De første 71 linjer.
دشمنم نزدیکه
به من قدرت بده
دستم رو هدایت کن تا بکشمش و زنده بمونم تا اونایی که هنوز زنده ان رو بکشم
امیدوارم تمام بدشگونی ها گریه پرنده ها
پیوند اهریمنی ستاره ها ...تمام رویا های شیطانی و کلمات خشمگین
استاد؟
یه سامورایی با شرفه
تو سامورایی نیستی
امیدوارم همشون قدرتشون رو از دست بدن
طبقه نهم
فولِر
نود و پنج، نود و شش، نود و هفت نود و هشت، نود و نه
شیر غلیظِ ترش شده به همراه کشک قدیمی
بهترین لبنیاتِ جزیره ایرلندی که توسط خودمون سرو میشه
من با این بزرگ شدم
شیر؟
شیرِ گاو؟
دو تا گاو مخصوص وارد کردم تا برای مهمون ویژه ام غذا درست کنم
همم
ترشیش خوبه
من هیچ وقت از نفرت مردمتون نسبت به بی ادبی خسته نمیشم
توهین کردن خط قرمزتونه حتی وقتی که نقشه مرگ هزاران نفر رو میکشین
قطعا...لازم نیست آدم های زیادی بمیرن
هر کی که سر راه قرار بگیره هر کسی که وقتی تموم شد زانو نزنه
اسلحه هات آماده ان؟
!همشون آماده ان
همینجوریشم آماده ان آماده برای همه
تمام چیزی که نیاز داریم مردهای وفاداری هستن که آماده شلیک با اونا باشن
تو از ارباب چیبا خواستی -❤@moonriverteam_sns ❤-
که روی جایگاه عالی که به عنوان مشاور شوگون داره شرط ببنده
ریسک خیلی بزرگیه
هزاران مرد از قصر شوگون محافظت میکنن
ده هزار تا
بیست هزار تا، اهمیتی نداره
اونا با چاقو از قصر محافظت میکنن
هیچکسی بهتر از مردم شما شمشیر نمیسازه
و جز مردم من هیچکس هم راه های بهتری برای کشتن مردم اختراع نمیکنه
یه اسلحه هیچوقت نمیتونه به اندازه یه شمشیر زیبا باشه
ولی با اسلحه، میتونی هر شمشیری که میخوای رو بگیری
شوگون و کل خانواده اش تا بهار میمیرن
و ارباب چیبا
قراره به عنوان دست راست ....فرد منتخبمون
بی نزاکتی کردم
آدم های ما آموزش دیدن و مشتاقن که خدمت کنن
هر کدومشون از صمیم قلب از شوگون متنفرن
اوه، من از شوگن متنفر نیستم
من فقط جایگاهش رو میخوام
خودشه
اون اومده
بهم گفتم که میاد
میخوام تماشا کنم
اگه میخواستی خودت لِهش کنی چرا براش تله گذاشتی؟
بشین، ما کار داریم
من میخوام تماشا کنم
ولی تو که میدونی بعدی چیه "گل های من"
کافی نیست
باشه
اون مرد غول پیکرت رو بفرست
تو خودت رو به کشتن میدی
تو یه هیولایی
هیچکس نباید بفهمه که تو مخفی شدی
من فکر میکردم تو باید یه چیز خاص باشی
زودباش
فقط بپر
احساس تاریکی داشت
استاد؟
استاد؟
رینگو؟
!میزو
میزو؟
تایگن
No comments yet. Be the first to leave one.