De første 122 linjer.
از مرزهای مرگ و زندگی عبور کن و به قله آسمانها برس.
از دور دستها به این آسمان سیاه خیره شو.
اشکها بر روی گونهها جاری میشوند.
و در قعر شبانگاه گم میشویم.
روح ما در هم تنیده و نظارگر این خواهد بود.
از گرمای شمع-مانندم محافظت کن.
نسیم شبانگاه، گل آفتابگردان تکان میدهد.
این شب هم در حال گذر میباشد.
بذار تا سحر در آغوشت بگیرم.
شهاب سنگ فانی...
سکوت آسمان را میشکند.
به دنبال نور امید، نام قهرمان فریاد میزنم.
وزش باد شعلهی زندگیم را فروزان میکند.
در افق بیپایان نفوذ کن.
عبور این شب طولانی برای پایانی دیگر است.
سرنوشتت را جستجو کن.
به سمت گوشهی دیگر از آرزوهایم.
قسمت سوم
این مکان...
جایی بوده که برای اولین بار انرژی روحی ازش رؤیت شده.
و بر اساس شواهد، نیروی روحی از یه مرد بوده.
مثل سوزن توی انبار کاه میمونه.
هه هه هه هه
شورتش سفیده.
همه مردا منحرفن...
هر کجا که قایم شده باشی، میکشمت بیرون.
چونکه...
یچیزی دارم که مردا براش غش و ضعف میرن.
اغواگری با عکس سکسی.
فقط باید این عکسا رو بینشون پخش کنم و منتظر بمونم.
همگی...
پخش بشید.
راهب تازهکار...
بیا باهام قرار بذار.
هاهاها، مردها باید جلوی من به زانو بیوفتن.
خانم، استدعا دارم پوشش اسلامی رو رعایت فرمایید.
سرت تو کار خودت باشه.
این یارو اصلا انرژی روحی ازش حس نمیشه...
ولی هاله حشریت ازش فوران میکنه!
برو به درک، چلمن!
بدون انرژی روحی!
برو به جهنم.
بدون انرژی روحی!
برو به درک!
بدون انرژی روحی!
برو به آخرت!
غیرممکنه!!!!
تقریبا با تمامی آدمای این دانشکده قرار گذاشتم...
چرا هنوز این یارو پیداش نشده؟
کونده!
چرا تکنیک اغواگری من جواب نمیده؟
شاید از راه اشتباهی وارد شدم؟
اصلا کی گفته یارو پسره؟
مغزم دیگه نمیشکه!
بنظر میاد باید روش مخزنی رو عوض کنم...
بیا و یه پسر جیگر ببین!
لی موزی
هنوز به این گوشی عادت نکردم.
تمرین مراقبه امشب یادت نره.
اوکی، پشت بوم میبینمت.
هنوز به این گوشی عادت نکردم.
تمرین مراقبه امشب یادت نره.
اوکی، پشت بوم میبینمت.
هنوز به این گوشی عادت نکردم.
تمرین مراقبه امشب یادت نره.
اوکی، پشت بوم میبینمت.
هه هه هه هه
مم؟
هه هه هه هه
یه پسر خوشکل
آقای لی
جستجو
مدیریت ارسال فایل
پسر جیگر
.توی پارک منتظرتم
توی پارک منتظرتم!!!
!!توی پارک منتظرتم
یه پسرک خوشکل...
توی پارک منتظرتم!!!
یه پسرک خوشکل... توی پارک منتظرتم!!!
چی بلغور میکنه؟
بنظر میاد یکی بدجور مخشو زده!
نکنه که طلسم شده؟
یه پسرک خوشکل... توی پارک منتظرتم!!!
جدیدا گم شدن اتفاقی مردم توی نصف شب روج یافته...
بذار برم دنبالش...
یه پسرک خوشکل...
یه پسرک خوشکل... یه پسرک خوشکل...
مگه میشه یک شبیه ادم بچهباز بشه؟ حتما گولش زدن.
هاهاها... پیدات کردم.
خوشکل پسر...
ردیابی انرژی روحی...
دوباره نبود.
تـچ
خداوکیلی نرو... خوشگل پسر.
هههههه... خوشگل پسر...
برو بمیر.
نه!
اون پسر...
هههه...
بلاخره پیدات کردم...
آقای لی، حالتون خوبه؟
پرنسس من، حالتون خوبه؟
چه خوشتیپ...
تو فرشته کوچک منی؟
فاک، حالم بهم خورد!
اهه
فرشته کوچک من...
خوشکل پسر... گرفتمت...
آقای لی... جون مادرت بیدار شو.
دلم میخواد بیشتر لمست کنم!
از ما بکش بیرون جاکش!
باطلسازی طلسم.
ما-ینگ-ژیونگ، چرا منو بغل کردی؟
نه نه، سوءتفاهم شده!
تو گفتی که میخوای یه پسرک خوشکل رو ملاقات کنی.
پسرک خوشکل؟
درسته، همونی که پشت سر منه.
هیشکی که اونجا نیست.
دقیقا اونجا...
کجا رفت یهو؟ الان اونجا بود.
ینگ-ژیونگ: به معنی قهرمان.
No comments yet. Be the first to leave one.