De første 200 linjer.
= قسمت 16=-
از تمیز کردن کف زمین شروع کن
بعدش برو سراغ پنجره ها
...چطور میتونی بخونی
وقتی نمی تونی بشنوی؟
بخاطر حافظه ام
حافظه؟
من از اول ناشنوا نبودم
پس از کی اینطوری شدی؟
اتفاقی برات افتاده؟
چرا؟
...واقعا نمی تونم تصور کنم
چه حسی داره وقتی نتونی بشنوی
هی نمیخوای شروع کنی
داماد گروه ساخت و ساز گوانگهی؟
پس یعنی دوست پسر سون جین از اون کله گنده هاس؟
متوجه شدم همسر سابقت یک مجرم سابقه داره
من باید عصری برم اداره پلیس
بخاطر همون موضوعی که خودتون میدونید
ببخشید ...اولین روز کارمه
اشکالی نداره
چه تصمیمی گرفتی؟
نمی دونم ، منم بعدا متوجه میشم
منظورت چیه نمیدونی؟
احساس من، احساس مامانم
احساس بابام
من هیچ وقت نمی دونم اونها چی فکر میکنن
...نظر و شهادت تو مهمه
من قبلا نظرمو به اون خانومه گفتم
بهش گفتم اگه بابامو ول کنه منم از شکایتم میگذرم
میدونم قرار نیست بیفتم زندان چون نابالغم
اما اگه بیفتمم برام مهم نیست
میتونم با همون خانم با هم بریم زندان
ترجیح میدم اینکارو بکنم تا اون نامادریم بشه
ماهی چقدره؟ - سیصد دلار -
میگیرمش
اگه ماهی صد دلار بیشتر بدی
میتونی اتاق حمام دار بگیری
شما سن و سالت زیاده
به نظرت بهتر نیست برا خودت دستشویی خصوصی داشته باشی
زیاد اینجا نمی مونم فعلا به طور موقت اینجام
هر کی اولش میاد همینو میگه
من جدی میگم
...من
به زودی میرم خونه دوست پسرم زندگی میکنم
الان اینجا اتاق منه
پس میتونم همینجا ناهار بخورم؟
حتما
بفرمایید - باشه -
چقدر ترسناک
وضعیت تو ترسناک تر از این اتاقه
...قراره
بری پیش دوست پسرت زندگی کنی؟
اگه خسته ای
میتونم برسونمت سر کار
نه ...نیازی نیست
ممکنه بخاطر ترافیک دیر بشه
مترو خیلی بهتره
بریم
باید یه چیزی بهت بگم
امروز نمیخواد بری اداره پلیس
قبل از رفتن سر کار خودم به همه چی رسیدگی میکنم
میدونستی؟
دیروز متوجه شدم
چقدر میدونی؟
به اندازه کافی
بذار تو ضیح بدم
امشب همه چی رو برات میگم
نیازی به توضیح دادن نیست
بیا خودمون مجبور به توضیح نکنیم
بیا برای لحظه زندگی کنیم
...بیا طوری زندگی کنیم
که انگار نه گذشته ای نه آینده ای داریم
بیا فقط برای لحظه زندگی کنیم
"که انگار نه گذشته ای نه آینده ای داریم"
منظورش این بود که باید گذشته رو ول کنیم
اما واسه چی نمی تونیم آینده رو داشته باشیم؟
خدای من
واقعا نمی فهمم منظورش چیه
الان چی گفتی؟
ای بابا حتی یه لحظه وقت سر خاروندن ندارم
...پدر ایشون
صبح امروز اومد اینجا
گفت نمیخواد از مهاجم شکایت کنه
در ضمن ازم عذر خواهی کرد که وقتمو تلف کرده
بنا براین پرونده بسته شده
"میخوام ولش نکنم"
"قصد دارم تمام شب بغلش کنم"
پس خود اون زنه
خودش نیومد؟
البته
ما زنگ زدیم دیگه نیاد
مگه میشه
چطوری تونست به جای دخترش طرف اون زنیکه رو بگیره
چطور همچین چیزی ممکنه؟
بابا عجیبه ، بابام خیلی عجیبه مامان
اون بابای که تصور میکردم نیست
مشکلش چیه؟
چرا اینکارو با من می کنه؟
زنه راست میگفت
