De første 200 linjer.
حالت خوبه؟
باید دلت برای میدیوم و سارانگ تنگ شده باشه
می دونم برات سخت بوده
تو چطور اومدی اینجا؟
...از کجا
فهمیدی من اینجام؟
بذارین من اول ازتون سوال کنم
...چرا
...چرا شما
...چرا
با اون اینجایی؟
آروم باش ، می تونیم حرف بزنیم
بگذار توضیح بدم چی شده
نه ، کافیه
خودم می دونم چه خبره
با من بیا
من همه چی رو برات توضیح میدم
جلوی اون داستان درست نکن
فقط دنبالم بیا
چقدر این دختر حیله گره
چطور تونست حتی از من استفاده کنه؟
چی شد ...پخش شد؟
گزارشگرها دارن باهاش حال می کنن
ببین
ستاره شبکه های اجتماعی در نهایت حامله شد
"با عرض تبریک به خانواده آی و کی"
"بچه حاصل ماه عسله یا قبل از ازدواج؟"
چرا اداره روابط عمومی اجازه میده این خبرها پخش بشه
خدای من - میدونی مثل چی میمونه؟ -
وقتی خبرش پخش میشه مثل ویروس همه جا پر میشه
اینم بخشی از برنامه ش بوده
چقدر حقه بازه
یوبو
منم بهش فکر کردم
حالا که اینطور شده چرا یک کم استراحت نمی کنی؟
...فقط باید سابینارو ببخشی
اینطوری جون کی میتونه خشوحال زندگی کنه
دیوونه شدی تو؟
جون هر کی دوست داری تو فقط فکر نکن
کمک بخوره تو سرت
پس میخوای چکار کنی؟
خودتم که قبلا گفتی
...گفتی میخوام جون کی رو
تا بعد از تفاهم نامه ازش حمایت کنی
باید مراقب باشی
اگه بفهمن عروس حامله تو از خونه بیرون کردی
از همه بیشتر به ضرر جون کی تموم میشه
....پس داری میگی
دوباره باید اون روباه نه دم تو خونه راهش بدم؟
حتی اگه یک چاقو بیخ گلوم بذاری بازم همچین کاری نمی کنم
ماما میا
جون کی کجاست؟ چرا گوشی شو جواب نمیده؟
چی شد؟
مادر چی گفت؟
این چه کاری بود کردی؟
راستش منم ازت نا امید شدم
گفتی میخوای عوض بشی
اونوقت همچین شیرین کاری کردی
پس باید چکار میکردم؟
کار دیگه ای به عقلم نرسید
اگه جای من بودی دست رو دست میذاشتی تا طلاق بگیری؟
با اینحال
فقط اینطوری باعث شدی رئیس عصبانی تر بشه
فکر کنم امروز بهتره بری
این مال توئه
این چیه؟
همون بیانیه ای که خواسته بودی
من همه چیزایی که در مورد یون دونگ جو می دونستم نوشتم
امیدوارم به اونچه میخوای برسی
سابینا
به جاش تو هم باید سر قولت بمونی
مادر هرگز نباید از روابط ما خبر دار بشه
باشه؟
یعنی واقعا عوض شده؟
این زن می شناسی درسته؟
اون کیه؟
میخوای خودتو به کوچه علی چپ بزنی؟
فقط راستشو گفتم
پس این یکی چی؟
لی سونگ ووکِ
دوستمه
دوستت؟ چه دوستی؟
بطور اتفاقی ملاقاتش کردم
بخاطرهمین اون فیلم براش ضبط کردم
که اینطور
اون ویدیو - خودش ازم خواهش کرد -
گفت بچه هام نگرانن ازم خواست اون ویدیو رو بفرستم
... بخاطر همین
شین جو هو فیلمبرداری کردو فرستاد - شین جو هو فیلمبرداری کردو فرستاد -
خودت میدونستی
اونوقت الان کجاست؟
چه می دونم
دوتا پا داره هر جا دوست داشته باشه میره
خیلی خب
فهمیدم
پیداش میکنم
خیلی حرومزاده است
خدای من
تو این فیلم لی سونگ وک به نظر حالش خوب میاد
....تنها جایی که میتونن اونو مخفی کنن
یک بیمارستان روانی یا کلیسا
یا اینکه یک آسایشگاه
پس دنبال جاهای غیر قانونی میگردم تا پیداش کنم
بیشتر اطراف آقای کانگ بگرد
