا او به دست بلشویک ها ترور شده

‫یا استادانه از سرنوشت ناگوار خانواده‌ سلطنتیش فرار کرده؟

‫- بدش به من ‫- مال منه

‫- بدش به من! ‫- آرومتر یا در کونی می‌خورین!

‫لازم نیست این کار رو بکنی، مگه نه؟

‫لوسشون می‌کنی

‫به این نگاه کن

‫آناستازیا رومانوف که گمان ‫میشد در سه سال گذشته، مرده باشد

‫می‌تونه سالم و سلامت با اسم آنا ‫اندرسون به زندگی ادامه داده باشه

‫قربانی فراموشی، ادعا می‌کنه که شاهزاده است

‫- شاهزاده کیه؟ ‫- تو هستی، عزیزم

‫و منم ملکه انگلستانم

‫واقعا؟

‫حس عشقولانه ات کجا رفته، ادیث؟

‫همراه همسرم رفته

‫داستان‌های خنده دار رو بخون، مامانی

‫- ادبت کجا رفته؟ ‫- لطفا!

‫خیلی خوب، زود می‌خونم

‫بعدش باید برم سر کار

‫بیاین ببینیم مات و جف دنبال چه دردسری بودن

‫ببخشید، درد می‌کنه؟

‫یکمی

‫باید یکم تریاک استفاده کنی

‫یه مخفیگاه توی شهر چینی‌ها هست. اجازه بده ببرمت اونجا

‫نمی‌دونم. با اون همه مفنگی که اونجا هست

‫یه چیز آسمونیه. واقعا هست. ‫هر دردی که داری رو از بین میبره

‫اون یارو، آل، بعضی وقتها واقعا ترسناک میشه

‫مشکلی نداره. فقط اهل بروکلینه، فقط همین

‫تو هم اهل اونجایی؟

‫اهل آتلانتیک سیتی‌ام

‫استار پریر، ویسکانسین

‫درسته، البته

‫وانمود نکن که اسمش رو شنیدی

‫چه شکلیه؟

‫خب، بابابزرگم اولین سفید ‫پوستی بود که توی شهر به دنیا اومد

‫بابام اولین کسی بود که به زندان ایالتی رفت

‫و مامانم اولین کسی بود که یه ماشین زیرش کرد

‫میتونی ببینی که زندگی سطح بالایی داشتم!

‫آره همینطوره

‫واقعا رفتی کالج؟

‫این رو از کجا شنیدی؟

‫آل همیشه داره بهت میگه بچه پرینستونی

‫آره، خب، جایی که ازش اومدم

‫ایده‌ای داشتن که قراره من چیکاره بشم

‫- بابات؟ ‫- نه

‫این کاری نیست که اون انجام بده

‫یکی هست، یجورایی شبیه توریو هستش

‫طی سال ها مراقبم بود

‫الان دیگه تموم شده

‫خب ایده‌ات چی بود؟

‫ببخشید؟

‫در مورد اینکه قراره چی کاره بشی

‫اوه

‫این سوال خوبیه

‫همم

‫وقتی خواب بودی، به کتابت نگاه کردم

‫آره؟ چی فکر می‌کنی؟

‫منم مثل دختر این داستان، دارم میرم سمت غرب

‫کالیفرنیا، همین که بتونم پول کافی جمع کنم

‫می‌خوای توی عکس‌ها باشی؟

‫خدای من. نمی‌دونم، شاید

‫خب، به اندازه کافی خوشگل که هستی

‫من رو سیاه نکن، خودم ذغال فروشم!

‫خوشگلی

‫از لیلیان گریش خوشگل تری

‫تماشات می‌کنم

‫من رو از دست بابای خشنم نجات میدی؟

‫از زندان بیرون اومده؟

‫مثل دیالوگ لیلیان گریش. توی فیلم شکوفه‌های شکسته؟

‫حتما امتحانش می‌کنم

‫خب، شاید بهت اجازه بدم باهام بیای

‫بهم اجازه بدی؟

‫شاید

‫چطور؟

‫چون که فکر می‌کنم تو به مراقبت احتیاج داری

‫چرا اینقدر داره طول میکشه؟

‫داریم سعی‌مون رو می کنیم، ناکی ‫اینجور نیست که از کسی هم نپرسیده باشیم

‫از بقیه بپرسین؟ دارین پرونده یه ‫قتل رو حل می‌کنین نه یه گربه گمشده

‫گربه گمشده راحت‌تره. هیشکی ‫به یه بچه سیاه پوست اهمیتی نمیده

‫چاکی اهمیت میده، پس یعنی من اهمیت میدم

‫و مطمئن باشین که روز انتخابات، شماها هم اهمیت میدین

‫آتلانتیک سیتی رو کنترل کن، انگار ‫داری بخش آتلانتیک رو کنترل می‌کنی

‫- بخش آتلانتیک رو کنترل کنی ‫- انگار نیو جرسی رو کنترل می‌کنی، می‌دونم...

