Golden Kamuy 4th Season

Golden Kamuy 4th Season

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Golden Kamuy S4 - 02 [AioFilm com]
En kommentar af AioFilm
🔷 AcknoV آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Udgivet den: 2022-10-12
Downloads: 16
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 160 linjer.

Ackno

آیوفیلم تقدیم میکند

...داووو

...اوداااا

!بیا غذا بخور

!بیا! دهنتو باز کن

!این جلبکا رو بخور

.شنیدم باباش یه معدن‌داره

اعلی‌حضرت شما بهتر از اینین که بخواین جلبک بخورین؟

ها؟ شماها جلبک می‌خورین؟

وقتی فقیر باشی مجبور .می‌شی جلبک هم بخوری. عجب

!یه نفر

!به نفر کمکم کنه

خورشید که غروب کنه .یخ می‌زنم می‌میرم

...عاووو

....کو

ام، کمکم می‌کنی؟

...ص

!وایسا! گشنته دیگه نه؟ من غذا دارم

!برگۀ هلو

!بهت می‌دمش در عوض منو بیار پایین

هولو؟

.پدربزرگم تو یاماناشی برام می‌فرستتشون

...نوم نوم نوم

خوشمزس مگه نه؟

پس منو می‌آری پایین؟

...کو

!ایول

...وایسا! نه، اونجوری نه

!اونجوری نه ولی پشمام

!ممنون که نجاتم دادی

...اوندا

!اسم من چیوتاروئه

اسم تو چیه؟

.کوص

کوص! اسمت اونه نه؟

بهت بازم برگۀ هلو می‌دم !در عوضش از این به بعد برای من کار کن کوص

!کوص

،ایول! حالا بردۀ شخصیمو دارم !هیولای کوص

:مترجم

Ackno

آیوفیلم تقدیم میکند

گولــــــــــــــدن کامـــــــــــــــویی

قسمت سی و هشتم پیله

به عنوان یکی از اعضای شینسنگومی مبارزه‌های .بی‌شماری رو توی کیوتو پشت سر گذاشته

.نبرد هاکوداته هم همینطور

بعدش هم تو لبۀ دنیا از .زندان آباشیری فرار کرد

...هیجیکاتا توشیزو

سرنوشت همچین مردی اینه که اینجوری بمیره؟

اوشیاما نیست؟

محاله! از توی تابوتش فرار کرده و خزیده بیرون؟

!تف توش! دست کم گرفتمش

.ولی آخرین سمی که بهش دادم داتورا بود

.و 12 ساعت مونده تا اثرش بره

احتمالا اینجا رو هم .یادش نمونده

کوص؟ کوص اینجایی؟

.برات غذا اوردم

...میو

سردته؟

.ببخشید نمی‌تونم با خودم ببرمت خونه

!بیا امروز با هم اسکیت‌سواری کنیم

.نگران نباش من یادت می‌دم

اقامتگاه

!بیدار شید جناب

ها؟ چیه؟

یک نفر اومد و گفت این رو بدم به .«سرزندان‌بان کادوکورا»

اصلا از کجا اسم منو می‌دونه؟

.از من نپرس

.اینجا می‌ذارمش

...این

!ناگاکورا سان

.ناگاکورا اینجا نیست

کجا رفته؟

گفت یک سگ‌راکون به دردش نمی‌خوره .برای همین خودش رفت تنها بگرده

.سکیاس. سکیا هیجیکاتا سان رو دزدیده

.یه نامۀ تهدید هم فرستاده

سم فوگو هیجیکاتا توشیزو رو .توی یه حالتی نزدیک به کما قرار داده

نقساشو کم‌کم می‌کشه ولی داخل اون تابوت فقط اندازۀ چند ساعت دیگه هوا .داره

پوست‌های تتو شده رو با .موقعیتش معامله می‌کنم

هیچ اثباتی نیست که .هیجیکاتا نیشپا زندس

سکیا این حرکت رو قبلا هم .چند بار زده

تنهایی کار می‌کنه و برای همین .نمی‌تونه مواظب گروگان‌هاش باشه

وقتی که می‌ره فدیه رو بگیره .اونا رو دفن می‌کنه

آدم محتاطیه. همیشه .گروگان‌ها رو زنده نگه می‌داره

قبول داره که شاید سرنوشت .گروگان‌هاش این باشه که زنده بمونن

اقامتگاه

.تتوها دست ناگاکورا سانن

.باید پیداش کنیم

!اههه! لعنت بهش! وقتی نمونده تا معامله

!اگر هم سکشت بخوریم هیجیکاتا سان می‌میره

!مااا

!تو عالی‌ای! احسنت! یه نابغه‌ای

اوشیاما اسکیت‌های گِتا به نام .گِروری» پوشیده»

