De første 200 linjer.
من همیشه به نیمه گمشده باور داشتم
به این که اون بیرون یکی برای من هست
یه زوج خوب نیمه گمشده
و برای اون فرد خاص همه کاری میکنم
من قلبم شکسته بیشتر از یه بار
بپوس اونجا عوضی روانی
همیشه همه چیز تو زندگیم آسون نبوده
چیکار کردی
اما همه اینها ارزششو داشت وقتی با لاو کوین آشنا شدم
من تورو گرگ میکنم
من عاشقش بودم
من همشو پذیرفتم حتی قسمتهای سختشو
هرکاری که تا الان کردی برای این بود که از برادرت محافظت کنی و شکست خوردی
ولی من اشتباه میکردم ...درمورد لاو
یه شهری پیدا کن وقتی اونجا رسیدی کمکت میکنم یه شناسنامه قانونی بگیری
برات پول میفرستم رهات نمیکنم
تو جهنم بسوز
و اون موقع دیگه دیر شده بود
الان نمیتونیم باهم باشیم
فکر نمیکنم بتونیم
واقعا واقعا کاملا نه من حامله ام
و اون موقع فهمیدم واقعا باید از کی محافظت کنم
دخترمون
بخاطر اون من نقل مکان کردم به بی روح ترین
حومه ثروتمندان خارج سن فرانسیسکو
برای اون با هیولا ازدواج کردم مادرش
برای اون خودمو توی این زندان حبس کردم
نمیدونم چطورمیتونم هردمون روازاینجا خارج کنم
ولی یه بخش قدیمی از من هست که نمیتونم تغییرش بدم
من هنوزم به نیمه گشمده باور دارم
فرد مناسب من اون بیرونه
هرگز فکرنمیکردم بخوام بدونم چی میشه بعد اینکه پسره دختر رو میگیره
چون همون طور که میدونیم
اونا تا ابد به خوبی خوشی زندگی کردن
اعتبار ها سیاه شدن
من باید بیشتر سوال کنم
چون توی زندگیم تو موقعیت های سخت و بدی بودم
اما این؟
جدا به نقشه نیاز دارم
جو .جو
این علامت توعه
زمان بریدن بند ناف رسیده
من قبلا راهمو تو تاریکی گم کردم نمیتونم دوباره اینکارو بکنم
مجبورم
برای محافظت از دخترم
تبریک میگم بابا پسره
پسره؟ هی
سلام بگا رفتم
و همینطور اون
یواش یواش اسم ریس جمهور آیندمون چیه؟
هنری
اسم وسطم هم داره؟
فورتی کوین گلدبرگ
به ما گفته بودن دختره
اوه احتمالا خجالتیه
خوبا رو نگه داشت کارما خدا بهمون یه پسر بدهکار بود
همون طور که گفتم بگارفتم
الان که بچه اینجاست
حداقل حصار سفید بزرخ ما منطقی به نظر میرسه
به هرحال ما به مادره لیندا رفتیم برای مدرسه
وقتی مه نورکال تموم بشه تاکیلومتر ها رو میتونی ببینی
کیلومتر ها همسایه فضول و نگاه های مشکوک
پست ماشین های چمن زنی و ایفون های تصویری
اما امن ترین محله توی گلدن استیت
و کی روحشو نمیفروشه برای این
ما همچی داریم
پس اون همیچیز داره
یه خانواده کامل با پول دیه کوین
ما میخواستیم به تنهایی به اینجا برسیم
تو باهاش کنار میایی وقتی مجبوری وقتی برای اوناست
به خونه خوش اومدی فورتی
شاید بهتره از اسم اصلیش استفاده کنیم
ما یه خانواده ایم
منو پسرو مادرش که معمولا عالیه
اما بعضی وقتا آدمارو با دسته خالی میکشه
چه مشکلی ممکنه پبش بیاد
ما خیلی کم ازخونه بیرون رفتیم ازوقتی که از بیمارستان اومدیم
من تصور میکردم پدرمادر بودن مثل مقاله های نیکلسون بیکره
لحظات کوچکی که با شکوه ساخته شده
اره
یا شایدم یه رمان از لوییزا می الکوت
وکار سخت با پاداش حتی شرافتمنداست
برو برو برو باشه باشه باشه
معلوم شد که والدین بودن مثل روز موش خرماست
نوشته شده توسط جان پاول سارتر
(روز موش خرما روز دوم فوریه است و اگه موش خرما از لونه اش بیرون بیاد و سایه خودشو ببینه زمستون شیش روز دیگا طول میکشه)
جو
با این وجود زندگی در برخی از افسانه های یونان
درمورد هل دادن مدفوع بچه هار روی تپه است
شگفت انگیزه تمایل به محافظت
توی استخون هام حسش میکنم براش همکاری میکنم
به این فکرمیکنم گتسبی چه فکری میکرد وقتی اولی بار انتخاب کرد
چراغ سبزو توی بارانداز دیزی
اون راه طولانیه رو اومده تا برسه به این چمن آبی
مشکلی نیست
چیزی که من حس نمیکنم ارتباطه
هرچی من بیشتر دنبال ارتباطم اون بیشتر گریه میکنه
اون میدونه ما نداریم
خوبی؟ خوبم