‫خب، اگه می‌دونی، پس می‌دونی که ‫چقدر به رای سیاه پوست‌ها نیاز داریم

‫خوشت بیاد یا نه، اونا 20 درصد جمعیت این شهر هستن، ایلای

‫و اونا جوری رای میدن که اون بهشون ‫میگه. پس اون قهوه کوفتیت رو بخور

‫اونا جوری رای میدن که من به ‫چاکی میگم که اونطوری رای بدن

‫اون به خاطر تو سوار یه ماشین پاکارده، ناکی

‫اون توی یه خونه بزرگ‌تر از خونه شهردار داره زندگی می‌کنه

‫واقعا فکر کردی که همه اینا رو به خطر می‌اندازه؟

‫- بذاره مردمش به دموکرات ها رای بدن؟ ‫- در این مرحله، نه

‫ولی تفکری که می‌تونه به اونا قالب کنه، محدودیت داره

‫و اعدام یکی از افرادش یکی از اون کارها نیست

‫- اگه حرف به بیرون درز کنه... ‫- اون لازمت داره، ناکی

‫- هیشکی قرار نیست بفهمه ‫- و ما به اون نیاز داریم

‫یه دست اون یکی رو می‌شوره و دوتا دست صورت رو

‫یه عالمه صابون می‌خواد تا صورت چاکی رو بشوری

‫می‌تونی توی سالن منتظر بمونی

‫از اون یارو خوشم نیومده، هیچ وقت ازش خوشم نیومده

‫هالرون مرد خوبیه. آماده و کاریه

‫فقط دست بجونبون، باشه؟

‫جیلیان، درستش کن

‫بذار ببینمش، عزیزم

‫جیلیان؟

‫می‌دونی، اغلب آدم‌ها افتخار ‫می‌کنن که بهشون بگن مادربزرگ

‫نه وقتی که آتیش توی کنده هنوز روشنه!

‫زیاد دیر نمی‌کنم

‫عجله نکن

‫من مرد خودم رو دارم که باهاش وقت بگذرونم

‫- از مامان خداحافظی کن ‫- خداحافظ مامان

‫بذار ببینیم اینجا چی هست

‫این روزها عجب چیزهای بنجلی می‌سازن

‫می‌دونی، وقتی بابات کوچولو بود

‫یه قطار آبی کوچولو با چرخ‌های گرد بزرگ داشت

‫- یه چو چو ‫- درسته. یه قطار چو چو بود

‫و یه هدیه از طرف یکی از طرفدارهام بود

‫اون توی کار محصولات خشک شده بود

‫الان بهتر شد

‫- چی میگی؟ ‫- ممنونم

‫بوس من کجاست؟

‫یه روزی قراره یه میلیون تا قلب رو بشکنی

‫این رو می‌دونی دیگه؟

‫الان برو بازی کن. بفرما

‫باید حرکتش دربیارم

‫- خانم دورمدی؟ ‫- بله

‫من یکی از دوستان جیمز هستم

‫دوستاش به اون میگن جیمی

‫پس واقعا کی هستین؟

‫من چیزی هستم که شما بهش میگین یه آشنا از نیویورک

‫به این بخشش شک دارم

‫- اسمتون چیه؟ ‫- اسم من مهم نیست

‫اینجاست یا نه؟

‫- اینجا نیست ‫- کجاست؟

‫شاید توی کون شماست

‫اونجا رو نگاه کردی؟

‫به عنوان یه زن، زبون تیزی داری

‫شاید ازت می‌خوام که مزه‌اش رو واسم بچشی، درسته؟

‫گردن کلفت‌ها

‫کسایی هستن که این روزها ‫دختر کوچولوها عاشقشون میشن؟

‫مهاجران کثیف، یهودی‌های مسیح‌کش

‫اشوب‌طلب‌هایی از هر نوع

‫شاید خطرناک باشن ولی اشتباه نکنین، برادران من

‫کاکاسیاه‌ها اصلی‌ترین بلای جون این ملت هست

‫یه عالمه‌شون از جنوب مثل موش میان این بالا

‫شغل‌هایی رو صاحب میشن که ‫سابقا در اختیار سفیدپوست‌ها بودن

‫کهنه سربازها، وطن‌پرست‌ها، آمریکایی‌های واقعی

‫همه رفتن توی صف خرید نون، خانواده هاشون گرسنه هستن

‫در حالی که کاکاسیاه ها دارن دولپی غذا می‌لونبونن

More Farsi Persian subtitles for Boardwalk Empire

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left