De første 200 linjer.
اگه کمک من رو میخوایی باید جاش یه چیزی به من برسه
به نظر میاد دنبال محدوده تیراندازی میگشته
محدوده تیراندازی؟ کدوم یکی؟
هدهمورا
سولی، یه چیزی برات گرفتم
وقتی رسیدی خونه بازش کن
باشه
!با اون از خونه بیرون نمیری - !نمیتونی جلوم رو بگیری -
!اشتباهه! اینجا نوشته
من و تو زندگی خوبی خواهیم داشت قول میدم
انتقامت رو میگیری، مریم
!کُشتمش. مجبور بودم - کی رو؟ -
احمد رو
سلام فاطیما. مرسی که اومدی این قضیه رقه ساختگیه
ساختگیه؟
یعنی چی؟ سارا داره دروغ میگه؟ - یا یه نفر داره به سارا دروغ میگه -
سوریه - یک سال قبل
!پرچم رو نگهدار! اون گوشه ـش رو بلند کن
!برو، حرکت کنید! عجله کن عبدلا
یریم! تو بیا اینجا وایستا
!خوبه. عجله کنید ...اینجا، برو اینجا
!بیایید اینجا - !زانو بزنید -
!یلا
یالا
صورت هاتون رو بپوشید
برادران مسلمان، این خوک ها برای در سوریه برای بشار الحسد میجنگیدن
و برادران و خواهران مسلمان ما رو کشتن
هرکس که همانند خوک زندگی کتد همانند خوک هم سلاخی می شود
این بلاییه که ما سر دشمنان خدا میاریم
!خدا بزرگه !خدا بزرگه
کاری از: امیر و شاهرخ -=≡ AMIRX79X , HellBoy ≡=-
نه،هیچی ...تازه گزارش آزمایشگاه رو از
نارنجک تمرینی پیدا کردم و به هیچ درد نخورد
هیچی؟ حتی اثر انگشت؟ - نه، هیچی -
جدا؟ چه زدحال
حالا چی؟
برمیگردم به هدهمورا و میزارمش سر جاش
اونا نمیدونن گم شده پس منم نمیدونم
پس بیخیالش میشی؟ - الان نمیتونم بیخیال شم -
ولی هیچ مدرکی نداری
نمیتونم. باید یه چیزی پیدا کنم - باشه -
فاطیما زوکیچ؟ - بله -
باید برم باید معاینه سلامتم رو انجام بدم
بعدا بهت زنگ میزنم - باشه، بدرود -
با احتیاط بلند شو - مرسی -
کی درخواست این معاینه رو داده؟
راستش نمیدونم باید از منابع انسانی بپرسم
باشه
نه، انقدر برابر اون
باشه، 150 برابره - نه، برابر 150 ـه -
پس میشه این - نمیدونم. هنوز نخوندیمش -
هنوز تابع نمایی رو نخوندین؟ « تابع نمایی تابعی مهم در ریاضیات است »
از جوانا کلاسون بپرس - البته، جوانا -
میتونی دقیق تر بگی؟
چون من جوانا کلاسون ام و یه عقب مونده ام
و حلقه های پیازی به این بزرگی دارم
بلوزم مال دهه 90 ـه - صبح بخیر دخترا -
سلام،پدر - صبح بخیر -
خوبه، ولی باید انجامش یده
...باید - تو اینطوری نوشتیش -
اونطوری
باشه - اونطوری -
مگه بزودی مسابقه بسکتبال نداری، سالی؟ خوبه میشه بازیت رو ببینیم
دیگه بازی نمیکنم
چرا؟
چون حرامه
امشب تابع نمایی حل میکنه - باشه -
ولی بیخیال نمیشی که، میشی؟
باید برم
حرام؟ باید این کلمه رو تو خونه خودم بشنوم؟
باید دخترام منو بزرگ کنن؟
لباس رنگی داری؟ - تو سبد رختشویی ان -
فکر میکنی خوبه بسکتبال رو بخاطر زمینه های مذهبی بزاره کنار؟
تصمیمش با خودشونه نمیخوایی بری سرکار؟
دیرتر میرم. باید بزاریم باهاش کنار بیان؟
اونم با دست رو دست گذاشتن؟
نظرت اینه؟ طوبا، نظرت اینه؟
!سلیمان - چیه؟ -
!سلیمان
بیا
چی شده؟
الان میخواستم رایانه سولی رو جابجا کنم
!خاموشش کن! دیگه نمیتونم نگاش کنم - !بیایید و خائن رو نظاره کنید -
کی این رو میفرسته؟ ایبرا کیه؟
باهاش چکار کردن؟
!دخترم... دخترم
!تکون بخور - اونجا نیست. اونجا نمیزارمش -
پس کجا گذاشتیش؟ - نمیدونم -
مطمینی 6تا نارنجک بودن؟ - آره -
!لعنتی.یکی رو اونجا جا گذاشتی - نه، جا نزاشتم ـش -
نه، جا نزاشتیش !هنوز همونجاست! اسکل جان
یغوب، من میرم دنبال نارنجک بگردم
پیداش میکنم
اینجاست، یغوب. گفتم که چیز خاسی نیست
خوبه
باشه، بریم تو کارش
!هی
چکار میکنی؟ - یه پرنده رو میزنی -
چرا شلیک میکنی؟ چه گه داری میخوری؟
یکی اونجا بود - جی؟ -
یکی که فرار کرد. به یه نفر شلیک کردم - کجا بود؟ -
اونجا. بریم برسی کنیم
!لعنتی! بیایید، بریم! یالا
اینو بگیر
!یالا،اوسکل جان میدونی اگه بفهمه چی میشه؟
دیگه ازت خسته شدم
لعنتی
!یالا
یغوب... متاسفم
کجایی؟ سارا سراغت رو میگره حتی ندیر هم پیششه
