Moments of Clarity

Moments of Clarity

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Moments of Clarity 2016 WEBRip x264-RARBG
Moments of Clarity 2016 1080p WEBRip DD5 1 x264-QOQ
En kommentar af HosseinTL
► HosseinTL l LiLMeDiA.TV ◄

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
Udgivet den: 2017-07-14
Downloads: 10
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫ترجمه از: ‫ H o s s e i n T L

‫دستا از زیر پتو بیان بیرون!

‫- داشتم...؟ ‫- خود تو نبودی، خود خوابت بود

‫"خود"هات رو جدا نگه دار

‫اونوقت دیگه هیچوقت لازم نیست عذرخواهی کنی، موش کوچولو

‫خب امروز باید چیکار کنیم؟

‫میخوام مافین درست کنم

‫خب دست و صورتت رو بشور ببینیم چی میشه

‫وای... وانیل نداریم، آره؟

‫نه. بدون اون درست کن

‫ولی...

‫کتاب گفته باید باشه

‫اگه نباشه اونجوری که باید درنمیاد

‫بیشتر چیزهای زندگی اونجوری که باید درنمیان

‫در واقع همین میتونه درس امروز باشه

‫شکستِ از پیش معلوم

‫چه باحال!

‫وقتی زیادی از زندگی انتظار داشته باشیم

‫شکست مثل پتک میخوره تو سرمون

‫این حرفا باید تو زندگی یادت باشه

‫چرا یکشنبه نمیری بذاریش پشت کلیسا

‫که مردم موقع رفتن خودشون بردارن؟

‫چون الان گرمن

‫مردم خیلی باهامون مهربون بودن

‫وقتشه که براشون جبران کنیم

‫وقتی خیلیاشون مهربون نبودن

‫ولی خیلیاشون هم بودن

‫خیلی طولش نمیدم

‫خیلی طولش نمیدم

‫قبول

‫ولی همش سرت پایین باشه

‫و هر حرفی هم از دهنشون دراومد

‫تو گوش نمیدی

‫چشم مامان

‫24 سالمه‌ها

‫خب اگه میخوای 25 سالگیت رو ببینی

‫به محض اینکه آخرین مافین رو برداشتن برمیگردی خونه

‫قبول

‫سه سوته میام

‫وای کلیر! چه خوب که میبینمت

‫چه عجب اومدی بیرون

‫نمیتونستم اینا رو برای خودم نگه دارم

‫بوی محشری داره

‫ممنونم کلیر

‫قربون شما!

‫راستی مادرت حالش خوبه؟

‫بهتر از همیشه

‫خیلی خوش‌شانسه که تو رو داره

‫براش همه کار میکنم

‫ای کاش بچه‌های منم اینجا بودن که ازم مراقبت کنن

‫اونقدر مشغول زندگی خودشونن

‫که نمیفهمن بهشون نیاز دارم

‫وقتی شوهرم مرد، ‫من تو بالینش بودم

‫و یه عکس از بچه‌هامون تو دستم بود

‫بگذریم، خلاصه خیلی خوش‌شانسه

‫ممنون بابت مافین، کلیر

‫خواهش میکنم!

‫روز خوبی داشته باشین

‫تو هم همینطور

‫من رفتم!

‫- بله؟ ‫- سلام

‫پدر و مادرت خونه‌ان؟

‫کیه عزیزم؟

‫اون دختره‌ست که پایین خیابون زندگی میکنه

‫هیس. ساکت باش خودش میره

‫- ازش خوشم نمیاد ‫- خب معلومه. دیوونه‌ست بابا

‫حالا هم هیس

‫مامان؟

‫از ایوون من برو بیرون!

‫بمون تو خونه‌ات، شیرین عقل!

‫تو خوبی؟

‫خدای... دستت رو بده من

‫یالا، بیا بریم تو

‫هی...

‫خونه‌ی 14108 پاینوود ـه

‫- خب آره ‫- برای اینجا مافین آوردم

‫حتماً همینظوره

‫ای بابا

‫بیا

‫دماغت رو اینجوری نگه دار

‫- برو تو بشین ‫- باشه

‫بنظر اینجا همه چی تحت کنترلته

‫اون کیه؟

‫خیلی خوشگله

‫هیچکس

‫احتمالاً باید بازم روش یخ بذاری

‫خیلی‌خب. میشه اتاقت رو ببینم؟

‫فکر کنم

‫- فقط خونت نریزه رو چیزی ‫- کهنه تو دماغمه

‫آره خودم میبینم

‫مثل کره من رو بمال

‫تو پسرعموی مورد علاقمی!

