De første 183 linjer.
دنیای انیمه تقدیم میکند
دنیای انیمه تقدیم میکند
ReMadza
Sora
ReMadza
Sora
!برو و نترس.. هیکی
خب.. از کجا شروع کنیم؟
.بفرما
.خب.. اول از قضیهی پروم شروع کنیم
...راس میگی
.لُب کلام اینکه هیئتمدیرهی مدرسه نظر به لغو پروم داره
نظر داره؟
.آره
...تصمیم نهایی هنوز گرفته نشده، ولی
.گمون نکنم هیئتمدیره بخوان تصمیمشون رو یه ذره هم عوض کنن
.از این رو، مدیریت دوست داره که دانشآموزا خودشون اظهار پشیمونی کنند
اظهار پشیمونی؟
.استفاده میکنه 自粛: jishuku اینجا داره از کلمهی .یه عرف ژاپنیه. شما میای میگی میخوام فلان کارو انجام بدم ولی بعدا میبینی نمیتونی از پسش بر بیای و بعد میای عذز خواهی میکنی، این میشه جیشوکو
حالا با هر کلمهای که بگن.. بالکل مخالف اند دیگه؟
!هم هیئتمدیره مدرسه و هم جامعهی اولیا، همه آدمای قالتاقی هستن
.هدفشون اینه که دانشآموزا خودشون اظهار پشیمونی کنند
...نه.. ولی قبلا که
...اوهوم
...ولی خب.. اونطور که اونا خودشون رو انداختن وسط
.الحق که حرف «اظهار پشیمونی» بهترین توجیه ـه واسش
!دقیقا
...اینجا منم موقعی که وارد مباحث خارج از حقوقم میشم
به حرفایی که میزنم جز به چشم یه سری کلمه بهش نمیکنن
!بدی زیردست و حمال بقیه بودن همینه
.استفاده میکنه که به معنی کار کردن توی قصر ـه 宮仕え: miyadzukae نکته: اینجا داره از کلمهی
!الحق که چرا عاقل کند «کار»ی
!دوغتو بنوش
.وقتی که خودت آقابالاسر بشی تازه کیفش شروع میشه
!هر کاری که بخوای میکنی
!!عجــــــــــب
!تا وقتی که به چشم مشکل به مشکل نگاه نکنی، «مشکل» نمیشه
...ولی وقتی که به چشم مشکل بهش نگاه شد
بهجای اینکه باهاش درگیر بشی و آخر سر جلوش زانو بزنی .بهتره همون اول تسلیمش بشی
دیر یا زود نظرات منفی و درخواست اظهار پشیمانی در مورد پروم
.بین دانشآموزا و والدین ـشون میپیچه
...اگه اینطور بشه جناح ضد پروم قدرت میگیره و
!دیگه عملا کیش و مات ـیم
تو واقعا دلت میخواد پروم اجرا بشه؟
.با اینکه حالا نمیدونم خوبه یا نه
.درست
.یوکنوشیتا که اصلا دلش نمیخواد تو مداخله کنی
ولی بازم عزمتو جزم کردی؟
.خب دیگه.. به مورد قبول واقع نشدن عادت کردم
!شرمنده
.نه.. یکم خوشحال شدم
.فقط.. یوکینوشیتا هم انگار یه چیزی تو چنته داره
.دلم میخواد سر همون تشویقش کنم
.واسه همین نمیدونم کمک کردن بهش درسته یا نه
اگه در مورد وابستگی و این چیزا حرف میزنین که .به نظرم سوءبرداشت کردین
.واسه یوکینوشیتا که یه چیز مهمه
.شاید مثل امتحانی باشه واسش که خودش رو بهش محکوم کرده
امتحان گفتین؟
.«اوهوم.. یا شایدم بشه بهش گفت «مناسک گذار
مناسک گذار: رسومی که تو دورههای حساس زندگی انجام میدن. مثل غسل تعمید و یا شایدم ازدواج؟
الان پیش خودت گفتی «داره بزرگش میکنه»؟
.نه.. از این چیزا.. خب، تو این دنیا کم نیست
.آره.. زیاد اتفاق میوفته
...کنکور، مصاحبه برای کار
...تا قبل 30 سالگی با این چیزا زیاد سر و کله میزنی
!احتمالا
.دیر یا زود یه روزی مجبور میشی اینطوری با خودت دستبهیقه بشی
سنسی واسه خودتون هم پیش اومده؟
!آره.. صد البته
.کارای بسیار و چیزای زیادی بودن که دلم میخواست بهشون برسم
...همونطور که کارای بسیار و چیزای زیادی بودن که نمیخواستم بهشون برسم
توی این سفر هم کلی انتخاب کردم و
.امتحان کردم و شکست خوردم و بیخیال شدم و بازم از اول انتخاب کردم
!و تکرار همین چرخه
.همین الانم همینطورم
...حالا با توجه به اینا ازت میپرسم
تو از این به بعد با چه عنوانی میخوای با اون دختر سر و کله بزنی؟
.حداقلش اینه که انتخابی نمیکنم که منجر به سر و کله «نزدن» باهاش بشه
!که اینطور
که اینطور»؟ همین؟»
!کافیه! بهت اعتماد دارم
!بسی بسیار ممنان
میشنوفی هیکیگایا؟
.فقط با کمک خالی به برگزار شدن پروم نمیتونی اون دختر رو نجات بدی
.مهم اینه که چطور میخوای باهاش سر و کله بزنی
متوجه هستی؟
.دیگه از تو کمکی نمیخوام
!کار خیلی سختیه
