De første 200 linjer.
تيم ترجمه فارسي سابتايتل تقديم ميکند
"دخترکي که در پايين خيابان زندگي ميکند"
ترجمه و زيرنويس از سعيد رادان
تولدت مبارک
کيه؟
آقاي جيکوب؟- بله-
منم،فرانک هالت
هالت؟
!يه چيزي بده تا اذيتت نکنم- چي؟-
!يه چيزي بده تا اذيتت نکنم
هالووينه،بانوي جوان
اوه،اينجا تولده
تولد کيه،خودت؟- آره-
خب،تولدت مبارک- ممنون-
ولي اگرچه که تولدته،هالووين هم هست
ميتونم به پدرم بگم شما چي ميخواين؟
اسم من فرانک هالته پدرت من رو مي شناسه
دو تا بچه هام همين اطرافن دارن "يه چيزي بده اذيتت نکنم" بازي مي کنن
منم فقط اومدم اينجا تا مطمئن بشم که
هيچ روح خبيثي اين اطراف نباشه
مثل اون پيرمرداي کثيفي که سعي ميکنن به دختراي کوچولو آبنبات بدن
به پدرت بگو که اومدم
بهتره درو ببندي اينجوري همه گرماي خونه از بين ميره
قبلا ديده بودمت،ولي هيچوقت با هم ملاقات نکرديم،کرديم؟
شما از انگليس اومدين،درسته؟ بله-
توي انگليس هالووين رو جشن نميگيرن؟
نه
...هالووين اينجا روز بزرگيه که
...بچه ها لباسهاي رنگارنگ مي پوشن و ماسک ميزنن
...و ميرن دم در خونه ها و
"و ميگن"يه چيزي بده تا اذيتت نکنم
و تو هم قراره که مثلا بترسي
چون اگه چيزي بهشون ندي يه حيله اي روت سوار ميکنن
يعني ميگي امشب کسي نيومده در خونتون چيزي بخواد؟
خب،بالاخره ميان.دو تا بچه هام هر لحظه ممکنه برسن اينجا
يکيشون يک اسکلت سبز رنگه و اون يکي هيولاي فرانکشتاين
حالا چي بايد بهشون داد؟
آبنبات،پاپ کورن،پاستيل هر چيزي که بخواي
يه تيکه کيک چي؟
ولي اون کيک تولد توئه
نبايد بخاطر اونها بِبُريش
آفرين
مادرت کجاست؟
مادرم مُرده
ولي پدرت که اينجاست
اون سيگاراي فرانسوي ميکشه،درسته؟
در مورد سيگار فرانسوي درست گفتم؟
آره
الان کجاست؟طبقه بالا؟
پدرت طبقه بالاست؟
نه،اون توي اتاقشه،داره کارميکنه- اوه،آره،اون شاعره-
مادرم ميگفت که اون شاعره
و هرچيزي که مادرم ميگه اتوماتيک درست از آب در مياد
رَدخور نداره
مادرم همون زنيه که اينجا رو به شما و پدرت اجاره داده
اوه،عاليه
بچه ها عاشقش ميشن
دستهام سرده؟
سيزده سالته؟
سيزده تا شمع روي کيک بود
تموم شد رفت- چهارده سالته؟-
شرط ميبندم که تو هم شعر ميگي
دوست دارم بعضي وقتا شعرات رو بخونم
فقط تو و پدرت اينجا زندگي ميکنيد؟ فقط شما دو تا؟
آره
و شرط ميبندم که اين هم صندليه مورد علاقشه،درسته؟
آره
اون چيه اونجا داري؟ چيه؟يه هَمستره؟
اوه،بزار ببينم
خب،فقط ميخواستم ببينمش
اسمش چيه؟
بي خيال ديگه.بايد يه اسمي داشته باشه اسمشو بهم بگو
گوردون
گوردون؟اسم قشنگي داره
نمي خواي به پدرت بگي من اينجام؟
نه،نه تا وقتي کارش تموم نشده
تو دختر خيلي زيبايي هستي،ميدونستي؟
چشمان زيبا
موهاي زيبا
دختر خوشگلي مثل تو،تولدش هم که هست
دوست پسر نداري؟
بي خيال،شرط ميبندم که دوست پسر داري
دختر خوشگلي مثل تو بايد دوست پسراي زيادي داشته باشه
چيزي نيست،نترس،آروم باش
فقط توي روز تولدت بهت يه درکوني زدم اينجا اين يک رسمه
آره،اول هر سال بايد يک درکوني بخوري و يکي هم در طول رشد کردن
ديدي،اونطور که فکر ميکني نيست
حالا عصباني نشو اين فقط يک بازيه
اين فقط يه بازيه احمقانه روز تولده،همين
تو که فکر نکردي دارم پُرو بازي درميارم؟هان؟ احمق نباش
من خودم دو تا بچه دارم،ميدوني و هر لحظه ممکنه پيداشون بشه
اوناهاشن،دارن ميان خب ديگه من دارم ميرم
بابت کيک ها هم ممنون
امشب اذيتت نمي کنيم
!سلام،پسرا
به پدرت بگو متاسفم که نتونستم ببينمش شب خوش
هي،من يه چيزي براتون دارم
بفرما يکي واسه تو و يکي هم واسه تو
زود باشيد بچه ها،بيايد بريم !تولدت مبارک
