De første 200 linjer.
بیا تجزیهاش کنیم
.هیدروژن چقدر ازش داریم؟
،براساس مول ظاهراً ۶۳ درصد
۶۳؟
لقمه گندهایه
قدم بعدیمون اکسیژنه - اکسیژن، ۲۶ درصد -
۲۶ اینم از آب
کربن، ۹ درصد - کربن، ۹ -
که در مجموع میشه ۹۸ درصد - درسته -
نیتروژن، ۱.۲۵ درصد
۱.۲۵
که درکل میشه ۹۹.۲۵ درصد
فقط عناصر کممقدار باقی مونده
در جایی که معجزه اتفاق میفته
.اوه، یه لحظه صبر کن کلسیم؟ کلسیم که کممقدار نیست
کلسیم برای استخونهای بدنمون یه نیاز ضروریه
اینطور فکر میکنی، درسته؟ - درسته -
.کلسیم کلسیم فقط ۰.۲۵ درصده
چی؟ اینقدر کم - اهوم -
جداً؟
لعنتی، اصلاً فکرش رو نمیکردم
خیلیخب، پس مقدار آهن چقدره؟ - آهن -
...وای، خب
آهن ۰.۰۰۰۰۴ درصده
چی؟ آدم بدون آهن که «هموگلوبین» نداره
ظاهراً، مقدار زیادی نمیخواد - بدون شک، جای تعجب داره -
آه، سدیم
سدیم، ۰.۰۴ درصد
فسفر، ۰.۱۹ درصد
۰.۱۹
اینم از این
...پس جمع کلش
...میشه
۹۹.۸۸۸۰۴۲درصد
...ما ۰.۱۱۱۹۵۸ درصد
کم داریم
.از قرار معلوم کلاً همینه - جدی؟ -
...نمیدونم، فقط
...فقط
انگار یه چیزی رو حساب نکردیم، نه؟
آدم باید عناصر دیگهای هم داشته باشه
« ترجمه از محمد بوالحسنی » .:: Bolhasani ::.
« کانال تلگرام محمد بوالحسنی » .:: @BolhasaniSub ::.
از این کفشها متنفرم
شبیه کسایی شدم که قراره لگن زیر بیمار رو عوض کنه
...انگار باید برم
برای یه پا به سن گذاشتهی احمق سوپ ببرم
بعدشم با اتوبوس برم خونه پیش ۱۶تا گربهم
چرا میپوشیشون؟
.خوب پا رو حمایت میکنه کف پام قوس داره
هی، چه خبرا؟
هی، میشه دو دقیقه دیگه زنگ بزنی؟
ممنون، خداحافظ
باید برم جوابش رو بدم
اوه. خانومه؟
لوئیسه
البته به تو مربوط نمیشه
فقط زودی برگرد - نه -
اوه، لطفاً دیگه کسی رو «هی» صدا نکن
نمیدونی چقدر بدم میاد
یه تیکه رو نزدی، درست اونجا
اصلاً چرا تو باید بری بالای نردبون؟
اگه دلت میخواد میتونی خودت بیای بالای نردبون
نمیفهمم چرا نمیذاری والت این کار رو انجام بده
آره، اینم فکریه
خب، مشغول نوشتن یه داستان کوتاه جدیدم
و یه کاراکتر معتاد داره
...و میخوام... آم
،خب، میدونی، راستش بذار برگردیم عقب
...آم، تو
...تو دوران دانشگاهات
علف میکشیدی، مگه نه؟
منظورم اینه، حداقل امتحانش کردی
بیخیال
شاید امتحان کرده باشم. چطور؟
یادته چه تاثیری روی حس و حالت میذاشت؟
یعنی، حس و حالت رو تغییر نداده بود؟
باعث میشد جدیتر بشم
واقعاً؟
...چون بیشتر یادمه
باعث سرگیجه من میشد، فقط همین
...فقط مردد شده بودم که
...شاید بتونه، آم
...آم، میدونی
،فقط روی این کاراکتر داستانم گیر کردم مهم نیست
والتر جونیور علف میکشه؟ - چی؟ نه -
نه. نه
...چی شد که همچین فکری - از کجا میگیره؟ -
ماری - جدی میگم. از همین لوئیس میگیره؟ -
میخوای چیکار کنی؟
ماری، تو چشمهای من نگاه کن
...مسلماً این سوال رو
فقط برای داستانی که دارم مینویسم پرسیدم، همین
،به خدا قسم میخورم والتر جونیور علف مصرف نمیکنه
مطمئناً نه تا جایی که میدونم
نه تا جایی که تو میدونی؟
ماری
هی، من رو ببین
هی، برگرد و من رو ببین
این... اینی که اینجاست
