In Jackson Heights

In Jackson Heights

Download Farsi/persian undertekster

Udgivelsesinfo

In Jackson Heights 2015 1080p BluRay 5 1-LAMA fa
En kommentar af OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم‌های مهجور @oldman505

Tags

webdl
Udgivet den: 2026-08-08
Downloads: 0
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi/persian undertekster

De første 200 linjer.

‫دعای ورود ‫به مسجد‬

‫به نام خداوند بخشنده و مهربان.‬

‫ستایش مخصوص خداست، ‫از او یاری و آمرزش می‌خواهیم.‬

‫ایمان ما به اوست.‬

‫از شرّ نفس خودمون ‫به خدا پناه می‌بریم.‬

‫ای مسلمانان، این دنیا زودگذر و فانیه ‫و از بین می‌ره.‬

‫پایانِ چیزهای این دنیا ‫خبر از پایان همه چیز میده.‬

‫رمضان وقتیه ‫برای بازگشت به سوی خدا،‬

‫برای توبه از غفلت‌هاتون،‬

‫برای جبران کردن، و قرار گرفتن ‫در معرض رحمت خدا.‬

‫چه کسانی که توسط خدا ‫از جهنم نجات پیدا می‌کنن...‬

‫چه کسانی که رحمت آسمان رو ‫می‌چشن...‬

‫روزه‌تون رو از دروغ و غیبت ‫حفظ کنین،‬

‫از شهوت و گناه، ‫دلهاتون رو از کینه و نفرت پاک کنین.‬

‫برای اطاعت از خداتون تلاش کنین، ‫خودتون رو دور نگه دارین‬

‫از کارهای بیهوده و محرمات.‬

‫امیدوارم این ماه ‫فصل نیکی‬

‫و دوری از بدی باشه. خدایا، ‫اسلام و مسلمانان رو سربلند کن.‬

‫خدایا، مشرکان رو خوار و ذلیل کن.‬

‫خدا ما رو ‫به راه راست هدایت می‌کنه.‬

‫ما رو هدایت کن ‫همراه کسانی که هدایتشون کردی.‬

‫ما رو عافیت ببخش همراه کسانی ‫که عافیتشون دادی.‬

‫به آنچه به ما دادی برکت ببخش، ‫و ما رو از شری که مقدر کردی حفظ کن.‬

‫خدایا، اسلام ‫و مسلمانان رو سربلند کن.‬

مرکز یهودیان جکسون هایتس

‫داستان خولیو رو ‫به یاد بیاریم.‬

‫وقتی خولیو ریورا به قتل رسید،‬

‫اول ژوئیه ۱۹۹۰،‬

‫حتی پلیس هم نمی‌خواست کاری بکنه.‬

‫پرونده رو دادن به کارآگاهی ‫که مرخصی بود.‬

‫زندگی خولیو برای اونا همین بود: ‫یک زندگی یک‌بارمصرف و بی‌ارزش.‬

‫ما اینو قبول نکردیم.‬

‫تصمیم گرفتیم با سازماندهی جامعه‌ی خودمون، ‫از حق خودمون دفاع کنیم.‬

‫کم‌کم ‫متحد شدیم،‬

‫کار کردیم و با مردم جامعه ‫حرف زدیم.‬

‫به‌خصوص جامعه‌ی لاتین، چون...‬

‫خودِ قاتل‌ها گفتن‬

‫مهم نبود که خولیو ‫همجنسگرا باشه یا بی‌خانمان.‬

‫فقط می‌خواستن یک نفرِ "متفاوت" رو ‫بکشن.‬

‫خولیو رو پیدا کردن ‫که همجنسگرا بود.‬

‫همین نزدیک شدن ‫به جامعه‌ی لاتین بود‬

‫که باعث شد بتونیم تو این محله،‬

‫رژه‌ی افتخار کوینز رو راه بندازیم. ‫من اعلامیه‌های پیگیریِ‬

‫قاتل‌ها رو می‌چسبوندم و مردم ‫به اسپانیایی بهم می‌گفتن:‬

‫"این برای خولیوئه؟" ‫به خاطر همون پیوند و همبستگی.‬

‫سال اولِ رژه، ‫پلیس‌ها روی پشت‌بوم‌ها بودن.‬

‫رژه تحت نظارت شدید بود.‬

‫اما این جامعه با تشویق و دست زدن ‫از ما استقبال کرد.‬

‫هیچ‌وقت نباید اینو فراموش کنیم. ‫همین‌طوری شد که سال به سال،‬

‫تو مسیر رژه، ‫خانواده‌هایی رو می‌بینید‬

‫از همه کشورها: کلمبیایی‌ها ‫به گروه کلمبیایی درود می‌فرستن،‬

‫اکوادوری‌ها...‬

‫و حالا افتادم تو خطِ ‫نام بردن از ملیت‌ها.‬

‫همه دلشون می‌خواد ‫اسم منطقه یا کشورشون بیاد.‬

‫دومینیکنی‌ها، اهالی جنوب آسیا، ‫بنگلادشی‌ها،‬

‫هندی‌ها، کلمبیایی‌ها،‬

‫ایرلندی‌ها... درود بر ایرلندی‌ها!‬

‫ایتالیایی‌ها، پورتوریکویی‌ها،‬

‫یهودی‌ها...‬

‫هلندی‌ها...‬

‫آلمانی‌ها...‬

‫مالدیوی‌ها، مالتی‌ها...‬

‫همه می‌خوان سهمی داشته باشن. ‫اما چیزی که بیشتر از همه دلم رو گرم می‌کنه،‬

‫دیدن جوان‌هاست.‬

‫وقتی ۲۲ سال پیش ‫رژه راه افتاد،‬

‫بعضیاشون هنوز ‫به دنیا نیومده بودن.‬

‫اونا با رژه بزرگ شدن، ‫تو جامعه‌ای‬

‫که هرگز اون تبعیض و تنفر رو حس نکردن،‬

‫به خاطر حضور ملموسِ LGBTها.‬

‫ما همه به هم متصلیم. ‫و من همیشه میگم‬

‫که جکسون هایتس ‫تنها محله‌ای بود‬

‫که اون زمان می‌تونست این کار رو بکنه.‬

‫چون جکسون هایتس متنوع‌ترین جامعه‌ی ‫کل دنیاست.‬

‫واقعاً و به معنای واقعی کلمه.‬

‫اینجا به ۱۶۷ زبان مختلف صحبت میشه.‬

‫ما به این تنوع ‫افتخار می‌کنیم.‬

‫بیاین به کاری که انجام دادیم ‫افتخار کنیم.‬

‫خودمان راه را باز می‌کنیم - این سازمان عمدتاً توسط و برای مهاجران و طبقه کارگر نیویورک فعالیت می‌کند و کارش ترکیبی از سازماندهی اجتماعی، آموزش و خدمات حقوقی است: کمک

‫به مهاجران، حقوق کارگران و مستأجران، دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی و حمایت از جامعه LGBTQ.

