De første 193 linjer.
باید بریم!بچههارو بردار... باید !بریم خونه
.زنیکه روانی
چه حلالزاده! چطور پیش رفت؟ - .عالی
منبعاتو پیدا کردی؟ - .بله -
.خوبه
میخوایم》 روزنبلوم《 رو از پیجت .《استوری کنیم 》دینا
جانم؟ - .ببخشید، نیروی تبلیغاتی کم داریم
و میدونی از باختن به یه .پست متنفرم
.به پست نمیبازیم
.نذار شروع به غرغر راجب روزنامه کنم
.به اون روزنامه هم نمیبازیم
.مخصوصا نه با وجود کمک من
میخوای چیکار کنی؟ - .سندربرگ《 برگ برنده منه 》-
واقعا باهاش حرف زدی؟
.هفته دیگه جلسه داریم - کِی؟ -
میخوام هرچیزی که راجب ملاقات .صفحه اول روزنامه دوشنبه داریو بشنوم
در همین حین، شمادوتا اطلاعات . و یادداشتهاتونو رد و بدل کنین
هفته بعد، جلسه چه روزیه؟ - .هنوز مشخص نیست -
اوه چه خوب! پس همه اینا
بر اساس ملاقاتی برنامه ریزی شده !که هنوز رو هواست
نه نه، گفتم هنوز معلوم نیست .ولی در هفته آتیه
.نه، گفتی مشخص نیست - ...نه، گفتم هنوز معل -
الان جدیه کارات؟ - .آره، نه -
دینا؟ فقط میگه سندبرگ
و درجا استوری میشه؟دینا
آره، چون هزاربار اومدم پیشت
.و هرگز اینقدر آسون نبوده
، وقتی باهم نشستین به حرف .سلام منو بهش برسون
چون الان قرار ملاقاتی رو داشتم
.که فکر میکردی قراره گیرت بیاد - .دینا -
چی؟
.لعنت
.یه لحظه - .منم -
.شنیدم چیشد
رزنبلوم داره به همه میگه که .تو استوری پیج توئه
.اوه نمیتونم ریخت نحسشو تحمل کنم
هنوز به《جوردن》شیر میدی؟ .یک سالش شده
سازمان جهانی بهداشت توصیه میکنه که کودکان
.تا بعد دوسالگی هم شیر مادر بخورن
.دی، دهنش الان دیگه دندون داره
فردا پسفردا میتونه خودش بره .سرکوچه شیر بخره
درد نداره؟
.راه خوبیه که نزدیک هم بمونیم
تو چطوری؟ - .بلوزم تقریبا خشک شده -
.حالِ بلوزترو نپرسیدم
.لطفا گوشهگیری نکن
.گوشهگیری نمیکنم .داریم حرف میزنیم دیگه
دی، خودت منظورمو میدونی ، میایی سرکار، میری خونه
.و فقط کارت همینه - .خب من یه مادر تنهام -
، باشه قبول! اگه با من حرف نمیزنی
.لااقل با یه نفر دیگه حرف بزن - .من خوبم -
.فکر نمیکنم خوب باشی
.خوب نباشم بهت میگم
، حالا هم عذر میخوام
باید مطمئن شم رزنبلوم کوچولو .تو پیجام سر و کلهاش پیدا نشه
حالت چطوره منی؟ - .عصر بخیر خانوم کندی -
امروز پسر کوچولوتون رو دیدم؛ چه بزرگ شده
!اصلا نفهمیدم کی بزرگ شد
.سلام، ببخشید دیر کردم
پسرم چطوره؟ - .خوابه -
هنوز خوابه؟
.امیدوارم مریض نباشه
.نه، نه. کلی تو پارک ورجه ورجه کرد
به زور آوردمش بیرون - .《ممنونم》 کلیشیا -
.باید بری خونه - .باشه، کار تموم بشه میرم -
فردا میبینمت، باشه؟ - .باشه -
.اینم مامانی
.همه چیو بهش بگو عزیزم
" جوردن عزیزم "
" میخوام بدونی، پسراهم میتونن گریه کنن "
" یه وقتایی گریه میتونه کلی فشار " " و استرس روحی رو تخلیه کنه "
" اصلا ربطی به مردونگی و مرد بودن نداره "
.اینو پدرت نوشت
.همه اینو برای تو نوشت
...فکرکردم باید بشنوی، چون
.خب، تو خیلی گریه میکنی
" جوردن عزیزم، اگه اینو میخونی "
" پس یعنی یه جوری، سالهای " " غمگین زندگیرو پشت سر گذاشتیم "
" ...و اینکه اونقدری بزرگ شدی تا بفهمی "
" حرفام راجب چیه "
اولین باری که چارلز مونرو کینگ، یعنی ، پدرت رو دیدم
.اتاق نشیمن خونه بچگیم بود
.بهار سال 1998 بود
.و بخاطر تولد بابابزرگت، رفته بودم دیدنش
خب عزیزم،《 دوین》 چطوره؟
.مایکل بجنب - .مامان گفتم که از هم جدا شدیم