بهم شلیک شد - چی؟ -
یه نفر توی هدهمورا بهم شلیک کرد - حالت که خوبه؟ -
خوبم. مطمین نیستم قصد بوده باشه توی میدون تیراندازی بود
!لعنتی، فاطیما، این خوب نیست
میدونم
الان نمیتونم حرف بزنم. بعدا حرف میزنیم - یا عیسی مسیح -
سارا چی میخواست؟ - نمیدونم -
بهش گفتم نمیدونم کجایی
فقط بهش بگو توی بوتچیرکا دارم قضیه ایرانی ها رو حل میکنم
میلیمتری میبینن - چیزی نیست. تو ماشین خودم ام -
بعدا حرف میزنیم - بدرود -
با آرامش بهم بگو - به همه بیمارستان ها زنگ زدیم -
از تمام دوستای احمد و برادرش تو جهاد پرسوجو کردیم
ولی هنوز پیداش نکردیم - چند وقته گم شده؟ -
پنج روز - !پنج روز -
باید درباره ناپدید شدنش تحقیق کنیم
اگه خدا بخواد، آقا
صبح بخیر. خوب خوابیدی؟
یادمه خون دیدم
چکار کردم؟
چی داری میگی؟ - هرشب خوابش رو میبینم -
...خونه تو آشپزخونه - ...بخاطر کاریه که -
نه، اینجا تو آشپزخونه بود
نمیدونم چطوری ولی یادمه،باشه؟
این اتفاقیه که افتاده. میدونم !من احمد رو کشتم
باید با عمر یا ابوجبریل حرف بزنم
حوسام، خر نشو. نباید با کسی حرف بزنی تو کاری نکردی
فقط یه مشت کابوسن - !نه، من کشتمش -
عمر ام
سلام علیکم
برای چی؟
کی؟
باشه
دارن میان اینجا میخوان باهام حرف بزنن
پلیس میخواد ازم باز جویی کنه
نمیتونم فکرم. باید برم بیرون
سلام، پروین
!باید از اینجا بیاریمون بیرون
حوسام دیوونه شد فکر میکنه احمد رو کشته و میخواد حرف بزنه
باید بیاریمون بیرون - ...آروم حرف بزن، چی -
حوسام خونه روی زمین رو یادش میاد !درباره ـش خواب میبینه. اعتراف میکنه
به کی؟ - عمر یا ابوجیبریل -
صبرکن. ابوجیبریل کیه؟ - مگه نمیدونی؟ -
نه،نمدونم. کیه؟
یه پیشواست که برای حوسام مثل پدر میمونه
و برای بقیه. اون بهشون نیرو بخشیده - کجاست؟ تو رقه اس؟ -
لعنتی. نه، تو رقه زندگی نمیکنه تو سوئد زندگی میکنه
تو کاترینهولم ـه - تو کاترینهولم ـه؟ -
آره - از نقشه شون خبر داره؟ -
البته که خبر داره - اون و حوسام... الو؟ -
الو؟ پروین، چرا قبلا بهش اشاره نکرد؟
الو؟ - الو؟ -
الو؟ لعنتی. باشه
سلام
چیزی شده
باهام بیا، زولیخا
!نمیتونی لپ تاپم رو چک کنی - اینا کین؟ -
کی این آشغال ها رو برات فرستاده؟ - نمیتونم خودم از حقیقت سر در بیارم؟ -
ایبرا کیه؟ - زلاتان نیست مگه؟ -
بس کن، سولی! اون ها آدمکشن
!این اسلام نیست - تو از کجا میدونی؟ -
تو مسلمان نیستی
!تو از اسلام نفرت داری! هیچی نمیدونی ازش
گمراهت کردن - سلیمان -
!شستشو مغزیت دادن - !تو رو شستشو مغزی دادم -
زولیخا، به حرفم گوش کن
میدونی خوشحالم خدا رو پیدا کردی ولی داعش مسلمان نیست
!مجرم هایی هستن که مسلمون ها رو میکشن
نه، اینطور نیست
!آره، همیشه بقیه مسلمون ها رو میکشن
نه! اون مرتد ها و خائن ها رو مکشن - خائن ها، اینکلمه رو از کجا یاد گرفتی؟ -
اونایی که قانون خدا رو زیرپا میزارن و اسلام رو رها میکنن
اول امر به معروف و نهی از منکر شون میکنن !ولی اگه قبول نکرد باید بکشنشون
!حق این کار رو ندارن
پس قرآن اشتباه میکنه؟
مگه خائن ها باید بمیرن قرآن اشتباه میکنه؟
قرآن 1400 سال پیش نوشته شده - پس میخوایی قرآن رو تحریف کنی؟ -
!آدم ها رو برده میکنن - تو از کجا میدونی؟ -
کی گفته؟ - !میدونم، همه میدونن. تو تلوزیون پخش میشه -
تلوزیون سوئد؟ که میگه آمریکا خوبه و بقیه مسلمون ها تروریست هستن؟
چی میخوای؟
یه زندگی مسلمانانه. چیز زیادیه؟ - میخوایی با قوانین شرعی زندگی کنی؟ -
نمیدونی چیه - !من تحت قوانین شرعی زندگی کردم
نه، نکردی! اصلا میدونی شرع چه؟
شرع یعنی غذای رایگان، مدرسه رایگان - سلامتی بی هزینه و این ها رو کجا پیدا میکنی؟ -
زولیخا؟
کجا میری؟ - !پیش کریما. تو یه بیدین عوضی هستی -
سلام، یغوب. امروز چی میخوری داری؟
پیتزای گوشت - پیتزای گوشت. برا خوردن؟ -
آره - نوشیدنی چی میخوایی؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.