‫اگه یه نفری بخاد بدونه ‫چطوری...‬

‫میشه بهش کمک بشه

‫اونا پولشو دارن؟

‫چه جور کمکی؟‬

‫کلمش یادم رفته...‬

‫چی بهش میگن؟ ‫کمک مالی به اون فرد، یا...‬

‫کمک های مهاجرتی؟

‫برای قانونی کردنِ...‬

‫وضعیت مهاجرتش؟‬

‫آدم خودش به تنهایی نمی‌تونه ‫به کسی این‌طوری کمک کنه.‬

‫چی میگن وقتی یکی‬

‫سرپرستی یه بچه رو به عهده می‌گیره؟‬

‫- فرزندخواندگی؟ ‫- یه چیزی تو مایه‌های فرزندخواندگی.‬

‫- اون شخص کیه؟ ‫- یکی از دوستامه.‬

‫بچه‌ای نداره.‬

‫شهروندی داره؟‬

‫شوهرش شهروندی داره ‫و خودش هم به‌زودی می‌گیره.‬

‫حدس می‌زنم نمی‌خوای ‫پسرت رو بدی به فرزندخواندگی.‬

‫به نظرم این کار اصلاً ‫منطقی نیست.‬

‫شک دارم بچت بتونه ‫کمکی بهش بکنه.‬

‫مادرش اینجاست.‬

‫فکر نمی‌کنم این کار کمکی بکنه.‬

‫قصد مردم خوبه و نیت خیر دارن.‬

‫میگن "من بهت کمک می‌کنم" ‫چون خودتون شهروندی دارن.‬

‫اما تغییر وضعیت مهاجرتی ‫به این سادگی‌ها نیست.‬

راههای قانونی کمی برای مهاجرها هست.

