De første 200 linjer.
نميخوام بترسونمت تون ولي فکر کنم احتمال رشد قارچ سمي اينجا باشه
مخصوصاً اون دستشويي با شيرش .خيلي جالب به نظر نيومد
فقط صبر کن تا وقتي که بازجو برسه
.اون وقت لبخندش خشک ميزنه
.مشتاق ديدارشون هستم
اطلاعات باهات هست؟
.ميدونن
ميدونن؟
سه دقيقه وقت داريم مامور شاو
وقت رفتنه
خروجي؟- .بياييد دنبال من-
.به اين فکر ميکردم چرا اينقدر طولش داديد
برو- .باشه-
سگ ها کجا هستن؟- !مسخره نشو-
شرط ميبندم اکثر اوقات شما اين .چيزها دست تون هست
.نگران نباش .ميدونه داره چي کار ميکنه
.هر کاري که ميکني نفس نکش
.شوخي بود
البته که بايد در کمال راحتي .نفش بکشيد
فقط نه از طريق دماغ
.و خيلي هم کم از طريق دهان
.ايناهاش
اين تمام اطلاعاتي بود که تونستي به دست بياري؟
.اميدوارم
خُب ممنون مامور شاو .که اون تو امن نگه ــش داشتيد
ما اطلاعات رو مي رسونيم .به هاب
يعني همين الان هم مقصدمون اونجاست که .شما رو هم پياده کنيم
لباس تازه و بعدش هم يه غذاي درست و حسابي
درست مثل قبلاً مي شيد
هاب؟ جدي؟ .چه هيجان انگيز. خيلي وقت ميگذره
خوبه. اون قضيه استخراج بيني .تموم شد
مي خواييد من اون اطلاعات رو آناليز کنم؟- .لازم نيست-
اگه کدگذاري شده ميتونم کاريش کنيم
متاسفانه اين ماموريت محرمانه ست دسترسي شماره 8
آها
وايسا چي؟ ميتونه همينطوري ما رو از پروسه خارج کنه؟
خُب خودش گفت ماموريت دسترسي .8 هست
و ما نيستيم پس نميتونيم .چيزي بدونيم
آها ولي معمولاً اين وقتهاست
که دور هولوکام وامي سيم .و مي فهميم چه خبره
مگه همگي عضو يه تيم نيستيم؟
لازم نيست يکي ديگه از تظاهرات .سوسياليستي رو اينجا شروع کني
زيربناي شيلد از بر اساس سلسه مراتب و همينطور طبقه بندي
.اطلاعات ــه
.يه مامور نميتونه کل اطلاعات رو داشته باشه
.اينطوري کل سازمان در خطر مي افته
باشه ولي اگه من همين الان از يه زندان سربي زيرزميني
.اومدم بيرون ميخوام بدونم که چرا
کُلسِن به روش اين هواپيما عادتت داده طوري که ماموريت هامون ميره جلو
ولي هاب با اينجا فرق ميکنه
هاب؟ هاب ديگه کجاست؟
.نميدونستم برداربزرگ اينقدر...بزرگه
.اين هيچ ـــه .صبر کن تا ترسکلون رو ببيني
.همه يه لباس تن شون هست .يه نفر لطفاً بهم بگه چرا
منم نشون مي گيرم؟- .روي دستت هست-
که يعني خيلي مونده تا دسترسي .مرحله يک رو هم داشته باشي
.دريافت شد
پس يعني من به هيچ وجه دسترسي به هيچ کامپيوتري هم ندارم؟
ميتونم يه جست و جو بکنم
راجع به پرونده هاي محرمانه ي .پدر و مادرم
.اسکاي- ...ولي فقط-
اينجا بايد يه چيزي راجع بهش باشه نه؟
.يه نگاهي ميندازم
ولي در حال حاضر موضوع هاي مهم تري .داريم
.مامور سيت ول- .مامورکُلسِن-
.خوشحالم مي بينم حالتون بهتره
مامور هند توي اتاق ماموريت .منتظرتون هستن
.زياد هم ازمعطل شدن خوشش نمياد- پس مي شناسديش؟-