خوبم یه کده برای سینه هام داره خون میاد
هرمون ها هنوز یه چاله است
شیش ماهه که نخوابیده وهنوز شروع به پردازش نکرده
مرگ برادرم
من اینجام پسر عالی من کجاست
ببین گلما چی گرفته فورتی
بعلاوه هنوز مرگ فورتی رو هضم نکرده
گلما دوتی که آپارتمانش سی دقیقه فاصله داره
مامان اسمش هنریه
خب هنری یهجوری بو میده که باید عوض شه
من انجامش میدم اگه تو فقط
چندتا عکس برای غذام بگیری
باشه به هرحال اون درحال بیان غمشه
بطور گسترده توی اینستاگرام
و غیبگو اون تایید کرده که هنری همون فورتی و تناسخ پیدا کرده
باتوجه به وجد اومدنش وقتی اون اینجاست
و چطور البته نه با من غیبگو دوتی ممکنه راست بگه
حداقل تیکه های باقی موندهی دارم از زندگیه قبلیم
توی این جهنم یه کتاب فروشی نیست
ولی خریداری مشتاق آنلاین پیدا کردم
و سودش رو برای الی میفرستم
هروقت ازش خبری بشنوم
درموارد نادری ما به طبیعت میریم فورتی
نه نه هنری بدون شک گریه میکنه قبل اینکه ما دستمون به قهوه برسه
اوه
دوقلو های من فیکس دهانی داشتن محض اطلاع
راستی شری ام
همون طور میدونید مامان معروف محله شری کانرد
بلاگ اون اسلش پادکست اسلش نام تجاری قلب -شکل اشتباه-
منو بکش نماد تواضع و برتری رو داره
جبهه گیری مثل خرد سخت بدست اومده
من لاو کوین گلدبرگ
و اینم جوعه؟ اره
و اقای خوشتیپمونم فورتی مگه نه؟
هنری هنریه چقد دیوانه کنندست شیش ماه طول کسید همو ببینیم
اره خب نوزاد میدونی که
خدایا اره کاملا درک میکنم
خوشحال شدم همو دیدیم
باید باهن قهوه بخوریم لاو همه رازهامو بهت میگم
اون لحن
گرم و با سطح درک بالا
کارت عالیه فعلا
ممنون فعلا
انگار به تاییدش نیاز دارم چی کص میگه؟
شانس اورد تیزی نکردم تو چشش بیا بریم
نکته ای برای تلاش درمورد زنده نگه داشتن نوزاد انسان,
لازم نیست زیاد فکرکنید که با چه کسی تو سنگرید
من بازنی تو سنگرم
که جوک میگه درمورد چاقو زدن به چشم یه نفر
که واقعا کاملا میتونه انجامش بده یکم میخوای؟
ممنون
من به خودم اجازه فکردن به این که لاو کیه رو نمیدم یا چه طوریه
کار من اینه که شوهر خوبی باشم تا بتونم پدر خوبی باشم
هی ناتالی
سلام
نمیفهمم مشکلش چیه
چی ؟کی؟ همسایمون ناتالی
اون هدیه خونه جدیدمون رو نداد یا هدیه دنیا اوندن فورتی
هنری هنری
اره فکنم راست میگی اون یه جوریه
چیه بد بوسیدمت یا چی
نه نه من فقط خسته ام
اینجا افتضاحه و شری تو صورتم گفت که
اساسا من بهم ریختم اون احمقه فقط دراز بکش
من اینو حلش میکنم به اونم میرسم
و هردفه بهش دست میزنم شروع میکنه
فقط بزار لعنتی انجامش بدم جو جو جو
مشکلی نیست
بیا بیا بریم بیا بریم
هی هی هی
چرا بچه خودم ازم خوشش نمیاد
میدونی نوزاد ها تشخیص میدن وقتی قلب نداری
چی؟ نه ببخشید افکار تو سرمه
برو در خودت بزار
لاو راست میگه من واقعا قلب ندارم
چطور ممکنه باشه وقتی دزدیدیش
لاو؟
هی
پوشکمون داره تموم میشه پس زود برمیگردم
راستش تو چیزی هستی که منو از این زندان دور کرده
چراغ سبز در انتهای بارنداز من
دونستن این که توم مثل من یه حسیو داری
سلام همسایه
نمیخواستم اینجا اینجوری اتفاق بیوفته
من برات یه مکان لاکچری میخوام این حقته
ماشین مشکلی نداره خفه شو منو ببوس
الان ذهنمو خوندی؟
سلام همسایه سلام ناتالی
حتما خوابتون کمه صدای گریه نوزادتون رو هیشه میشنوم
او نه نه نوازد گریه میکنه فقط
گفتم حتما به این دلیل باید تو پارکینگ خواربار فروشی خوابتون برده باشه
بیا فکردم نجات دادم
توهم منو تماشا میکردی
ممنون یچی دیگه
این مزخرفات تغذیه از شیر مادر رو باور نکن برای جلوگیری از بارداری
خواهر من سریع حامله شد
رفیق به رفیق گفت پس
داری باهام لاس میزنی؟
حتما شوخی کاندوم یه جوکه برای همسایه
با یه طعمه ملایم برای هم زدن قابلمه
فقط دوستانه یه فکر خیلی دوستانه
No comments yet. Be the first to leave one.