De første 200 linjer.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
سلینا، مراقب باش
یه افسر تیر خورده
بهش کمک کنین
بگو چه حسی داری
ناامیدی
ترس نیست؟
نه
امروز اولین باری بود که موقع این تمرین
ضربان قلبت بالا نرفته
آروم موندی
چرا فکر میکنی اینجوریه؟
چون میدونم
نمیتونم جلوی اتفاقی که افتاده رو بگیرم
درسته مردی که برات کمین کرده بود
تو و افسر هوارز بازی رو عوض کردین
هر اتفاقیم که بیوفته، چه جدا بشین
چه کنار هم بمونین، حتی اگه گزارش کنین
هیچ فرقی نخواهد داشت
چون اونا آماده بودن
قرار بود یکیتون اونشب تیر بخوره
و کی میدونه؟
اگه اون تصمیم رو نگرفته بودی
شاید سلینا به جای تو تیر میخورد
نه، درست میگی
خودم رو مقصر میدونستم
اگه هوشمندانه تر جلوتر میرفتم
میتونستم یه جوری ازش دوری کنم
ولی تحت کنترل من نبود
تبریک میگم افسر تورسن
نظر حرفه ای من اینه که
آماده ای تا برگردی سر کارت
برای برگشتن خیلی هیجان دارم
آره آره
ببین، بهت گفتم که خوبم
دو سال دیگه دوباره آزمون کارآگاهی رو انجام میدم
چیز مهمی نیست
میدونی هر دفعه که یه زنی توی زندگیم
بهم گفته خوبه، قطعا خوب نبوده
تظاهر نمیکنم که ناامید نشدم
ولی باهاش کنار اومدم
و اینکه من حرفه ای هستم
مگه اینکه تو بخوای ناراحت باشم نه، البته که نه
هی لوسی، درمورد آزمون کارآگاهی شنیدم
خیلی سخت بود آره، ممنونم
خوبم
هروقت بیلی اینجوری میگه حالش خوبه
میزان بیمه ی عمرم رو بیشتر میکنم
ایناهاش
همگی اون بیرون مراقب باشین
تورسن برگشته
مثل همیشه کارآگاه
حمایت بی دریغ شما برام یه دنیا ارزش داره
ناراحت نباش
به زبون هارپر این یعنی عاشقتم
بردفورد، یه دقیقه وقت داری؟
برگشتت رو تبریک میگم
ممنونم استرس داری؟
نه خیلی
حس میکنم ذهن، بدن و روح قوی ای دارم
آماده ام تورسن آماده نیست
اولین چیزی که افسری که بعد از آسیب
برگشته، نگرانشه چیه؟
اینکه دوباره آسیب ببینه
به خصوص تورسن که تجربه اش خیلی نزدیک به مرگ بوده
نگرانی که وقتی اوضاع جدی بشه، بترسه
نمیخوام منتظر بمونم تا بفهمم
توی این شغل، نمیتونیم دوباره کارمون رو انجام بدیم
پس ازم میخواین امروز ببرمش بیرون تا
تا بفهمه چه خبره
رسما ازت میخوام توانایی هاش رو بررسی کنی
تا هم روحی و هم جسمی با استرس مقابله کنه
حله
بذار ببینیم نسبت به تپتقا چه واکنشی نشون میده
تورسن، تو امروز با من میای
مترو یه افسر پشتیبانی لازم داره
چشم قربان
میدونی مثل لاک پشت ترسیدن یعنی چی، تورسن؟
فکر نمیکنم قربان
وقتی یه افسر بعد از
آسیبی که دیده برمیگرده سر کارش
و تحت فشار قرار میگیره
اتفاق میوفته، که معمولا هم جسمیه
به جای اینکه برگرده سر کارش
خودش رو جمع میکنه توی لاکش، جایی که احساس امنیت میکنه
پس فکر میکنی مثل لاک پشت میترسم؟
شاید
اگه بترسی شرکت های زیادی هستن که
دنبال پیک هایی میگردن که رانندگی خوبی دارن
راستش شغل دومی که توی ذهنمه
اینفلوئنسر/طراح کفشه
ولی نکته رو متوجه شدم
پس به خاطر همین با تو اومدم بیرون
تا بتونم توی آزمونت موفق بشم
بهش میگن تپتقا
مخفف تاکتیکی، پاسخگو بودن و قاطع بودن
تحقیقات انجام دادن و اعصابه
قراره عملکردت رو توی این 5 حالت در
محیط استرس زا امتحان کنم