.فقط از چيزايي که شنيدم .اول شما
دسترسي شماره 7 هاتون .ميتونن توجيهي بهمون برسن
..ويکتوريا هند- .اينجاست-
.آخ
اينطوري بهم ميگي نميتونم باهات بيام؟
.برميگرديم-
فکر کنم بهتر باشه بريم سمت مرکز تکنولوژيکي
.دلم ميخواد کيت شيمي جديد رو ببينم- .آره-
.فکر نکنم ازاينجا بودن من خوشش بياد
.مامور هند- .مامور کُلسن-
خيلي خوبه که بعد از اين همه .تعريف ببينمتون
.شما هم همينطور .اينها هم مامورها مي و وارد هستند
خُب حالا که اين حرف ها رو تموم کرديم
اين اطلاعاتي هست که .مي تونيم بهتون بگيم
اطلاعاتي که از مامور شاو بدست آورديد
بهمون ميگن که يه گروه تجزيه طلب از اوستياي جنوبي
يه اسلحه ساختن به نام
دستگاه فرا کشنده؟- .به گوش من يه ذره زرق و برق دار مياد-
.فکر کنم توي ترجمه چيزي کم شده باشه
ما يه مکالمه رو گوش داديم که بهمون ميگه
قراره در 24 ساعت آينده .از اين اسلحه استفاده کنند
تا استقلال خودشون رو از روسيه .و جورجيا اعلام کنند
ما باور داريم امواج صوتي ايجاد ميکنه
که ميتونن از فاصله زيادي ...اسلحه ها رو به کار بندازن و مسلح کنن
هر چيزي از موشک گرفته
.تا کلاهک هسته اي
پس اگه حمله کنيم
ميتونن اسلحه خودمون رو .عليه مون استفاده کنن
دققاً به همين خاطر يه تيم دو نفره لازم دارم
که مخفيانه از مرز رد بشن
و به مخفيگاه تجزيه طلب ها رخنه کنند
و اسلحه رو در 24 ساعت آينده .از کار بندازن
تو هم دو نفر داري که .به تعريف من ميخورن
.مشکلي نيست
من سال 2008 موقع حمله .توي جورجيا بودم
توي مرز اوستاي جنوبي .آشنا دارم
.و بايد ازشون استفاده کني .ولي ما مشخصات دستگاه رو نداريم
پس يه نفر رو توي تيم لازم دارم .که همونجا دستگاه رو از کار بندازه
..يعني منظورش- .آره فکر کنم-
يه اي.ام.پي رينج کوتاه و چند تا چيز ديگه پيدا کردم
...اه. بس کُن ديگه. چي از جون باز شو
!گير کرد !سبد هم گير کرده
.غيرقابل باوره
!اي بابا کي اين رو طراحي کرده؟
!اونم توي هاب
!...اين ديگه
جدي؟
نميتونم باور کنم داري ميري تو منطقه دشمن
بدون ارتباط و بدون هرگونه قدرت فيزيکي
.مشکلي برام پيش نمياد- يه بسته آنتي ونين بهت دادم؟-
اونجا ازدياد يه نسل .خيلي خطرناک عنکبوت هست
.جما تمومش کن .نگران من نباش
از پسش برميام .خيلي ممنون
وقتي هم که اينجا نيستم ...ديوونه بازي سرت نزنه
.مثل از هواپيما پايين پريدن
.خُب مراقب باش- .آره بدترش رو داشتم-
!نزديک بود يادم بره اين رو برات گرفتم
.ساندويچ مورد علاقه ات .پروسکيتو و موزارلاي بوفالو
با خردل مخصوص خودت؟- .فقط يه ذره-
هي اين رو ميخواستي؟ راستي اين چي هست؟
!فيتس يه کيف پر از خشاب؟
فقط يکي از چندين تصميم هاي تاکتيکي .که مجبور بوده ام بگيرم
.تازه وارد هم گفت لازم مون ميشه
بايد اسلحه رو تا فردا ساعت 6 از کار بندازيم
