De første 194 linjer.
حتی اگر از روياهایم بيدار شوم
دستانت را خواهم گرفت
اگر قلبهايمان بتوانند به هم برسند
با نيروهايی يكسان
آنگاه من می توانم
درد قلبهای بسياری را عريان كنم
حس می كنم قريب به آمدن است
آن زمان كه اين ديوارها از هم بگسلند
سپيده دم
حتی اگر از روياهايمان بيدار شويم بايستی دويدن را ادامه دهيم
به سوی روياهای ناشناخته مان
كشش سفر حزن انگيز من مرا
روزی به تو می رساند
باتشکر از
.رقت انگيزه
از يه تازه كار كه تازه وارد بازي شده نبايد بيش از اين انتظار داشت
به "دنيا" خوش آمديد
.به خير گذشت .بهتره بيشتر مراقب باشی
"همين الان تو "دنيا تعداد زيادی پی كِی وجود دارن
پی كِی؟
بازيكن كُش
.اونا بازيكنای ديگرو شكار می كنن و ميكشن
مثل اون آدما كه بهم حمله كردن؟
... ام
اسمم اووانه
اووان؟
.من هاسه ئو هستم
.ممنون كه نجاتم دادی
باید قويتر شی
رقابت تو اين بازی خيلی سخته بخصوص واسه تازه كارها
همونطور كه قبلا برات اتفاق افتاد ممكنه موقعيت های دشواری برات پيش بياد،نه؟
هرچند ... هنوزم چيزايی وجود دارن كه جايی غير از "دنيا" پيدا نميشن
تو يه موهبت داری هاسه ئو
يه موهبت؟
يه چيز كاملا منحصربه فرد که تنها به تو تعلق داره
.نميفهمم
نگران نباش ، يه روز می فهمی
خيلی زود دوباره همديگرو می بينيم
...وايسا
!همم ... جالبه
شينو ، شينو
واقعا ميتونم اينارو داشته باشم؟
آره
ممنووون
تو خيلی تلاش كردی تا به اينجا برسی
.لازم نيست ازم تشكر كنی
اما اما اگه تو نبودی حتما الان گم شده بودم
اون گوشه بالا سمت چپ صفحه يه نقشه هست ، درسته؟
آره
همونطور كه قبلا بهت گفتم اگه ازش استفاده كنی گم نميشی
اما من نقشه خونی بلد نيستم
ياد ميگيری
اما هروقت ميخوام اينكارو بكنم برام سخت ميشه
تا موقعيكه ياد نگيری نميتونی بازی كنی
!درسته
.وايسا يه لحظه
ها؟
.بايد برم
!اوه، وایسا؟
رئيس داره صدام ميزنه
رئيس؟
.رئيس انجمن
انجمن يه چيزی تو مايه هايه كلوبه؟
"اين "انجمن
تو هم عضوی شينو؟
"آره، گروه "گرگ و ميش
بازم همديگرو ميبينيم؟
.اگه دوست داشته باشی آره
!پس قول داديا
هر موقه كارم داشتی
ميتونی از اون ايميلی كه بهت دادم استفاده كنی
!باشه
ميبينمت پس
ببخش كه منتظرت گذاشتم
چطور بود؟
بعد از اينكه پی كِی شد، زنده ش كردم
...پی كِی شده
پس يه بار كشته شده
من فقط ميخواستم بفهمم چطور می تونم بهش نزديك شم
اينجوری به هدفمم رسيدم
دروغ ميگی
تو قبلش هم ميدونستی كی و كجا باهاش برخورد ميكنی
درست ميگم؟
سخته بشه گفت
با اون دختره حرف زدم دختر خوبی بنظر مياد
شرط ميبندم اگه ازش بخوايم بياد تو گروه فورا قبول ميكنه
كه اينطور
تو هم يه بار ميری ببينيش، درسته؟
احتمالا همينطوره
كی ميتونی ببينيش؟
بزودي شينو
بسيارخوب
لازمه اينو به ساكی ساكا توضيح بدم؟
لطف كن
بالاخره ميتونيم انجمنو از نو شروع كنيم
آره