زود باشيد پسرا،بيايد بريم
جيکوب لستر،جيکوب لين
اينا منم
شما بهشون ميگيد حساب هاي متصل
اينجا رو امضا کن،لطفا-
کليدت رو همراه داري؟- اينجاست-
ميتوني بري تو يکي از اون اتاقک ها
بله،ميدونم.ممنونم
دوباره اسمت رو امضا بزن،لطفا
اون فقط سيزده سالشه
پدرم اينجا حساب داره لِستر جيکوب
نفر بعدي،لطفا
ميتونم اون کاغذي که امضام روشه داشته باشم؟
ممنون
سيب ميچيدم.امسال انگوري نيست
تو اين مدت بهتون چطور گذشته؟
همه چيز مرتبه؟- بله،همه چي خوبه-
من رو يادت مياد؟
من کورا هالت هستم
پدرت اين خونه رو از من اجاره کرده
بله،شما رو يادمه
اين از کجا اومده؟- مال پدرمه-
اين بايد اينجا باشه
اون ميز و قاليچه هم جاشون اونوره
شاعرها نميتونن مثل بقيه مردم زندگي کنن،آره؟
فراموش کردم ازش بخوام يک دستخط برام بنويسه
"دوستت دارم" "امضا شده،"پدر
ساده و زيبا
زياد توي دهکده پيداتون نميشه
حتي توي سوپر مارکت
خب،سوپر مارکت تحويل در منزل داره
البته اگه کسي توان ماليش رو داشته باشه
ميخواي پيغامي به پدرم بدم؟
موضوع انگورها هم جاي تاسف داره
هيچکس به خودش زحمت نداده سم پاشيشون کنه
ميتونم پيغامتون رو به پدرم برسونم
من بخاطر اون شيشه هاي مربا اومده بودم
...براي مدتهاي طولاني
من و مستاجرها ازشون مربا درست ميکرديم
شيشه هاش هنوز توي زيرزمين هستن
پدرت خونه نيست؟
نه،نيست
اوه،چقدر بد شد
...ميخواستم يه دور کوچيکي توي خونه ام بزنم و اميدوار بودم که
توي دهکده اس؟
نه،رفته نيويورک
وقتي بيرون بودم يه صداهايي مي شنيدم
عبري؟
فکر کنم فرانسوي بايد بيشتر بدرد بخوره
يا ايتاليايي
خدا ميدونه که اينروزا چقدر از مردم با اين زبان صحبت ميکنن
مطمئني که نميخواي پيغامي به پدرم بدم؟
اينروزا غريبه هاي زيادي توي دهکده ميان
اوه...از لندنه
آره- من عاشق جدول حل کردنم-
خب،اگه دوست داري ميتوني برش داري
ولي پدرت داره حلش ميکنه- من حل ميکنم-
و داري عبري هم ياد ميگيري
...بچه هاي پسرم بهم گفتن که
يک شب بهشون کيک تولد دادي
اون داخل خونه هم اومد؟
پسرم- بله،اومد داخل-
پدرت؟
پدرت اون شب خونه بود؟
اون در اتاق مطالعه بود
وقتي کار ميکنه نميخواد مزاحمش بشن
از اون شب به بعد پسرم اينجا برگشته؟
نه
هيچوقت برنگشته؟- نه-
...اگه پسرم برگشت و پدرت هم خونه نبود
بهتره که اجازه ندي داخل خونه بشه
خب،اون براي وارد شدن ازم اجازه نخواست
اميدوارم که قصدت بي ادبي نباشه
به پدرم ميگم که شما گفتين نبايد به پسرتون اجازه بده وارد خونه بشه
اين کار لازم نيست
شايد من متوجه منظورتون نشدم،خانم هالت
...مطمئنا تنها چيزي که نميخوام اينه که
خودم رو بخاطر مسائلي که کمترين اهميتي ندارن درگير کنم
من بخاطر شيشه هاي مربا اومدم حالا هم ميريم و برشون ميداريم
پسرتون ميگه که من موهاي زيبايي دارم
اين رو بهت گفته؟
الان بايد شيشه ها رو برداريم
اونا توي زيرزمين هستن
بايد اين ميز رو تکون بديم
و قاليچه رو بزنيم کنار و دستگيره در زيرزمين رو بکشيم بالا
من و پدرم از جايي که اين ميز هست خوشمون مياد
اما شيشه ها توي زيرزمين هستن
خودم بعدا اونها رو براتون ميارم،خانم هالت
ميز رو تکون بده
اينجا خونه منه
تو يک دختر فوق العاده بي ادبي هستي
بايد هر کاري که ميگم انجام بدي
هفته پيش شما تنها انگورهايي که داشتيم رو بُردي
و حالا هم اومدي سيب بچيني
و هرگز هم از ما سوالي نکردي
!و امروز هم همينجوري پاشدي اومدي توي خونه من
اينجا خونه تو نيست- خونه منه-
اجاره شده
تو سيزده سالته
چرا توي مدرسه نيستي؟
يعني سيزده ساله ها حقي ندارن،درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.