De første 200 linjer.
سپهسالار آسیب وانیلا پشوتز
رئیس فعلی خاندان آلیوتو پشوتز
همسر الیوتو اکستراک پشوتز
پیست اسکیت روی یخ پشوتز
اطلاعیه برای بازدیدکنندگان امروز برای رویدادی خصوصی .رزرو شده ایم از تمام مشتریان عذرخواهی میکنیم .ممنون که درک میکنید
به دوتاشون خوش گذشت
دنیای شیاطین تکون خورد
۵مین ظهور پس از ۱۰ سال
بازیگر: کیو یوشیزاوا
شاهزاده یخورده خوابید
ست، شاهدخت «شکنجه» وقت
شاهزاده کاملا بهبود پیدا کرد
پرسنل جهنم
پرسنل جهنم
روز بعد
شاهزاده اعتراف کرد
شاهزاده و اکس فکر میکنن که پادشاه جهنم، بدلشه
قلعهی سیاه
چهار سوار تاریکی
خرابههای تاریک
گاریو
سطح قدرت تاریک
دروازه تاریکی
قلعهی سیاه
نوکرهای پادشاه سیاه، نُه تاریکی
نون تاریکی
پادشاه سیاه
سطح قدرت تاریک
!یه خانم پرافتخار مثل من نیازی به دوست نداره
خیلیخب بهت یه راز میگم
اعلیحضرت؟
!منم باور داشتم که یه شوالیهی مفتخر مثل من نیازی به دوست نداره
..ولی
..حقیقت اینه که
دوست میخواستم
منم همینطور
!اولین دوست من
!دلم میخواد باهاش وقت بگذرونم، فقط خودمون دوتایی
ولی من دختر خاندان نجیبزادهی پشوتزم
!اینکه دعوتش کنم کاملا غیرقابل قبوله
!شاهزاده باید اونی باشه که منو دعوت میکنه
!کی گفته یه زندانی نمیتونه شکنجهگرش رو دعوت کنه تا باهاش خوش بگذرونه
نه اینجوری نیست
نام خونوادگیم نیست که جلوی منو گرفته
فقط نمیتونم شجاعتش رو بدست بیارم
..سرزنش تربیت خونوادگیم بخاطر بزدلیم
!عجب پشوتزیم
!وقتشه بلند بشم و شجاعتم رو نشون بدم
ولی اصلا کجا میتونیم بریم؟
!آره
!واو
!چجوری این کار رو کردی؟
!نمیگم
چی میبینید؟
!عادلانه نیست
اوه، یه فیلم از من و جیموچی که بعد از درس حفر خندق، رفتیم اسکیت روی یخ
..از دست اون پیری
!خیلی باحالی جیموچی
پسر خیلی دوست دارم دوباره برم اسکیتبازی
!اسکیت روی یخ عالی بنظر میرسه
اکس تو میتونی اسکیت کنی؟
!تخصص من سالچوی چهارگانهست
..هاه
!آه! باورم نمیکنی
!اسکیت روی یخ! همینه
خاندان پشوتز
نسل ملارک پشوتز
دست راست مخفی اولین پادشاه جهنم
اونا یه خاندان نجیبزاده از خوناشامها هستن
!اونا از هر چیزی که لازم باشه استفاده میکنن تا به خواستههاشون برسن و هیچی متوقفشون نمیکنه
شایعات میگن که اونا تو جهنم بیرحمترینن
!رزروش کن
چی شده عزیزم؟
!عزیزم
!باید همهی پیستهای اسکیت پشوتز رو برای فردا رزرو کنیم
رزرو کنیم؟
تو همچین زمان کمی امکان نداره
..رزرو گروهی داریم
!گوش کن ببین وانیلا چان بهم چی گفت
بابایی
میتونم واسه پیست اسکیت بلیط بگیرم؟
وانیلاچان، تو که میدونی میتونی بدون بلیط میز اول بشینی
..آه، اومم، خب
میخوام با یه دوست برم
یه دوست؟
..د..دو..دوست..دو
آره
..اون روز برای اولین بار
یه دوست پیدا کردم
..د..دوست
..دوست پیدا کردم
!بیا رزروش کنیم
!اینجوری وانیلاچان میتونه یه روز با دوستش خوش بگذرونه
!هزینهی کنسلی واسه رزرو مبلغ کمیه
!اونا از هر چیزی که لازم باشه استفاده میکنن تا به خواستههاشون برسن و هیچی متوقفشون نمیکنه
این راه و رسم خاندان نجیبزادهی پشوتزه
..همم
فکر نمیکنم این باشه
!فهمیدم
لباسی که نگه داشته بودم تا تو یه مناسب خاص بپوشم
