De første 200 linjer.
. همین کافیه
. آفرین ، بچه - . ممنون -
. خیلی خب
. بیا
بلدی چیکار کنی؟ - . بله ، آقا -
. راه بیفت پس
. هیچوقت اینو نمیخواستم
. هیچوقت نمیکردم همچین جایی باشم
. اما خب هیچوقت ، جای دیگه ایی هم نبودم
. یکم جلوتر از اون درخته
، حتی وقتی فرستادنم برم
. در اصل منو دوباره فرستادن اینجا
همه ی اعضای خانواده ام ، توی این جنگ
. به شیوه ی خودشون میجنگن
و همینطور تک تک خانواده هایی . که "کینگزتاون" رو خونهشون میدونن
و همینطور تک تک خانواده هایی ، که "کینگزتاون" رو خونهشون نمیدونن
. ولی به هرحال اینجا زندگی میکنن
. صبر میکنن . همیشه صبر میکنن
این ازت نیوفتاد؟
و حالا این منم که باید این موش هارو . توی قفس ، راضی نگه داره
و همینطور نزارم که ، نگهدارنده ی این موش ها . خوشون گیر موش ها بیفتن
این یه شهرک صنعتیه
و بیزینس و نونش هم . حبس کشیدنه (حبس بریدن)
.هفت تا زندانی توی یه شعاع 10 مایلی ان
بیست هزار تا روح ،بدون هیچ امید و آینده ایی . باهم زندگی میکنن
و منم نقطه اتصال اونا به دنیایی ام . که اونا رو نمیخواد
. من حکم قایق نجاتشون رو دارم
. من شهردار "کینگزتاون" ـم
: مترجم Sina_Z & ParisaShiva
حالا کلی نگهبان دم سلولش
. مثل کرکس ایستادن
هفته ی پیش بهت گفتم که . منتقلش کن
به نظرت من رئیس زندان ـم؟
. یه نگهبان لعنتی رو کتک زد
... دفعه ی بعدی یکی بچم رو
چیکار میکنی؟
چیکار میکنی ، والتر؟
، صرفا چون بهمون پول میدی
باعث شده فکر کنی میتونی باهاش اینجوری حرف بزنی؟
همینه؟
فک کردی با کی داری حرف میزنی؟
. شهردار - . بله ، درست زر زدی -
. ببخشید
ببین ، ما بچه ات رو تحت محافظت گذاشتیم
دهن گشادی داره و حس مسئولیت نداره
پس چی میخوای؟
. اون توی یه بخش خصوصیه
باور کن ، اون الان امن ترین . جای ممکنه
. بچه ات ، زد فکِ نگهبانه رو شکوند
، اما وقتی میخوان محاکمه اش کنن
نمیخوان یه بچه ی 17 ساله ی درب و داغون ، و کتک خورده
، بشینه جلوی قاضی . پس فعلا جاش خوبه
، اما باید بفهمه ، و تو باید بفهمی
، که 5 سال دیگه داره به حبسش . اضافه میشه
، و باید این حقیقت رو قبول کنه
که تنها کسایی که ازش محافظت میکنن ، ما مردای قانونیم
و باید تلاش کنه تا این محافظت . رو به دست بیاره
، که یعنی دهنش رو باید ببنده
. و کاری که باید رو ، انجام بده
، چون اگه انجام نده به مدت 10 سال
. میشه جنده ی یه نفر دیگه
. مطمئن باش که این پیامو واضح بهش میرسونی
. ببخشید ، اون پسرمه
خب ، اگه پسرته ، دفعه ی بعدی
نزار بره توی کمپ تفریحی و به پختن شیشه مشغول شه ، نظرت چیه؟
. بیا اینم یه ایده
. بهش بگو ملحفه اش رو جمع کنه
اگه به نظر اومد که میخوان بریزن سرش و بزننش
بگو موقع سرشماری قبل از خاموشی . خودشو حلق آویز کنه
منتقلش میکنن به قسمت جلوگیری از خودکشی
اینجوری دیگه تو کانون توجه . رئیس زندانه
. خیلی خب - . بریم -
. کونی
یه جلسه توی "کریج هاوس" داریم
میخوای بحثشو پیش بکشی؟
اون بچه هر کمکی که قرار بوده بهش بکنیم
رو دریافت کرده .خوبه -
بله؟ - کسی اون بیرون هست که -
باید حرفشو حتما الان بشنوم؟
.به همون اندازه همیشگی - .خوبه -
.پس تا یه ساعت دیگه برمیگردیم
اوه وایسا، امم - مایلو سنتر رو یادته؟
.زنش اینجاست
چی میخواد؟ - .به من نمیگه -
.خیلی خب -
تو برو، من میبینم قضیه چیه
مطمئنی؟ -
آره، اگه اینجاس - یعنی مایلو فرستادتش
.باشه -
.ویرا - .میچ -
مایلو چطوره؟ - .خوبه میدونی، روزشماری میکنه -
.یکم برای این کار زوده -
.اون آدم خوش بینیه -
.خب، بهم بگو چیکار میتونم براش بکنم؟
.میخواد یه چیزی جابجا بشه - میشه ببندیش؟
.هیشکی اینجا صدامونو نمیشنوه -
.دودش برام مهم نیست - لطفا
.خیلی خب -
فردا شب میرم استونی -
.و باید اونو با خودم ببرم اون رو؟ -
خب، باید بدونم چی رو دارم جابجا میکنم
.از اون چیزه -
.خودت میدونی
همشو؟ - .اون گفت ده هزار تا برای تو
این یکم از حوزه کارهای ما خارجه -
