De første 196 linjer.
.به جای نظم جهان، خواستههای خود را تغییر دهید
«رنه دکارت «گفتمانی در باب طریقت
مراسم فارغالتحصیلی
،هوریکیتا مانابه از کلاس ای
.به نمایندگی از فارغالتحصیلان سخنانی ایراد خواهد کرد
.پاسخ ما
امروز که عطر شکوفههای آلو ،نوید رسیدن بهار را میدهند
.ما فارغالتحصیل شدیم
سه سال پیش، ما وارد دبیرستان پرورشی پیشرفته شدیم
،با وجود مخالفت ناگومو .اون همچنان کلاس ای بودن رو حفظ کرد
به یاد دارم روزی را که با خود عهد کردم
.تا مطمئن شوم سه سال پیشرو سالهای مفیدی باشد
،از طریق رقابت و سختکوشی
،ما از آزمونهای ویژهای که مجبور بهشون شدیم جون سالم به در بردیم
.و امروز، از اینکه تونستم با شماها فارغالتحصیل بشم خوشحالم
،و تلاش دوستانمون که دیگه باهامون نیستن
.بینتیجه نبود
.سیمای شریف آنها برای همیشه در قلب ما حک شده
،من به شما اطمینان میدهم آنچه اینجا در این مدرسه یاد میگیرید
،گنجی برای آینده شما خواهد بود .و سلاحی متعالی برای استفاده
و کسانی که شک دارید
.بدون ترس به جلو رفتن ادامه دهید
،باور داشته باشید به اعمال خودتون
دنیایی که امروز سرد و خشن است .روزی با گرما و عطوفت از شما پذیرایی خواهد کرد
،سال بعد، و سال بعد از اون
...کسانی که هنوز اینجا هستند و قراره فارغ بشن
.خودتون به وقتش خواهید فهمید
.صمیمانه از شما به خاطر سه سال گذشته متشکرم
.هوریکیتا مانابه به نمایندگی فارغالتحصیلان صحبت کردن
،حالا، قبل از مراسم پایان ترم فردا
.ترم گذشته رو یه بررسی خواهیم کرد
با گفتن اینکه عملکرد تحسینانگیزی
.جلو کلاس ای در امتحان ویژه داشتید شروع میکنم
بین شمای الان و شمای یک سال پیش .تفاوت آشکار و بزرگی هستش
.ولی سنسی باز برگشتیم کلاس دی
.صاف برگشتیم سر جای اول
...بعد اون همه بدبختی واسه کلاس سی شدن
مگه نه؟
.شما باز کلاس دی شدید، حق با شماست
.ولی در سال گذشته خیلی رشد داشتید
،از نظر امتیاز کلاسی .شما بیشترین امتیاز رو کسب کردید
.وقتی ازمون تعریف میکنی یه جورایی ترسناکه
قرار نیست گیر بیوفتیم که؟
.نه چیزی نیست
.ولی کلاسهای دیگه هم رشد کردن
اینکه بتونید تو روزهای آتی ازشون جلو بزنید یا نه
.کاملاً به خودتون و حفظ سختکوشیتون بستگی داره
،جشن فارغالتحصیلی امروزه ،بنابراین امروز کلاس نداریم
.ولی فراموش نکنید که همچنان مدرسهاید
.گویا تو امتحان نهایی مشکل داشتی
.فکر کنم زیادی درگیر استراتژی ریون-کون شدم
.نتیجه هم این شد که کلاس بی بدجور باخت
.شنیدم خیلی از دانشآموزا نتونستن ادامه بدن
.آره
.آره واضحاً تله ریون-کون بود
امتحان ویژه نهایی
ولی دلیل اصلی شکستمون
ناتوانی من در بازگشت روحی روانی به عنوان
.یه کاپیتان بود
دور ششم
جودو
جودو
یامادا آلبرت
.شرکت کننده را انتخاب کنید
انتخاب کردن
جودو
محروم
بعید بدونم جواب باشه، ولی نباید میرفتید شکایتی چیزی بکنید؟
.خواستم به عنوان یه درس داشته باشمش
منظورت چیه؟
،اگه این اتفاق تو یه لحظه مهم سال دوم یا سوم بود
.میتونست فاجعه باشه
.ولی الان، میتونیم از پسش بربیایم
.که اینطور
.پس دلیلی نداره یه غریبه مثل من فضولی کنه
.شنیدم شماها مبارزه خیلی خفنی داشتید
.شماها هی بهتر و بهتر میشید
!فکر کنم بهتره حواسمون به پشت سرمون باشه
...درباره اون موضوع
رک بگم، میخوام اتحادمون رو منحل .کنیم بعد بریم سال بعد
.آره یه حسی داشتم که اینو میگی
...ولی
.ولی مونده بودم نمیشه واسه فعلاً حفظش کنیم
...شاید وقتی فاصله بین امتیازهامون کمتر
.نه
.هدف من واسه سال بعدی کلاس بی یا بالاتر شدن
،و واسه پشت سر گذاشتن کلاس ای .طبیعتاً دنبال امتیاز جمع کردن خواهیم بود
در موردش جدی هستی، نه؟
از اینکه وقتی در مضیقه بودیم
.پیشنهاد اتحادمون رو قبول کردید سپاسگذارم
ولی سال دیگه دشمن خواهیم بود، نه؟
.کلاس بی هم تمام تلاششو میکنه
.خوبه
میری جشن فارغالتحصیلی؟
اگه منظورت اینه که میرم برادرمو ببینم یا .نه، باید بگم برنامهای واسه این کار ندارم
