Udgivelsesinfo

Should We Kiss First E28 KOreanDream
En kommentar af shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

Tags

other
Udgivet den: 2018-04-05
Downloads: 7
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 197 linjer.

= قسمت 28=-

آقای یون

...میخوای من انجامش بدم

بدون اینکه به هامین بگین؟

من واقعا سخت کار میکنم

میخوای امتحان کنم؟ من میتونم انجامش بدم

عالی شد

من به لطفا شما دوباره متولد شدم

متشکرم

ایدین

بله؟

کی قراره مادرت بیاد؟

چرا می پرسین؟

همینطوری

از مادرت بپرس

چی؟ میخوای مادر منو ببینی؟

نکنه میخوای منو بیرون کنی؟

نه اینطور نیست

...من فقط

میخوام دوباره باهاش صحبت کنم

این چیزیه که فقط ما بزرگسالها باید حرفشو بزنیم

پس لطفا ازش بخوا اگه سرشم شلوغه بیاد

چیه؟ مشکلی براش پیش اومده؟

چی شده؟ چرا اینقدر صورتت غمگین به نظر میاد؟

آقای یون - باهاش خوب باش -

باهاش مهربون باش

آخه واسه چی؟

اصلا نمیخوام باهاش خوب باشم

پدرش به زودی میمیره

چی؟

...مشکل اینجاس که بهم گفت

امروز دوباره متولد شده

اما پدرش قراره بمیره

باید ازش پنهان کنم یا بیاد در اسرع وقت بهش بگم

نه میتونم چیزی بگم نه میتونم وانمود کنم نمیدونم

با این دختر چیکار باید بکنم؟

خیلی ممنون

5جعبه پودر سوخاری نیاز دارم

و سه جعبه هم آرد ، سریع بیارینش

ای بابا کلی کار داریم معلوم نیست داره چیکار میکنه

وای خدا

لیاقت پول گرفتن نداره

اگه پیره حداقل باید سریع و دقیق باشه

اگه سریع نیست حداقل باید دقیق باشه

ای بابا احتمالا یه گوشه ای لم داده

یه کار درست حسابی از دست این زن بر نمیاد

مثل یک انگل می مونه

...مثل انگل می چسبه

به آدمهای سخت کوش

وای

چه مسخره بازی باورم نکردنی هستی

چیکار میکنی؟ زود باش اونهارو ببر بالا

منتظرشون نذار سریع جعبه هارو بهشون بده

هی

نمی بینی زخمی شدم؟

البته که دارم می بینم

همه این جعبه ها بخاطر تو خراب شدن

میخوام از حقوقت بخاطر اینها کم کنم

خیلی آدم بیخودی هستی

راست میگی من انگلم

پیرم

سریع و سخت کوشم نیستم

انگلی که نمی دونه چطوری کار کنه

حالا که چی؟

مشکلت چیه؟

من که مشکلی ندارم

من از این زندگی خوشحالم

تو خودت تو زندگی سخت کوش باش

با افتادن به جون غرور مردم و آزار اونها

همینطور ادامه بده و زنان ضعیف رو مثل برده ازشون کار بکش

خدای من

من از اینجا میرم

پس به ور زدنت ادامه بده

تو یه تیکه آشغال بی ارزشی

وای خدا

الو؟

سلام سون جین منم

میخواستم بدونم رو به راهی

البته میدونم که زیاد خوب نیستی

اما فکر کردم یه عذر خواهی بهت بدهکارم

...من واقعا میخوام شمارو ببینم

و در مورد برخی مسائل هم باهات صحبت کنم هم یه خواهشی ازت دارم

میشه الان همو ببینیم

بله الان وارد شد

باشه همین کارو میکنم

ببخشید که شمارو منتظر گذاشتم

رفتم دفتر آقای هوانگ ولی ایشون جلسه داشت

اشکالی نداره

راستی کی میخوای مارو خونه تون دعوت کنی؟

حداقل قول بده منو دعوت کنی

وقتی برگرده باهاش صحبت میکنم

سفر تجاری؟

آقای سان رفته ماموریت اداری؟

فکر کنم شما خبر نداری

حدس میزنم به شما نگفته

ایشون امروز زنگ زد و گفت براش مرخصی رد کنیم

