Legend of Two Sisters In the Chaos

Legend of Two Sisters In the Chaos (浮世双娇传)

Download Farsi Persian undertekster

Specials

Udgivelsesinfo

LEGEND OF TWO SISTEARS IN THE CHAOS------E15------💞 ProMovi ir 💞
En kommentar af Saharnaz_GH
❦❦❦ ترجمه اختصاصی پروموویز ❦❦❦

Tags

other
Udgivet den: 2020-10-31
Downloads: 13
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 195 linjer.

افسانه دو خواهر در هرج و مرج

قسمت پانزدهم

"عمارت فو" ..من توی مغازه ی چونگ رن شنیدم که

..فقط سازهایی که توسط استادای بزرگ ساخته شده اونجا وجود نداره

بلکه زیترهایی که از سلسله های گذشته هم باقی مونده، پیدا میشه

پس بیاید بریم

..مغازه چونگ رن تازه تاسیس شده

بخاطرهمین نباید مشتری های زیادی داشته باشه

قربان، بانو

لطفا بفرمایید داخل

بانو، ایشون دستیار وزیر هستن

این زیتر چاق و چله و گرده

و تارهاش مثل شکم ماره

این زیتر باید مال شوان باشه

شما چشمای تیزبینی دارید

این زیتر در سال اول شوان ون زونگ ساخته شده

و اسم اون انزوائه

پس این انزواست؟

سطح انزوا سیاه و قرمزه

..تارهای قسمت جلوییش با مومی که

با تارهای شکم مار ترکیب شده، ساخته شده

و تارهای پشت اون از موی گاو درست شده

انزوا" در بالای دریاچه ی اژدها ساخته شده"

قسمت بالایی اون از زمرموزه و قسمت پایینیش از گل مینا ساخته شده

کوه ماه، کلاه تشریفاتی و شبنم صبحگاهی همه از چوب سخت ساخته شدن

بخاطرهمین آهنگ قشنگ تری دارن

..میگن که امپراطور ون زونگ این زیتر رو برای ملکه اش ساخته

..تا عشق خودشو

بهش نشون بده

..ون زونگ توی زندگیش

به عهد خودش وفا کرد

بانو یو ژان شما خیلی خوب میتونید زیتر بنوازید

دوست دارم بدونم از این زیتر خوشتون میاد یا نه

زیتر خیلی خوبیه

اما من آدم مناسبی برای نواختنش نیستم

باید به کسی که لایقشه این کارو سپرد

باشه

بذار بقیه ی زیترا رو بهت نشون بدم

ممنونم که امروز همراهیم کردید

اما من علاقه ای به این زیترا ندارم

من باید برم دیگه

باشه

بذارید بدرقه اتون کنم

قربان شما برگشتید

من "انزوا" رو میبرم

انتخابتون فوق العادست

همین الان براتون میارمش

قربان

مادرم دنبال من میگرده؟

..دیشب دیروقت خونه اومدید

و امروزم که سرتون شلوغ بود

..منم از آشپز خواستم که

یکم سوپ براتون درست کنه

تا وقتی که گرمه بخوریدش

"نمای جلوی زره زو وو وی"

این چیه؟

طراحی زره نظامی

جیانگ شائو ازم خواست که اونو از وزارت جنگ بگیرم

..میگفت که این زره رو 15 سال پیش

توی حومه های شهر ژائو ژو دیده

حومه های شهر ژائو ژو؟

اونم 15 سال پیش؟

یه خورده عجیبه

خودمم مسخرش کردم

..همچین زره نظامی که آینه ای از برنز برای محافظت از قلب داشته باشه

پونزده سال پیش برای ژو وو وی توی پایتخت ساخته شده

آخه چطور میتونه 15 سال پیش همچین چیزیو توی حومه های شهر دیده باشه؟

حتما اشتباه کرده

..منظورت اینه که جیانگ شائو داره

..روی سربازهایی که

15سال پیش به ژائو ژو رفتن تحقیق میکنه؟

بله

چرا داره تحقیق میکنه؟

اون کی هست اصن؟

..ممکنه که شو رونگ سرنخی پیدا کرده باشه

و ازش خواسته باشه تا تحقیق کنه؟

من مخفیانه میرم دنبالش

..یا اینکه جیانگ شون یینگ

وقتی که اون افتاده توی آب رو دیده؟

ولش کن

از اونجایی که هوای جین به جیانگ شائو ..توی تهیه لیست اسامی سربازا کمک میکنه

توام برو و یه کپی ازش برام بیار

بله

..یادت باشه، مهم نیست که اون کیه

فقط نذار که بفهمه 15 سال پیش چه اتفاقی افتاده

..درضمن، چشم ازش برندار

و بفهم که اخیرا با کیا ملاقات داشته

بله

میتونی بری

عالیجناب این نامه از طرف بانو یو ژانه

"مادرم قبل از تولد من، با معاون وزیر ژانگ ازدواج کرده"