خب، یهو دیدی دوباره جرقه زدین .داداشتو ببین
یادته وقتی اونو و شارلین دیگه به هم حسی نداشتن؟
.آره، در تعجبم بازم قبولش کرد
.خب، هیچوقت معلوم نیست - بهش زنگ زدی؟ -
چرا باید همچین کاری بکنم؟
تو بودی که چپ و راست از خوبیاش میگفتی - .مامان -
.وای مامان پسره تو والاستریت کار میکنه
.وای مامان بازیکن هاکیه - .میدونم -
.وای مامان ایتالیایی هم بلده
قرار نیست برگردیم پیش هم، باشه؟
.تمومه - .از کجا معلوم -
.نه مامان، یه چیزایی معلومان
.خب، خب
.اوه، متاسفم
دعا کنیم؟
برای غذای خود ، خالق جهان را
متبارک میخوانیم که از راه عیسی مسیح
برای ما در پایان روز غذاها .و نعمتهایی را آماده کرد، آمین
.آمین
.آمین
کی داره گل میکشه؟
.تف تو روحت
میدونین خونه در جهت باده دیگه، نه؟
میکِشی؟ - .میدونی که سیگار نمیکشم -
.با مغز تو فضا نمیشه فکر کرد
.شاید کمکت کنه آروم شی - .من آرومم
فکرمیکنی نیاز دارم آروم بشم؟
چیه؟ اینطوری فکر میکنی؟ - .خب معلومه دخترجون -
.خب تایپ شخصیت آ دارم یکم - تازه یکم؟ - (حوصلگی، تمایل به شرکت در فعالیتهای )
.منو میترسونن
فکرمیکنی چرا هتل گرفتم؟
.به همون دلیلی که اینجا گل میزنیم
.باورم نمیشه این همه سال باهاش مونده
.عاشقشه خب - .این عشق نیست، ترسه -
.میترسه بدون اون، تنها بمونه
مایک، واقعا اینجوریه؟
ها؟
ازدواج، متاهل بودن، اینجوریه؟
ینی چی چجوریه؟
میترسی آخرش تنها بمونی؟
.نه واقعا
لعنتی، اتفاقا یه وقتایی میگم کاش .تنهام میذاشت
خوشحالی؟ - .آره -
.کلی دعوا میکنیم، ولی آره - .هنوزم امید هست -
.حالا باید مرد درستاش رو پیدا کنم
.موفق باشی
، مردها کالای تجملاتیان .نیاز زندگی نیستن
.لعنت - .چی گفتی -
.بازی نمیکنم
.اصلا
.سرده، تو خونه میبنیمتون
.بسیار خب
.سلام - ...سلام -
.از دوستان پدرتون هستم
.اوه
شما دینایی یا گوئن؟ - .دینا
.شما همون روزنامهنگاری
و شما؟
.گروهبان اول، چارلز کینگ هستم، در خدمتم
.پس سربازی - .بله خانوم -
.قدیمها پدرتون گروهبان آموزشی من بود
.اومدم اینو براشون آویزون کنم
.هدیه تولد رو زودتر آوردم
یگان تانک761 اُم
.شجاعترین سربازان جنگ جهانی دوم
من و پدرتون جفتمون راننده تانکایم .پس جفتمون علاقمندیم
ننظرتون چیه؟
.زیباست
پوینتیلیسمعه؟
.بله خانوم. همینطوره
.مثل کارهای جورج سوارت
.زمانبره، اما ارزشاش رو داره
تو اینو کشیدی؟ - .بله خانوم -
.از نظر فنی، نقاشی محسوب میشه
.ولی اینبارو عیب نداره
.میدونی، گروهبان ازت زیاد حرف میزنه
جدا؟ - .بله. دائم راجب شما سه تا حرف میزنه -
.منبع لذت و غرورشاین
اینجاست؟ - .بله خانوم -
.داخل بالکنه
بهشون گفتم تا وقتی اینو آویزون میکنم .منتظر بمونن
.یه لحظه منو ببخشین
.صبح بخیر بابا - .صبحت بخیر -
...تولدت مبارک
.میدونم فرداست، اما اینا سیگاره
.نذار مامان ببینه
.مرسی کدوحلواییِ من
.دوستت اومده
تابلو رو آویزون کرد؟
.هنوز نه، ولی عاشقش میشی
.با استعداده، نیست؟ و خوشقیافه
گوئن باهاش آشنا شده؟
.نه
...اوه
، بگو یه چیزی تو هتل جا گذاشتی
.و خواهرت میخواد بیاد ماشینو ببره
.بابا .میخوام کمک کنم
.نکن
.اوکی
.ببخشید... سلام دوباره
میشه یه لطفی بهم بکنی؟
.موبایلمو هتل جا گذاشتم
و خواهرم میخواد وقتی برگشت، ماشین .رو با خودش ببره
میشه منو برسونین؟
رادیو روشن کنم؟
.حتما
چه آهنگی گوش میدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.