De første 200 linjer.
*آواز چیزی داره که بهترین رو برام میاره*
*بِهِم میگه که فقط شاد باشم*
*در این زندگی که در حال زیستن هستم*
*من یه عالمه آواز واسه خوندن دارم*
*برای خوندن آواز دیگه نمیتونم صبر کنم*
تپه گُل پامچال
تپه گُل پامچال *آزاد مثل یه پرنده*
*رها مثل نسیم تابستان*
*آزاد مثل ضربان قلبم*
*وقتی که قلب بِهِم داده شد تا آزادانه پتپه*
*اوه*
*نمیخوای آزاد باشی*
*آزاد مثل یه پرنده*
* رها مثل نسیم تابستان*
*آزاد مثل ضربان قلبم*
*وقتی که قلب بِهِم داده شد تا آزادانه پتپه*
قیچیهای کاغذی
قیچیهای کاغذی *نمیخوای آزاد باشی*
*نمیخوای آزاد باشی*
*اوه*
!سلام
آفرین! بیداری؟
آره، امروز صبح میرم کلاس رکابزنی
و بعد مصاحبه با چند مجله زنان
و بعدش ناهار با هِلِن
!آه! سلام گرمِ منو بهش برسون
چَشم
!آه! تو خسته بنظر میرسی
وقتی فیلمبرداری تموم بشه، شارژ میشم
چطوره هفته بعد کار نکنم؟
فقط واسه چند روز
!یعنی، بله، اگه بتونی، خوبه، اوه، نه، وایسا
آه، نه، هفته بعد نمیشه
ما شب فیلمبرداری داریم- !اوه-
خوب هفته بعدش
آ، ۱۰ام چطوره؟
آ، من نمیتونم
دارم واسه فیلم خودم آماده میشم
مهم نیست عشقم، فقط یه پیشنهاد بود
!بیخیال
بله، ولی واسم مهمه
خوب فیلمبرداری چطور پیش میره؟
عالیه
نه، یعنی، خوبه
...ما فقط یه روز از برنامه عقبیم
امّا همه بازیگرا و اعضاء فیلمبرداری راضین
و ستاره شما؟- اَلکساندرا؟-
آها
خانم خوبیه
بهتر از من؟
!اوه، نه! خیلی بهتر از توئه
و جوانتر
!آره! آره! خیلی جوانتر
!و خیلی خیلی خیلی خسته کننده
!اوه! بیشتر درموردش بِهِم بگو
اوه! چیه؟ حسودی میکنی؟
!بدجور
!عزیزم! خیلی متأسفم
من خیلی خوابم میاد
باشه، من دلم واست تنگ شده
منم دلم برات تنگ شده، دوسِت دارم
منم دوسِت دارم
*آزاد مثل یه پرنده*
*رها مثل نسیم تابستان*
*...آزاد مثل صدای شیرین*
*یه آواز*
!سلام
!اوه! خیلی خوشگل شدی
!بیا بغلم
اوه! ممنون، حس خوبی دارم
رفتم کلاس رکابزنی و احساس سَبُکی میکنم
اوه! میتونم یه اسب بخورم
!عصر بخیر! مَگی
طبق معمول، درسته؟
!بله، لطفاً
سالاد خُرد شده، بدون سُس و یه فنجون چای
مرسی- این که یه اسب نیست-
این حتی یه اسب کوچک یالدار هم نیست
...همبرگر مخصوص، سیب زمینی سرخ شده
و مخلفات
یه چیز مخصوص براتون میارم
مرسی
...باید بهت بگم که
مهارتهای گربه" داره زیاد سروصدا میکنه"
...مقبولیت حالا هرچی، فقط میخوام بگم که
بهتره خودتو واسه فصل جوایز آماده کنی
وقت تمرین سخنرانی دریافت جایزهست
حتی اگه فقط جلوی آینه باشه، گرفتی؟
!مسخره نشو
وقتی داری برنده جایزه میشی کجاش مسخرهست، عزیزم؟
دیگه نوبت توئه
یکی رو با کریستوفر همراه کن اونا میتونن ترا پوشش بدن
آه!...من فقط میخوام روی "قیچی کاغذی" تمرکز کنم
که تا الان باید خونده باشیش
!اوه، هِلِن، بیخیال
لوکا اونو خونده
لوکا یه کارآموزه
