De første 200 linjer.
- بابا بیخیال. - چیه خب؟
عین آدم تصمیم بگیر بذار یه آهنگ بخونه.
این پلیلیسته هیچیش با هم نمیخونه.
- نمیشه عین آدم یه... - ولش کن، اوکیش میکنم.
بذار فقط...
حالا چطوری اینجا رو پیدا کردی؟
چند نفر داشتن راجعبهش حرف میزدن.
بهنظرم خیلی باحال اومد.
- کیها رو میگی؟ - آدمهای معمولی
تازه خودت هم که عکسهاش رو دیدی گفتی خوشگله.
آره، فقط کاش وقت بیشتری داشتیم
- تا کامل آماده شیم. - ببین
اون موقع فکر کردم که احتمالاً خوشت میاد.
وسط طبیعته
خورشید از وسط درختها میتابه.
اونی که میگفتی چی بود؟
چی، خالخالی؟
آره! خالخالی میتابه!
خیلی از این کلمه استفاده میکنم نه؟
کل زندگیت شده خالخالی.
بیخیال بابا، منظره رو ببین تو!
بوی درختها رو حس میکنی؟
وای خدا، هوا رو ببین!
پشمام، وایسا!
- چی شده، چرا؟ - میگم وایسا بابا!
یا خدا.
چی شد؟
کلاهم رو باد برد. باید برم بیارمش.
خدایی؟ نمیشه ولش کنی؟
نسخهی تولید محدوده کَت. فقط هزارتا ازش تولید شده.
باشه، زود برو بیا.
باشه.
شانس آوردم.
روی یهچیز شاخهای طور گیر کرده بود.
خب خدا رو شکر.
هوا که هنوز اونقدر تاریک نشده.
میشه.
«گمشده در شب»
مترجم: امیر دلپسند @AMIRX79X
مقصد شما در سمت چپ مسیر قرار دارد.
کاملاً درسته دخترجون!
خدا رو شکر رسیدیم.
بهخدا اگه این زنیکه یهبار دیگه میگفت بپیچم...
از پیچوندن فرمون مشخص بود عصبی شدی.
بدت میاد دفعه بعد تو رانندگی کن.
دیگه از سن و سال من گذشته.
اصلاً تا حالا امتحان کردی؟
حوصله سر بره.
همینجا روی صندلی مخصوص جام بهتره.
فکر کنم همینجاست.
اون چیه؟
چی؟
چرا یه ماشین دیگه اینجا پارکه؟
مطمئنم مال...
یعنی چی؟
جالبه.
- اون کیه؟ - نمیدونم.
ببین، صد درصد مطمئنی
که اینجا دقیقاً همونـ...
آره بابا همینجاست.
توی عکس هم همین بود دیگه.
پس این یارو کیه از خونه اومد بیرون؟
مطـ...مطمئنم چیز خاصی نیست. باشه؟
ببین.
همینجا بمون، من میرم...
میرم باهاش حرف میزنم درستش میکنم.
ما اینجا رو اجاره کردیم
- و میخواستم بدونم... - چیکار کردید؟
ما این کلبه رو برای آخر هفته کرایه کردیم.
نه، فکر نکنم.
چرا، کردیم.
خواستیم از شلوغیهای زندگی دور شیم میدونی؟
خب فعلاً که ما اینجاییم، شرمنده.
آخه ما...
ما کلی از شهر راه اومدیم
چندین ساعت توی جاده بودیم تا برسیم اینجا.
اجارهنامه رو بهش نشون بده مکس.
نیازی نیست، مکس.
آخه نیازی نیست مدرکی نشون بدم.
اینجا الان کلبهی ماست، .پولش رو دادم
مکس...
اینجا مال ماست.
ما اجارهش کردیم.
تمام وسایلمون هم داخله.
بذارم توی پلاستیک توی راه بخورید؟
این دیگه نوبرشه...
چیکار میکنی؟
- غذا سفارش میدم. - چی؟
خب دارم به صاحبخونه زنگ میزنم دیگه. شمارهش چنده؟
زنگ زدن برات سخته.
چون اینجا بد آنتن میده.
بیخیال دیگه.
باهامون راه بیا.
باهاتون راه بیام؟
- مکس، ول کن بریم. - نه، نه.
الان هوا تاریکه
تا چند صد کیلومتری اینجا هم هیچ هتلی نیست.
