De første 200 linjer.
...از وقتي مري ملکهي اسکاتلند يه بچه بود
انگليسيها کشورش و تاج وتختش رو ميخواستن
اون براي ازدواج با پادشاه بعدي فرانسه به اونجا فرستاده شده
تا خودش و مردمش رو نجات بده
وصلتي که بايد از او محافظت کنه
ولي نيروهايي هستن که ...عليه او توطئه ميکنن
...نيروهاي تاريکي
نيروهاي شيطاني
شايد بالاخره به حکومت برسه
:آنچه گذشت با من ازدواج کن
بله، بله
...نوستراداموس
...باور داره که يه روزي تو
باعث مرگ فرانسيس ميشي
از اين ازدواج دست بکش
همهي تصويرهايي که ...از فرانسيس دارم به مرگ مربوط ميشه
و به وصلت شما ربط داره
هيچکدومش رو باور نميکنم
خدمتکارهاي تو رو ميبينم
دور هم نشستن، يکي از بين شما ميميره
اِيلي
به عنوان ملکهي اسکاتلند يه تصميم گرفتم
هيچ ادعايي به تاج و تخت انگليس ندارم
اگه تو بچهي مشروع بودي چي؟
داري در مورد عوض کردن جانشين حرف ميزني
...و اين حرفا
باعث کشته شدن معشوقهها و حرومزادهها ميشه
کاترين قسم خورده که رازمون رو فاش نکنه
ولي نميشه بهش اعتماد کرد
...اگه بهمون نرسه
نميتونه من يا تو رو کنترل کنه
،تو راه خودتو برو همين امروز برو
داري کجا ميري؟ - به جاي دور -
مقصد منم همينه
!مري! مري، لطفا
تــــرجـــمــــه و زيــــرنــــويـــس نينا (Toxicity) پويا
!يالا
از طرف مري، سريع باش
،گير افتاديم هيچ راهي اين دور و بر نيست
،بايد برگرديم ...نگهباناي پادشاه
جلومون رو ميگيرن
در هر صورت نميتونيم توي جنگل از اونا تند بريم و فرار کنيم
ما رو ميگيرن و برميگردونن به دربار فرانسه
،پادشاه انگليس رو ميخواد دست بردار هم نيست
...اگه پيدامون کنن
سريع بيا پايين
برت ميگردونم به اسکاتلند - چطوري؟ -
از اين طرف
بش، داري چيکار ميکني؟
فقط بهم اعتماد کن
ميتوني شنا کني؟
تنها راهش همينه
ديوونهاي؟
اينطوري به هيچ وجه زنده نميمونيم - ميتوني انجامش بدي -
!بايستيد !به نام پادشاه
!دستگيرشون کنين
ما همهي کشتيهايي که ..."در مسير "دانکرک" به "بايِيو
بودن رو بررسي کرديم، سرورم
...ملکهي اسکاتلند و پسرتون
...بايد هنوز توي فرانسه باشن ولي - همينطوري که ناپديد نشدن -
بش استعدادهاي زيادي داره ولي جادو کردن جز اونا نيست
!پيداشون کنين برو
اونا بيشتر از يه هفته هست که رفتن
ابدا پيداشون نميکني
فرانسيس از گشتن به دنبال اونا برگشته
بهش گفتم که بيهودهـست اونا خيلي وقته رفتن
ولي اون اصرار داره که اينطور نيست - چه انتظاري داشتي؟ -
مري نامزدشـه
خيلي به ازدواج اونا نمونده بود
تا اينکه اون با برادرش فرار کرد
من اون ازدواج رو بهم ميزدم
چيزي که دوست دارم بدونم اينه که چرا
...شنيدم که اون
با برادرش چند ماهي رابطه داشته
...چه چيزي درمورد ازدواج اون با پسرمون هست که
توي اون قلب سياهت ترس مياندازه؟
کاترين يک بار حقيقت رو بگو
مري خطرناکه
چون خودش در خطره
چون انگليسيها ازش متنفرن و هميشه هم همينطور خواهد بود
،مخصوصا اگه اون همونطور که اصرار داري ادعاي تاج و تخت انگليس رو بکنه
...من باور دارم که اون بدبختي مياره
که سرزمينها و قلبهاي ما رو در بر ميگيره
اين تصميم تو نيست
و اگه بفهمم تو در رفتن اون ...به هر طريقي دست داشته باشي
دليل خوبي دارم که اعدامت کنم
از تهديد کردنهاي تو خسته شدم
منم دهسال پيش از دستت خسته شدم
همهي چيزي که من ميخوام دليليـه تو رو بيگناه نشون بده
...شايد اين دفعه
خودت اين دليل رو بهم بدي
نبايد اينکارو بکني
يه دفعهاي براي چند روز تنها ميذاري ميري؟
همراهم سرباز داشتم
سربازايي که ميتونم بهشون اعتماد کنم
سربازايي که به تو جواب پس نميدن
فقط بخاطر اين برگشتيم ...که يه دختر از يه روستاي همين نزديکي
شخصي رو ديده که بهش ميخورده که مري باشه
يه دختر که به نظر ميومد کمتر از ده سال داره