پيداش ميكنيم
من مطمئنم
تو اين دنيا تنها يه چيز مطمئن وجود داره
ها؟
همه ی چيزهای زنده دير يا زود ميميرن
...اما
دوباره باهات تماس ميگيرم
اومد
نميتونی حداقل به موقع بيای؟
اين روزا بچه ها چقد بی تربيت شدن
ظاهرا معامله كردن باهاشون هيچوقت تموم نميشه
حالا اين ملاقات واسه چيه؟
اووان يه حركت كرده
اووان؟
اووان؟
اون ديگه كيه؟
خودتو به اون راه نزن
وايسا
نه يادم نمياد
رئيس انجمن گروهی گرگ و ميش
يه تيرانداز با بخاره كه دست چپش اصلاح شده
!اوه! الان يادم اومد
بين اون و نائوبی يه اتفاقاتی افتاد
خوب ... درست ميگم؟
...اگه چيزی كه اووان دنبالشه واقعا وجود داشته باشه
پس ما "تن"ها نبايد فقط بشينيم و نگاه كنيم
بنظر كار كثيفی مياد
اِندر واسه اين كار عاليه
تو و اندر هردوتاتون مسئول انجام فعاليت های محرمانه ی تن هستيد
اين بار نوبت توئه ، تاوارايا
فهميدم
اووان با يه تازه كار كه همين امروز وارد بازی شده ارتباط برقرار كرده
اونو بعد از اينكه پی كِی شد زنده كرد
بعدش هم ناپديد شد
ميخوام همه چيزو درباره ی اين تازه كار بدونم
اسمش چيه؟
هاسه ئو
يه چند سلاحی سياه
چند سلاحی سياه؟
عجب روش ضعيفي انتخاب كرده
و گفتی سياه؟
چه بی ارزش
عنوان تَن بايد مخفی بمونه
ميدونم
خوب ديگه، بريم
تاوارايا
آره، آره ، نميخواد بگی
حواسم به آنتنم هست
هِی، اونو ديدی؟
آره آره
چه عصای خوشكلی داشت
اون كميابه، مگه نه؟
به نظرت بهمون میدش
فكر میکنی به همین راحتی میدش؟
من ميگم به شانسش می ارزه
باهات موافقم
آره، بريم دنبالش
اينا چشونه! چقدر تابلو دارن ازش حرف ميزنن
دارن ما رو دست كم ميگيرن
دخترای بد
بريم نشونشون بديم
اين بازی شبكه ای چرا اينجوريه؟
شرم آوره
جوونای امروزی فقط دردسرن
داری دنبال اووان ميگردی، آره؟
تو اووان رو ميشناسی؟
ها؟
ببخشيد
گربه هام سیم رو قطع کردن
گربه؟
دوتا دارم
به هرحال، بگذريم
لازمه يكم حرف بزنيم
باتشکر از
نشونی عضویتتو بهم بده اینجوری ميتونی به چَت دعوتم كنی
اگه تو چت صحبت كنيم ديگران نميتونن حرفامونو استراق سمع كنن
راهنما رو نخوندی، نه؟ دیگه مهم نیست
...خیلی خب
...چرا
چرا چی؟ چطورشد خواستم باهات حرف بزنم؟ يا چطوری اووان رو ميشناسم؟
كدوم يكی رو بايد جواب بدم؟
جفتشون؟
ميخوام از اووان بدونم، چجور آدميه؟
مگه خودت باهاش حرف نزدی؟
آره
اون دقيقا همون جوريه كه ديديش
تو چی فكر ميكني؟
زود باش بگو
...يه آدم
مرموز
كلمه ی خوبی بكار بردی !كلمه ی "پیچیده" هم دربارش صدق ميكنه
نميدونم ديگه بايد چی بگم
بگو ببينم، تو فرق بين يه آدم مرموز و
يه آدم غيرعادی رو ميتونی تشخيص بدی؟
داری میگی غيرعاديه؟
...تو به آدمی كه كل انرژيشو واسه دنبال كردن چيزی میزاره
كه معلوم نیست وجود خارجی داره یا نه ،چی ميگی؟
ميخوای بدونی ديگه چيش غيرعاديه؟
No comments yet. Be the first to leave one.