De første 200 linjer.
مهمترین چیز برای هر انسانی اینه که با بقیه آدما باشه
ما موجودات تنهایی نیستیم
ما اونجوری که فکر میکنیم یا داستانایی که میگیم
آدمای جدا از همی نیستیم
شواهد نشون میدن ما از قدیما همیشه گروهی زندگی میکردیم
تا حدی که حتی استخوانهامون تو غارها کنار هم پیدا میشه
آدما وقتی بیشترین احساس رو دارند بیشترین شادی و لذت رو
توی جمعهای بزرگ تجربه میکنند
وقتی همه حواسمون جمعه و هماهنگیم
و همزمان حس حیرت نسبت به یک اتفاق مشترک داریم
مشاهده شده ضربان قلب آدما توی چنین موقعیتایی
به مرور زمان هماهنگ میشه
در واقع یک حس حیرت و احترام داریم
نسبت به هر چیزی که داره اتفاق میافته
مشاهده شده وقتی آدما توی یک رویداد خاصی جمع میشن
نهایتاً قلبهاشون هماهنگ با هم میزنه
ما اصلاً برای زندگی گروهی ساخته شدیم
این چیزی هست که واقعاً هستیم
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : marthia ghasemi ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
دو تا چیز هست که انسان هوشمند
اساساً بهتر از تقریباً همه گونههای دیگه
روی کره زمین انجام میده
یکی همکاری و مشارکته
و اون یکی حس آینده نگری
در واقع فکر کردن به آینده
و این دو به صورت جدایی ناپذیری به هم گره خوردن
همینطور که سفرم ادامه پیدا میکنه توی هر جایی که میرم
از شباهتامون غافلگیر میشم هممون واقعا چقدر شبیه همیم
هممون میخوایم وصل باشیم، تعلق داشته باشیم و خودمون رو بخشی از
یک تیم یا یک قبیله بدونیم
چرا این حس همبستگی اینقدر اساسی هست
برای چیزی که هستیم و توی دنیایی که اغلب
این حس رو منعکس نمیکنه چه معنی ای میده
چطور میتونیم روی بهترین بخشای وجودمون ساختمان بسازیم
تا آینده ای رو خلق کنیم که میخوایم ببینیم
و از خودمون به جا بذاریم
همین منو برد به ژاپن به یک جزیره کوچیک
که سالها دربارش خونده بودم
آمدن به اینجا رویایی هست که به واقعیت پیوسته
چون این مکان آرام و دورافتاده
خونه گروهی از درامرهای مشهور جهانه
که همیشه برام نمادی زیبا بودن
از چیزی که وقتی آدما دور هم جمع میشن ممکن میشه
چیزی خلق می کنند که تک تک نمیتونستند بسازنش
لئو من لئو ایکناگام
و نوازنده گروه کودو هستم
کودو یک گروه نوازندگی درام ژاپنیه
به درام ژاپنی میگند تایکو
ما گروهی هستیم که از تایکو استفاده می کنیم
اما سعی می کنیم المان های سنتی مختلف
و فرهنگی بومی ژاپن رو توی کارهامون بگنجونیم
و ازش یک چیز جدید خلق کنیم
ما به تمام دنیا سفر می کنیم
و با هنرمندان مختلف اجرا و همکاری می کنیم
ما داریم سعی می کنیم از این سنت ژاپنی
یک چیز جدید خلق کنیم
عضویت توی کودو چه مراحلی داره
برای پیوستن به کودو اول باید یک دوره دوساله
کارآموزی رو کامل کنید
بعد تبدیل به عضو جونیور میشید
و در نهایت عضو تمام وقت میشید
این دوره دوساله کارآموزی
فرایند خیلی سخت و طاقت فرساییه
توی یک مدرسه متوسطه قدیمی
هفتاد ساله متروکه با ۱۵ تا ۲۰ نفر دیگه زندگی می کنید
هیچ حریم خصوصی ندارید
موبایل، تلویزیون یا اینترنت هم ندارید
و ساعت 5 صبح بیدار میشی
هر روز میدویی برنج خودت رو میکاری
غذای خودت رو درو میکنی و بعد تمام روز تمرین میکنی
و این رو دو سال انجام میدی
پس فرایند خیلی عجیب و غریبیه
اما فرصت فوق العاده ایه
که با خودت ارتباط برقرار کنی
چون دائما تحت فشار هستی
و استرس داری
الان حدود ۱۵ تا کارآموز هستند
شاید یکی دو تاشون بتونند وارد گروه بشند
پس گزینش خیلی خیلی سختگیرانهایه
قشنگیش اینه که این کارآموزا
حتی اگه فقط یکی دو تاشون بتونند وارد گروه بشن
مجبورن با هم کار کنند
باید برای همدیگه آشپزی کنند
باید باهم اجرا داشته باشن
چون ما هیچوقت تک تکشون رو ارزیابی نمی کنیم
ما عملکردشون رو براساس میزان
همکاری با دیگران میسنجیم
اینکه چقدر میتونند به بقیه کمک کنند
توی دوره کارآموزی سخته اینو بفهمی
اما وقتی عضو گروه میشی کاملاً واضح میشه
چون موقع اجرا باید بدون رهبر
با همه هماهنگ باشی