در نیمۀ دوم دورۀ ادو در هوکایدو .به شدت محبوب بودن

!مااا

!هوی بچه پولدار

بهت اخطار داده بودیم که .اینجا بازی نکنی

یا باز هم دلت جلبک می‌خواد؟

...اوداااا

ت-تو کی‌ای دیگه؟

.این کوصه

...نوم نوم

.یلحظه بیا پایین

!اون برای من کار می‌کنه

چی شده؟

نمی‌خواستین جلبک به خوردم بدین؟

!بگیرش

.زبالۀ پست. بیا بریم کوص

.با فقیرا گشتن حال نمی‌ده

!ببخشید

!کوص نکن

!بسه! بس کن دیگه

!بیا هلو

!مورد علاقته کوص

...هلو

!وای نه

نمی‌دونستم هیولای کوص !اینقدر خطرناکه

!اون یه... اسلحۀ مرگباره

.باید از شرش خلاص بشم

!کیراوس وایسا

.بذار استراحت کنیم

...دیگه نمی‌تونم بدوم. نمی‌تونم نفس بکشم

.قبل از اون من می‌میرم

...پیرمرد

!باید ناگاکورا نیشپا رو پیدا کنیم

.وقتی نمونده

سکیا نمی‌دونه ما چندتا تتو داریم دیگه نه؟

باید یجوری با دروغ ازش .موقعیت هیجیکاتا رو بیرون بکشیم

یجوری؟ چجوری؟

کادوکورا! اگه یه نقشۀ درست !و حسابی نداشته باشی شکست می‌خوری

تو ایدۀ به درد بخوری داری؟ !بگو. سرتاپا گوشم

نداری مگه نه مرتیکۀ فقیر؟

!تو هم بی‌کاری هم فقیر جناب کون‌بین

!باید از شهرم محافظت کنم

.بویتارو "اشاره به شخصیت داستان محلی ژاپنی به نام موموتارو داره که در ژاپنی مومو به معنای هلو هست و تارو از اسم‌های معروف برای پسرهاست"

!ماااا

!من باید این کارو بکنم

دریاچۀ آکان در کفش چشمه‌های آب گرم متعددی داره

که حتی زمانی که در زمستان سطح دریاچه یخ زده

جاهایی به نام بخارگاه وجود دارند .که در آنجا سوراخ‌هایی شکل می‌گیرند

.بیا اینجا کوص

.سرزندان‌بان کادوکورا، همونجا که هستی وایسا

.لباس‌هات رو دربیار و پرتشون کن پیش من

.می‌خوام مطمئن بشم که دست خالی اومدی

.یه تفنگ شکاری کردم تو کونم

می‌خوای بیای بگردی پیداش کنی سکیا؟

.هم محتاطه، هم زرنگه

سکیا برای معامله وسط دریاچه رو انتخاب کرد

چون تا ساحل هر طرف حداقل .یک کیلومتر فاصله داره

هیچ‌کس نمی‌تونه از اون فاصله .با تک‌تیرانداز هدفشو بزنه

خب پوستا کجان؟

.اوردمشون

.کتمو بگرد

.یه حرکت اشتباه بکنی معامله منتفیه

.ای بابا این مشکل‌دار می‌شه که

.تو پشت سرتو نگاه کردی

ه-ها؟ منظورت چیه؟

اون آینویی که باهات بود لبۀ اون ساحله؟

اون چاقویی که وسط کونت قایم کردی رو از اون گرفتی؟

این خیلی برام مهمه. پدرم .برام درستش کرده. مواظبش باش

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left