...حتما موضوع در مورد مدیران رده بالا بوده

منظورم این بود

حتما موضوعی بوده که فقط مدیران ارشد ازش خبر داشتن خانم رئیس

نیاز نیست منو خانم رئیس صدا بزنی

وقتی شما همسر رئیس سان هستی شمام میشی همسر رئیس

باید اینطوری صداتون بزنم

با اجازتون من میرم خانوم رئیس

یادتون نره مارو دعوت کنید

...اکتبر

بریم دفتر من ؟ - همینجا خوبه -

انتخاب خودم بوده

صرفنظر از اینکه چرا این اشتباه رو کرده اشتباه اشتباهه

ولی اون احساساتش واقعیه

میدونم

...این همش بخاطر عذاب وجدانیه

که تمام این سالها داشته

لطفا بشین

فکر نمی کنید زیاده روی کردین

چطوری تونستی یه آدم مریض بفرستی سوئیس؟

نه می تونم باور کنم شما فرستادیش نه باورم میشه اون رفته باشه

شماها واقعا دوستین؟

اون هر سال میرفت امسالم اصرار داشت بره

اون هیچ وقت به حرف کسی گوش نمیده

چه تبلیغی بوده که بخاطرش مجبور بوده تا زوریخ بره؟

در مورد بانک بوده یا ساعت؟

تبلیغ بانک

چه خواهشی ازم داشتی؟

بگو هر چی باشه کمکت میکنم

...دخترم

حادثه ای که به مرگش منجر شد

میخوام بهم بگی کی اون تبلیغ رو ساخته

چی؟

دادگاه تجدید نظر برگزار شده

...اینبار هر طور شده

من به شهادت اون شخص نیاز دارم

الان 11 سال میگذره

...بخاطر همین بهم کمک کن این شخص پیدا کنم

طوری که بتونه توی دادگاه برای پرونده دخترم شهادت بده

لطفا متقاعدش کنید که بیاد

شرکت آپولو هر کاری برای پیدا کردنش میکنه

و من میخوام جلوی نزدیک شدن به اونو بگیری

میدونم این شهادت چقدر برات اهمیت داره

اما خودتم باید مراقب باشی

توی این پرونده تو تنهایی

تو تنها کسی هستی که داری علیه اونها می جنگی

معنیش اینه که اونها باید فقط از شر تو خلاص بشن

بخاطر حفظ آرامش

....و اونها احتمالا هر کاری ازشون بر میاد

برای حفظ این آرامش

و این براشون سخت نیست توسط بچه های مشتریان

...بخاطر همین

من باید پیروز شم

نباید بچه های بیشتری

مثل دختر من بشن

...فکر میکنی

الان اون شخص کجاس؟

اصلا هیچی در موردش نمی دونم

...کجا الان

سرگرمه؟

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.

شما؟

واسه چی تو اول اومدی؟

اون مرتیکه عوضی کجاس؟

این چه وضعیه؟

ترسوندیم

چرا اومدی اینجا؟

...این مرتیکه عوضی

...این مرتیکه عوضی

...این آدم فروش

این عوضی آدم فروش

اومدم بکشمش

اومدم اول بکشمش بعد با این بیل

دفنش کنم

میدونم ، میدونستم ، آروم باش

چی؟

تو میدونی؟

از کجا فهمیدی تو؟

کی و چطوری فهمیدی؟

یادم افتاد

من هشت سال پیش توی اون روز بارونی دیدمش

...اون شب سرد

...اما حالا دارم باهاش زیر یک سقف زندگی میکنم

و با این مرد بی عاطفه روی یک تخت میخوابم

ما حتی با هم خوابیدیم

حتی بخاطرش قبلم پر میکشید

براش بال بال میزد

...حس کردم دیگه آخر دنیاس

وقتی شنیدم مریضه

...چطوری من

...من

نمی تونم خودم ببخشم

کجاس؟

شنیدم امروز نرفته سر کار

باید بکشمش

الان کجاس بهت میگم؟

یکی رو استخدام کردم اونو پیدا کنه

فکر کردم وقتی بشنوی سکته میکنی

چرا اینقدر آرومی؟

این رفتار نرمال نیست

تو نمی تونی خوب باشی هر لحظه ممکنه منفجر بشی

درسته خودمم نمی فهمم

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left