- میشه فقط امشب رو اینجا بمونیم؟ - چی؟
داداش حالیته که تو برای من غریبهای؟
ببین، این خیلی خستهست
چندین ساعت رانندگی کرده
- چرا خودت رانندگی نمیکنی؟ - من رانندگی نمیکنم.
- منظورت چیه؟ - گواهینامه ندارم.
و این هم از رانندگی توی شب متنفره
چشمهاش چیز میشه...
- وای خدا! - چیه؟
من توی ماشین منتظر میمونم.
- میتونید بمونید. - چی؟
همهش یه شبه.
واقعاً؟
عا...عالیه.
شنیدی؟
- گفتن میتونیم... - آره شنیدم.
خب، نظرت؟
خب، نظرت چیه تو پیش اونا بمونی
و منم صندلی عقب روی جنازهی خشک شدهم
- پتو میکشم و میخوابم. - ای خدا، منظور...
این چه زری بود زدی که
من خوشم نمیاد شبها رانندگی کنم؟
خب خوشت نمیاد دیگه!
همین ۱۰ دقیقه پیش گفتی...
میدونم چی گفتم.
ای خدا، راست میگی.
ببخشید، باید برگردیم.
شیطونی برای همین یه شب کافیه.
اینجا موندن برای تو سخته...
برای جفتمون سخته.
اگه الان راه بیوفتیم احتمالاً تا صبـ...
- نه، مکس. - چیه؟
بیا بمونیم.
- مگه نگفتی... - هر وقت به اندازهی کافی
شیطونی کردم بهت میگم.
خیلیخب پس...
خیلی دوست داریم بمونیم
البته اگه مشکلی نداره.
خوب کسی گیرت اومده.
چی بگم والا.
ممنون.
ایول!
حاجی پشمام!
اینجا مثل داخل مغزت میمونه.
همهچی قدیمیه. سازندههاش فسیل شدن.
همهی پنجرهها منظرهی جنگل دارن.
آدم اینجا زندگی کنه پیر نمیشه.
پشمام، اینجا رو ببین.
آره.
اینو ببین.
خب...بهنظرتون ما کجا باید بخوابیم؟
ما که اینجا میخوابیم
و فکر کنم اتاق خواب اصلی هم باشه پس...
هرجای دیگه دوست دارید بخوابید.
پشمام.
بهتره بریم چمدونهامون رو از ماشین بیاریم.
درسته.
وایسا.
وای.
این آهنگه خیلی خفنه.
دو دقیقه آهنگ خفن.
مال گروه جمیروکوایـه.
آره، فقط وایسا اینا رو هم ببینم میام.
کمک میخوای؟
...چرا که نه.
خب...شما چند وقته با هم توی رابطهاید؟
ما با هم توی رابطه نیستیم.
البته نه از لحاظ مزخرفات سرمایهداری یا مصرفگرایی و یا همههمسوجنسگرایی.
صحیح.
اما اگه سؤالت اینه که
چند وقته داریم بهصورت اختصاصی سکس میکنیم
باید بگم که...حدوداً یک سال؟
شما چی؟
ما چند وقته که...؟
بهقول خودت توی رابطهاید.
همون حدودها، تقریباً یک سال.
یک سال پیش ازدواج کردید
یا با هم...آشنا شدید؟
فکر کردی ما ازدواج کردیم؟
نه، فقط حدس زدم.
چی شد همچین فکری کردی؟
مـ...فقط...آدمهای مثل تو...
یا ازدواج کردن یا تنها هستن.
مثل من؟
منظورم اینه خیلی باحاله
- که ازدواج نکردی. - آها، آره.
یهبار ازدواج کردم دیگه بسه.
به سبک من نمیخوره.
من و مکس فعلاً داریم پیش میریم تا ببینیم چی میشه.
خیلیخب.
به جشن خوش اومدی.
وای خدا!
چیه؟
حرفهای درِ گوشی.
چی هست؟
«حرفهای درِ گوشی یک بازی برای زوجها است
که شور و اشتیاقشان نسبت به شریکشان را از دست دادهاند.
ماجراجویی موجود در بازی
زوجین را به یک دیگر نزدیک میکند.
هم از نظر جسمانی و هم از نظر احساسی.»
باورت میشه پیر پاتالها بدون این نمیتونستن شق کنن؟
بیاید بازیش کنیم.
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.