De første 200 linjer.
تقدیم میکند "Opus Sub" تیم ترجمهی ذهنهای جنایتکار
بیایید یه بار دیگه گزارشی که گرفتیم رو تائید کنیم
...خب
سال پیش رفتم یه فروشگاه که اولین سالگرد
شرکت رو جشن بگیریم
اون موقع حراجهای زیادی بود
آه ریوم
آه ریوم
آه ریوم
جونگ مین
جونگ مین. جونگ مین
جونگ مین. جونگ مین
.جونگ مین
.جونگ مین
اونجا
احیانا صورتش رو یادتونه؟
هوشو حواسم سر جاش نبود
واسه همین حتی صورتشُ هم ندیدم
...اما
زنی که توی فروشگاه دیدم
یه زن جوون بود
فکر کنم اواسط سی سالگی بود
فکر میکنم اون بوده که جین وو و یونا رو دزدیده
جونگ مین
یادته میاد اون روز توی اون ماشین چه اتفاقی افتاد؟
خیلی خب
پس صورت آجوشی* راننده رو یادته؟
صورت اون آجوشی رو ندیدی؟
.آجوشی نبود
پس آجوما* بود؟
جونگ مین. من بهت چند تا عکس نشون میدم
اگه شناختیشون بهم بگو
.این آدم
این آدمُ دیدی؟
فکر میکنم یه همدست دیگه رو هم پیدا کردیم
مجرمها احتمالا جین وو رو به عنوان بخشی از خانواده پذیرفتن
پس فکر میکنید چرا جین وو فرار نکرده؟
اون به بچههای دیگه کمک کرده فرار کنن
اما چرا خودش باید برگرده پیش اونها؟
از اونجایی که توسط اونها مورد آزار قرار میگرفته و بزرگ میشده
احتمالا داره نشانههای سندروم استکهلم* رو نشون میده
.بنابراین بدون اینکه متوجه باشه خودش رو همدست میدونه
یا شاید مجرمین سندروم لیما* دارن سندرومی برعکس سندروم استکهلم) (که آدم ربا با قربانیِ خود حس همدردی میکند
هر سه تاشون همدیگه رو اعضای خانواده میدونن
و به ارتکاب جرم ادامه میدن
...مسالهی قطعی این وسط اینه که
جین وو قطعا از احساسات
دوگانهای که نمیتونه باهاشون توی سن کم کنار بیاد رنج میبره
.جونگ مین
.جونگ مین
.جونگ مین. جونگ مین
.جونگ مین
.مامان
.مامان
.جونگ مین
.جونگ مین
.مامان
.مامان- .زود باش، برو-
وقتی میبینیم تو لحظهی آخر جونگ مینُ ول کرده
شاید واسه این فرار نمیکنه
.چون فکر میکنه باید بچههای دیگه رو نجات بده
جین وو احتمالا میدونه که اگه اون از زیر کنترل آدم رباها بیرون بیاد
بچههای دیگه تو خطر میافتن
احتمالا هر از گاهی هم مجبور میشه تاوان اینُ پس بده
مجرمها چطور
این همه بچه رو
بدون اینکه گیر بیوفتن
زیر نظر میگرفتن و نشونه میگرفتن؟
طبق پروفایل
هیچ ارتباط و یا شباهتی بین بچهها نیست
جز اینکه همه از یه منطقه هستن
همه سنهای مختلفی دارن
هیچ شباهتی بین والدینشون هم نیست
باید یه چیزی باشه
.داریم یه چیزی رو جا میاندازیم
حتما باید یه ارتباطی بین بچهها و مجرمها باشه
سرپرست. والدین بچهها توی اتاق جلسه جمع شدند
اما یه مشکلی هست
.هی
این حقیقت داره که پسر تو همدستشونه؟
حرف بزن. می گم حقیقت داره؟
زبون نداری؟ نمی تونی حرف بزنی؟ هاه؟
صبر کنید
نمیدونم از کجا چی شنیدید
اما باید تمومش کنید
پس میگی اشتباهه؟
اینکه پسر این زن همدستشونه رو
با همین گوشهای خودم شنیدم
اگه به خاطر پسر تو هر کدوم از بچههامون
آسیبی ببینن یا اتفاقی براشون بیوفته
.نمیذارم زنده بمونی
.درسته- .نمیذاریم قسر در بری-
چیزی که از اول ما و شما رو یه تکونی داد
ایشون بود
...ما اینجا دور هم نیومدیم
که به کسی حمله کنیم یا از کسی مراقبت کنیم
...هر کسی نمیخواد همکاری کنه
میتونه همین الان اینجا رو ترک کنه
.عزیزم. نه
مادر، باید قوی باشید
به چیزی که بقیه میگن گوش نکنید
چیزی که مردم میگن حقیقت داره
،راستش اولش
خیلی هیجان زده بودم که جین وو زنده است
واسه همین به اینکه کسای دیگهای هم هستن فکر نکردم