"این موضوعو در اسرع وقت حل و فصل میکنم"

ازدواج؟

..شاهزاده وی برای اینکه نذاره من کنار یو ژان باشم

حتی دست به همچین کارای بچه گونه ایم زده

اونا بهش میگن ازدواج

اما اولا، همچین چیزی جایی ثبت نشده

..دوما

هیچ نامه ی ازدواجی توسط بزرگترا نوشته نشده

این دیگه چجور ازدواجیه؟

عالیجناب

من تازه شاهزاده شو آن رو ملاقات کردم

چشماشون قرمز بودن

بنظر میومد که گریه کرده باشن

شو آن گریه کرده؟ واسه چی؟

جرات نکردم چیزی بپرسم

باید برم و شو آنو ببینم

توی وسایلم یه اسب یشمی هست

برو بیارش

بله

ناراحت نباشید بانوی من

..اگه دستار وزیر ژانگ از یو ژان خوشش میاد

..پس باید فراموشش کنید

..و مرد بااستعدادیو پیدا کنید که

اندازه ی شوهرتون دوستتون داشته باشه

..فراموش کردنش

اونقدا هم آسون نیست

..پس میخواید برید پیش عالیجناب

و ازش بخواید که بذاره با ژانگ یونگ یائو ازدواج کنید

..اینجوری اون مجبور میشه با شما باشه

حتی اگه یو ژان رو دوست داشته باشه

آره

..اگه برم و از برادر بخوام که این ازدواجو ترتیب بده

اون مجبور میشه که باهام بمونه

اما نه

..فقط وقتی که اون واقعا دوستم داشته باشه

میتونم از برادر همچین چیزیو بخوام

شما واقعا با بقیه متفاوتید

..اگه واقعا کسیو بخواید

به رضایتش دیگه نیازی ندارید

اما هنوزم دلم میخواد عاشق هم باشیم

عاشق؟

ادای احترام برادر

راحت باش. من برای دیدنت اومدم

شنیدم که میخوای عاشق باشی

شو آن، عاشق شدی؟

نه

پس باید اشتباه شنیده باشم

..یادمه که تو از بچگی

عاشق اینجور اسباب بازیا بودی

این اسب یشمی رو توی وسایلام پیدا کردم

فکر کردم که ممکنه ازش خوشت بیاد

این لطفتو نشون میده برادر

..امروز کیو

بیرون دیدی؟

رفتم دستیار وزیر ژانگو ببینم

دستیار وزیر ژانگ؟

ژانگ یونگ یائو؟

..بخاطر ژانگ یونگ یائو

با چشمای قرمز برگشتی؟

..چطور جرات کرده که شاهزاده خانوم شو آن رو

!آزرده خاطر کنه

!سخت مجازاتش میکنم

!نه برادر

تو خواهر منی

!هرکسی که ناراحتت کنه، باید تاوانشو پس بده

!نه اینکارو نکن

چرا؟

!تو

..بهم بگو که

چی شده

!یان سائو

عالیجناب

..بانو همیشه دستیار وزیر ژانگو

بخاطر استعدادهاشون تحسین میکنن

امروز به دیدنشون رفتن

..ولی دستیار ویز ژانگ داشتن دست تو دست

با بانو یو ژان وقت میگذروندن

بخاطر همین ناراحت برگشتن

برادر

دستار وزیر ژانگو سرزنش نکن، باشه؟

تو دیگه الان بزرگ شدی. و کسیو برای خودت توی قلبت داری

خیلی خب

..بهت قول میدم که

کاری با ژانگ یونگ یائو نداشته باشم

بخاطرت احظارش میکنم

..اگه ژانگ یونگ یائو هم حسی بهت داشت

عروسیتونو ترتیب میدم

واقعا؟

تو خواهر منی

امیدوارم که همه چی طبق میلت پیش بره

من میذارم که با کسی که دوستش داری ازدواج کنی

ممنونم برادر

خوب به دستوراتم گوش کن

..از معاون وزیر ژانگ وزارت دادگستری بخواه که

عده ای رو جمع کنه، و یتیما و بی خانمان ها رو از توی خیابون ها جمع کنه

..و به گرمخونه ببرتشون

..و اون ها رو شخصا ثبت کنه

و بفهمه که از کجا اومدن تا بعدا خانواده هاشونو پیدا کنن

..مهارت های بدنی رو بهشون آموزش بدن

تا بتونن زندگیشونو تامین کنن

..بطور مناسب، معلولین رو هم اسکان بدن

و ازشون حمایت کنن

وزارت مسئول درآمد، مسئول ثبت نام اوناست

..اگه یهویی این مسئولیت رو به وزارت دادگستری بدید

Legend of Two Sisters In the Chaos subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left