De første 200 linjer.
... آنچه در " پنی ورث " گذشت
... اتحادیه " ریون " قراره
قبل از پایان سال به لندن حمله کنه
یه هرج و مرج بزرگ میشه
! خفه شو رفیق
اتحادیه، ارتش عادی رو سمت خودش داره
... اونا تانک، توپخانه
و نیروی انسانی ( ارتش ) دارن ... و برعلیه
مردم عادی و نظامیان قیام کردن
... ما شما رو متهم به
... خرابکاری و
و انجام اعمال غیر قانونی میدونیم
لباسات رو در بیار
... میدونی چیه قربان
این اون یارو ئه
سرهنگ " جان سالت " از اتحادیه " میلیتیا "
قبل از جنگ ... من تو یه جایی
به اسم " اتاق 101 " کار میکردم
یه اتاق شکنجه واقعی
هر وقت آماده بودی رفیق
یکم عجله داریم
بهتره یه ایستگاه اتوبوس پیدا کنیم، نه ؟
" خوشحالم که میبینمت " توماس
خبر مهم اینه که من نامزد کردم
اوه، شوخی میکنی
خداحافظ، مرد جوان
شاید دوباره همدیگه رو دیدیم
منو میشناسی من عاشق بحرانم
! لندن، شاد باش
آخرین پیروزی اتحادیه " ریون " نزدیکه
با احتمال اینکه نیرو های مسلح طرف ما باشن
ما پیروز لینک انگلیس
و ملکه جوانشان خواهیم شد
... جناج های سمت چپ همچنان به
" سلام " مارتا
خوشحالم که میبینم خودتو سرگرم میکنی
ما الان زمان داریم
فکر کنم منتظرن ما تسلیم بشیم
ای کاش میتونستیم این کارو بکنیم
تسلیم بشیم
اتمام جنگ خوب به نظر میاد
خبر فرار " سالت " فکر کنم بهت رسیده
آره
متاسفم که همه کارای خوبت رو هدر دادم
کاملا تقصیر منه
چه مشکلی پیش اومد ؟
متاسفم که بگم ... حدود 87% مطمئنم
" ما با " آلفرد پنی ورث آماده شدیم
وای
مرتیکه نکبت عوضی
خودت میدونی، برای یه آدم کارآمد، غیرقابل اعتماد بودن
بهتر از اینه که اصلا نباشی
من چیزی درموردش نمیدونم
صحبت از آدم کارآمد شد
شنیدم رفتی پیش یکی از دوستای قدیمی مون
اوه، اوه، آره، آره " آره، " توماس وین
راسکال " چطوره ؟ "
برای همین این همه راه اومدی تا منو ببینی
سعی کردم تا میشه از مرز ها دور بمونم
از کی تا حالا جاسوسی منو میکنی " ویکتور " ؟
بیخیال - جدی میگم -
" جدا " مارتا به خودت مسلط باش
ما داشتیم دنبال توماس وین " میرفتیم "
درسته معذرت میخوام
خیال بد کردم
احساست رو میفهمم
" توماس وین " خوب و عالی بود
سرزنده بود چی میخوای بدونی ؟
هنوز با همون شرکت کار میکنه ؟
آره
: و شرکت میگه گور بابای آزای و دموکراسی
بیطرف باقی میمونن
معلومه میمونن ... و این معنی این رو نمیده که
ما نباید دوستیمون رو افزایش بدیم
امیدوارم دوستانه باهاش برخورد کرده باشی - دوستانه ؟، نه -
نه ؟ - بهش گفتم بزنه به چاک -
چرا این کارو کردی ؟
اون فقط اومده بود تا فضولی کنه
لعنت بهش و لعنت به سیا
مارتا " ی عزیز باید " ... بهش میگفتی که
با حفاظت تو لازم نیست بزنه به چاک
حتما میگم
به نظرم نامزد کرده که ازدواج کنه
که چی ؟
شاید و من آروم اومدم اینجا
شاید این نامزدیش یه جورایی دلخورت کرده
نه نشدم حتی یه ذره هم دلخور نشدم
اوه، باشه آره، من دلخورم
... من دلخورم چون اون و حقوق بگیراش
همینجوری وایسادن و اجازه میدن فاشیست ها کشور رو بگیرن
