De første 200 linjer.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
به اهداف نمایشی این فیلم خلاصه و اقتباسیست
بهم شامپاین بده لطفا
حتما
آنه
میگم هانلی، با آلفرد بوسهی فرانسوی رو امتحان کردین یا نه؟
معلومه که نه
یوناس سامر میخواد باهام بوسهی فرانسوی رو امتحان کنه
...آنه فرانک حق نداری - هیس -
بیستوهشت، بیستوهفت
خیلی پاستوریزهای هانا الیزابت
که توی انبار کالا داریم
اما با وضعیت موجود
بیستوشش
بیا - داری چی کار میکنی؟ -
بیستوسه
بیا
امکان تاخیر در تحویل کالا وجود داره
بیستودو
سمت چپ اینجا، این دره
این همیشه بستهست
آنه برگرد - نه -
آره - بیا. نکنه میترسی؟ -
چهار، سه
بیا - آنه برگرد. آنه -
چه قایم شده باشین یه چه نه من دیگه اومدم
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو sherlocked :مترجم
...نه
خواهش میکنم بس کنین
از پنجره دور شین
اردوگاه اجباری برگن-بلزن
گبی نه
گبی نه، ما از این کارها نمیکنیم - گشنمه -
تو، حق نداری گبی رو تنها بذاری
برو. همین الان
ایست
ایست! تکون نخور
ایست! تکون نخور
زندهباد هیتلر
1 - ایرما آبراهام -
2 - گوته آبراهام -
3 - استر ابراموویک -
4 - آنا بلا -
5 - سوزان بیدرمن -
6 - الیزابت چاک -
7 - استر پاک -
8 - جودیث الاک -
صاف بایست یهودی آشغال
جودیث الاک
9 - مارگاریتا -
10 - سوزان فاراگون -
.به من نگاه نکن حیف نون
11 - اگنس فاراگون -
12 - امیلیا -
13 - ایبویا بارکتون -
14 - اودا بارکتون -
15 - آنا بلا -
16 - سوزان بیدرمن -
17 - الیزابت چاک -
18 -- استر چاک -
19 - جودیث الاک -
20 - مارگاریتا الاک -
21 - سوزان فاراگون -
22 - اگنس فاراگون -
برگرد
کجا بودی؟ - باید این رو یادداشت میکردم -
برای کی؟
بیا
اما گبی الان باهامه - میتونی بخوابونیش نه؟ -
مگه همین دیروز این رو قرض نگرفته بودی؟
چرا ولی بابا بهم گفت برگردونمش
چرا؟
نگفت
شاید اونا خائنن
ببین، مارگوت آخریه
دزدیش؟ - قرض گرفتم -
.حتی متوجه هم نشد ببین اینجوری
.بیا تظاهر کنیم داریم توپ بازی میکنیم تو برو اونجا منم اینجا
آنه بوسهی فرانسویت اومده
یوناس رو صدا بزنم؟ - نه -
میخوای بری پیش آنه؟ - آره -
.برو دیگه کار تو بود تقصیر توئه
چشمهات رو بپوشون
و فکر کن اگه آنه بود چی کار میکرد؟ - اما -
.منم گاهی این کار رو میکنم مثلا میگم اگه واتی یا مارگوت بودن چی کار میکردن؟
بجنب واقعا کمککنندهست
اگه آنه بود چی کار میکرد؟
خب؟
میشه لطفا توپم رو پس بدین؟
وای آلمانی حرف میزنه
من توی فرانکورت آم ماین دنیا اومدم
پدرم توی جهنگجهانی اول به نفع آلمانها جنگید
تقصیر من بود
ببخشید، ما توپ رو قرض گرفتیم و حالا باید پسش بدیم
نام و مدارک
امشب توی خیابون بوم میتونین ازمون تحویل بگیرین
بوم بوم
هانلی بهم قول بده دیگه هیچوقت آلمانی حرف نزنیم
«به جز کلمهی «سگهای گنده
و «خدانگهدار» عوضی
چندتا خال داره؟
سلام
سلام
شیش شیشتا بچه گیرت میاد
من دهتا میخوام
یوناس عزیز
چرا نمیری به درک؟