باشه - باید عجله کنیم -
قبل از اینکه شین نان سوک متوجه بشه و دست بکار بشه
باشه
...اون واقعا
مرده؟
مطمئنم
یعنی اینکه اون نمرده یه جایی زنده است
دیگه از چی می ترسی؟
...اون تصاویر
مال 12 سال پیش نیست
جدیدن توسط خودش که زنده است کشیده شده
مردی که فکر کردی با ماشینت کشته شده
اون زمان کاملا زنده بوده
اینو بخور
... به جای اینکه برا خودت حدس بزنی
به من گوش بده
لازم نیست
...چطوری
چطور تونستین اینکارو با من بکنید؟
اون زنده بود و فرستادینش بیمارستان
و به من گفتین اون مرده و ازم یک قاتل ساختین
اینقدر دلتون می خواست شرکت آی و کی بدست بیارین؟
به همین دلیل از موقعیت من سوء استفاده کردین؟
از تو و حتی سابینا می ترسم
شماها یک دسته کلاهبردارین
چطوری تونستین اینکارو با من بکنید؟
...چطور جرات میکنی
خجالت نمی کشی بدون فکر دهنتو باز میکنی؟
می دونستم عقلت کمه بخاطر همین هر چی رو که می بینی باور میکنی
اما چطور جرات میکنی در مورد سابینا اینطوری حرف بزنی؟
پس یعنی داری میگی اینطوری که به نظر میاد نیست؟
البته که نه ، معلومه که اینطوری نیست
می دونم به چی فکر میکنی
...اینطوری فکر میکنی که ما ازت قاتل ساختیم
تا اجازه ازدواج با دخترم بگیرم
همش این نیست
...ازدواج سابینارو مخفی کردین
هر دفعه یک جریان تازه رو شد
خیلی خب فهمیدم
اگه این چیزیه که بهش معتقدی
دیگه سعی نمی کنم بهانه جور کنم
بیا ، همین الان زنگ بزن به پلیس
به شدت دارن دنبال قربانی میگردن
پنج دقیقه ای میرسن اینجا
زود باش تماس بگیر ، منتظر چی هستی؟
اگه حرفهایی رو که بهش اعتقاد داری بزنی
تو تنها کسی نیستی که مجازات میشه
...قبل از اینکه بچه ات بدنیا بیاد
دخترم میوفته زندان
چیه ...نمی تونی؟
نمی تونی زنگ بزنی؟
پس من به پلیس زنگ میزنم
اداره پلیس؟>
...پس
... داری میگی
من واقعا در موردتون اشتباه برداشت کردم؟
البته
سابینا هیچ ارتباطی با این ماجرا نداره
حتی گفت در بدرترین حالت
میخواد خودشو جای تو معرفی کنه
گفت میخواد بگه خودش پشت فرمون بوده
پس این همه برنامه ریزی
فقط توسط خود شما انجام شده؟
بله
..اون شب سابینا همه چی رو بهم گفت
سابینا فکر کرده لی سونگ ووک مرده
...از روی نگرانی رفتم سر صحنه
فهمیدم لی سونگ ووک هنوز زنده است
و بلافاصله رسوندمش بیمارستان
و معالجه اش کردم
پس چرا از من مخفی کردی؟
اگه زودتر به من گفته بودین تا این حد پیش نمی رفتیم
چطوری می تونستم بهت بگم؟
اون احمقی شده که حتی اسمش یادش نمیاد
چی؟
حافظه شو از دست داده؟
در مورد فراموشی لاکونار چیزی شنیدی؟
این دیگه چیه؟
...بخاطر اون تصادف
یک دوره از حافظه شو از دست داده؟
درسته
اولش چیزی یادش نمیومد
اما به مروز یه چیزایی یادش اومد
اما نه خاطره مربوط به تصادف
...پس یعنی
تصادف یادش نمیاد؟
به معنای واقعی کلمه مغزش بلاک شده
بخاطر مسئله تصادف
حافظه و خاطراتش از دست داده
...بخاطر همین چیزی
در مورد تو یادش نمیاد
باید خدارو شکر کنیم
اظهارات کانگ جونگ سو
اوکی
جای لی سونگ ووک پیدا کردی؟
هنوز داریم روش کار میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.