De første 200 linjer.
آنچه در گروه ضربت گذشت من يه کار فوري دارم
يعني چي. به هاندو چي بايد بگم؟
هاندو، گوش کن، من بايد يه سر برم بيرون
نمي خواستم وقت کار مزاحمت بشم
مي دونم کارت چقدر برات مهمه
کدوم جهنمي مونده، کريس؟
فکر مي کنم يه جور مشکل براي مامانش پيش اومده
احتمالا تا حالا خودت فهميدي
که من دروغ گفتم تو از گروه ضربت اخراجي
فردا خودت رو به گروه گشت معرفي مي کني
هاندو، اين طوري همه چيز تموم نميشه
نبايد افراد رو از خانواده شون اخراج کني
مي خواي ديگه پليس نباشي، به زر زدن ادامه بده
من به تو يا هيچ کس ديگه اي نيازي ندارم
بريم عزيزم همينه
اره، زودباش
اره
دو هزارتا
باشه
چه خبر؟
کس ديگه اي هم سهمي مي خواد ؟
هنوز پادشاهي
من يه قلاب سمت اون تاج پادشاهي مي ندازم
ووووو، حواست رو جمع کن مرد
نمي خواي چنين کاري بکني، رفيق
چقدر مي خواي بزاري وسط؟
هرچقدر که که تو بخواي دوهزارتا ؟
بکنش سه تا باشه
تقريبا بهش رسيده بودي
اره، رسيده بودم
اين چيه؟ بقيه اش کجاست؟
من فقط 200 تا دارم
حقيقتش اينه که
واقعا فکر مي کردم که برنده ميشم
موتورش رو بشکونين
ممنون بچه ها . زود برمي گردم
ممنونم مرد
ميشه بزنم به حسابم لطفا؟
اتاق 19001
کاري يا افتخاري؟
ببخشيد؟
فقط مي خواستم مطمئن بشم کسي که
تنهايي تکيه زده به دست راستش و نشسته
براي هيچ کدوم از افرادي که به پرونده ي
تحت بررسي من مربوطن کار نمي کنه فقط يه پليسم
که دارم استراحت مي کنم و بازي رو نگاه مي کنم
خب، پس ، معذرت مي خوام سرکار
به نظر مياد يکي از اون شب هاي سختتون رو مي گذرونين
بهشت و جهنم با هم
دادستان هستيد، ها؟
معاون دادستان
واو، مسئوليت بزرگيه
به همکارهاي آبي پوش (پليس ها ) بگيد
نيا والس
دانيل هارلسون
هرچند همه هاندو صدام مي کنن هاندو
چطوره که تا حالا همديگه رو نديديم؟
شايد ديديم
نه.... نديديم
تلويزيونتون توي خونه خراب شده ؟
نه نه
من، اه... همين دور و بر بودم
اينجا جاي خوبيه براي اينکه بين کلي غريبه تنها بشيني
بعضي وقت ها ناشناس موندن چيز خوبيه
پرونده اي که داريد روش کار مي کنيد چيه؟
اختلاس و رشوه دادن
يارو يه اعضاي شوراي شهر پول ميده
تا بتونه توي منطقه بندي شهري دست داشته باشه در موردش شنيدم
دادگاه بزرگيه اونقدر بزرگه براي اين شهر که
من و تيممم رو براي يک ماه فرستادن اينجا
چطور به پيش ميره؟
احتمالا اگر ببازم اخراج مي شم
اين به علاوه ي فشار طلاق
دلم مي خواست زندگيم رو بزارم روي دکمه توقف
فقط براي اينکه يک دقيقه نفس بکشم
پس بزارش
بازي رو ببين. برات يه نوشيدني مي خرم
دلم نمي خواد وسط فکر و خيال هات بيفتم
نمي دونستم که ، اه، داشتم فکر و خيال مي کردم
خيلي خوب مخفيش مي کردي بيشتر مردم متوجهش نمي شن
چرا نه؟
به خودم يکم خاله زنک بازي مديونم هوم
چي داري مي خوري؟
سوداي دوبل روي يخ
صبح بايد برم سر کار. بايد حواسم جمع باشه
خب، من يه چيزي که يکم قوي تر باشه مي خوام
هرچيزي که بخواي
چقدر اوضاع بده؟
اه، مي دوني که، ميگن درد رو به جون بخر، درسته؟
لعنتي، داغونش کردن، انگار ده هزار تا آب مي خوره
چقدر بهشون بدهکاري؟
بيشتر از چيزي که دارم يعني اينقدر به پول نقد نياز داري؟
نه اونقدر که باختم
پس داري چه غلطي مي کني؟
فکر مي کردم پوليه که راحت به دست مياد موضوع مهمي نيست
کي مي خواي ياد بگيري که خودت رو کنترل کني؟
اخراج شدن از گروه ضربت برات بس نبود؟
لطفا، لطفا،ميشه اين بحث رو شورع نکنيم؟
نه نه نه نه نه، تو من رو کشوندي از تخت خواب بيرون
تا بيام و ادا و اطوار ناراحتت رو جمع و جور کنم
حالا واقعا مي خواي بهم بگي در مورد چي مي تونم يا نمي تونم حرف بزنم؟
باشه
مي دوني چيه، واقعا ازت ممنونم
بايد اوضاع رو با هاندو رو به راه کني
قبل از اينکه يه نفر رو به طور دائمي بيارن به جات حرف زدن با هاندو
همه چيز رو تغيير نميده مي دوني که با من چطوريه
و ، صادقانه بگم، من وضعم خوبه
اره، مي بينم
هي هي
اعضاي تيمم طبقه ي پايينن، اما فکر کردم مي توني يه فنجون داشته باشي
فکرکردم بدون خامه و بدون شکر بيارم برات؟
زدم به هدف، مگه نه؟
در واقع، اه ...