...تا حالا من کِی وقت خوندن
چیزی طولانی تر از یه مِنو رو داشتم؟
...خوب در حقیقت
!این فصلهای جایزه همش حرفه
جداً مردم از "مهارتهای گربه" خوششون میاد؟
...حرفی که سر زبوناست اینه که
تو قطعاً مقام اول رو کسب میکنی
دیگه حرفی نمیزنم
اوه، نمیدونم
زیپ دهنمو میبندم
هیجانانگیزه
درسته
منم هیجانزدهام
!بطری شرابو بیار
*از روزی که روح رو از بدن جدا کردن*
*آزاد مثل یه پرنده*
*رها مثل نسیم تابستان*
*آزاد مثل ضربان قلبت*
*وقتی که قلب بهت داده شد تا آزادانه بتپه*
*آه! نمیخوای خودتو آزاد کنی؟*
*اوه، اوه*
*آزاد*
*من میخوام آزاد باشم*
*آزاد الان*
عزیزم، خیلی متأسفم
من قصد نداشتم این اتفاق بیفته
نمیخواستم اینجوری باخبر بشی
درمورد مطبوعات نمیدونم چی بگم
یعنی میدونم این نمیتونه بهانه باشه
امّا وای خدا! مَگی! تو مقصر نیستی
مقصر ما نیستیم، این فقط اتفاق اُفتاده
لطفاً وقتی حرفامو شنیدی، بِهِم زنگ میزنی؟
فقط، بِهِم زنگ بزن! باشه؟
من خیلی خیلی متأسفم
چه مدته؟
!آه- خودشه؟-
خودشه؟
!مگی، آه! نه! نه! نه! آه
متأسفم
ما هردوتامون متأسفیم
واسم مهم نیست که اون پتیاره چقدر متأسفه
چه مدته؟
آ، آه! خیلی وقت نیست
چه مدته؟
نمیدونم یه چند ماهی
آ، شایدم نزدیک یه سال
!آه
...مَگی اصلاً
قرار نبود اینجوری بشه
آه! مطمئنم که قرار نبود
نه، مطبوعات، نمیدونم اونا چجوری فهمیدن
تو دوسِش داری؟
نه! ببین...قضیه پیچیدهست
این سؤال سختی نیست
...اون حاملهست! آه
-مَگی! من خیلی
چرا؟
سلام؟
مَگز؟
!اوه، فی
مَگز! تو حالت خوبه؟
من تازه اخبار رو دیدم، حقیقت داره؟
...میگه که دوسِش داره و
اون حاملهست
...خوب، پس
مَگز یه پرواز از "گاتویک" به مقصد "سنتکیتس" هست
امروز بعدازظهر
من نمیتونم، فی
من باید یه ماه دیگه در "کِیپ تاون" فیلمی رو شروع کنم
!دیگه جای بحث نیست، مَگز
تو سوار اون هواپیما میشی
و میای به "جزیره نِویس" و خودم هواتو دارم
و جزیره حال و هواتو عوض میکنه
تو دو هفته اینجا ...میمونی، میخوابی، شنا میکنی
و هرکاری که واسه بهبودیت لازمه انجام میدی
باشه
آه، خوبه
ببین من از قبل واست یه بلیت خریدم
!خوب، مَگز برو وسائلتو جمع کن
بله
من جزئیات پرواز رو برات میفرستم
به امید دیدار در جزیره نِویس
باشه؟
بله
!مَگی
آیا با شوهرت حرف زدی، مَگی؟
آیا با کریس صحبت کردی؟ راه برگشتی وجود نداره؟
!دور شین
!از سر راهم برین کنار !اونو از جلوی چشمام ببر کنار
!برین کنار
!از سرِ راهم برین کنار
!همه شما باید از کارتون خجالت بکشین
!آه! بیا اینجا بغلم
!عزیزم! نه! نه! نه
!نه! نه! نه! نه
!اوه
حالا اشک نریز! باشه؟
من اصلاً نمیتونم جلوی گریه خودمو بگیرم
عزیزم خیلی متأسفم
من اینجا هواتو خواهم داشت، باشه؟
ما هواتو داریم، باشه؟
!یه نگاه بنداز
چی میگی، ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.