...خب، چند نفر توي فرانسه
مري رو ديدن
اون پول داره
اون ميتونه حق خارج شدن رو مثل حق السکوت بخره
اون بش رو داره که راهها رو بلده و ميتونه اونا رو هدايت کنه
،اونا رو پيدا نميکني چرا ميخواي اينکارو بکني؟
چون ميخوام بدونم چرا رفت
خب، ازش نپرسيدي؟
...گفت براي انجام شدن خواستههاش در قبال فرانسه
نميتونه به من اعتماد کنه
حق با اونه
و من ميدونم چون تو يه پادشاه فوق العاده ميشي
اون يه بهونه آورد
به اين خاطر نرفت اينو ميدونم
پس يه دروغگوئه
چرا اونو ميخواي؟
چون عاشق هستم
با وجود هر کاري که انجام داده
و چون که حس ميکنم تو هم توي اين قضيه دست داري
فکر کنم صاحب مسافرخونه داستانمون رو باور نکرد
که راهزنا بهمون حمله کردن؟
،آدمايي که راست ميگن نميرن توي جنگل
آدماي راستگو و احمق ميرن
فکر ميکني چون به من کمک کردي، احمقي؟
فقط منظورم اين بود که جنگل خطرناکه
البته اينجور که معلومه نه به اندازهي دربار
...واقعا فکر ميکني ملکه کاترين
در مورد نقشهي مادرت در مورد مشروع کردن تو ميدونه؟
...آره، اون از اين اطلاعات استفاده کرد
تا مادرم رو تهديد کنه و ازش بخواد که دربار رو ترک کنه
مادرم هيچوقت نبايد بدون دونستن پدرم اينکارو ميکرد
،و همچنين بدون دونستن تو تو که پادشاهي فرانسه رو نميخواستي
هيچوقت اينو نميخواستي
سعي کن بقيه رو هم در مورد اين موضوع متقاعد کني
ميدوني که بدترين فکرا رو در مورد ما ميکنن
مطمئنم فرانسيس قبلا اين فکرا رو کرده
فردا چندتا اسب پيدا ميکنم
...از "کالي" يه قايق ميگيريم
و همهي اينارو پشت سر ميذاريم
حالا، لباسات رو دربيار
چي؟
لباسات بايد خشک بشن
فردا روز طولانياي داريم
خيليخب پس برگرد
کل شب رو برگردم؟
چيزي تو کيفت نمونده که خيس نباشه
بزار خشک بشه
صاحب مسافرخونه هستم
براتون چندتا لباس نو آوردم - زود باش قايم شو -
صاحب مسافرخونه مهربون نبود ولي چکمههاي سنگين هم نميپوشيد
خب، کي ميتونه غير از حرومزادهي فرانسه باشه
،اون آدمايي که بهشون حق السکوت دادي ما پول بيشتري بهشون داديم
ملکه کجاست؟ - توي "کالي" ازش جدا شدم -
اون تا الان نصف کانال فرانسه رو توي يه کشتي بادباني بازرگاني طي کرده
بدون لباسهاش؟
مثل نماد کشتيتون بهش پاپيون بستن؟
...پادشاه ميخواد تو زنده برگردي
ولي چيزي در مورد انگشتات نگفت
آخرين فرصت
وايسيد! من اينجام
اونو ول کنين
اون مرد تحت حفاظت منه - ...عذر ميخوام -
سرورم ولي اين مرد فرانسويـه ...و اسکاتلندي نيست
و يه گناهکاره - ...به غير از تضمين کردن امنيت من -
چه گناهي انجام داده؟
مگه با برادرش نامزد نکرده بودين؟
گمان کنم به اين دليله که کلمهي خيانت رو بارها شنيدم
همهي چيزي که ميدونم اينه که پادشاه ميخواد پسرش به دربار برگرده
ميتونم کمک کنم - نه -
توضيح ميدم که چرا با من اومدي
هنري رو متقاعد ميکنم
و فرانسيس چي؟
نميذاره دوباره بري
من با تو از يه صخره پريدم و زنده موندم
بذار ايندفعه من کارا رو به عهده بگيرم
پادشاه ميخواد اون به سياه چال برده بشه
مشکلي برام پيش نمياد
قوي باش
بايد باشي
!مري
برادرم آسيب ديده؟
نه هنوز
دارن زندانيـش ميکنن
...و تو
خوبي؟
گمون کنم فکر نميکردي که منو دوباره ببيني
آره
ميدونستم که دوباره ميبينمت
،اگه پيدات نميکردم اگه سربازا پيدات نميکردن
...ميومدم اسکاتلند
فرانسيس، لطفا بس کن
چيزي تغيير نکرده
همه چيز تغيير کرده
ما موقع طلوع آفتاب توي بغل هم ...از خواب بيدار شديم و من قول دادم
که براي هميشه با تو بمونم
در مقابل هر کسي، حتي پدرم
و در غروب آفتاب، تو با برادرم فرار کردي
اين تقصير بش نيست
نه، تو گفتي بخاطر فرانسهـست ...که مجبورت ميکنه
خواهان تاج و تخت انگليس باشي
يا به اين خاطره که ...من به ملت خودم وفادار نبودم
No comments yet. Be the first to leave one.