اون قدرت بیشتری داره
پدر باید واقعا دوستش داشته باشه
حتما خیلی بیشتر از من دوستش داره
حق هصانت دخترم با منه اون حق اینکارو نداشته
اگه مسئله رضایت دادن رو لغو نکنید
گزارش رو به دادستانی میبرم
...وکیلم به زودی میاد ، وقتی اومد
تشریف آوردن
ازتون میخوام جعبه سیاه ماشین بررسی کنید
به اضافه دوریبن های مدار بسته ایستگاه اتوبوس
چشم
...در ضمن باید بری بیمارستان
و یک گواهی از علائم آلرژی دخترم بگیری
چشم - بیمارستان ؟ -
گواهی پزشکی؟
خدارو شکر اوه جون هیوک و چوی دگی به هم شباهت دارن
دیگه مجبور نیستیم تجهیزات عوض کنیم
باید بهش بگی رنگ موهاش عوض کنه
قبلا بهش گفتم
ووشیک موسیقی پس زمینه
ای بابا یک ثانیه وقت بده
فکر کنم آخرش دیوونه شد
وقتی روی یه چیزی تمرکز می کنه دیوونه میشه
سون موهان کجاس؟ کجایی سون مو هان؟
.هی
چی ...چی شدی؟ چت شده؟
بهم بگو چت شده؟
مریض شدی؟
...کتم ...کت
داروم توی جیب کتمه
دارو؟ دارو؟
چندتا؟ - دوتا -
دوتا؟ باشه
آب آب آب
عجب حقه بازی
حتما باید اینقدر تیپ بزنه اونم با این کارش؟
انگار داره بدن سالم خودشو شکنجه میده
هر روز داره چه غلطی میکنه؟
چرا دروغ میگه وقتی هر لحظه ممکنه گیر بیفته
شبیه یه سگ هاسکی روسیه ای میمونه
تا کی باید یک سورتمه رو روی یخ بکشه
کی قراره زنگ اونم توی این دنیا صدا کنه؟
فکر کرده تو حیوون خونگی یا چی هستی؟
دارم میمیرم... بذار من یه پنج دقیقه چرت بزنم
برو سراغ یه کار دیگه
برات میگردم یه کار ساده تر پیدا میکنم
گفتم دو دقیقه امان بده
بهت گفته بودم که نمیخوام با شور و نشاط زندگی کنم
اگه کسی منو براکاری معرفی کنه بازم سخت کار میکنم
بخاطر خودم نیست
بخاطر اون کسی که منو معرفی کرده
مریض شدی؟ سرما خوردی؟
...نه بخاطر استفاده از برخی عضلاتمه
که سالها ازش استفاده نکرده بودم
چی؟
استفاده از بعضی عضلات که سالها استفاده نکردی؟
منظورت کدوم عضلاته؟
دقیقا کدوم یکی؟
چه قسمتی؟
تو که میدونی ...همون دیگه
همون عضلاتی که فراموش کرده بودم
چی شد؟ چطور بود؟ خوب بود؟
گریه کردم
چی؟
...همینطوری
اشکام می چکید
چرا؟
متاسف بودم
چی؟
...مطمئن نبودم
کاری که میکنم درسته یا نه
من یک مادرم
آیا این کار برای من درسته؟
احساس تاسف کردم
...احساس کردم
واقعا متاسفم
الان دخترت 17 سالشه
اون درک میکنه مطمئنم درک می کنه
نگرانی مادرانه رو بذار کنار
مطمئنم بخاطر تو خوشحالم هست
...شرط میبندم
سون موهان برای تو فرستاده
آره اونو دخترت برای تو فرستاده
دخترت ازش خواسته اون تورو نجات بده
این هدیه از طرف دخترته
بخاطر همین اشکالی نداره سون جین
جدی میگم ....واقعا اشکالی نداره
اشکالی نداره سو جین
...چیزی نیست
خیلی ممنون
منو نجات دادی
فراموشش کن
موضوع چیه؟ مریضی؟
بیماری داری؟
فقط معده درد دارم
هر وقت استرس میگیرم اینطوری میشم
تو هنوز 50 سالت نشده
وقتی به سن من برسی
...بر اثر کوچکترین چیزی
معده و استخونات درد میگیره
No comments yet. Be the first to leave one.