و هونجا دنبال یکی بگرد که زبون درازت رو بکنی توی حلقش
هیچوقت همدیگه رو نخواهیم دید و امیدوارم توی گه غرق شی
آنه فرانک دوستداشتنیات
بهم قول میدی تا ابد کنارم بمونی؟
57 - هانا گوسلار -
58 - اتزبت گروز -
59 - کاترین گروز -
لعنت بهت صاف بایست
60 - آنه گاتمن -
اون جنده کجاست؟
هرزه کجا رفته؟
اینجا
62 - آدا جرماتین -
63 - آبراهام ایمرا -
64 - گوته آبراهام -
گبی
میدونی فرای اون حصار آنه زندگی میکنه؟
آنه کیه؟
بیا قراره آنه رو ملاقات کنیم
داری چی کار میکنی؟ ما رو توی خطر میندازی. برگرد
ایست چه اتفاقی افتاد؟
آره دوستش داری نه؟
سگ خوب
گوشت خوشمزه برای ژرمنشپرد وفادارم
لذت ببر دوست عزیزم
سگ خوب
من گشنمه. گشنمه - گبی یهکم دیگه تحمل کن باشه؟ تا فردا -
.مرغهای احمق مسیر رو ادامه بدین
بریم خرید؟ آره؟
اون لبنیاتی رو میبینی؟ شیر و تخممرغ تازه داره
کنارش هم نونواییه
.بوی نون تازه حسش میکنی؟
میتونیم به بیجنکورف بریم
.آبنباتهایی دارن به اندازهی سرت و به رنگ رنگینکمون
باید برم
...آره ولی
اینجا آویزونش میکنم باشه؟ فردا توی لیتلبر میبینمت
وایسا آنه وایسا
آنه
برات یه سوپرایز دارم
چه سوپرایزی؟ - اگه باهام بیای نشونت میدم -
آنه - مخصوص شماست خانم خوشگله -
بیا
هانا
فکر کردم قرار همیشه کنار هم باشیم؟ - آره، تو چی؟ -
بیا از در پشتی میریم
زمانی که غذا در هلند
دور ریخته میشد رو یادتونه؟
زمانی رو که کرهی اعلامون
با یارانهی دولتی به انگلیس صادر میشد
تا انگلیسیها بتونن نونشون رو با کرهی ارزون بخورن
درحالی که هلندیها مجبور بودن نونشون رو با مارگارین گرون بخورن یادتونه؟
بیا اینجا بشین
بابا میگه اگه این رو ننوشته باشه دخترهای یهودی حق ندارن از پشت نگاه کنن
رهبر دختران ملی، واناک سرگروه تیم
و بقیه دختران رو بهش معرفی میکنه
خوابت رو دیدم میدونستی؟
واقعا؟
چه خوابی دیدی؟ - نمیدونم چهطور توضیح بدم -
وقتی زمان خوردن چای شده بود رهبر علاقهش رو
با شخصا با دخترها مکالمه کردن بهشون نشون داد
مخصوصا توجهها رو به کار هر زنی
که به تشکیل ملت متحد هلندی کمک کرده بودن جلب کرد
توی سینما بودیم
من وتو
و یه فیلم خیلی رمانتیک بود
یه چیزی توی گوشم بگو
مهم نیست چی فقط به حرف زدن ادامه بده
اگه زیادی پیش رفت کمکم کن باشه؟ - چی؟ -
آره
منم دلم میخواد کل دنیا رو ببینم
چه به عنوان بازیگر چه نویسنده
اما حتما باید معروف باشم
چرا؟ ببین این زنها میخوان به مردم کمک کنن
منم میخوام یه روزی این کار رو انجام بدم - پس باید با خواهرم حرف بزنی -
میخوا عین فلورنس نایتینگل پرستار بشه توی فلسطین
واقعا؟
.بابا هم میخواد بره البته اگه بتونه پاسپورت بگیره
هی. چیزی شده؟
میخوام برم خونه
هی
دربارهی یرقانت بهش گفتی؟
مگه شدیدا واگیردار نیست؟
بریم
یرقان؟ واقعا؟ هوشمندانه بود
خوب از زیرش در رفتیم
بوی گندی میاد
بیا
هانا
چت شده؟ گبی از روی تخت افتاد
کی مقصره؟
ببخشید، رفتم بیرون تا کتاب رو پس بدم
بذار حدس بزنم، با آنه
No comments yet. Be the first to leave one.