.فکر کردم بالاخره میخوای باهاش صحبت کنی
ربطش به تو چیه؟
.دارم میرم ببینمش
مشکلی داری با اینکار؟
.نه
.اگه میخوای برادرمو ببینی آزادی
...ولی اول
.کاری که باید انجام بدم، انجام بدم
.من به دلیل اتهامات نادرست تعلیق شدم
فکر نمیکنم قدرتی واسه متوقف کردن .سرپرست موقت سوکیشیرو داشته باشم
،اگه مستقیماً بر خلاف نقشهش کاری بکنم
.ممکنه کل مدرسه رو به هرج و مرج بکشه
منظورت اینه یه اسپانسری میخوای که باهاش مخالفت کنه؟
.پس شاید باید شانستو با آقای ماشیما امتحان کنی
.مدرسه پر از دوربین مداربستهست
.تنظیم قرار صحبتتون رو بسپر به من
.خیلی ممنونم ازتون
...خب، پس
میشه یه سوال آخر ازت بپرسم؟
.بله
.به امید داشتن یه زندگی معمولی اومدی این مدرسه
به اینکه بعد فارغالتحصیلی چی میشه فکر کردی؟
.سرنوشت من از قبل مشخصه
بعد فارغالتحصیلی، برمیگردم به همونجایی که ازش اومدم
.مطمئنم یه مربی میشم اونجا
با اینکه سرنوشت نهاییت رو پذیرفتی هنوز اینجایی؟
.این خودش دلیل بهتریه که از 3 سالی که دارم محافظت کنم
.امیدوارم این مدرسه نقطه مثبتی تو زندگیت باشه
اتاق پذیرش
.میام داخل
دستور مستقیم از مدیر ساکایاناگی و یه جلسه مخفیانه
.درست قبل از جشن فارغالتحصیلی
.هرچی هست باید چیز مهمی باشه
.کار بیپروایی کردی
.فکر کردم گفتی یه زندگی بدون جنگ میخوای
در مورد سرپرست موقت سوکیشیرو موضوع .مهمی وجود داره
منظورت چیه؟
...تعلیق مدیر ساکایاناگی و نتایج آزمون ویژه
اگه میگفتم مدیر سوکیشیرو بازیشون داده چی؟
،داستانت کاملا متقاعدم نکرد
،ولی اگه حقیقت داشته باشه .نمیتونیم بیخیالش بشیم
ولی ماشیما سنسه، همین امروز یه کسری حقوق به خاطر
.شکستن قوانین آزمون ویژه نهایی خوردی
کسری حقوق به خاطر شکستن قوانین؟
،برای رقابت جودو بین کلاس بی و کلاس دی
دانش آموز انتخاب شده .توسط کلاس دی یامادا آلبرت بود
.که اینطور
،میتونست مبارزه خطرناکی باشه .چیز خوبی نمیشد
پس قضاوت ماشیما - سنسه این بود .که بازنده اعلامش کنه
.نقش مدیر همچین چیزی نبود
از اینکه معلمها تدبیر اندیشی کنن خوشش نمیاد، پس؟
اگه بدونم موقعیتی برای دانش آموزا .خطرناکه ازش جلوگیری میکنم
.اگه رفتارشون اشتباه باشه، اصلاحش میکنم
!دبیر باید بتونه از دانش آموزاش محافظت کنه
.ظاهراً نمیشه متوقفش کرد
،اگه ماشیما - سنسه موافقت کنه .منم کمکت میکنم
.بوی رسیدن به توافق میاد
.قصد دارم فعلاً ازت حمایت کنم، آیانوکوجی - کون
.تا وقتی مدیر برکنار بشه، البته
،اگه سد راه کلاس اِی قرار بگیره .مجازاتش میکنم
.که اینطور
.جشن فارغ التحصیلی به زودی شروع میشه
.شما دانش آموزا باید اول برید
.ما بعداً جدا جدا میایم
.واقعاً که
.دردسر بزرگی برامون ایجاد کرده
واقعاً فکر میکنی با بیرون کردن مدیر سوکیشیرو همه چی تموم میشه؟
منظورت چیه؟
تضمینی نیست که یه .قاتل دیگه دنبالش نفرستن
،اگه همچین اتفاقی بیوفته ،مشکل از آیانوکوجی فراتر میره
...و روی کل کلاس تاثیر میذاره
.حتی کل مدرسه
.چه باتلاقی شده
بیا امیدوار باشیم .بزرگترین ترسم حقیقت پیدا نکنه
.همینطوره
.فکر میکردم اینجا باشی
خب؟ چیزی شده؟
.داشتم فکر میکردم
،اگه مثل قبل بودی .ممکن بود تا اینجا نیای
اینطوری فکر میکنی؟
.هنوزم خودمم. تغییری نکردم
حتی اگه از کلاس اِی هم فارغ التحصیل نشی .فارغ التحصیل شدن حس خوبی داره
حتی اگه نتونی در مسیر رسیدن به ،آرزوهات میانبری پیدا کنی
همچنان قادر به این خواهی بود .که با قدرت ارادهت دری به سمتشون باز کنی
.باید بری
.از قدرت خواهر کوچیکتر بودنت استفاده کن
!هـ هوی
...برای من رفتن پیش داداشم الان
.حس غیرواقعی بودن میده
.نسبتاً... حس نامناسبی داره
.من نمیترسم
میخواستم برادرم رو سه سال .اینجا ببینم
.برای همین اومدم
.رفتم
.چیزی که براش اومدم رو انجام دادم
تو چی؟
.یکم بیشتر اینجا میمونم
خب؟
.فعلاً
منتظرم بودی؟
.آخرین فرصتمه که باهات صحبت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.