De første 200 linjer.
این زندگی منه
قسمت بیست و دوم
جین... جین آه
اگه عضو تیم من بشی تقریبا هر روز باید تا دیر وقت کار کنی
با این قضیه مشکلی نداری؟
دارین میگین... آره
تو به عنوانِ طراحِ تیمم انتخاب شدی
ممنون، رئیس
واقعا تمام تلاشمو میکنم
بیا اينو به سرانجام برسونیم
چشم
ت...تو... کی هستی؟
خودت کی هستی؟
من... من...
شوهرِ جین آهم
چی گفتی؟
تو... داری چه غلطی میکنی؟
جی... جی... جین آه
من فقط... يک کلمه دیگه هم حرف نزن
اگه یه کلمه دیگه حرف بزنی،
دیگه هیچوقت نمی بینمت
من دیگه باید برم
مدیر چویی
جین آه، آدم جالبی هستی
استاکر و شوهر داری
من دلایل خودمو دارم
بذارین توضیح بدم نه
مجبور نیستی توضیح بدی
من علاقه ای به زندگی شخصی دیگران ندارم
نگران نباش زندگی شخصیت هیچ تاثیری رو کارت نمیذاره
فردا سر کار می بینمت
جین آه
من فقط...
میخواستم اینو بدم بهت
امروز تو تلویزیون بودم
بهت گفتم یه کلمه هم حرف نزن
اگه دوباره نزدیک این خونه ببینمت،
اونوقت...
واقعا خودمو میکشم
اومدی؟
چی شده؟ روح دیدی؟
یونجی بله؟
من به کانگ دشیک گفتم که...
هیچوقت نزدیک این خونه نیاد پس تو هم مثل من باهاش رفتار کن
چرا این کارو کردی؟
با هم دعوا کردین؟
چه اتفاقی افتاده؟
خواهش میکنم فقط کاری که میگم رو بکن
خب... نباید تو زندگی عشقیت دخالت کنم
اما اون آدم خیلی خوب و مهربونیه
تو رو هم خیلی دوست داره
این... عشق نیس
خشونته
خیلی خب
خشونت؟
یعنی چی؟ چه اتفاقی واسش افتاده که انقدر ناراحته؟
آه، سرده
چرا میخواد این وقت شب منو ببینه؟
یالا
تو خیلی زشتی دارین به چی نگاه میکنین؟
هی خیلی رو مخه
زانوت درد نمیگیره؟ جالبه
فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟ عجبا
ولش کن
نگاش کن چی؟
داره وقتمون رو تلف میکنه آهای، شما بچه ها دارین چیکار میکنین؟
برو کنار، برو کنار آخ
وقتی بی عدالتی می بینم، نمیتونم تحمل کنم
چرا دارین واسه دوستتون قلدری میکنین؟
آه، امروز از اون روزاس
این یکی یه آجوماس که بیش از حد رو مخه
اگه بخوای دخالت کنی،
نمیتونی قسر در بری
نمیتونم قسر در برم؟
هیچ راه فراری نمیتونی داشته باشی
مثل اون میشی
پس سرت تو کار خودت باشه
باید دخالت کنم
اگه پول ندارین، کارِ پاره وقت پیدا کنین
از بچه های محله زورگیری نکنین
عجبا
ببین
چیه؟ حالا که ترسیدی میخوای فِلنگو ببندی؟
فِ...فِ...فِلنگ؟
یعنی چی؟
بیخیال
الان حالیتون میکنم
پلیس. زنگ میزنم پلیس
آه، عجبا!
این آجوما خیلی پر دل و جراته آجوما؟
اگه راتو میکشیدی و میرفتی...
هیچ اتفاقی نمیفتاد
باید بزنمت که عقلت بیاد سرجاش؟
چرا شما...
هی، چطور جرات میکنین... این آجوما هنوز عقلش نیومده سرجاش
چیه آجوما؟ ترسیده؟
خودتونُ مُرده فرض کنین
داره چه غلطی میکنه؟
وقتی با این سوت بزنم،
زود میای پیشم؟
سونگ جو
سونگ جو!