باید از خود مایلو بشنوم
مطمئن شم که از خودت درش نمیاری
.قصد بی احترامی ندارم
اون گفتش که میتونه - بعد از 3:00 تماس بگیره
مکان و همه اینجور چیزاش رو داری؟ -
.اوه، یه نقشه
قراره یه علامت ضربدر روش باشه؟
یا یه مختصات مختصات --جغرافیایی داره یا
.مایلو گفت وسایل الکترونیکی ممنوعه
ازت میخواد که یه کپی بگیری .و من اینو نگه دارم
.مرسی - این دوره
.بخشداری زمین رو تصرف کرد -
.ماه دیگه میذارنش به مزایده
کسی اون بیرون هست؟ - .مایلو گفت نه -
.خیلی خب - .امشب برش میداریم
.مرسی -
پس... فردا؟
.مرسی، میچ
پشمام، حاجی این زنه - عجب چیز حقیه
این محل، 20000 زندانی
،و 40000 نفر تا ازشون نگهداری کنه
.بهشون غذا بده، آموزششون بده
،و وقتی آزاد شدند استخدامشون کنه
یا راضیشون کنه که برن .چون اینجا جا پره
.اوه، سلام عزیزم - چیزی برای من هست؟ -
.میز بزرگه - .اوکی، مرسی -
دیگه این کوفتی رو تحمل نمیکنم -
.بیا و کار لعنتیت رو انجام بده
.هی - هی مرد، چه خبرا؟
چطوری؟ - خوشحالم که میبینمت رفیق -
.من یه قهوه میخوام -
.مرسی، دارم از اینجا میمیرم
.مرسی
.چند وقت پیش نامزد سابقت رو دیدم
--اه لعنت - ،اگه عدالتی وجود داشته باشه
اون آویزون میله برنجی توی کلوپ الفنت بوده، توروخدا بهم بگو
،نه، مرد - اگنس اخلاق
کار کردن به عنوان .یه رقاص لختی رو نداره
اگنس با اون عوضیه -
پاتریک، از دفتر دفاع ملی بود
اوه خدا، امیدوارم هر چه سریعتر .با اون عوضی ازدواج کنه
آره، اون فکر کرد تو بی پولی -
هی، تو قراره با هر دو طرف خانواده من سر و کله بزنی
.نه، نه، اون تویی - .من نه، نه،نه، نه -
خیلی خب، چی داریم؟ - جیم؟
.ام، خانواده لعنتیم - .اوهوم -
.خواهر زادهام، سم چی؟ اون که تازه شروع کرده -
.اوهوم - همین سه ماه پیش؟ -
.و خیلی بد گیرش انداختند - کیا؟ -
.سیاها - چجوری؟ -
.نمیدونم - یه چیزی تو این مایه ها که
،یکیشون باهاش سر شوخی داره
،باهاش رفیق شده ازش میخواد یه نامه براش پست کنه خونه
و یه کوفت دیگه ای در مورد اینکه یه نگهبانی نمیذاره نامه هاش بره
.اون انجامش داد .عجب آدم مزخرفی -
خدایا، مگه بهتر از این حرفا آمادهاش نکرده بودی؟
.ولی اون اصن 22 سالشه، مایک -
.فک میکنه این آشغالا برادراش ان
،این بچهها، اونا اونا نمیفهمند، مرد
.اونا متوجهش نمیشند
،آره، خب - اون لعنتیا الان گرفتنش دیگه
اوکی؟ آره -
زندانی کیه؟
.این مرتیکه خر -
اون بیرون دار و دسته داره؟ - .آره، دسته داره -
.اوکی، خب، بفرما - این خبر خوبیه، نه؟
همیشه این قضیه محدودیت مشکل سازه
ما که وضعیتمون خوبه، نه؟ و زندانی هم که
نمیخواد خواهرزادت رو تو چنگ خودش بگیره، درسته؟
خیلی خب، گوش کن
اگه خواهرزادت نامه رو برای یه شخصی که ،دستش تو کاره فرستاده باشه
.من میتونم برش گردونم
.ولی باید سرش معامله کنیم
پس وقت تعویض شیفت بهترین زمان برای ملاقاته؟
.اوه، آره، آره، آره .و ببین، همه از داستان مطلع اند
مثلا اینطوری نیست که .ما اونجا نبودیم و خبر نداریم
فقط مطمئن بشین که هیچ مسلسل اتوماتیک و رمبوای در کار نباشه، اوکی؟
اگه من این نامه رو بگیرم، اونا
.روز و ساعتشو مشخص میکنند پس باید آماده باشین
،برای یه همچین چیزی مطمئنم کار به کثافت کشیده میشه
فقط مطمئن بشید که آدمای ما توی حیاطن
.اوکی؟ تعویضی هم نداریم اوکیه مشکلی نیست -
تیم ما کل منطقه رو اداره میکنه "البته به جز "اس آی اس
.همه چی ردیفه، مایک
،هیچ مامور گشتی نمیخوام - هیچی
چون قراره به همه در موردش اطلاع بدم، باشه؟
.خواهرزادت قراره برای یه مدت هدف قرار بگیره
،وقتی اوضاع رو بدست گرفتیم میبریمش توی یه برج
.اوکی؟ چیزیش نمیشه
،آره، خب - در این مورد مطمئن نیستم
چون احتمالا از چپ و راست و وسط
.هوس میکنه به مردم تیراندازی کنه
.تا وقتی که به آدم درست شلیک کنه - که من مشکلی ندارم
.هی، من حلش میکنم -
اوکی؟ .آره -
No comments yet. Be the first to leave one.