Berlin

Berlin (Berlín)

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Berlin 2023 S01E07 DUBBED WEB H264-RBB
En kommentar af Hami.Mogheyci

Tags

web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
720p
720
XviD
x265
HEVC
Udgivet den: 2023-12-29
Downloads: 56
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 199 linjer.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫دوست دارم بوسیدنت رو تجربه کنم.

‫تب سوزانش رو حس می‌کنم.

‫نفسم در نمیاد.

‫ولی وقتی موهات رو بو می‌کشم، ‫همه‌چیز از ذهنم می‌ره.

‫چطور بهت بگم که دارم می‌میرم؟

‫اون هم وقتی دوست دارم کنارت باشم ‫و گرمای وجودت رو حس کنم؟

‫می‌دونم همه‌اش توهمی بیش نیست.

‫این سم باعث شده هذیون بگم، ‫ولی نکنه واقعا عشق باشه؟

‫به نظرم که عشقه.

‫عاشقت شدم بروس.

‫حتی اسم واقعیت هم نمی‌دونم.

‫خیلی مسخره است.

‫گلوم ورم کرده، دارم خفه می‌شم.

‫ولی تنها چیزی که ذهنم رو درگیر کرده ‫اینه که هیچ‌وقت راستش رو بهت نگفتم.

‫دوستت دارم.

‫هر موقع هم با کسی عشق‌بازی کردم، ‫روی صفحه‌ای بود...

‫و توی دنیایی خیالی بود.

‫بخور. آب سرده.

‫راست می‌گفتی. واقعی نیست.

‫هیچ بویی رو حس نمی‌کنم.

‫نمی‌تونم چیزی رو لمس کنم. ‫حتی نمی‌تونم مورمور شدنم رو حس کنم.

‫چطور بهت بگم من عملا ‫آخرین باکره‌ایم که توی غرب پیدا می‌شه،

‫ولی می‌خوام اولین رابطه‌ام با تو باشه؟

‫ازت می‌خوام نجاتم بدی ‫تا تمام این حرف‌ها رو بهت بزنم...

‫و کنار هم تا طلوع خورشید ‫توی گل و لای غلت بزنیم.

‫امیدوارم نجاتم بدی.

‫«خانه کاغذی: برلین»

‫چیزی دستگیرتون شد؟

‫فعلا تمام اثر انگشت‌هایی که پیدا کردیم ‫معتلق به کارکنانه.

‫یه دقیقه اجازه بده.

‫مترجم: «حامی مغیثی» ‫در تلگرام: Timelordsubs@

‫یعنی سرشون رو انداختن و اومدن ‫جواهراتی به ارزش چهل و چهار میلیون دزدیدن،

‫و بدون این‌که ردی ازشون بمونه، ناپدید شدن؟

‫بعضی وقت‌ها خودم هم سر از کار ‫اسپانیایی‌ها در نمیارم.

‫یادت نره کسی که این نقشه رو ریخته فرانسویه.

‫آره.

‫هر موقع بحث از جرم و جنایت می‌شه، ‫شما فرانسوی‌ها یاد میهن‌دوستی می‌کنین.

‫در مورد استراتژی گاو پیر شنیدی؟

‫- گاو پیر؟ ‫- آره، گاو پیر رو می‌گم

‫- شاید توی فرانسه اسم دیگه‌ای داره. ‫- تا حالا در موردش نشنیدم.

‫وقتی کشاورزان اطراف اورینوکو،

‫می‌خواستن گله گاوهاشون رو ‫از رودخانه‌ای پر از ماهی گوشت‌خوار رد کنن،

‫پیرترین گاو گله رو به عمیق‌ترین ‫بخش رودخانه می‌بردن،

‫و در حالی که ماهی‌های گوشت‌خوار ‫مشغول خوردن اون گاو بودن،

‫کشاوران با خیال راحت ‫بقیه گله رو برمی‌داشتن،

‫و از بخش کم‌عمق رودخانه رد می‌شدن.

‫واقعا جالبه.

‫توی فرانسه بهش تاکتیک انحرافی می‌گیم.

‫در هر صورت مشخصه که ما ‫خود ماهی‌های گوشت‌خواریم.

‫گله گاو هم دارودسته‌ی اون‌هاست.

‫خب، پس گاو پیرشون کدومه؟

‫دو تا جوان اسپانیایی هستن.

‫مشخصه که قصدشون رد‌گم‌کنی بوده.

‫اصلا منطقی نیست که دزدکی ‫وارد چنین تأسیساتی بشن،

‫که یکی از بهترین سیستم‌های امنیتی ‫توی کل پاریس رو داره،

‫و بعد انجام عملیات سرقتشون ‫به کلوپ شبانه برن،

‫ماشینی بدزدن و در آخر با عده‌ای ‫ولگرد بی‌کار توی خیابون کورس بذارن.

‫این دو نفر و گردن‌بندی که توی ‫ماشین دزدی پیدا کردن،

‫برای منحرف‌کردن ماست.

