De første 185 linjer.
... اینوکامی
آنها موجوداتی خیر خواه هستند که دارای قدرت خاصی هستند
.در طبیعت ، آنها به شکل سگ هستند
به هر حال ، آنها توانایی تبدیل شدن به شکل انسان را نیز دارند
هدف آنها از بین بردن شر و ظلم و آوردن خیر و خوبی هست
... در عبارتی دیگر ، آنها آورنده عدالت هستند
با همراهی قبیله ای به نام اینوکامی تسوکای
توجه : تسوکای به معنای " کاربر " یا " مربی " و غیره است
توجه : تسوکای به معنای " کاربر " یا " مربی " و غیره است
آنها همچنان شب و روز در برابر ارواح شیطانی می جنگند تا مانع آسیب پذیری آن شوند
من متوجه هستم که تو به دلیل رد شدن توسط یک مرد ناراحتی
به هر حال ، تو متعلق به این دنیا نیستی
به نام حاکوسان حکیم و عادل
... قورباغه
دشمن من رو نابود کن
من تو رو نمی بخشم
بزارش به عهده من
شوکوچی
این چیه ؟
جئن
دفع دیگه ، برای خودت یک معشوغه بهتری پیدا کن ، فهمیدی ؟
هی ، کیتا بیا بریم خونه
باشه
... کیتا ، عجله کن
من دیگه نمی تونم صبر کنم
هی ، بس کن
تو واقعا حالا به این زودی می خوای شروع کنی ؟
... آره ، چون
... به این نگاه کن ، من می تونم تبدیلش کنم
واو ... این عالیه
انقدر بهش خیره نشو
... همچین چیدمانی منو می ترسونه
من نمی تونم بعد از شروعش دست بردارم
... من خیلی منتظر همچین روزی بودم
... من از تو می خوام که با من بیای
تو می دونی که حتی اگر تو هم بگی ، من برای این آماده هستم
بس کن مزخرف
من می دونم تو مشتاق همچین روزی بودی
اگر عجله نکنی ، مجبور می شم تنهایی انجامش بدم
چی می گی ؟
من تنهایی خسته می شم
می دونم
به همین دلیله که دارم تو رو دعوت می کنم
... خوب ، پس بریم
... گل ها رو ببینیم
اون پارکه خیلی گل داشت
گل ها رو
ببین
من باید چی کار کنم ؟
اگر باهام بیای ، خیلی بهت خدمت می کنم
خدمت ؟
این درسته ، برای تو خیلی کارای خوبی انجام می دم
اوه ؟
اگر این طوریه بیا حالا شروع کنیم
شوکوچی
تو دوباره افتادی
تو خیلی ساده لوحی
چته ؟
ش ه ، تو خیلی سر به سرم می زاری
به خاطر اینه که تو بی حالی
این چیزی نیست که من می خوام
من تنها چیزی که می خوام باهات برم بیرون
قرار عاشقانه ؟
من می خوام باهات برم یک قرار عاشقانه خیلی عادی
پس ، می تونیم ؟
یوکو ، بشین این جا
من نشستم
خوب گوش کن
من یک دانش آموزش دبیرستانی هستم و من جز خانواده اینوکامی تسوکای هستم
و تو چی ؟
کیتا اینوکامی
آره ، خوب هدف ما چیه ؟
نابود کردن شر و برقراری عدالت ، درسته ؟
دقیقا
به عبارتی دیگه ما باید عدالت را بر قرار کنیم
در این دنیا هنوز ارواح شیطانی موجود هستند و به مردم آسیب می رسونن
و هنوز تو با این همه مشکلات می خوای بری گل نگاه کنی ؟
نه ، این طوری نیست
کیتا ... ؟
فکر نمی کنی که فداکاری ما ارزشش رو این طوری از دست می ده ؟
موافقی ، یوکو ؟
... کیتا
ببخشید
... من
موردی نداره
خوب ، من می رم یک گشتی می زنم
باشه
لطفا مواظب باش
... این کیتا
... صبر کن
برم گشت بزنم ؟
اگر بخوام برم گل تماشا کنم با یک دختر معمولی می رم
نه با کسی که قدرت انتقال داره و هی آتیش دور رو ورشه