تا از حمله تجزيه طلب ها .جلوگيري بشه
وقتي که به شيلد علامت داديد
.تيم استخراج از اونجا مياردتون بيرون
.مراقبش باش- .البته قربان-
حرف کمتر و عمل بيشتر بهتره مامور وارد
.خيلي وقت زيادي نداريم
تو مشکلي نداري؟ نمي بايستي باهاش بريم؟
کسايي که اين عمليات رو طراحي کردن بهترينن
.ميدونن دارن چي کار ميکنن
.پس سيمونز حتي روحش هم خبر نداره
ميدوني ما هم پشت نشستيم .به زور جلوي خودمون رو گرفتيم نخنديم
بعدش سيمونز ميره توي سالن خلاء
با يه لباس خرگوشي
ما اين اسم رو روش گذاشتيم چون
که کل بدنش رو پوشش ميده
پس رفته توي اتاق لا
بعدش ماسک رو که برميداره و با من حرف بزنه
...بعدش روي کل محفظه فارادي عطسه ميکنه
.که خنده داره
علامت باهات هست؟- .آره-
ولي خنده داره چون که اتاق هاي خلاء خيلي خشک هستند
و اين وسيله واقعاً قرار بوده بره توي فضا
مواد شيميايي حساس داشت
.سيمونز از من خيلي بهتر ميگه
گوش کُن. آشناي من يوري .دابروسکي هستش
.بهش پول مي ديم که از مرز ردمون کنه
من مي شناسمش ولي از تازه کارها .خوشش نمياد
پس دهنت رو ببند و سرت رو .بنداز پايين
عصر بخير
دو تا وادکا
يکي براي من
يکي هم براي دوستم يوري
ميتوني بپرسي چه آبجوهايي دارن؟
يوري دوست تو هست؟- .آره-
.يوري مرده
.تو اينجا دوستي نداري
.نه نه نه نه نه
.لطفاً مراقب باشيد
ميدوني فيتس چي کار ميکنه
اگه وقتي برگرده اسلحه لالايي اش خراب باشه؟
حتماً اون بيرون حالش خوبه؟
خُب مامور مي دسترسي شماره 7 داره
شايد بتونه اطاعاتي در مورد .ماموريت بهمون بده
بعد اين يعني چيزي ميدوني
ولي بهمون نميگي يا کلاً هيچي نميدوني؟
دقيقاً کدوم قيافه بي حس بود؟- .هر چيزي که لازمه مي دونيم-
وقتي که اطلاعات بيشتر داشته باشيم .روش عمل مي کنيم
خيلي خُب بيرون
بايد يه سري ازمايش انجام بدم و .بعدش هم ريستارت
.اين شامل شما دو تا هم ميشه
شماها شايد با ندونستن مشکلي داشته نباشيد
.ولي من دوست ندارم .من جواب ميخوام
.ميدونم کي هم جواب سوالهام رو داره
کي؟- .کُلسن-
.تابلوئه دارم راجع به کُلسِن حرف ميزنم
سه واحد هوايي ديگه نزديک مرز .لازم دارم
يه واحد چهارمي هم نزديک آرمنيا؟- .نبوغ دو طرفه-
از هواپيما پايين اومدن بايستي .خوب باشه
ظاهراً پروسه بهبوديت .داره تموم ميشه
هواپيما هيچ ربطي به بهبود من .نداره
.من فقط چيزي رو ميدونم که خوندم
ظاهراً فيوري براي مامورهايي نزديکش .اهل پارتي بازي ــه
.همه تاهيتي نميرن- .يه جاي جادويي....هستش-
فقط منظورم اين بود که برگشتن .بين کله گنده ها بايد حس خوبي برات داشته باشه
دو تا از مامورهام تو اين عمليات .مهره اصلي هستن
هيچوقت ميز کله گنده ها .رو ترک نکردم
فقط اميدوار باشيم که .به قدري که فکر ميکني کارشون خوبه
اينجا چه خبره؟
No comments yet. Be the first to leave one.