‫یکی از جزئیات مهم رو از قلم انداختی.

‫شگرد گاو پیر در مورد دور انداختن ‫کم‌ارزش‌ترین عضو گله است.

‫البته، اون گردن‌بند خودش ‫چهار میلیونی می‌ارزه.

‫بین جواهر به سرقت رفته، ‫رتبه سوم رو داره. پس اشتباه می‌کنی.

‫نچ.

‫قرار نبوده ما رو منحرف کنه.

‫رفقای اسپانیایی عزیزمون نقشه‌ای ‫باشکوه با تسلطی انکارناپذیر اجرا کردن.

‫بعد که از فرط شکوه و جلال ‫آدرنالین بدنشون زیاد شد...

‫رفته بودن برای خودشون جشن بگیرن، ‫با ماشین‌های دیگه کورس گذاشتن.

‫ما اسپانیایی‌ها نمی‌تونیم ‫دست رد به سینه عشق و حال بزنیم.

‫پس به نظرت داستان از این قرار بوده؟

‫گاو پیرمون پولینیاکه. ‫باید آزادش کنیم.

‫حالت چطوره قربونت برم؟

‫خوبم. یه سلول خصوصی واسه خودم دارم.

‫انگار توی هتل اقامت گرفتم.

‫سیمون باهام اومده چون باید ‫مسئله مهمی رو بهت بگیم.

‫می‌خواد هزینه‌های وکیلت رو قبول کنه.

‫نمی‌تونم قبول کنم.

‫فقط یه لحظه روش فکر کن، خب؟

‫حساب بانکی خودمون که مسدود شده.

‫باید وکیل خوبی برات بگیریم.

‫همین‌جوریش کم آبروم نرفته،

‫حالا ازم انتظار داری ‫از این آدم پول قبول کنم؟

‫کامیل، می‌شه باهاش صحبت کنم؟

‫مرسی.

‫سلام فرانسوآ.

‫گوش کن، درک می‌کنم ‫نسبت به پیشنهادم بی‌میل باشی.

‫فقط محض اطلاعت خواستم بگم، ‫با این کارم... قصد ندارم تحقیرت کنم.

‫قطعا خودت هم متوجه شدی ‫که آدم خیرخواهی نیستم.

‫واسه کامیل این کار رو می‌کنم.

‫خانمت خیلی حالش بده، ‫چون باور داره که تو بی‌گناهی.

‫الان من و تو دو تا مرد هستیم ‫که به تصمیماتمون به عشق زنی گره خورده.

‫اگه اون باور داره که بی‌گناهی، ‫پس من هم باور می‌کنم.

‫نمی‌شه تو هم چنین کاری بکنی؟

‫به یک شرط حاضرم پیشنهادت رو قبول کنم.

‫این‌که حالت قرض داشته باشه.

‫حالا شد.

‫همینه، این روحیه رو می‌خواستم. ‫الان هم سعی نکن اونجا دوست پیدا کنی...

‫یا سلولت رو تزئین کنی، ‫چون در عرض چهار روز آزادت می‌کنم.

‫از جفتتون ممنونم. ‫زندگیم رو به شما مدیونم.

‫مشکل تو، مشکل ما هم هست.

‫ما هم عین خودت حس می‌کنیم زندانیم.

‫هر سه نفرمون عین سرنشینان قایق،

‫باید پارو بزنیم تا به خشکی برسیم.

‫قبول دارم. عین سرنشین قایق هستیم.

‫یکی فدای همه ‫و همه فدای یکی می‌شن.

‫آهای! کامیون رو بزن کنار!

‫آهای!

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- می‌خوای بیای تو؟ ‫- نه، نمی‌خواستم مزاحم بشم.

‫اومدم این شیشه رو پس بدم.

‫در این حد؟

‫حتما خیلی زحمت کشیدین ‫تا آخرین لیمو رو ازش خارج کنین.

‫- چند ماه اون ته مونده بود. ‫- نه، اصلا.

‫هیچ زحمتی نبود.

‫نیم ساعته تموم شد.

‫می‌دونی چرا دیشب برات آوردمش؟

‫دیروز که دیدم رسیدی و بچه‌هات همراهت بودن، ‫زمین رو می‌کندین،

‫طناب نصب می‌کردین، ‫تخته‌چوب با میخ وصل می‌کردین،

‫توی لباس چوب‌بریت عرق کرده بودی،

‫پیش خودم گفتم:

‫«بالاخره مرد ت‌ت پیدا کردم.»

‫مرد ت‌ت چیه؟

‫منظورت چیه؟ مثل آئودی ت‌ت؟

‫نه.

‫ت‌ت مخفف تستوسترون و تندرستیه.

‫مردی که در عین حال ‫جذبه و لطافت داشته باشه.

‫- از این آدم‌ها کم پیدا می‌شه. ‫- آره.