!همینه
!واسه اولینباری که میخوام با رفیقم وقت بگذرونم عالیه
!واو! اینجا چه بزرگه
!حتی یه خط هم رو یخ نیست
نظرت چیه شاهزاده؟
خاندان نجیبزادهی پشوتز
امروزه بیشتر رو صنعت ورزش تمرکز کردن تا خدمات خونآشامی
خونآشامی کسب و کاره؟
این پیست اسکیت توسط خاندان پشوتز اداره میشه
!با تشکر از تواناییهای نجیبزادگیم، برای امروز رزرو شده
رزرو شده؟
خب؟
احساس سرافکندگی میکنی؟
!این عالیه وانیلاچان
..آره
خب، در واقع اونایی که عالی بودن مامانی و بابایی بودن
..خ..خب، باید با هم اسکی
فهمیدم
!پس شکنجهی امروز اسکیتبازیه
هاه؟
!تو این شکنجه رو حاضر کردی چون میدونستی که من میخواستم برم اسکیتبازی
!خیلی عالیه وانیلاچان
!م..معلومه
!ولی تو فراموش کردی که من شاهزاده و فرمانده لژیون سوم سلطنتیام
!من به اسکیت رو یخ نمیبازم
!لعنت بهش
حالا داره مثل شکنجه باهاش برخورد میکنه
!بیا ببینم
!اسکیتسواریت رو بهم نشون بده
!اگه آخرش وسوسه بشم و بیام تو پیست باختم
!خب من حتما مقاومت میکنم
..خوب میشد اگه مثل اون گندهگوزیهات چیزی واسه نشون دادن داشتی
!برو ببینم وانیلاچان
.آه آره.
باشه شاهزاده
..وقت شکنجته
آه ای بابا
هیچوقت تا حالا اسکیت بازی نکرده بودم
ووها ووها ووها
!خیلی درگیر فکر کردن به وقت گذروندن با شاهزاده بودم
!کلا فراموش کرده بودم که نمیتونم اسکیتبازی کنم
..و جوری که ناجور دعوتش کردم باعث شد فکر کنه این شکنجهست
!اه خدایا
..اگه میدونستم اینجوری میشه
..شجاع نمیشدم
!تونستم
شاهزاده؟
..اوم.. با اومدنت به پیست
آره شکست رو قبول میکنم
ولی از اون مهمتر خوشحالم که نیفتادی
!شاهزاده
هاه؟
چی شده وانیلاچان؟
!آروم باش
!بهت یه راز میگم
!نیاز نیست این کار رو کنی
هاه؟ چرا نه؟
..چ..چون
..قرار نبود امروز
وایسا ببینم، این شکنجه نبود و تو فقط میخواستی با من اسکیتبازی کنی؟
!امکان نداره
..اینجوری نیست که هیچوقت.. هیچوقت
اشکال نداره. یه راز میگم
..راز امروز
!تکنیک امپراطوری برای اینه که چطور تو اسکیت بهتر بشی
آره همینه
سعی کن به پشتت لگد نزنی ولی از کنار پاهات استفاده کن
خب؟ فکر میکنی متوجه شدی؟
آره
!باحاله
!خوشحالم که اینو میشنوم
وانیلاچان اون لباس خیلی بهت میاد
!خیلی نازه
!شاهزاده
وقت شکنجهست شاهزاده
!برو بالا ببینم
!برم بالا؟
وقت شکنجهست شاهزاده
مشکلی پیش اومده؟
خیلی بیحال بنظر میرسی
!حالت خوب نیست؟
!چی؟
!هه! تو خواب ببینی
!من شاهزاده و فرمانده لژیون سوم سلطنتیام
!همیشه حالم عالی عالیه
!امکان نداره که حالم بد بشه
فکر کردی کوچیکترین تغییری تو وضعیتت از چشم من پنهون میمونه؟
۳۷.۲ درجه
دیدی؟
!گفتم که چیز مهمی نیست
چی داری میگی؟
با توجه به دمای طبیعی بدنت این خیلی نگرانکنندست
مطمئنم که کاملا مریضی
اکس که قدرتش به تو وابستهست بیحال و ساکته
شکنجهی امروز رو کنسل میکنم پس یذره استراحت کن
من فرمانده امپراطوریم و تو بهم ترحم میکنی؟
!چه توهینآمیز
!خیلی گرم و نرمه
تو لشکرکشیها خیلی باید بیرون کمپ میزدم
..بدن من میتونه حتی تو مکانهای سنگی و بقیهی جاهای سفت هم راحت بخوابه
No comments yet. Be the first to leave one.