De første 200 linjer.
سلام به همه دخترها و پسرها
احتمالا اخیرا متوجه شدیدی که بدنتون داره تغییر میکنه
ولی نگران نباشید. این تغییرات کاملا طبیعیه
اتفاقی که داره براتون میفته اسمش بلوغه
فرآیند تبدیل شدن به یه آدم بالغ
مرگهای زیادی در شهرهای سراسر دنیا گزارش شده
...برمیگردیم با
این کار طبیعت نیست مردم
این یه اسلحه بیولوژیک ساخت دست انسانه
در مقیاسی که تا حالا شاهدش نبودیم
و جان هر بزرگسالی رو تهدید میکنه
به نظر میرسه که این بیماری هیچ تأثیری
روی کودکان نابالغ نداره
با اینحال وقتی کودکی مبتلا میشه بعد از رسیدن به سن بلوغ
تا تأثیرات مرگبار بیماری روبرو میشه
این مسئله شاید عجیب، ناراحت کننده
و حتی ناخوشایند باشه
ولی شتریه که در خونه تک تک ماها میخوابه
بیاید برای کودکانمون دعا کنیم
چون ما به زودی از بین خواهیم رفت
و اونها باید تنهایی با این طاعون مواجه بشن
موفق میشیم
معلومه که میشیم
چه کولهپشتی قشنگی
بیارش اینجا
بیا بگیرش
این یکی با من
ببین رفیق، دوتا راه بیشتر نداری
...راه سخت، یا
این چه حرفی بود من زدم؟
تو این دنیا هیچی راحت نیست
زخمیت کرد؟
چیزی نیست
بگو که آب داره
واسه یه ذره نوشیدنی حاضرم هر کسی رو بکشم
لعنتی
چته؟
کجاش خندهداره؟
اینکه وسط جنگل داریم از گشنگی میمیریم؟
گوش کن
میشنوی؟
اینجا کجاست؟
اینجا رو نقشه نیست
باید بیخیالش بشیم باید نابغه رو پیدا کنیم
صبر کن
آب دارن
ولی اسلحه دارن
از اون بزرگهاش
آب؟
یه دریا آب دارن
خب
حالا میخوای چکار کنی؟
من میخوام چکار کنم؟
تو دیدبانی میدی
کسل کنندهست
یه جا قایم شو و منطقه رو تحت نظر بگیر
زیاد طول نمیکشه
میخوای من رو اینجا ول کنی؟
تنها؟
تو منطقه بلو مینی؟
من شنیدهم گیزرها رو اینجا پیدا کردن
لای پلاستیک آبی
با گلوهای پاره
عین یه مشت خوک
انقدر ترسو نباش
برگشتنی یه خوراکی خوشمزه برات میارم
گمش نکنی
خاک بر سرت که از یه داستان میترسی
نمیترسم
این هم داستان نیست
ایست
کی اونجاست؟
آب
خواهش میکنم
سه دقیقه دیگه بیا کنار تاب
تاب؟
ممنونم
اون بیرون زندگی خیلی سخته
من دارم میرم شمال یه شهر هست به اسم دربی
اسمش رو شنیدی؟
میگن یه بچه نابغه اونجاست
که یه واکسنی چیزی درست کرده
احتمالا شایعهست ولی باز هم ...میخوام برم ببینم
تنهایی؟
مطمئنی؟
من اصلا خوش ندارم غافلگیر بشم
آره
شوخی کردم بابا
من عاشق سورپرایزم از شهر میای، آره؟
شنیدهم بچههای اونجا رد دادهن
یعنی کلا مغزشون از کار افتاده
مامانم هم اهل همونجا بود تو اهل کجایی؟
...من اهل
حدس بزن رو چی دارم کار میکنم
سر پول باهات شرط میبندم نمیتونی حدس بزنی
البته نه اینکه پولت ارزش داشته باشه
معذرت میخوام، من وقتی آدمهای جدید میبینم هیجانزده میشم
حالا که بحث سورپرایز شد بیا یه چیزی نشونت بدم
پروژه خودمه الشفا
مغزت صوت میکشه قراره دنیا رو نجات بده
میتونی راه بری؟
کم و بیش
عالیه، بذار این رو برات بیارم
دستها بالا، تکون نخور
هرچی داری الان مال منه
پس لطف کن همه رو برام جمع کن
بعدش هم من به راهم ادامه میدم
این خون کیه؟
آخرین اسکلی که به حرفم گوش نکرد
تکون نخور
یه قدم دیگه برداری دخلت اومده
جدی میگم من حوصله بازی ندارم
من دارم
امان از دست بچههای این دوره زمونه
جدی جدی داشتی دخلم رو میوردی
سنگدل
بذار یه چیزی بهت بگم
اگه معذرتخواهی کنی شاید پروژهم رو بهت نشون بدم
بکش عقب
هی، بویی
اصلا میدونی چیه؟
دیگه داری میری رو مخم
خواهش میکنم
نه، دیگه آمپول نه
نه
بس کن
نکن، من دیگه مریض نیستم
ولم کن
بس کن بس کن
بس کن
احمق
تکون نخور
بچه
بچه
اسمم کوانه
و شرط میبندم همسن باشیم
باشه
یه خورده درد داره ولی تو خیلی آشغالی
یه جورهایی حقته
من نمیترسم
این چیه؟
شام
بوی آشغال میده
صبر کن ببخشید
اینجا رو باش
اینها دیگه مال منه، دختر
اینس
چی؟
اینس. اسممه فرانسویه
امشب هوا صافه
Dormir a la belle etoile.
به فرانسه یعنی میشه زیر آسمون خوابید
Je sais. Tu parles francais?
اوه، نه
نه زیاد. مامانم یادم داده
تقریبا 20 تا زبون بلد بود
میخواستم همهشون رو یاد بگیرم حتی اون روزهای آخر
باید وقتی رو تخت بیمارستان بود میدیدیش
هرچی دفارچه یادداشت داشت ریخته بود دور و برش
به زبون اندونزیایی تا 10 میشمرد
ساتو
دوا
تیگا
کوان، چرا داری به من کمک میکنی؟
از نظر من، جفتمون داریم به همدیکه کمک میکنیم
...پروژه من
شبیه بازی فوتباله
یه تیم لازم دارم تنهایی از پسش بر نمیام
مگر اینکه خودم به خودم پاس بدم
...یا با مقوا یار درست کنم که
چه پروژهای؟
تا حالا اسم الشفا به گوشت خورده
یه کتاب باستانی ایرانیه معنیش میشه درمان
من اصلا مذهبی نیستم
ولی میگن اگه الشفا رو از اول تا آخر
برای مریض بخونی
درمان میشه به همین سادگی
من هم میخوام همین رو بسازم
پروژه من همینه این رو بگیر
داری دنبال درمان میگردی؟
آره
میدونستم
تو بچه نابغهای همونی که دنبالش بودم
این ویروس رو نمیشه درمان کرد
عملا غیر ممکنه
درمان من یه چیز دیگهست
...چی؟ یعنی تو - این رو ببین -
من خدای طلاییام
شاید هم نه
لعنتی
صبر کن ببینم پس چی رو میخوای درمان کنی؟
...خب، راستش
وقتی بچه بودی به بابانوئل اعتقاد داشتی؟
معلومه
خب، آدم وقتی بچهست
به چیزهای غیر ممکن اعتقاد داره
ولی بعد بزرگ میشه
و یاد میگیره که این چیزها حقیقت ندارن
دیگه بهشون اعتقاد نداره
ولی اگه اشتباه باشه چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.