ارزیابی، بداهه عمل کردن، سازگاری و غلبه
آماده ای؟
شروع کن
رانندگی با گروهبان بردفورد چطور بود؟
خیلی آموزنده بود
هم ایشون و هم کارآگاه هارپر سبک های متمایزی دارن
اعزام، گفتین که جسد توی قسمت جنوبی پارکه؟
تایید میشه 7ادم-15
خب، حرفی درموردم نزدن؟
چرا زدن
مثل همه ی تازه کارها، در حال پیشرفتی
اینجا
سلام، من افسر نولان هستم
ایشونم افسر هوارز
یه جسد پیدا کردین؟
آره، اونجاست
یکی قفل رو خراب کرده
ولی وقتی بالاخره تونستم بازش کنم ...اون
اونجا افتاده بود
چیزی نیست، چیزی نیست، همینجا بمون
باید یه سری سوال ازت بپرسیم، باشه؟
باشه؟
اول شما بله
اوردوز؟
نه
گونه هاش شادابه
با صورت رو به پایین مرده و آوردنش اینجا
انگار قتله بیا گزارشش کنیم
مرکز، درخواست کارآگاه برای
قتل احتمالی دارم
به اولین آزمون من خوش اومدی
بذار حدس بزنم، این محیط استرس زاعه؟
یکم بیشتر از اون
مردی که داخله، تایسون کلاشینکوفه 6.4فوته و 275پونده
حکم عدم حضور در دادگاه داره
آخرین بازی که دستگیر شده، بینی افسر رو شکسته
فکر کنم تماس برای پشتیبانی، تقلبه؟
تپتقا شروع شده، افسر تورسن
خیلی خب، بیا شروع کنیم
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم
پلیس! باز کنین
بازه
امنه
تایسون، خودت رو نشون بده
میشه یکیتون برام آبجو بیاره؟
پتو رو جا به جا کردم تا سرش رو بررسی کنیم
قطعا بعد از مرگ جا به جا شده
آسیب مستقیم به سر داشته
زیر لباسش چیه؟
این چیه؟
امضای قاتل پنتاگرامه
یه لحظه اجازه بدین
قاتل پنتاگرام به خاطر
ارتباطش با سری قتل های حل نشده در اوایل
2000معروفه
قربانی هاش، زنان میان سال بودن
بعد از مرگ یه پنتاگرام در
میانه ی بدنشون حک میکرده
و سال 2009 متوقف شد
هولو به تازگی یه مستند درموردش ساخته
شاید شهرت دوباره بهش الهام بخشیده
تا از بازنشستگی خارج بشه
هیستری واقعی بود
من دانشگاه بودم
و برادرام رو مجبور میکردم مامانم رو همه جا اسکورت کنن
خیلی ترسناکه که نتونستن دستگیرش کنن
هر کاری از دستشون برمیومد انجام دادن
چندین سازمان 24ساعت هفت روز هفته کار میکردن
گروهبان اولم توی گروه ضربت بود
حالا که بحثش شد، هر دفعه که به یه
موقعیت مهم پاسخ میدیم
باید به فرمانده خبر بدین
چشم قربان
ادم-200، در جریان باشین که قربانیمون ممکنه
قربانی احتمالی قاتل پنتاگرام باشه
افسر هوارز
اشتباهی ازم سر زده؟
به عنوان افسر آموزشی، تقصیر توعه
بله خانم، متاسفم خانم
افسر هوار، باید دقیقتر میگفتم
نباید همچین اطلاعات مهمی رو توی بیسیم
اعلام کنی
حالا همه ی سازمان های جدید و آدمای بیکاری که
اسکنر دارن، شنیدن
خدای من ...فکر نمیکردم که
شنیدم کسی اسم
قاتل پنتاگرامی رو توی بیسیم اعلام کرد؟
خیلی متاسفم
واقعا بده؟
همچین پرونده هایی توجه عموم رو جلب میکنه
یه سری آدم با اطلاعات تماس میگیرن و میخوان بخشی از روند پرونده باشن
ولی بیشترشون وقت تلف کردنه
آره، چون وقتی آدما میترسن
هر اتفاقی که میوفته با 911 تماس میگیرن
پس نه...کار خوبی انجام ندادی
خب، کمکی از دست من برمیاد؟
فقط شاهد رو ببر پاسگاه
و دیگه از بیسیم استفاده نکن
چشم خانم، حله
متاسفم
بیا
No comments yet. Be the first to leave one.