به اینکه جین ووی من همدستشون باشه
.اهمیتی نمی دادم
خودتون رو مقصر ندونید
الان جین وو
داره همهی تلاشش رو میکنه که شما رو ببینه
واسه همین شما باید الان
روی دیدار دوباره با پسرتون تمرکز کنید
...اما
من فقط خیلی خوشحالم که جین وو هنوز زنده است
.خیلی خب. باشه
اینُ ببین
اگه اونها میتونستن مدت زیادی
بدون اینکه شک کسی رو برانگیزن بچهها رو ببیینن
به احتمال زیاد از وضعیت روحی بچهها هم خبر داشتن
ارشد
چیه؟
سرپرست. ما همین الان یه چیزی پیدا کردیم
توی دوربین امنیتی یونا به خاطر این مارک
.دنبال ون نقرهای رفته
دقیق نگاهش کنید
این درست
در محدودهی چشم یونا بوده
انجمن حمایت از حیوانات؟
بله
بله. خودشه
این آدم خیلی با یونا مهربون بود
.یونا عاشق سگهای کوچولوئه
واسه همین رفتیم به جشنوارهاشون
شما نگفتید که یونا آلرژی داره؟
احیانا یونا حیوون خونگیای داشته؟
نه. اون به خاطر آلرژی شدید
نمیتونه سگ یا گربه داشته باشه
حتی نمیتونه بهشون نزدیک بشه
!کسی که آلرژی داره شما بودید نه یونا
.بله، منم
سرپرست، بیشتر والدینی که بچههاشون رو گم کردن
به کنفرانسی رفتن که توسط
انحمن حمایت از حیوانات برگزار شده بوده
اونها هر ساله کنفرانس رو برگزار میکنن
و میتونستن به راحتی به بچهها دسترسی داشته باشن
اونها یه هدف رو از بین بچههایی
که شرکت کرده بودن، انتخاب میکردن و میدزدیدن
فکر میکنم ارتباط بین مجرمها و بچهها رو فهمیدیم
.ما اول میریم دفتر سونگ مین سو
مشکلی هست؟
...اما چرا مجرمها
وقتی میتونستن مخفیانه این کارُ بکنن
بچهها رو از جاهای عمومی میدزدیدن؟
روز نهم سپتامبر
...در شهربازی سونگین- .من یه سر به پناهگاه میزنم و میرم-
...هوانگ یونا، دختری شش ساله- .خیلی خب، خداحافظ-
.متاسفانه گم شد- .خداحافظ-
از ناپدید شدن او شش روز میگذرد
والدین یونا هر روز در ناامیدی شدیدی
برای فرزندشان به سر میبرند
مشخصات فردی همهی کارمندهای اینجا رو برام بفرست
چیزی پیدا کردی؟
اونُ ببین
دور چشمهاش چروک داره
.اما لبخندش عجیبه
مدیر جانگ جین هوان؟
یادت میاد مین یونگ در مورد محتکرها چی میگفت؟
پس ممکنه مثل بعضیها که عروسک جمع میکنن، مجرم هم بچه جمع میکنه؟
تحقیقاتی هست که نشون میده قربانیان آزار و تجاوز جنسی
اشیاء جایگزینی رو جمع آوری میکنن
تا از استرسشون دوری کنند
یه جورایی محتکر میشن
یکی از ویژگیهاشون اینه که
به طور مداوم متعلقات
و آشغالهاشون رو جمع آوری کنن
.خیلی خب
.هرچه سریعتر سابقهی جانگ جین هوان رو برام در بیار
جانگ جین هوان فقط یه خواهر به اسم لی سانگ هی داره
اگه خواهر و برادرن چرا نام خانوادگیشون فرق میکنه؟
سابقهای از به فرزندی گرفته شدن جانگ جین هوان
تو دوران بچگیش وجود نداره؟
بله درسته. وقتی هفت سالش بوده به فرزندخوندگی گرفته شده
و لی سانگ هی هم وقتی 5 سالش بوده توی همون خونه به فرزندی گرفته شده
.متاسفم- .متاسفم-
هر دوشون رو فردی به اسم مو یونگ سوک
.که صاحب یه بوتیک بوده به فرزندی گرفته بوده
.مامان- ...لی سانگ هی-
درخواست تغییر نامش به نام واقعیش رو داده
.بلند شو. بلند شو-
.لطفا ببخشیدمون. متاسفم- .مامان-
برو داخل
قبلا این شخصُ دیدید؟
بله دیدم
اکثر اوقات میاد که نامههاش رو ببره
پس اینجا زندگی نمیکنه؟
.نه
سرپرست فکر میکنم جایی که بچهها رو نگه میداره
.یه جای دیگه باشه
بعد از چک کردن سوابق خانوادگیش، همونطور که خواسته بودید
یه چیز عجیب پیدا کردم. اینجا رو ببینید
No comments yet. Be the first to leave one.