سونگ جو، چه اتفاقی افتاده؟
الان دیگه مشکلی نیس من اینجام
پس حقیقت داشته
واقعا اومدی، نام جین
حالت خوبه؟ صدمه ندیدی؟
نه. حالم خوبه
تو... حالت خوبه؟
داره ازت خون میاد. چیکار کنم؟
بلند شو باشه
تو هم باید بلند بشی
آیگو
چرا گذاشتی بهت صدمه بزنن؟
مطمئنم میتونی اینو به مدرسه گزارش بدی
اگه گزارششون رو بدم، بیشتر اذیتم میکنن
تو مدرسه قبلیم از چندتا قلدر شکایت کردم اما آخرش منتقل شدم یه مدرسه ی دیگه
نمیخوام دوباره منتقل بشم
پس میخوای هیچ کاری نکنی؟
یا چرا حداقل به پدر و مادرت نمیگی؟
نامادریم بهم اهمیت نمیده
و بابام بخاطر مشغله کاریش همیشه دیروقت میاد خونه
ببین
وای! واقعا همه لکه ها رو پاک کردی
فوق العاده ـس
میدونی که من کی ام، من یانگ نام جین، نه...
آن نام جینم
چطوری این کارو کردین؟
من هر کاری کردم نشد
من از آب اکسیژنه استفاده کردم،
اما لکه ها پاک نشد
این راز منه
یه کم از این روی لباس بریز و لکه رو بساب بعدش ناپدید میشه
تنها مشکلش اینه که بوی بد میده
ممنون اونی، اوپا
راستش،
وقتی می دیدم روی یونیفرم مدرسه ـم لکه هست،
احساس میکردم تموم زندگیم پر از لکه ـس و ناراحت میشدم
میتونی از شر لکه ها خلاص بشی،
پس دیگه خودتو ناراحت نکن مشکلی نیس
اونا...
منو بارها تو پارک کتکم زدن
اما شما اولین کسی هستین که...
اومد و نجاتم داد
اون مثل یه زن جنگجوئه
مثل جون اوارک که نمیتونست بی عدالتی رو تحمل کنه
صبر کن اونا چندبار واسم خط و نشون کشیدن
باهام مثل یه آجوما رفتار کردن
اون بچه ها خیلی گستاخ بودن
بیا بریم میرسونمت خونه
بیا
چرا از جات بلند نمیشی؟
من؟ منم باهاتون بیام؟
ای بابا. گفتم میخوام یه چیزی بهت بگم
بیا بعد از اینکه رسوندیمش خونه راجب کار حرف بزنیم
کار؟ چه کاری؟
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
من... شوهرِ جین آهم
پس اون ازدواج کرده؟
با مردی مثل اون؟
داری مشروب میخوری؟
برای معده ـت بده که بدون غذا مشروب بخوری
یه چیزی برات درست کنم بخوری؟
نه، مشکلی نیس فقط یه گیلاس میخورم
چیه؟ مشکلی پیش اومده؟
من هنوز آدم شناسِ خوبی نیستم، مامان
چرا؟ تو انتخاب اعضای تیمت مشکلی پیش اومده؟
موضوع این نیس
فکر میکردم اون یه مرواریده، اما تبدیل به سنگ ریزه شد
یه سنگ ریزه که همه جا پیدا میشه
اگه اینو میدونی، حذفش کن مشکل چیه؟
درسته. میخوام همین کارو کنم
امروز کارا خوب پیش رفت؟
آره. انگار نظرِ عمو راجب پیشنهاد، مثبته
و رئیس هان گفت یه کم وقت لازم داره که فکر کنه
به زودی همه چی همونطور که میخوام پیش میره
آره، من اون لباسو طراحی کردم
پس تو طراحِ اصلی اون فروشگاه اینترنتی هستی؟
محشره
من چندتا لباس دیگه هم طراحی کردم که خیلی فروش رفته
از روی اونا لباس تقلبی درست کردن، واسه همین نتونستم خیلی سود کنم
اما خیلی خوب فروش رفتن
راستش، وقتی رفتم بازار که راجب لباسا تحقیق کنم،
مدلِ تقلبی لباست همه جای بازار بود
خیلی ناراحتم
یه تغییر کوچیک تو طراحیام دادن و فروختنشون
هیچ راهی نیس که بشه جلوشون رو گرفت
و مدل تقلبی رو ارزون تر از لباسای ما میفروشن
نمیتونیم کاریشون کنیم
چرا مدل تقلبی ارزون تره؟
اونا از پارچه های ارزون و مواد فرعی استفاده می کنن...
و از رنگ بی کیفیت و روش دوخت ناشیانه استفاده میکنن
واسه همین میتونن لباسا رو با قیمت ارزون تر بفروشن
علاوه بر این، دیگه لازم نیست بابتِ طراحی هزینه کنن
نمیشه باهاشون برخورد قانونی کرد؟
ثبتِ حق انحصاری، یه سال طول میکشه
تو صنعت مد، یه سال زمان زیادیه
از اونجایی که خیلی قبل تر با فروختن لباسا سودشو به جیبشون میزنن،
خیلی دیره که برای فروختن لباسا محکومشون کنیم
بی فایده ـس
No comments yet. Be the first to leave one.