با بدترین دشمن خودمم همچین کاری نمیکردم
این تحقیرآمیزه
شرمنده
امیدواری خودم بمیرم و راحتت کنم، مگه نه؟
ولی اینطور نمیشه
پس بکُشم یا بذار برم
تو جُربزه این کار رو نداری، والتر
اسم من رو از کجا میدونی؟
جسی
به من و امیلیو گفت
میخوام شیشهات رو بفروشم
خب که چی؟ تهدیدش کردی، ها؟
کتکش زدی تا مُقر بیاد؟ - سمت این کارا نرفتیم -
دیگه چی بهت گفته؟
تقریباً هرچیزی رو که فکرش رو میکنی
تو معلم دبیرستانش بودی
...یه بار سر کلاس با آبگازدار انگور
کربن دیاکسید رو یادشون دادی
یه پسر داری که عقبموندهست
یا روی ویلچره یه همچین چیزی
نباید این چیزها برات غیرمنتظره باشه
...اون شریکت
خیلی دهن لقه
والتر
نمیدونم به خیالت داری اینجا چیکار میکنی
ولی بهم اعتماد کن
تو بدرد این کار نمیخوری
پس توقع داری همینطوری ولت کنم بری؟
...فقط بازت کنم
و آدیوس، ها؟
من راه دیگهای نمیبینم
یا بذاری برم یا با بیرحمی من رو بکُشی
...بهعلاوه
مشکل اصلیت طبقه بالا نشسته
پُره
هی، دارم دستشویی میکنم
میشه گند نزنی به حریم خصوصیم؟
خیلیخب - چه مرگته، مرد؟ -
داری چه غلطی میکنی؟
عوضی، چی...؟ - اسمم رو بهش گفتی -
کی گفته، اون؟ - اسمم، محل کارم -
از پسرم بهش گفتی - هی، دستت بهم نخوره -
معتاد عوضی - نه، اون رو بده. مال خودمه -
.این رو میندازم توی توالت خوب ببین
،نه، اون ۴۰ هزار دلار ارزش داره احمق
وقتی همهش رو میکِشی دیگه ارزشی نداره
از روی توالت برو کنار
!از روی توالت برو کنار - نه -
از روی توالت برو کنار
بس کن
نه. امکان نداره
نه
نه، نه، نه
جسی، فکر کردی داری کدوم گوری میری؟
.برو کنار، مرد خدایا
هنوز کار داریم - نه -
.تو... تو کار داری من کارم رو کردم
همون کثافت کاریای رو میگی که دو ساعت داشتم برات تمیزش میکردم؟
کارت همین بود؟ - بیا بخورش، مرد -
من که این چیزها رو نخواستم
حالا چطوری اینجا بمونم، ها؟
کل خونهم بوی مواد شوینده میده
چون به حرفم گوش نکردی
خب، سلام بر هیتلر، جنده
و بذار یه چیز دیگه بهت بگم
ما سکه انداختیم، باشه؟
.تو و من تو و من
سکه انداختنم یه کار مقدسه
کارت توی زیرزمین منتظرته
طبق سکهای که انداختیم
لعنتی برو سراغ کارت
همین رو گفت. آره
،آره. آره گمونم ازش داریم
آره، باید امتحانش کنی
سلام؟ - شاید، ۷.۵ -
نمیدونم - ببخشید -
رنگ مشکی این رو دارین؟
...به هر حال، داشتم میگفتم
.اون شب رفتم پارتی آره، تونی هم اونجا بود
حالا هر چی
سلام، معلومه کجایی؟ دو ساعت پیش بهت زنگ زدم
،ببخشید، عزیزم، سرم شلوغه چه خبرا؟
خب، راستش، خبر که زیاده
و یه موضوع حساس هم پیش اومده
...پس میخوام تمرکز کنی و
!هی، بتمرگ سر جات
لعنت بهت، هنک
ببخشید، عزیزم، فقط وسط یه کاریام
...بشین
بتمرگ سر جات! فهمیدی؟ !تو هم بتمرگ سر جات
لعنتی
برگشتم، عزیزم. چه خبرا؟
والتر جونیور - خب، چی شده؟ -
ماریجوآنا، مصرف میکنه - مزخرفه -
ببخشید، اما مامانش همچین فکری میکنه
اسکایلر بهت گفت؟ - اینطور میشد استنباط کرد -
استنباط کرد، ها؟
شدیداً استنباط کرد
...مثل اینکه بگی «دکتر، دوستم
«اختلال نُعوظ داره
No comments yet. Be the first to leave one.