" و ما، " مارتا باید تمام تلاشمون رو بکنیم
تا ترغیبشون کنیم که اینکار رو نکنن
... برای دموکراسی و آزادی و
این وظیفه تو ئه
به چی نگاه میکنی ؟
داری منو کجا میبری ؟
هرجا که این اتوبوس بره
اگه بیاد
بعدش میفهمیم
فقط تا زمانی که ما بیرون از حومه هستیم
میخوام برم خونه
نمیتونی - چرا ؟ -
اولین جاییه که دنبالت میگردن
دنبالم میگردن ؟
! خیلی خنگی
خوش شانسی که منو داری که مراقبت باشم
... اگه بذارم هر کاری بخوای انجام بدی
گیر میفتی ... و اونا
" تو رو مقصر قتل سرگرد " ساتکلیف و اعدامت میکنن
حالا، تو با منی تا وقتی که همه چیزو مرتب کنم
مرتب ؟ چجوری ؟
ارباب " هاروود " دوست شخصی نزدیک منه
وقتی بهش بگم چی شده
همه چیزو پاک میکنه
این کلمه مناسب براشه
پاک شده
" ارباب " هاروود
دوست تو ئه ؟
جوری بهم نگاه میکنی انگار من دروغ میگم
نه
اگه تو میگی پس هست
اون منو فرمانده کرد این شغل رو برام جور کرد
اگه کاری باشه که انجام بده ارباب میتونه
" لعنت بهت " گلومی گاتس
یه زمانی لخت با یه کیر روی صورتت گیر افتاده بودی
حالا خودتو ببین
سردمه
چرا چیزی نگفتی ؟
هی، تو
سلام
حالت خوبه ؟
کتت رو بده ما
ببخشید ؟
کتت مرد
کتم ؟
نمیدم چی ؟
کتت رو بده به ما
ممنون
خب، این اتوبوس کوفتی کجاست ؟
! هی
یکی دیگه بردار
به سلامتی آمریکا
به سلامتی آمریکا
کی ؟
باید چند تا بدهی رو صاف کنم
اما ما باید تا آخر هفته دیگه توی مسیر باشیم
کی به " چادلی " و تیمش میگیم ؟
نمیگیم
براش یه نوشته و یکم پول میذاریم
همینجوری بدون خداحافظی میریم ؟
خیلی بده
این کار درسته
اگه به گروه بگیم ... مثل اینه که
به کل شهر بگیم داریم میریم
ما داریم میریم
مردم با خودشون میگن ما داریم فرار میکنیم
داریم فرار میکنیم
ما فرار نمیکنیم داریم ادامه میدیم
از کی تا حالا اهمیت میدی مردم چی میگن ؟
نمیدم
نمیخوام تشنج ایجاد کنم همین
سوپرایز همیشه بهترین استراتژیه
درسته. مخصوصا وقتی داری فرار میکنی
" ولی به " ساندرا میگی که داری میری، نه ؟
به موقعش
احساس بدی براش دارم کوچولوی بدبخت
" لعنت بهت " دیو بوی
اونم حس بدی داره
من حس خوبی دارم خیلی ممنون
قراره یه شروع تازه داشته باشیم
افق های جدید
ایستادگی به دلیل اینکه سرراهمون تصمیم های سختی قرار خواهد داشت
پس به سلامتی تصمیم های سخت نه ؟
به سلامتی تصمیم های سخت
به سلامتی تصمیم های سخت
لعنت بهش
خط ها قطعن
چیکار کنیم؟
دارم فکر میکنم
خستم
دیگه نمیتونم راه برم
باید یه جا مخفی بشیم
تا وقتی که بتونم با ارباب صحبت کنم
صحبت درمورد کارهایی که کردیم همین جا باید چال بشه
من هیچ کاری نکردم
انقدر غر نزن
زودباش
خیلی خب
دنج و راحته نه ؟
باید باشه
بعدا دوباره به ارباب زنگ میزنم
و تلفن ها کار خواهند کرد
و مثل بارون راحت میشیم
تا حالا رفتی لیورپول بودی " جیمی " ؟
نمیتونم بگم دارم
" خونه " گـَستلی
اما افکار مردم رو دوست دارم
سرگرم کننده
سرکش
دعا میکنم که تسلیم بشن
No comments yet. Be the first to leave one.