‫باید یه سری شرایط خاص رو داشته باشن.‬

‫فکر می‌کنم ایده ی تو راه به جایی نخواهد برد

‫بچه شاید بتونه از قوانین ‫مربوط به افراد زیر سن قانونی استفاده کنه.‬

‫این برگه و این لیست رو ‫پیشت می‌ذارم.‬

‫داریم دنبال یه جا می‌گردیم برای ‫"مرکز سالمندان همجنسگرای کوینز".‬

‫هفته‌ی پیش،‬

‫درباره‌ی احتمالِ‬

‫رفتن به "کو گاردنز" صحبت کردیم. ‫کسی نظری تو این مورد داره؟‬

‫موندن تو جکسون هایتس بهتره، ‫به خاطر دسترسی به حمل‌ونقل عمومی.‬

‫ایستگاه متروش آسانسور داره.‬

‫بقیه‌ی ایستگاه‌ها مثل "ریگو پارک" ‫آسانسور ندارن.‬

‫کسایی که رفت‌وآمد از پله‌ها ‫براشون سخته‬

‫سختشونه برن جایی تو ‫ریگو پارک یا وودساید.‬

‫ایستگاه "فورست هیلز" آسانسور داره، ‫ولی خب خیلی دورتره.‬

‫همین‌جا بود که یه مرد رو فقط ‫به خاطر همجنسگرا بودنش کشتن.‬

‫و ما اینجا دو تا نهاد داریم:‬

‫"پراید هاوس" ‫که یه سازمان همجنسگراهاست، و همین‌طور خودِ رژه.‬

‫رژه رو فراموش نکنیم. ‫کلا یک روزه،‬

‫اما تمام طول سال برای کارهامون برنامه‌ریزی می‌کنیم.‬

‫و اکثر هماهنگی‌ها تو همین ‫جکسون هایتس انجام میشه.‬

‫به نظرم حتی فقط به همین دلیل هم ‫مهمه که همین‌جا بمونیم.‬

‫و البته به خاطر دسترسی راحت‌تر ‫به وسایل نقلیه.‬

‫جکسون هایتس‬

‫همیشه مرکز و قلبِ‬

‫دفاع از حقوق جامعه‌ی LGBT بوده، مگه نه؟‬

‫تو فورست هیلز، کو گاردنز،‬

‫و حتی آستوریا، جمعیت همجنسگراها ‫نسبت به محله بیشتره،‬

‫از نظر منطقه‌ای.‬

‫اما خیلی چیزها ‫از همین‌جا شروع شد.‬

‫نه چون می‌شناسمش، ولی دنی درام راه انداخت...‬

‫شایدم کلمه‌ی مناسبی نیست...‬

‫ولی اون کلی گروه رو سازماندهی کرد‬

‫که مرکز کارشون جکسون هایتس بود، ‫حتی موقعی که خودش اینجا زندگی نمی‌کرد.‬

‫این رو یادمون باشه.‬

‫فورست هیلز و کو گاردنز خوبن،‬

‫اما اگه متفرق بشیم...‬

‫ریچ راست میگه، فورست هیلز ‫و کو گاردنز آسانسور دارن.‬

‫اما خطوط نقلیه اینجا خیلی بهتره.‬

‫خطوط متروی بیشتری داریم،‬

‫اتوبوس‌ها هم‬

‫به خیابون ۷۴ام دسترسی دارن...‬

‫درست دقیق نمی‌دونم‬

‫چه جاهای دیگه‌ای مد نظره،‬

‫اما آیا با رئیس مرکز یهودیان‬

‫درباره‌ی یه نوع استقرارِ نیمه‌دائم صحبت شده؟‬

‫اطمینان دارم که استقبال می‌کنه،‬

‫و می‌دونم که کنیسه به پول نیاز داره.‬

