De første 199 linjer.
صبح زود به اورژانس اومد
آقای یومین، خیلی درد داری؟
من متخصص اورتوپدی خواستم
باز چرا شما اومدین؟
چرا یهویی یه دکتر دیگه رو میخوای بیاد؟
وقتی دستش هم میزنم درد میگیره؟
بهت آنالژزیک میدم
از عصا استفاده میکردی؟
از بس درد دارم نمیتونم راه برم بدون اینا چطوری راه میرفتم خب؟
فعلا زنگ بزنید یه دکتر اورتوپد بیاد
تو چرا هی دنبال دکتر اورتوپد میگردی؟
میخوام پامو قطع کنم
چی؟
با این پا که نمیتونم فوتبال بازی کنم
از بس درد میکنه هم همش دارم شل میزنم
پس بهتره قطع بشه
...بعد مثلا میخوای با پای قطع شده
بری فوتبال بازی کنی؟ میخوای تسلیم بشی؟
تسلیم شدن نیست از دردش نمیتونم بازی کنم
با این پا آخه چطوری فوتبال بازی کنم؟
آره خب
وقتی حالت خوب نیست فوتبال بازی کردن به چه درد میخوره
به متخصص اورتوپد زنگ بزن
زنگ زدم ولی باید یک ماه تو نوبت باشه
چیکار کنیم؟
فکر کنم دیگه چاره ای نیست
خودم برات قطعش میکنم
ش...شما؟؟؟
یه روانپزشک چطوری میتونه جراحی بکنه؟
چرا نتونم؟ منم روان مردم رو بالاخره درمان میکنم
قطع کردن یه پا که دیگه کاری نداره
آره تصمیم خوبی گرفتی بیا قطعش کنیم راحت بشی بابا
تو که همش درد داری و نمیتونی بازی بکنی
پس چرا الکی همچین پایی رو داشته باشی؟
خودم خوب برات تمیز و صاف میبرمش
این روزا پاهای مصنوعی رو خیلی خوب میسازن
دیگه به عصا هم نیاز نداری
خیلی خب بریم برای جراحی آماده بشیم
چشم - بریم -
ببخشید - عه وایسید -
چی...چیکار دارید میکنید؟
لطفا تکون نخورید
لطفا یکم صبر کنید - وایسید -
یه لحظه
چرا دست و پام رو میبندین؟
نه ! نه ! نه
نه نه نه نکن
جون من فکر کردی اینجا انجامش میدم؟
ببریدش اتاق عمل
دکتر - رسیدیم دیگه -
بریم - خداوکیلی میخواید قطعش کنید؟ -
دکتر اینجوری نمیشه که
صبر کنید
توروخدا وایسید - یکم تحمل کنید -
رسیدیم دیگه - ولم کنید -
ولم کنید برم - آقای یومین -
کجا دارید میرید؟ - دست به من نزنا -
آقای یومین
بیمار بیمار
ببخشید
لعنتی
یه نفر آدم سالم اینجا نیست
یه مشت روانی ان
آقای یومین
عصات یادت رفت
چقدر تند دویدی الحق که یه بازیکن ارزشمندی
چیزی به اسم اختلال سمپتوم سوماتیک وجود داره
بدنت سالمه اما احساس درد داری
یه نوع بیماری عصبیه
شما هم مشکلت همین بود
از بس باختی، اعتماد به نفست رو از دست دادی
بازی کردنت هی بدتر شد
بخاطر استرس
پات یهو درد گرفت در حالیکه کاملا سالم بود
نمیدونم از کی، ولی از فوتبال بازی کردن یهو میترسم
خب حالا برنده نشی، مگه چیه؟
برنده شدن از پات مهمتره؟
آدمی که اشتباه نکنه آخه مگه وجود داره؟
خوب بهش فکر کن
اون بازی ای که توی توکیو مقابل ژاپن کردی
...از سه تا مدافع رد شدی
و تنهایی توپ رو 60 متر دریبل زدی
بعدم با زدن توپ اونم صاف وسط دوتا مدافع، گل زدی
...اونموقع
با دیدنش، قشنگ داشتم سکته میزدم
خیلی خفن بود
...تعداد دفعات اشتباهاتت
در برابر موفقیت هات چیزی نیست
فکر میکنی چرا بهت میگن چپ پای طلایی؟
"چپ پا طلا اوه یومین"
"چپ پا طلا اوه یومین"
"چپ پا طلا اوه یومین"
زادگاه من
ناموونه
جایی که چون هیانگ
زمانی زندگی میکرد