آره
سپاسگذارم
تمام مشکلاتت رو حل نمي کنه، اما يه فنجون قهوه و يه سکس عالي
مي تونه کمي مشکلات رو سبک تر کنه
تا جايي که من مي دونم حسابي مشکلات رو دود مي کنه و مي بره هوا
ممم
مم، خانوم خانوما
امشب کي آزاد ميشي؟
امم....
هرچند که خيلي گوشنوازه
اما همين الان با يه برنامه ي طلاق و بزرگترين پرونده ي زندگيم
مواجهم
مطمئن نيستم که کشيدن بار يه گروه ضربتي
انتخاب هوشمندانه اي برام باشه
اکي، يه لحظه وايسا ببينم
بار؟
تو واقعا يه دادستاني ، مگه نه؟
متاسفم ، شايد دارم زياده روي مي کنم
اما تو يه شبي مثل ديشب رو گذروندي
و داري اين حرف ها رو مي زني
در برابرش
بعد از شش سال زندگي با يه مارشال
شوهر قبليت يه مارشال بود؟ هنوز چند تا نامه نگاري مونده که
کلمه ي شوهر از روم برداشته بشه، بدبختانه
اما اون همين الان هم يه دوست دختر گرفته
فاحشه ي باربي بلوند
با اون سينه هاي بزرگ و کون کوچيک
فکر مي کنم شايد اون باشه که داره يه بار رو تحمل مي کنه
همه ي پليس ها مگه يه جور نيستن؟
شماها مدام مي جنگيد
کارهاي سخت مي کنيد
علاوه بر اين يه مرد سياه پوست بودن توي آمريکاي امروز
يه جورايي، کاري مي کنه که از درون خودت رو خفه کني
چون مواجه شدن با واقعيت کار سختيه
شروع ميکني به فاصله گرفتن از مردم
فاصله گرفتن از مردم؟
خيلي خوب، من فکر مي کنم تو داري از يه سري کلمات قلبه استفاده مي کني
تا من رو يه مرد سياه عصباني نشون بدي اه
همش همين رو از حرفهام فهميدي؟ اه، نه، درکت مي کنم
الان نوبت منه
کسي که الان جلوم ايستاده و دارم بهش نگاه مي کنم کيه؟
بزار ببينم
يه آدم هميشه برنده که احتمالا خطاهاي خودش رو
تا ذره ي آخرش محاسبه مي کنه
و اصرار داره تا جايي که ميشه بيشتر از بقيه توي دادگاه بمونه
و هيچ وقت دادگاه رو ترک نمي کنه مگر اينکه قبلش از خودش بپرسه
چه کاري بهتري مي تونستم انجام بدم
و اينجا اين اولين فنجون ، از
شش تا
فنجون قهوه ايه که احتمالا امروز مي خوري؟
خوب درکت کردم؟
مي بيني، به خاطر همينه که دو نفر که
خوب مي تونن همديگه رو بخونن
نبايد با هم قرار بزارن تو فکر ميکني
مي توني من رو بخوني
من هيچ باري رو مخفي نکردم
درسته
بايد برم
اين پرونده قراره براي يک ماه يا بيشتر پدر من رو در بياره
و ممنونم که کمکم کردي تا يکمي زمان رو متوقف کنم
مي بينمت
ميگي داره از محدوده ي آشپزخونه مياد؟
اره درسته
کارش رو ساختم
حسابي ترسوندمش
براي چند وقت فکر ميکني ؟
اه، نبايد تا پنچ، يا شش ماه ديگه برگرده حداقل
اه، ممنونم ممنونم. اه
شما خيلي خوش شانسين که اين مرد شريکتونه
اون بهترين پليس اين شهره
پس ازش ياد ميگيرم
واو
حدود ده سال پيش
يه بنگي ديونه وارد کاروانش شد و آزارش داد
ما رسيديم و همکارم بيرونش کرد
از اتاق نشيمن
مي تونم ببينم که چطوري مي ترسه
از اون وقت تا حالا، روي اين باور مونده که روح يارو مياد تا بگيردش
پس تو داري همون روح رو از ده سال پيش تا حالا مي ترسوني؟
شايد به جذابيت
آويزون شدن از هليکوپتر و بالارفتن از ساختمون ها نباشه
اما پليس واقعي بودن با بستن تفنگ روي کمربند هم درست از آب در مياد
تو خوبي؟
اره، به خطر ورزش و تمرين بدنم يکم درد ميکنه
فکر ميکردم شما بچه هاي گروه ضربت سرسخت تر از اينها باشيد
اين يه موضوع شخصي نيست
به اوضاع شهر مربوطه
No comments yet. Be the first to leave one.