این کارآموزا مدام دارند با هم رقابت میکنند
و باهم درگیر میشن
اما در عین حال مجبورند
خیلی خیلی به هم نزدیک و پیوسته باشن
پس شرایط سختیه
اما سفری بسیار ارزشمند و پرباره
چه چیزی ممکن میشه وقتی
از حالت تک نوازی
به یک گروه کامل تبدیل میشی؟
چه کاری میتونی انجام بدی
که به تنهایی قادر نبودی انجامش بدی؟
میتونی چیزی خلق کنی
که به تنهایی هرگز نمیتونستی بسازیش
شما میتونید خودتون رو در موقعیتی قرار بدید
که برای بهتر کردن دیگران تلاش کنید
و این فرآیندی هست که ما هر روز طی میکنیم
انجام این کار به تنهایی
واقعاً سخته
امکانش هست
اما وقتی کسی کنارتون دارید
که با تمام وجود طبل میزنه
و اونا بهترین تلاششون رو میکنند
و هر روز این کار رو انجام میدند
شما هم میخواید مثل اون فرد باشید
آره، واقعاً باورنکردنیه
اینجا بودن و تجربه کردن
اینکه درامرها چطور با هم زندگی و کار میکنند تأثیرگذاره
و باعث تعجبه که ما با خودبرتربینی
چه چیزهای دیگهای رو
از دست دادیم
در زمانی که بیاعتمادی از اعتماد رایجتر به نظر میرسه
ما چه بهای جمعی پرداخت میکنیم؟
از سوی دیگه وقتی که ما خودمون رو
متصل میبینیم و نه تنها
چه نوع آیندههایی در انتظار ما هست؟
ما تنها گونه در قلمرو حیوانات هستیم
با توانایی سرخ شدن
که به نظرم واقعیتی گویاست
ما ناخواسته احساساتمون رو به اعضای دیگر گونهمون نشون میدیم
برای ایجاد اعتماد
ما تنها گونه بین نخستیها هستیم
با چشمهای سفید، درسته؟
این یعنی مردم میتونند ببینند
من الان دارم به دوربین نگاه میکنم
اگه من یک شامپانزه بودم
این کار خیلی سختتر میبود
من به چپ نگاه میکنم حالا به راست نگاه میکنم
بنابراین من ناخواسته نگاهم رو لو میدم
که باز هم به ایجاد اعتماد کمک میکنه
پس این در زیستشناسی ماست
در دیانای ماست که ما برای اعتماد بهینه شدیم
شما میخواید احساس کنید سیستم اجتماعی که شما
عضو و شرکتکنندهاش هستید چیزی داره
مشروع، منصفانه، مطلوب، خوب باشه
چیزی که ارزشش رو داشته باشه
ما میخوایم احساس کنیم تیم ورزشی ما
بهتر از تیمهای ورزشی دیگه است
میخوایم احساس کنیم شهر یا روستای ما بهتر از بقیه است
یا دانشگاه ما بهتر از بقیه است
این میتونه یک گروه نژادی یا قومی هم باشه
یا انواع دیگر گروههای اجتماعی
اینجاست که قبیلهگرایی وارد میشه
ما سیستمهایی ایجاد کردیم
که فاصله بین افراد رو
افزایش میدن، درسته، فاصله بین
افراد در محل کار و مدیران رو افزایش میده
بین شهروندان و سیاستمداران
هرچه فاصله بیشتر میشه
هم فاصله فیزیکی و هم فاصله روانی
اعتماد به یکدیگر سختتر میشه
پس این چیزیه که ما داریم
ما یک بحران عمیق اعتماد داریم
گوش کنید، چرا باید تقسیم شویم؟
چرا ما مردم رو تقسیم میکنیم؟
شما کاملاً شهر ما رو نابود میکنید
بیا پایین
اوضاع آنقدر وخیم شد که
اعضای هیئت مدیره نهایتاً بیرون رفتند
و پلیس رو برای مقابله با جمعیت نامنظم تنها گذاشتند
من خیلی ناراحت بودم
که مردم همچین کاری بکنند
مرز رو ببندید مرز رو ببندید
مرز رو ببندید
برای ۲۰ سال
شما فقط داد میزنید
من داد میزدم
بیخیال هیچکس به من غذای مجانی نمیده
هیچکس به من مسکن مجانی نمیده
ما مالیات میدیم من به نظم نیاز دارم
درسته؟ این کاریه که همه انجام میدند
باشه، وقت تمومه، وقت تمومه
ما همیشه اختلاف نظر داشتیم
اما چیز جدیتری اینجا در حال وقوعه
ایدهها و نهادهایی که جوامع ما رو اداره میکنند
که مدتها بدیهی فرض شده بودن شروع به چالش کشیده شدن کردن
به روشهای جدید و نگرانکننده
اینجا در دانشگاه استنفورد، آلیس سیو
با تیمش در آزمایشگاه دموکراسی مشورتی کار میکنه
تا درک بهتری از جایی که الان هستیم داشته باشه
و اینکه برای ایجاد تغییرات پایدار در آینده چه کاری میتونیم انجام بدیم
وضعیت دموکراسی امروز چطوره؟
بسیاری میگویند دموکراسی در بحرانه
بسیاری از دموکراسیها در سراسر جهان در حال پسرفت هستند
و ما مشکل داریم برای فهمیدن اینکه
بسیاری از مردم واقعاً چه میخواهند
No comments yet. Be the first to leave one.