‫اینجا بیشتر مثل یه مرکز جامعه و انجمنه.‬

‫و اگه قرار باشه اینجا بسته بشه،‬

‫واقعاً فاجعه‌بار میشه.‬

‫همون‌قدر که اونا به ما کمک می‌کنن، ما هم بهشون کمک می‌کنیم.‬

‫با این حال، اینجا یه مکان مذهبیه. ‫متعلق به‬

‫جامعه‌ی یهودیانه.‬

‫دلم می‌خواد یه جای مخصوص به خودمون داشته باشیم.‬

‫از فکرِ رفتن به "کو گاردنز" خوشم نمیاد. ‫قبول، اونا خیلی مهربون و باادبن،‬

‫ولی اونجا پر از آدمای همجنسگرامستیزه.‬

‫از بالا بهت نگاه می‌کنن... ‫"تو کی هستی؟"‬

‫جایی برای من مناسبه که توش ‫احساس کنم خونه‌ی خودمه،‬

‫نه اینکه فقط گهگاهی یه روزی ‫از اونجا "رد بشم".‬

‫کو گاردنز ‫مگه هفته‌ای یک‌باره؟‬

‫دو بار.‬

‫حس من این‌طوریه.‬

‫تقریباً تمام عمرمون، چه فعالانه چه غیرفعالانه،‬

‫با همجنسگرامستیزی جنگیدیم، ‫حالا بیخیال بشیم؟‬

‫این مکان فقط کنیسه نیست.‬

‫یه مرکز اجتماعی برای کل محله‌ست.‬

‫مسلمان‌ها اینجا دور هم جمع میشن،‬

‫گروه‌های دیگه... ‫همه اینجا جمع میشن.‬

‫بله، تورات اینجاست ‫و اینجا عبادگاهه.‬

‫اما بخش مربوط به عبادات مذهبی کمتر شده.‬

‫بدون گروه‌ها و انجمن‌های بیرونی،‬

‫از جمله گروه‌های سیاسی و غیره،‬

‫این مکان دووم نمیاره. ‫من روی این موضوع تاکید دارم.‬

‫به عنوان یه مرکز اجتماعی، اینجا از بین میره‬

‫اگه آدم‌هایی مثل ما ولش کنن.‬

‫تو خیابون ۸۲ام یکی از بزرگ‌ترین ‫مراکز یهودیان وجود داشت،‬

‫تو این منطقه.‬

‫اونجا خیلی هوای همه رو داشتن...‬

‫حتی غیریهودی‌ها رو. ‫جای فوق‌العاده‌ای بود.‬

‫خیلی حواسشون به ما همجنسگراها بود.‬

‫بدون اونا، ما نداشتیم...‬

‫اونا خیلی تاثیرگذار بودن،‬

‫درک می‌کردن. ‫و حاخام‌ها هم...‬

‫من تو دهه ۷۰ عضو اون مرکز بودم.‬

‫هیچ‌وقت رفتاری مثل ‫"اوه، تو همجنسگرایی" نداشتن.‬

‫زمانِ اولین رژه...‬

‫یا لااقل یکی از رژه‌های اوایل دهه ۸۰،‬

‫کل کنیسه اومده بودن.‬

‫پدر و مادرها...‬

‫واقعاً قشنگ بود.‬

‫برای همین بود که دلشون نمی‌خواست ول کنن‬

‫کنیسه رو، اما دیگه توان مالیِ ‫نگهداریش رو نداشتن.‬

‫اونا زمینِ رستوران سیزلر رو خریدن‬

‫تا توش یه کنیسه بسازن.‬

‫و حتی با اعضای یهودیِ کمتر، هنوزم سرِ پان.‬

In Jackson Heights subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left