من فقط
شانزده ساله بودم
دختری شاد و جوان
با رویاهای فراوان
اما یک روز صبح
مه غلیظی بود
و ما توسط مردان شمشیر بدست
به اینطرف و آنطرف کشیده شدیم
دلیلش را نمیدانستیم
مقصد را نمیدانستیم
کسی کلامی به ما چیزی نمیگفت
درست مثل کشورمان
که از ما گرفته شد
سرنوشتمان نیز
همین راه را در پیش داشت
اولین اجرام به عنوان نقش اصلی بود
اونم بعد از 10 بازیگر فرعی و سیاهی لشگر بودن
اونا کی بودن؟
طرفدارهای آیدول معروف، بک جنی
اونم همین نقش رو داشت
چرا طرفدارهاش همچین کاری کردن؟
فکر کردن من براش قلدری کردم
راسته؟
اتاق پرو رو همش کثیف میکرد
اصلا مسئولیت پذیر نبود
قسمت آخرش خیلی خوب بود- واقعا -
همش من باید تمیزش میکردم
اون تیکه عالی بود - یارو هم خیلی خوش تیپ بود -
باید تمام تلاشمو بکنم - کارت معرکه اس -
...چیزی که واقعا عصبانیم کرد
وقتی بود که لباسامو پاره کرد اما اصلا زحمت درست کردنشون رو به خودش نداد
چه مزخرفاتی
اون روز بود که دیگه باهام بد شدن
...یعنی نگم براتون که تو این دو ماه نمایش
چقدر منو خون به جیگر کردن
روزی که رها شده بود
در هنگام سپیده دم
بعد از سفری طولانی
ما
رها شده بودیم
بلیط رزرو کردن اما نیومدن
فقط میخواستن منو مسخره خودشون بکنن
دکتر، من الان حق ندارم عصبانی بشم؟
معلومه که داری
اما مشکل نحوه ی نشون دادن خشمته
آره خب
...شما بهم گفته بودین
وقتی عصبانی ام، تا 6 بشمرم
نمیدونستم که 6 ثانیه اینقدر طولانیه
کارت خوب بود - نمایش عالی بود -
عاشقش شدم - ترکوندی -
جدی میگم - عالی بودی -
خیلی بهت افتخار میکنم - عالی بودی -
واقعا؟ - معلومه -
یک
دو
سه
اما باید به شمردن ادامه میدادم
این اواخر چیز دیگه ای عصبانیت کرده؟
بیرون یه بچه دیدم که داشت گریه میکرد
مامانش ولش کرده بود
بیا بریم مامانتو پیدا کنیم - مامان -
بزن بریم
ببخشید
چطوری میتونید همینجوری ولش کنید و برید؟
به تو چه آخه؟
به من چه؟؟؟
میخواید فکر کنه مامانش ولش کرده؟
بچه ی خودمه خودم بلدم بزرگش کنم
خب دارم اینا رو میگم چون بلد نیستین بزرگش کنین
انگار برای اینکه تنبیهش کنه اینکار رو کرده بود
خانم ووجو، شما چرا اینقدر اون بچه برات مهم بود؟
...گفته بودی که
بعد از اینکه 6 سالت شد، زندگیت از این رو به اون رو شد
اگه اشکالی نداره میشه برام ماجرا رو تعریف کنی؟
الان این چه ربطی به گذشته ی من داره؟
فرار کردن ازش، هیچ کمکی نمیکنه
ازش فرار نمیکنم
فکر کنم دیگه باید برم
هنوز یکم از وقتت مونده
قربان اینجا نمیتونید دستشویی کنید
چی؟ - قربان -
ببخشید
قربان حالتون خوبه؟
من پلیسم. کمکتون کنم؟
مست نیستم مست نیستم
وقتی میگی مست نیستی پس یعنی مستی
میگم مست نیستم
یه ذره هم مست نیستم
خونتون کجاست؟
براتون تاکسی میگیریم
نیازی نیست
من اصلا مست نیستم
گفتم مست نیستم
ما هم دیگه برگردیم؟
شیفتت تموم شده
افسر چا دونگ ایل هستم به ایستگاه برمیگردم
امروز هم کارتون خیلی خوب بود افسر چا دونگ ایل
شما هم همینطور ممنونم
وایسا. تو کی هستی؟
حالتون خوبه؟ - کیفمو دزدید -
لعنتی - وایسا! هوی -
برید کنار
No comments yet. Be the first to leave one.