...خب دیگه، کار آسونی نیست !مخصوصا بین شما دو تا
!صحیح
!ایندفه که دیگه نظراتمون به شدت با هم تصادم دارن
هوی هوی.. چی میگی واسه خودت؟ شما دو تا تا الان چیکار کردین مگه؟
...طبق سنت دیرینه وقتی که دو نظر مقابل هم قرار میگیرن
!قسمت اول فصل اول، ثانیهی اول دقیقهی دهم شاید اینطور ترجمه نشده باشه، ولی خب.. دارم از اول بازترجمه مراجعه کنید @Re_Sora میکنم به کانال
...اون چیزی که تا الان ساختین رو
...یکم دیگه میخوام بهش اعتماد کنم .همچین فکری تو سر ـمه
.به سلامتی
!اگه تو هم چیزی در چنته داری که فَبِها
.یوکینوشیتا هنوز باید توی اتاق شورا باشه
...باشه.. اوه.. تا یادم نرفته
پروم از اولش قرار بود، اینطور بشه که به اظهار پشیمونی برسه؟
.قبل تو هم همچین چیزی ازم پرسیدن
خودتون با این مشکلی ندارین؟
اگه ما دسبهکار شیم.. سنسی خودت تو دردسر نمیوفتی؟
...تا اون موقع که دیگه من نیستم !دیگی که واسه من نجوشه.. سر سگ توش بجوشه
!واو.. با این جمله عین این آدمای بالغ و جوون این دوره زمونه شدین
!واو» و زهر مار» !منم هم اهل این دورهزمونه ام و هم جوون
...بدترین شرایط اینه که من اخراج بشم
...اون موقع خب.. شاید بزنه به سرم ازدواج کنم .با اینکه طرف ازدواج ندارم
!خودتونو نگران نکنین
عه؟ منو میگیری؟
!چرا خو؟ نمیگیرمت !یکی مثل من بگیردت حیفومیل میشی
!پس تو رو خدا یالا دیگه.. یکی بیاد دست اینو بگیره
...بگیرم... بگیرم... بگیرم
!تا قبل اینکه من نظرم عوض نشده
...این حرفتون رو نشنیده میگیرم.. البته محض احتیاط
!چقدر قابل اتکا
...فعلا
.به سلامت
.شرمنده بهت نگفتم
...نه.. حالا عذرخواهی هم
!اگه آخر سر از اینجا نرم واقعا ضدحال میشم
!واقعا
!پس واقعا اومدی
آره.. یوکینوشیتا کو؟
!هـــه؟ خیلی مزاحمی ها
در وهلهی اول: امری داشتین؟
!ورود افراد نامربوط ممنوع
.اومدم کمک کنم
.پس.. میرم داخل
!نمیشه
عــــهی؟
وضعیت پروم رو.. شنیدی دیگه؟
.بگی نگی
عـ.. ببخشید؟
.حقیقتش.. گفتم الان تو بیای اوضاع قاراشمیشتر میشه
...اوه.. اوهوم.. بدم نمیگی .ولی نترس.. میخوام عین آدم بشینم صحبت کنم
عــــه؟ واقعا چونین است؟
!واقعنی میگم
.سر نحوهی صحبت کردنم هم فکر کردم
نحوهی صحبت کردن؟
.اوه.. نمیتونم بهت اعتماد کنم
.خب.. اگه اعتماد نداری که نمیشه کاریش کرد
!واقعا که زیادی مراقب بقیهای
!یوکینو سنپای بهشدت ازت امتناع میکنه ها
!راس میگی
بازم دلت میخواد بیای؟
!دلم موخواد بیام
!هان؟ چرا خو؟
میگی چرا؟ .اولندش خودت ازم خواستی بیام کمک
!هاح؟
!به خاطر منه؟ چی شد الان؟ بهم نظر کردی الان؟
...نمیگم که نظر بدی داری و
...بدمم نمیاد وقتی تو دردسر افتادم یکی بیاد کمکم، ولی
.پس اینو واسه وقتی که اوضاع راست و ریس شد !شرمنده
!اوه.. راس میگی .با اینکه کاملا در اشتباهی ولی تقریبا درست میگی
این چه عکسالعملی بود؟ آخرش اشتباه بود یا درست؟
!چرا خو؟
هان؟
یوکینو سنپای از تو امتناع میکنه و
!هارو سان سنپای هم مگه بهت نگفت؟
چرا انقده اصرار داری؟
.در حالت عادی میگفتی کی حوصله داره و میپیچوندی
.حالا بماند
!لطفا درست بهم جواب بده
...گمون نکنم بتونم درست توضیح بدم
.بازم اشکالی نداره
!مسئولیت دارم
مسئولیت گفتی؟
غیر مستقیم: قسمت دهم فصل دوم، ثانیهی پنجاهوهفتم دقیقهی دو
پیچیده شدن اتفاقا و چطور شدن وابستگی ـمون
.و این چیزا مسئولیتیه که کارام گردنم انداخته
!پس این حسابکتاب رو میخوام تسویه کنم
!همین
!اوه.. شرمنده
جوابت با اون چیزی که انتظار داشتم فرق میکرد و .یکم جا خوردم
.نمیخواد حالا.. از همون اولش هم شلخته پلخته بود
اینی که گفتی رو به یوکینو سنپای هم میخوای بگی؟
...از گفتن که محض احتیاط میگم
!ولی اینکه متوجه منظورم بشه یا نه، حرفیه جُدا
...عجب آدمای دردسری هستین شما دو تا.. خدایی
!آیی
!واسه من که اگه کلوب داوطلبان بخواد کمکم کنه، کم دردسرترین انتخاب ممکنه
No comments yet. Be the first to leave one.