‫بعد که دیدم داشتی گریه می‌کردی، ‫پیش خودم گفتم شاید هم‌صحبت لازم داری.

‫ولی پیشنهادم رو رد کردی، ‫واسه همین خواستم شیشه رو برات بیارم.

‫گفته بودی که همسرت فوت کرده، ‫نخواستم زیاد پافشاری کنم.

‫ولی بهم دروغ گفتی آدم دغل‌کار. ‫دروغ گفتی.

‫شنیدم داشتی با خانمت صحبت می‌کردی.

‫موقع مسواک زدن شنیدم.

‫حس کردم داری در مورد من صحبت می‌کنی.

‫همچنین در مورد لیمونچلوم گفتی.

‫خاک بر سرم، کاش زمین دهن باز کنه ‫صاف برم توش.

‫واقعا نمی‌دونم چی باید بگم.

‫راستش، در دفاع از خودم...

‫با این لیمونچلو ‫و طلاق ناگهانی‌ای که گرفتیم...

‫یه لحظه حس کردم از کوره در رفتم.

‫خیلی احساساتی بودی. ‫شدیدا هم خدا رو شکر می‌کردی.

‫یه سوال دیگه ازت دارم.

‫خانم سابقت بهت چراغ سبز داد یا نه؟

‫اِم، ببخشید می‌پرسم‌ها، ‫ولی داری باهام لاس می‌زنی؟

‫خب، دروغ نگم بین خودمون ‫ارتباط خاصی حس می‌کنم.

‫خب دیگه، با اجازه‌اتون دیگه برم.

‫دیگه لازم نیست زحمت بکشین ‫و تا در خونه‌ام بیاین.

‫بعدا می‌بینمت.

‫روز به خیر.

‫مرد ت‌ت.

‫ببخشید بی‌اجازه اومدم.

‫وای! شبیه مشوق‌های تیم شدم!

‫با خانم سی و شش ساله‌ای توی راهیم،

‫مار پاش رو نیش زده، ‫علائم شوک آنافیلاکتیک داره.

‫تقریبا شش دقیقه دیگه می‌رسیم.

‫آژیر پلیس.

‫گشت جاده‌ای.

‫مار.

‫صندلی مجرمان.

‫قوطی جواهرات بسته‌بندی شده.

‫بالاخره تصمیم گرفتم باکرگیم رو از دست بدم، ‫و یکهو شرایط پیچیده شد.

‫توی فکرم این مسائل می‌گذره عزیزم.

‫انگار توی زندگی قبلیت ‫ماهی‌گیر ماهری بودی.

‫فقط کوسه صید می‌کردم.

‫خودت چی؟

‫داستان‌های عشق و عاشقی قدیمیت ‫از مال من بامزه‌تره؟

‫راستش زیاد از این تجربه‌ها نداشتم.

‫فقط یک نفر بود که خیلی اذیتم کرد.

‫حتی هیچ‌وقت نتونستم ببوسمش.

‫نکنه راهبه بود؟

‫بذار خودم حدس بزنم. ‫لابد توی مهد کودک آشنا شدین.

‫نزدیک شدی.

‫توی هواخوری ندامتگاه آشنا شدیم.

‫اون توی بخش زنان بود، ‫من هم بخش آقایون بودم.

‫خب، چطور از هم خوشتون اومد؟

‫با هم عضو گروه کر شدیم.

‫همیشه ردیف عقب رو انتخاب می‌کردیم، ‫گروه رو می‌پیچوندیم و فرار می‌کردیم.

‫دنبال جایی می‌رفتیم که کسی نباشه ‫و بتونیم همدیگه رو ببوسیم.

‫بقیه هم سرود «ای مومنان» رو می‌خوندن.

‫کل جذابیتش هم به این بود ‫که مچتون رو بگیرن.

‫گمونم به روابط ممنوعه علاقه خاصی داری.

‫شاید یه خرده داشته باشم.

‫خب، دروغ نگم اگه من هم جاش بودم ‫به خاطرت عضو گروه کر می‌شدم.

‫عه...

‫مگه این‌ها خواهر و برادر نبودن؟

‫معذرت می‌خوام.

‫این بهترین سرنخیه که داریم.

‫این‌ها چطورن؟

‫طراحی چهره پلیس؟ ‫بین خودمون بمونه، زباله است.

‫خیلی تصاویر مبهم و تخیلی‌ای کشیده، هوم؟

‫صرفا واسه یکی از طراحان معمولی ‫توی کلانتری توصیفشون کردن.

‫بذار لب کلام رو بگم،

‫طراح جماعت توی کلانتری ‫هر گهی دلش بخواد می‌کشه،

‫بعد جرئت می‌کنه روی میز من بذارش.

‫این یارو تنها سرنخ خوبیه که داریم.

‫باید امیدوار باشیم این ولگرده ‫که تتو داره، سابقه هم داشته باشه.

‫الو؟

‫می‌خواستم با واحد جنایی اسپانیا صحبت کنم.

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left