‫وای!

‫عاشقشم

‫فقط اجازه دارم چیزایی رو بزنم ‫تو اتاقم که خودم درست کردم

‫چه باحال. واقعاً باحاله

‫من همچین نقشه‌ای میخوام

‫همه این جاها رو رفتی؟

‫عموم همه جاهایی که پونز قرمز دارن رو رفته

‫پونز آبی‌ها جاهایی‌ان که من یه روز میرم

‫بازم یخ داری؟

‫آره حتما. یه لحظه

‫اومدم خونه!

‫تو آشپزخونه‌ام. یکی رو آوردم خونه

‫جدی؟

‫آها، تویی. سلام کلیر

‫سلام کشیش پاول

‫خوبی تو؟

‫خوردم به یه درخت

‫امیدوارم درس گرفته باشی

‫میدونی کلیر مامانت احتمالاً ‫در حد مرگ نگرانه

‫- بیا ببرمت خونه ‫- خیلی لطف میکنین

‫دنیل، من میخوام دوستت رو ‫برسونم خونه!

‫- میخوای بیای؟ ‫- نه

‫موقع برگشت میتونیم وایسیم ‫یکم مرغ هم بگیریم!

‫نه پاول

‫بیا بریم کلر

‫باشه

‫پرنده مورد علاقت چیه؟

‫پرنده موردعلاقم؟

‫تا حالا خیلی بهش فکر نکردم

‫عه، کفتر

‫نه

‫یاعو

‫چرا؟

‫نمیدونم. تو چی؟

‫من پرنده مورد علاقه ندارم. ‫از پرنده‌ها میترسم

‫مامانته که از پرنده میترسه، کلر

‫گوش کن...

‫خیلی‌خب، نظرت چیه که...

‫که تو جشن سالانه کنفرانس وزارت جوانان

‫نماینده‌ی بخشمون باشی؟

‫- چرا من؟ ‫- چون مناسب‌ترین فردی

‫و اینکه

‫رد کردن همچین چیزی گناهه

‫وای

‫من... نمیتونم

‫چرا میتونی. و این کار رو میکنی

‫حتی اگه مادرت موافق نباشه

‫اونم میتونه بیاد؟

‫نه کلر، نمیتونه

‫تو میای؟

‫- قطعاً ‫- پس باشه

‫باشه من میام

‫عالیه

‫پس حله

‫هنوز تو خونه پدربزرگت زندگی میکنین؟

‫الان دیگه مال خودمونه

‫همه رو به نام ما کردن

‫- میرین بهشون سر بزنین؟ ‫- خیلی دوره

‫50 مایل دور نیست کلر

‫یه دنیا اونورتره

‫خب...

‫اینم... از... این

‫مرسی کشیش پاول

‫خواهش میکنم کلر. و راستی

‫میشه لطف کنی...

‫سلام من رو به مامانت برسونی؟

‫- همیشه اینکارو میکنم ‫- ممنون

‫خیلی‌خب، خدافظ

‫یا خدا!

‫بله؟

‫یادم رفت مافینم رو بهت بدم

‫برات آبدار و خوشمزه درستش کردم

‫حتی کدوی همسایه هم توش ریختم

‫ممنونم کلر. خیلی...

‫ممنون

‫- خیلی‌خب دیگه ‫- بسیارخب

‫- بای بای ‫- بای بای. راستی کلر

‫فکر کنم، خونریزیت...

‫بند اومده

‫ممنون

‫بای بای

‫بای بای

‫خیلی خوششون اومد!

‫خیلی خوششون اومد!

‫سلااام!

‫نه! نه!

‫نه! ببین چیکار کردی احمق!

‫خراب نشده؟

‫چرا خراب شده! باید خودت یکی بخری!

‫این لامصب یه دوربین قدیمیه!

‫چسب دارما

‫برو. فقط برو!

‫عذاب وجدان دارم

‫- بایدم داشته باشی ‫- خب... دارم

‫خوبه

‫یه اشتباه بود

‫دقیقاً مثل خودت!

Moments of Clarity subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left