واو ، هی خانومی
گشت و گذار خوبی بود
تو نمی خوای با من بیرون بیای ، درسته ؟
چی ؟
... خوی ، ام ... این طوریا نیست
لعنت
شش
هیچ وقت یاد نمی گیره
جئن
یک دفعه هم شده رفتارتو عوض کن
خفه شو
من آدم آزادی هستم با هر کی که دوست داشته باشم بیرون می رم
من به قوانین بشری احترام می زارم
چرا نمی تونی باهام بیرون بیای ؟
تو همیشه از دخترای دیگه می خوای
چرا ؟
من دخترای عادی رو ترجیح می دم
من با سگ ها بیرون نمی رم
اوه ، پس این طوریه ... ؟
... خوب ، پس تو منو یک دوست عادی تصور کردی
این فیله
بهش نگاه نکن
یوکو
دوباره این کارو کردی ؟
این حقته ، کیتا
از مسخره بازی بس کن! ای سگ احمق
لباسای منو بده
هی تو
خفه شو ، نمی بینی دارم بحث می کنم ؟
لباسای منو برگردون و اگر نه خبری از شام نیست
این بار هفتم تو هست که این کارو می کنی ، درسته کاوراهیرا کیتا ؟
خوب تو با ما می یای بازداشتگاه ؟
داخل فصل بهار این مشکل سختیه
آره ، حق با توه
می خوام از شماها سوالی کنم ، نوجوانان
چرا همیشه این اتفاق برای رخ می ده ؟
نگران نباش
همچین خوش گذرونی هایی رو اونا درک نمی کنن
من که این جوری سرگرمی نمی کردم
واقعا
به هر حال ، ما این کارو نمی کنیم تا فهمش دیگران رو کار بندازیم
تو می تونی راحت خودتو سرگرم کنی اگر به این مورد اعتقاد داشته باشی
همین طور که گفته بودم من خوش گذرونی نمی کردم
روز بخیر
سلام یوکو سان
من برات احساس تاسف می کنم ، چون مجبوری هر بار بیای این جا
در واقعا ، سخته ادم همچین شوهر ناامید کننده ای داشته باشه
و این شوهره که می گی کیه ؟
تو شروع به مسخره بازی کردی و منو لخت ول کردی
این تقصیر توه که به من بی وفایی
بی وفا شدی ؟
این کار خوبی نیست
کار نابخشودنیی انجام دادی نباید منحرفانه رفتار کنی
من دوست ندارم یک کسی که لباس دخترونه پوشیده و یک فضول منو نصیحت کنن
به هر حال ، اشتباه از تو بود
یادته ، وقتی داشتیم در باره قرار داد صحبت می کردیم
این تفکر توه
تو باید به هر چیزی که می گم گوش کنی
چرا من همچین قولی دادم ... ؟
کیتا
کواهیرا کیتا
آزاد شدی
چی ؟
هر وقت که می بینمت تو اینجایی ، مگه نه ؟
هی ، نگو همیشه
حالا که اومدی منو شخصا ببینی حتما کاری داری ؟
باید یک روح خبیث را از بین ببری
برای این کار شما دو تا باید نقش دو تا عاشق رو بازی کنید
عاشق ؟
چی می گی تو ؟
دردسر سازه
این دفعه پاداش تو دو برابره
و در اولویت به عنوان پاداش سابقه خرابتو پاک می کنیم
جدی هستی ؟
این برای من آسونه ، به عنوان یک محقق روحانی با سازمان اصلی رابطه دارم
یالا کیتا بیا انجامش بدیم
چی ... ؟
! عاشق ! عاشق
هی
ببخشید که گذاشتم منتظر بمونی
تو دوباره دیر کردی کیتا
تو همیشه تاخیر می کنی
ببخشید ، یوکو
به عنوان پوزش ، امروز رو در خدمتت هستم
به این آسونی ها هم نمی بخشمت
... یوکو
... منو ببخش ... خیلی بدنت سرده
من شایسته این نیستم که دوست پسرت باشم
... کیتا
اوه ، تو خیلی عالی یوکو
من دوست دارم تو رو در آغوشم بگیرم
چی ... ؟
No comments yet. Be the first to leave one.